آیا کشور دیگری هم قطعی چند روزه اینترنت را تجربه کرده است؟
چهارشنبه 1 بهمن 1404 - 19:30مطالعه 7 دقیقهبرای بسیاری از افراد دنیا، اینترنت چیزی است که اصلا به چشم نمیآید. همیشه هست. بیوقفه کار میکند. پیامها میرسند، پرداختها انجام میشود، نقشهها مسیر را نشان میدهند و خبرها بهروز میشوند. اینترنت چنان با تاروپود زندگی روزمرهی آدمها گره خورده که نبودنش غیرقابلتصور به نظر میرسد...تا لحظهای که ناگهان دیگر نباشد.
در ایران، این لحظه ناآشنا نیست؛ بارها تجربه شده و حالا، شدیدتر از همیشه تکرار شده است. سایتهای خارجی باز نمیشوند، شبکههای اجتماعی بیش از ۳۰۰ ساعت است که خاموشند، جزوهها و منابع درسی در تلگرام گیر کردهاند، گیمرها کلافه شدهاند، پروژهها بلاتکلیف ماندهاند، کسبوکارهای آنلاین رو به نابودی میروند و مردم به هر دری میزنند تا اتصال دوباره برقرار شود. حتی SMS و پیامرسانهای داخلی هم تا همین چند روز کار نمیکردند و حالا فقط موتور جستوجوی گوگل و چتجیپیتی و دیپسیک دردسترس هستند.
قطع اینترنت، در هیچ جای دنیا وضعیت عادی محسوب نمیشود. این یک اقدام اضطراری، پرهزینه و عمیقا آسیبزاست که حتی در کشورهایی که سابقهاش را دارند، با انتقاد شدید نهادهای مدنی، اقتصادی و حقوق بشری روبهروست. در کشورهای پیشرفته و باثبات، خاموشی سراسری اینترنت بههیچوجه جزو گزینههای قابلقبول نیست. آنچه امروز در ایران میگذرد و پیشتر هم اتفاق افتاده، نه قابل توجیه است، نه قابل مقایسهی ساده با دیگر کشورها و نه چیزی که بتوان آن را طبیعی یا رایج دانست.
حتی اگر ایران تنها کشوری نیست که دست به قطع ارتباطات شهروندانش زده، این بار شبیه هیچ زمان دیگری نیست و شبیه هیچ جای دیگری هم نیست.
خاموشی اینترنت؛ از هند و بنگلادش تا سودان و افغانستان
طبق گزارشهای سالانهی گروههای نظارتی مثل Access Now، هند بیش از هر کشور دیگری در دنیا اینترنت را قطع کرده است. تنها در سال ۲۰۲۰، بیش از ۷۵ مورد قطع یا محدودسازی اینترنت در این کشور گزارش شده است. این قطعیها معمولا منطقهای هستند و اغلب در واکنش به اعتراضها، تنشهای قومی و مذهبی، انتخابات یا مسائل امنیتی اتفاق میافتند.
در سال ۲۰۱۹، پس از لغو وضعیت نیمهخودمختار جامو و کشمیر، رکورد طولانیترین قطع اینترنت در یک کشور دموکراتیک ثبت شد؛ خاموشیای که از آگوست ۲۰۱۹ آغاز شد و تا فوریه ۲۰۲۱ ادامه داشت. حتی پس از گذشت این مدت، دسترسی کاربران فقط به اینترنت 2G محدود بود؛ سرعتی که عملا بسیاری از خدمات آنلاین مدرن را غیرقابل استفاده میکند.
قزاقستان نمونهای دیگر است. ژانویه ۲۰۲۲، در پی اعتراضهای گسترده به افزایش قیمت سوخت، دولت اینترنت را در سراسر کشور قطع کرد. این خاموشی فقط چند روز طول کشید، اما همان چند روز بیش از چهارصد میلیون دلار خسارت اقتصادی بهجا گذاشت. پرداختهای مالی متوقف شد، کسبوکارها خوابیدند، زنجیرههای تأمین مختل شدند و اعتبار این کشور بهعنوان هاب ترانزیت دیتا در آسیای میانه، آسیب دید. قزاقستان نشان داد که حتی قطع کوتاهمدت هم میتواند خسارت سنگینی به جا بگذارد.
در سودان، قطع اینترنت به بخشی از از سازوکار قدرت تبدیل شده است. از ۲۰۱۹ به اینسو، این کشور بارها در جریان اعتراضها، کودتاها و جنگ داخلی با قطع اینترنت مواجه شده است. یکی از بدترین موارد، قطع بیش از یکماههی اینترنت در سال ۲۰۱۹ بود. در کشوری که از قبل با بحران اقتصادی و انسانی دستوپنجه نرم میکرد، این خاموشی بانکها، انتقال پول، خدمات درمانی، کمکهای بشردوستانه و روزنامهنگاری مستقل را مختل کرد. خسارت اقتصادی بین ۷۵۰ میلیون تا یک میلیارد دلار برآورد شد، اما آسیب انسانی بسیار فراتر از این اعداد بود.
حتی قطع چندروزه اینترنت میتواند صدها میلیون دلار خسارت اقتصادی به جا بگذارد
بنگلادش هم در سال ۲۰۲۴، در واکنش به اعتراضهای گسترده، اینترنت سراسری را قطع کرد. این خاموشی چند روز طول کشید، اما اثرش فوری بود. صنعت پوشاک صادراتمحور کشور ضربهی سنگینی خورد، ارتباط کارخانهها با خریداران خارجی قطع شد، پرداختهای دیجیتال متوقف شد و بازارها کند شدند. برآوردها از خسارتی تا ده میلیارد دلار خبر میدهند. اینجا، قطع اینترنت یک شوک اقتصادی تمامعیار بود.
در اتیوپی، اینترنت بخشی از زیرساخت بقاست؛ بااینحال، در جریان درگیریهای قومی یا وضعیت اضطراری، بخشهایی از کشور برای هفتهها یا ماهها آفلاین میشوند، بدون توضیح روشن. هر روز قطع اینترنت، چند میلیون دلار خسارت به اقتصاد میزند، اما مهمتر از آن، آموزش، کشاورزی و عملیاتهای بشردوستانه در این کشور مختل میشود.
بنگلادش نیز بارها اینترنت را قطع یا شبکهها را مسدود کرده است؛ گاهی به بهانه امتحانات، گاهی اعتراضها و گاهی مسائل امنیتی. در اردن، لیبی و ترکمنستان تنها در سال ۲۰۲۲ چندین مورد قطع اینترنت ثبت شده است؛ اغلب با توجیه ناآرامیها یا رویدادهای سیاسی. موریتانی در سال ۲۰۲۳ قطع کامل سراسری اینترنت را برای کنترل جریان اطلاعات تجربه کرد.
در عراق و سوریه، خاموشیهای تکرارشونده به پدیدهای عادی بدل شدهاند؛ قطعهایی که اغلب با عنوان مقابله با «تقلب در امتحانات» توجیه میشوند، اما دامنهشان بسیار فراتر از کلاسهای درس است. در میانمار، پس از کودتای نظامی ۲۰۲۱، اینترنت در این کشور بارها بهطور سراسری یا منطقهای قطع شد؛ خاموشیهایی که در برخی مناطق نزدیک به یک سال ادامه داشتند و عملا ارتباط کشور با جهان خارج را فلج کردند.
در پاکستان، انتخابات، اعتراضها یا رویدادهای امنیتی کافیاند تا شبکهها از دسترس خارج شوند. این کشور در سال ۲۰۲۴ از جمله کشورهایی بود که بیشترین آسیب اقتصادی ناشی از قطع اینترنت را متحمل شد.
قطع اینترنت در افغانستان هم بهصورت تدریجی، اما گسترده اتفاق افتاد. طبق گزارش زومیت، ۲۴ شهریور ۱۴۰۴، ابتدا اینترنت فیبر نوری خانگی در بلخ قطع شد و بعد، این اختلال به قندهار و ولایتهای دیگر رسید. اگرچه دستور رسمی فقط شامل فیبر نوری بود، اما در عمل انواع دیگر اتصال هم از کار افتاد؛ از دیاسال و فیکسوایرلس گرفته تا اینترنت شهرهایی که اصلاً فیبر نوری نداشتند. در کابل هم وضعیت چندان متفاوت نبود؛ سرعت اینترنت به حدود ۷۵ کیلوبیتبرثانیه رسید، سطحی که عملا استفادهی مؤثر از اینترنت را ناممکن میکرد.
و اینها فقط نمونههای برجستهاند. آنطور که گزارشها نشان میدهند، تعداد واقعی کشورهایی که در مقطعی اینترنت را قطع یا بهشدت محدود کردهاند، احتمالا بیشتر از چیزی است که در دادههای عمومی دیده میشود.
مورد خاص چین و کره شمالی
به جز این کشورها، چین و کره شمالی با کنترلهای شدید اینترنتی، همیشه در بحث آزادی و فیلترینگ اینترنت مثال زده میشوند. اما تجربهی آنها چه تفاوت و شباهتهایی با کشورهایی دارد که اینترنت را قطع میکنند؟
در کرهی شمالی، اینترنت جهانی تقریبا برای مردم عادی وجود ندارد. بهجای آن، شبکهای داخلی به نام «کوانگمیونگ» وجود دارد؛ شبکهای بسته که فقط در داخل کشور قابل دسترسی است با محتوای کاملا کنترلشده و بدون هیچ اتصال واقعی به جهان بیرون.
برای مردم کره شمالی، اینترنت هیچوقت قطع نشده؛ چون هیچوقت وصل نبوده
از گوشیهای قاچاقشده از کره شمالی هم معلوم شد، این گوشیها نسخهی تغییریافتهی اندروید دارند که مانع نصب برنامه خارجی میشود و همهی فعالیتها را برای دولت قابل نظارت میکند. دکمهی وایفای هم روی آنها تزیینی است یا بهطور کامل از تنظیمات سریع حذف شده است؛ انگار سازندگان به این نتیجه رسیدهاند که حتی دیدن کلمهی «Wi-Fi» ممکن است شهروندان را به فکر اتصال جهانی بیندازد.
برای بیشتر شهروندان کره شماری، اینترنت هیچوقت قطع نشده، چون هیچوقت وصل نبوده است. اگر کسی بخواهد «بیاجازه» از اینترنت جهانی استفاده کند، خطر مجازاتهای شدید یا زندان را به جان میخرد. به همین دلیل، سازمانهای مدافع آزادی اینترنت، کره شمالی را بستهترین و سختترین کشور جهان برای دسترسی به اینترنت میدانند.
چین اما اینترنت دارد؛ پرسرعت، ارزان و همهجا حاضر. اصلا چین صدها میلیون کاربر آنلاین دارد و ضریب نفوذ اینترنتش از بسیاری کشورهای در حال توسعه بالاتر است. اما این دسترسی گسترده، زیر سایهی یکی از سختگیرانهترین و پیچیدهترین نظامهای سانسور و نظارت دولتی در جهان قرار دارد.
بیشتر کاربران به چیزی دسترسی دارند که میشود آن را «اینترنت چینی» نامید: اکوسیستمی از سرویسها و اپلیکیشنهای داخلی که تقریبا همهی نیازهای روزمره را پوشش میدهد. اتصال به اینترنت «جهانی»، اما داستان دیگری است؛ مسیری پر از فیلتر، محدودیت و ابزارهای دور زدن ناپایدار.
قطع اینترنت یعنی کوچک شدن دنیا
سرویسهایی مثل گوگل و جیمیل، یوتیوب، فیسبوک، اینستاگرام، واتساپ، تلگرام، ردیت و بسیاری از رسانههای بینالمللی سالهاست که بهطور پایدار پشت «دیوار آتش بزرگ» مسدود شدهاند. در عوض، کاربران به نسخههای بومی روی آوردهاند: ویچت برای پیامرسانی، پرداخت و خدمات روزمره؛ ویبو برای شبکه اجتماعی؛ بایدو برای جستوجو؛ بیلیبیلی برای ویدئو و دهها پلتفرم دیگر.
از سال ۲۰۱۷ به بعد، اپراتورها موظف شدهاند ترافیک VPN را تا حد امکان مسدود کنند، درنتیجه بسیاری از VPNهای مشهور جهانی در چین یا اصلاً وصل نمیشوند یا اتصالشان دائماً قطع و وصل میشود و استفاده از آنها عملا غیرمجاز محسوب میشود. سیستم سانسور هم بهطور فعال سرورهای جدید VPN را اسکن میکند. بسیاری از کاربران، بهویژه خارجیها، روزنامهنگاران، شرکتهای بینالمللی و افراد فنی هنوز از VPN یا ابزارهای مشابه استفاده میکنند، اما با ناپایداری و محدودیت جدی.
هزینهای که باقی میماند
با نگاه به تجربهی کشورهای مختلف، میتوان دید که خاموشی اینترنت، عمدتا ابزار کشورهایی است که با بحرانهای امنیتی دستوپنجه نرم میکنند؛ نه کشورهایی باثبات و توسعهیافته.
تفاوت وضعیت ایران هم فقط در شدت نیست؛ در مقیاس و تداوم هم هست. آنچه در بسیاری از این کشورها بهصورت محدود، منطقهای و کوتاهمدت رخ میدهد، در ایران به خاموشی گستردهی یک کشور کامل تبدیل میشود. خاموشیای که میلیونها نفر را همزمان درگیر میکند، زندگی روزمره را از کار میاندازد و هفتهها ادامه پیدا میکند.
قطع اینترنت یعنی کوچک شدن دنیا؛ یعنی خانوادههایی که از حال هم بیخبر میمانند، خبرنگارانی که از جریان اطلاعات جهانی حذف میشوند، پزشکانی که دسترسی به سیستمها و هماهنگیهای حیاتی را از دست میدهند، دانشجوهایی که منابع درسیشان پشت دیوار خاموشی میماند و کسبوکارهای کوچکی که یکشبه از چرخهی زندگی ساقط میشوند.
بالاخره اینترنت برمیگردد؛ آرام، ناقص و تکهتکه. اما هیچوقت دقیقاً مثل قبل نیست. در سطح جهانی، خاموشیهای اینترنتی میلیاردها دلار خسارت اقتصادی بهجا گذاشتهاند، اما هزینهی واقعی، چه در ایران و چه در هر جای دیگر دنیا، فراتر از اعداد است: فرسایش اعتماد، انزوای اجتماعی و حذف تدریجی مردم از زندگی عادی در جهان امروز.