دیدگاههای منتخب کاربران زومیت؛ سری پنجم
در این قسمت از «کامنتهای منتخب هفتهی زومیت»، علاوهبر دیدگاههای برگزیده، برای اولین بار گزیدهای از رشتهکامنتهای خواندنی کاربران را هم با شما به اشتراک گذاشتهایم؛ زیرا گاهی اوقات در دل این گفتوگوها بحثهایی شکل میگیرد که نمیتوان بهسادگی از کنارشان گذشت؛ بحثهایی که پر از اطلاعات مفید و دیدگاههای ارزشمند هستند و میتوانند نکات تازهای در اختیارمان بگذارند.
بههمیندلیل، این بار تصمیم گرفتیم بخشی از این مکالمات را هم انتخاب کنیم تا شما هم در جریان این گفتوگوهای جذاب قرار بگیرید و اگر نکته یا دیدگاه تازهای داشتید، به جمع بحثکنندگان بپیوندید و ادامهدهندهی آن باشید.
پیش از رفتن به سراغ کامنتها، بد نیست به دو سؤال پرتکرار شما هم پاسخ دهیم که چرا اکثر کامنتهای منتخب، طولانی هستند. دلیل اول این است که گاهی برای باز کردن یک مسئله یا ارائهی یک دیدگاه متفاوت، نویسندهی کامنت چارهای جز توضیحات مفصل ندارد تا بتواند منظور اصلی خود را بهدرستی منتقل کند.
پرسش دوم هم به بار تخصصی نظرات برمیگردد. با اینکه سعی کردیم کامنتهای منتخب بیشازحد پیچیده نباشند، اما هدفمان این است که وقتی کاربری موضوعی مانند هوش مصنوعی را از زاویهی دید متفاوت و تخصصی خودش بررسی میکند، بقیه علاقهمندان هم بتوانند با گرفتن کلیدواژهها و مفاهیم جدید، به جستوجو بپردازند و اطلاعاتشان را کاملتر کنند. قرار نیست دیدگاههای مطرحشده در این بخش لزوماً صددرصد صحیح و بدون ایراد باشند. برای ما کافی است این دیدگاهها تا حد قابل قبولی درست و قابلتأمل باشند و بتوانند زمینهساز شکلگیری یک گفتوگوی سازنده میان کاربران شوند.
در نهایت، از شما میخواهیم با توجه به اینکه ممکن است دیدگاهتان بهعنوان یکی از نظرات برگزیده انتخاب شود، بهجای نام نامفهومی که بهصورت پیشفرض توسط سیستم برای حسابتان انتخاب شده است، نامی برای خود انتخاب کنید که دیگر کاربران نیز بتوانند شما را با آن به خاطر بسپارند. همچنین با انتخاب یک تصویر پروفایل مناسب، به ماندگارتر شدن حضورتان در جامعهی کاربران زومیت کمک خواهید کرد.
در ادامه با کامنتهای برگزیدهی این هفته، همراه زومیت باشید.
کامنتهای منتخب هفته | سری پنجم
گیمپلی منتسببه بازی GTA 6 لو رفت
یه چیزی اومد به ذهنم؛ چی میشه اگه با یه ماد، گوشی یا کامپیوترهای داخل بازی (مثلاً تو GTA VI) رو ویرایش کرد تا بشه خروجی یه ماشین مجازی رو به نمایشگر اونها وصل کرد؟ مقصودم مینیگیمهای از پیشساختهشدهای که تو بازیهایی مثل سنآندرس دیدیم نیست، منظورم دقیقاً اجرای یک «گیم کامل توی یه گیم دیگه» است! مثلاً گیمهای کامل نسل ششم و هفتم (مثل سنآندرس، بتلفیلد ۳، فورتزا هورایزن ۲ یا سایلنت هیل ۵) رو روی اون ماشین مجازی بالا بیاریم. فکر کن وسط یه مرحلهی اکشن در جیتیای، بری پشت یه سیستم، رزیدنت ایول ۴ کلاسیک رو باز کنی و یهو اشلی داد بزنه: "لیاححححححن!" چند جا تحقیق کردم؛ یهجا میگفت میشه، یهجا میگفت نمیشه. هنوز دقیق نمیدونم از لحاظ فنی شدنیه یا نه، ولی اگه بشه واقعاً دیوونهکنندهست!
آیا ازدحام برای تماشای یوتیوبر معروف تاسفبرانگیز است؟ خیالتان راحت جامعه به قهقرا نمیرود
به نظر من، تجمعهای اینچنینی برای دیدن یوتیوبرها و سلبریتیها نشوندهندهی نیاز عمیق جوانها به ارتباط و همدلی در دنیای مدرن و دیجیتال امروزیه که شاید بزرگترها نتونن به راحتی درکش کنن و به جای قضاوت، باید بیشتر به این نیازها توجه کنن.
رؤیای نرمافزاری، کابوس فولادی؛ چرا دیتاسنترها عیار واقعی صنعت آمریکا را فاش میکنند؟
به نظرم ریشهی چیزی که توی این مقاله توضیح دادید، فقط برونسپاری چند کارخانه یا کمبود ترانسفورماتور نیست؛ آمریکا چند دههست اصل منطق اقتصادش رو از «ساختن» به «پولدرآوردن از پول» تغییر داده. در ۱۹۷۹ آمریکا حدود ۲۲۵ میلیون نفر جمعیت و ۱۹.۶ میلیون شغل تولیدی داشت. چهل سال بعد جمعیتش به ۳۲۸ میلیون نفر رسیده بود، اما شغلهای تولیدی به ۱۲.۸ میلیون سقوط کرده بود؛ یعنی جمعیت تقریباً ۴۶٪ بیشتر شد ولی ۶.۷ میلیون شغل کارخانهای از بین رفت. به ازای هر صد نفر، تعداد شغلهای تولیدی از حدود ۸.۷ به ۳.۹ رسید. این فقط نتیجه ربات و بهرهوری نبود؛ یک انتخاب سیاسی و اقتصادی پشتش بود. از دهه ۸۰ مدیر آمریکایی یاد گرفت بهجای ساخت خط تولید تازه، کارخانه رو ببره چین و مکزیک، اتحادیه رو دور بزنه، نیروی کار رو اخراج کنه و با سودش سهام خود شرکت رو بخره تا قیمت سهم و پاداش خودش بالا بره. سال ۱۹۸۲ قانون 10b-18 بازخرید سهام رو خیلی راحتتر کرد و سال ۱۹۹۹ هم دیوار بین بانک، بورس و بیمه عملاً پایین اومد. حتی جنرالموتورز و فورد، بازوهای مالیشون رو از ابزار فروش خودرو به ماشین وام، لیزینگ، بیمه و اوراق بدهی تبدیل کردند؛ جایی رسید که پولسازی از مشتری، از ساختن ماشین جذابتر شد. وقتی یک کارخانه بسته میشه فقط چند کارگر بیکار نمیشن؛ قطعهساز، ریختهگر، ابزارساز، جوشکار، تکنسین برق، دانش کارگاهی و کل شهر صنعتی هم باهاش میمیرن. دیتاسنترهای امروز دارن صورتحساب همین انتخاب رو جلوی آمریکا میذارن: کشوری که بهترین مدل رو میسازه، برای روشنکردنش باید سالها منتظر ترانسفورماتور و شبکه برق بمونه.
آزمایش ذهنی که درک ما از نور را متحول میکند؛ با بریدن یک فوتون چه اتفاقی می افتد؟
نکتهی خیلی جالبش اینه که در واقع «فوتون رو نصف نمیکنیم»؛ بلکه با تغییر ناگهانی شرایط مرزی، شکل زمانی موج رو بهصورت ناگهانی قطع میکنیم و طبق تبدیل فوریه، برای توصیف چنین لبهی تیزی باید مؤلفههای فرکانسی زیادی وارد بشن. یعنی یک فوتون با فرکانس تقریباً خالص، بعد از این تغییر ناگهانی دیگه یک فرکانس خالص نیست و طیفی از فرکانسها ظاهر میشه. مثال پیانو هم دقیقاً برای همین موضوعه؛ هرچی صدا رو ناگهانیتر قطع کنیم، هارمونیکهای بیشتری تولید میشن. واقعاً یکی از قشنگترین جاهایی که ریاضیات موج و فیزیک کوانتوم به هم میرسن.
جدال ایلان ماسک با استرالیا؛ آیا ممنوعیت شبکههای اجتماعی نقض قوانین بینالمللی است؟
ماسک احتمالا میدونه که افراد زیر ۱۶ سال جامعه آماری قابل توجهی از کاربرانش نیستند و از طرفی پیروز هم نخواهد شد اما در یک دموکراسی این امکان رو داره که اعتراض قانونی کنه.
بازگشت نظریه ردشده زیستشناسی؛ لامارکیسم چگونه تکامل داروینی را کامل میکند؟
بنظرم آزمایش دم موش برای نقض لامارکیسم یه مشکل داشت. اینکه موشها دمشون رو با جراحی از دست داده بودن و آزمایش سعی داشت با یه کار فوری یه اثر بزرگ (حذف دم) رو ببینه. در صورتیکه لامارکیسم بنظرم تاثیرش روی DNA بهصورت طولانی و محدود هست مثلا اگه والدی زمان طولانی استرس داشته باشه یا مثلا سیگار بکشه این رو DNA تاثیر میذاره و فرزندش احتمالا آسیبپذیر هست یا مثلا کسایی که دوران قحطی بزرگ رو دیدن احتمالا تغییراتی در بدنشون رخ داده. خیلی خودم دوست دارم بدونم مثلا اگه یه نفر ورزشکار حرفهای باشه ایا این شرایط روی بچه تاثیر میزاره؟ چقدرش محیطی و تشویقی هست و چقدرش واقعا روی DNA هست. آیا با سبک زندگی سالم میشه نسل سالم تری پرورش داد؟
زلزله ۶٫۸ ریشتری ژاپن؛ چرا زمینلرزههای کمعمق درون صفحهای بسیار خسارتبار هستند؟
خلاصه بگم، جوابش قانون عکس مجذور فاصلهست که در مورد موجها هم مطرح میشه. انرژی موج لرزهای هرچی از کانون زلزله دورتر بشه، در سطح وسیعتری پخش میشه و شدت کمتری داره. مثلاً اگر کانون زلزله در عمق ۱۰ کیلومتری باشه، انرژی در فاصله کمتری به سطح زمین میرسه و شدت بیشتری داره؛ ولی اگر عمق کانون بیشتر باشه، موج باید مسافت بیشتری رو طی کنه و انرژی اون در دامنه وسیعتری پخش میشه، در نتیجه شدت کمتری به سطح زمین میرسه و معمولاً خسارت هم کمتر میشه.
این ساعت مخصوص کودکان، موقعیت مکانی را در لحظه برای والدین میفرستد
ایر تگ اپل، اسمارت تگ سامسونگ و هزاران تگ دیگه که کارشون همینه، به نظرم منطقیترن. حدود ۳۰ دلارن و از این ارزونترن و کممصرفتر هم هستن و باتریشون میتونه یک تا دو سال به صورت مداوم کار کنه. برای ردیابی هم فقط نیاز دارن یه دیوایس از اپل یا سامسونگ که قابلیت اتصال به اینترنت داره از کنارشون رد بشه، مال هرکی میخواد باشه؛ حتی اگه قبلاً به اون تگ وصل نشده باشه، اطلاعات تگ به صورت رمزگذاریشده از طریق گوشیهای اطراف به سرورهای برند ارسال میشه، بدون اینکه صاحب اون گوشی معمولاً چیزی متوجه بشه. ماشالله دیوایسهای سامسونگ و اپل هم فت و فراوونن. در نهایت بله، میشه ازشون به عنوان ردیاب ماشین دزدیدهشده استفاده کرد، هرچند یه سری شکایت هم هست که میگن از این تگها برای تعقیب افراد استفاده شده.
چرا ساتیا نادلا آینده هوش مصنوعی را در مدلهای کوچک میبیند نه غولهای چندتریلیون پارامتری؟
مدلهای بزرگ بعضی وقتها واقعا غیر بهینه هستن. مصداقی از ضربالمثله: ”Throw enough mud at the wall and some of it will stick” «به اندازه کافی اگه گل به سمت دیوار پرتکنی، یه مقداریش میچسبه.» همین دیروز یه مطلبی تو هکر نیوز گذاشته بودن که با ۵۰۰ دلار هزینه، یه مدل شخصیسازیشده ۹ میلیارد پارامتری ساخته بودن که طبق ادعای خودشون، تو یه حوزه کاری بخصوص، با همین تعداد پارامتر کم از مدلهای بزرگتر بهتر عمل میکنه. طبق ادعای نویسنده مقاله، نهتنها مدل دستسازشون تو اون کار مشخص از مدلهای بزرگ و حتی بعضی از بهترین مدلهای اوپنایآی و انتروپیک بهتر عمل میکنه، بلکه چهل برابر از ارزونترین مدل بزرگ هم ارزونتره. اگه برای کسی این مورد بخصوص جالب بود، اینو تو گوگل سرچ بکنه: A $500 RL fine-tune of a 9B open model beat frontier models on catalog review این مسئله اصلا عجیب نیست. به نظر میاد امید شرکتهای بزرگ اینه که با بالابردن هوش عمومی مدلها، بتونن بدون اینکه برای هر کار بخصوص آموزش اختصاصی ببینن، مهارتهای مختلف رو یاد بگیرن. کاری که قبلا کلی دیتا و آموزش اختصاصی لازم داشت و همین تهیه دیتای تمیز یکی از هزینهبرترین قسمتهای توسعه راهکارهای هوش مصنوعی بود.
چرا ساتیا نادلا آینده هوش مصنوعی را در مدلهای کوچک میبیند نه غولهای چندتریلیون پارامتری؟
به نظرم باید کلا سیستم و ساختار هوش مصنوعی از سر تا ته ایجنتمحور بشه ، خودم به شخصه از کلاد و چتجیپیتی و کیمی و جمنای پرسیدم که کاربرد ایجنت چیه فرقش با هوش مصنوعی عمومی چیه و کلی سوال دیگه آخر سر تنها توضیحی که داشت این بود که من همهکارهام و ایجنت واسه یه کار خاصه، خوب اگه بیان هوش مصنوعی عمومی رو از صدها ایجنت بسازن که بر حسب پرامپت درستی که کاربر مینویسه جواب بده واسه هر بخش پرامپت و درخواست یک ایجنت کوچک با بهرهوری فوق العاده و بسیار سریع و ارزان جواب میده.
ابرهای آتشین در آسمان؛ نبرد بیسابقه فرانسه با آتش و تغییرات اقلیمی
یکی از ویژگیهای این دوران جدید جهنمی انسانساز در سیاره زمین، افزایش شدت بارشهای شدید و سیلابی در خیلی از مناطقه. زمینها و مراتع به شدت سبز میشه، بعد گرمای شدید و طولانی مدت تمام اون سبزیهای جدید رو خشک میکنه و زمین تبدیل میشه به انبار باروت برای آتش سوزیهای ویرانگر. نکتهی بامزه اینه که تو مقطع بارندگیهای مداوم و شدید، همه منکر خرابی اوضاع میشن.
هوش مصنوعی سرکش OpenAI به یک شرکت دیگر هم نفوذ کرد
اون زمان که اتومبیل اختراع شد یه چیز تشریفاتی و لاکچری بود، ولی چند دهه بعد تبدیل شد به ارتشهای خودروهای زرهی جنگی، هوش مصنوعی هم دقیقا همینه، مطمئنا ازش به عنوان جنگافزار جدید استفاده خواهد شد. حالا هر چقدر هم که از نظر بعضیا تخیلی به نظر میاد مهم نیست. همین الان هم از AI برای افزایش دقت سلاحهای جنگی استفاده میشه. به زودی خودش رو مسلح میکنن
مدیر یوبیسافت: حذف دیسک بازی میتواند قیمت کنسولها را کاهش دهد
آقا کلاً سونی داره میزنه زیر همه چیز. یه زمانی کنسولها از کارتریج استفاده میکردند و بعد از معرفی CD و افزایش ظرفیت ذخیرهسازی، کمکم دیسکهای نوری وارد صنعت بازی شدند. شرکتهایی مثل سگا و نینتندو هم با دیدن تواناییهای CD به فکر استفاده از این فرمت در صنعت گیم افتادند. سگا اتچمنت Mega-CD رو ساخت و نینتندو هم با سونی همکاری کرد تا یک کنسول جدید به اسم Nintendo PlayStation عرضه کنه، اما همکاریشون بهم خورد و بعد نینتندو با فیلیپس وارد همکاری شد. در نهایت سونی با عرضه پلیاستیشن نقش خیلی مهمی در رواج دیسکهای نوری در صنعت بازی داشت. این موضوع به کنار، سونی از دیجیتالسازی کنسولها هم تجربه خیلی خوبی تا حالا نداشته. به عنوان مثال PSP Go و سونی اریکسون Xperia Play؛ این دو دستگاه که یکیشون کنسول دستی و اون یکی گوشی موبایله، بعد از منسوخ شدن و کنار رفتن سرویسهاشون، دسترسی به بازیهای جدید و خرید بازی برای اونها خیلی سخت یا غیرممکن شده. مثلاً کسی که PSP Go داره، اگر بازیای رو از قبل نداشته باشه، دیگه مثل مدلهای دیگه نمیتونه با دیسک UMD بازی جدیدی روی دستگاهش اجرا کنه.
رشته کامنتهای منتخب
راز سرعت خیرهکننده لینوکس از زبان لینوس توروالدز
کاربران soheil1 و mahdi2001rostami و d816vMd9N دربارهی مقایسهی زبانهای C و Rust از نظر سرعت، بهینگی، مدیریت حافظه و نحوهی کامپایل گفتوگو میکنند.
فکر نمیکنم رو دست C بیاد؛ بهینه بودن یه طرف، حجم کمی هم داره شما هزار خط کد مینویسی چند کیلو بایت کد میشه و اونرو می شه رو هر دستگاهی اجراش کرد. Rust هم هست ولی واقعا به پای C نمیرسه مخصوصا وقتی میخوای بهینه بودن و سرعت در حد عالی داشته باشی.
یهبار نشستم یک پروژه راست کامپایل کردم نه تنها چند صدتا کریت دانلود کرد (پکیج راست)، بلکه همه رو از صفر نشست کامپایل کنه که شش هفت ساعتی طول کشید. تو بقیه زبانها لازم نیست پکیج یا لایبرری رو همراه با کد خودت کامپایل کنی میتونی باینریشون رو استفاده بکنی. خوبی Rust اینه که همهچیز محکم به هم چفتوبست میشه و مطمئنی نوع دادههای کدی که خودت نوشتی با کد کتابخانهها سازگاره. در نهایت هم یک فایل باینری مستقل بهت میده که به پیشنیاز دیگری نیاز نداره.
درسته، ولی یه زبان برنامهنویسی هست به اسم Nim که خیلی معروف نیست. کد Nim به C کامپایل میشه و بعد با کامپایلر C به کد ماشین تبدیل میشه؛ به همین دلیل سرعتش خیلی بالاست و در بعضی موارد میتونه به حدود ۹۰ درصد سرعت C برسه. میتونه به سی پلاس پلاس و JS هم کامپایل بشه و خواناییش هم خیلی بالاست. برای توسعهی وب هم خیلی خوبه. میتونی بسته به نیازت، روشهای مختلفی برای مدیریت حافظه انتخاب کنی؛ بهصورت پیشفرض ORC داره که overhead خیلی کمی ایجاد میکنه، ARC و Atomic ARC هم در دسترس هستن و حتی میتونی مدیریت حافظه رو بهصورت دستی انجام بدی یا از GC استفاده کنی. جامعهی کاربریش هم داره رو به رشد میره؛ مخصوصاً با توجه به اینکه اخیراً هکرها و توسعهدهندههای حوزهی امنیت بیشتر بهش علاقهمند شدن و اسمش توی بعضی فرومهای تخصصی بیشتر به گوش میخوره.
کاربران soheil1 و Qachabachi در مورد تب هوش مصنوعی و استراتژی مایکروسافت در بازار AI گفتوگو میکنند.
مایکروسافت سوپر اپلیکیشن هوش مصنوعی میسازد
دنیای فناوری شده پر از تناقض و بخاطر همین میگن هوش مصنوعی حباب هست چون یه عده دارن سو استفاده میکنن و این حباب بالاخره میترکه چون یه سری دروغ برای فروش بیشتر داره گفته میشه و عدد های نجومی جا به جا میشه این ماکروسافت مدیر عاملش مگه نگفت نون تو مدل،های تخصصی و کوچک هست الان سوپر اپ چی میگه این وسط ؟ https://www.zoomit.ir/ai-articles/463994-satya-nadella-frontier-diffusion-control-featured/ بن اول استارت تاپش رو فروخت ۵۰۰ میلیون دلار به نتفلیکس الان میگه هوش مصنوعی مزخرفه سر اینکه هوش مصنوعی خطرناکه شرکت ها دارن ورژن جدید رو هی به تاخیر میندازن چرا چون من حس میکنم عملا اینا دیگه به این زودی چیزی برای انتشار ندارن ینی اومدن بزرگنمایی کردن بیش از حد الان دیگه پیشرفتی ندارن که بدن به این بازار که تشنه شده دقیقا حباب com. هم همین شد اینترنت اومد سرویس ها ارائه شدن ولی یهو نوآوریشون و زور تکنولوژیکی ضعیف شد نسبت به تقاضا.
البته اینکه گفته مدلهای کوچک ولی میخواد سوپراپ بده منافاتی با هم نداره. مایکروسافت میگه به جای یک مدل بزرگ برای همه کار چند مدل کوچک برای یک کار تخصصی که خب سوپر اپ هم بخواد باشه یک مدل نخواهد بود؛ قسمت کدنویسی یک مدل، قسمت مثلا عادی یک مدل خواهد بود قسمتی که مثلا بره رو فایلهای ورد و آفیس کار کنه هم یه مدل دیگه . ولی یه چیزی من تو کامنت قبلی اشاره کردم مشکل مایکروسافت موازی کاری هست. همین الان سه رشته هوش مصنوعی داره مایکروسافت. یک: تیم کوپایلوت که داره همش تو کرنر میزنه، دو: تیم هوش مصنوعی مایکروسافت که رو مدل MAI کار میکنن و ۳: تیم phi . خب اگه مدل کوچک میخوای همون ساختار phi رو ادامه بده، اگه ساختار چند مدل گرد هم میخوای (همون که سایت نادلا گفت) رو MAI تمرکز کن، اگه هم کاربر عادی برات مهمه اون تیم کوپایلوت رو منحل کن و جاش MAI رو در دسترس کاربر عادی قرار بده. اما مایکروسافت موازی کاری دوست داره و الان سه تا تیم موازی جلو میرن و طبیعیه هیچی نمیشه.