بحران هویت در تشکیلات آشفته هوش مصنوعی ایلان ماسک
یکشنبه 28 تیر 1405 - 13:52مطالعه 10 دقیقهبهار ۲۰۲۶، وقتی ایلان ماسک، مایکل نیکولز را به مدیریت استارتاپ هوش مصنوعی xAI منصوب کرد، مهمترین مأموریتش را رسیدن به چتبات کلاد شرکت آنتروپیک میدانست. ماسک میخواست هربار که کلاد آپدیت جدیدی دریافت میکند، Grok هم شانهبهشانهاش جلو برود، به این امید که برنامهنویسها و کاربران آنتروپیک برای گپزدن یا پیشبرد پروژههای برنامهنویسیشان سراغ گراک بیایند.
خلاصه صوتی
خلاصهی صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
رقابت با هوش مصنوعی آنتروپیک بهاندازهای برای ثروتمندترین مرد جهان اهمیت داشت که طبق اسناد بلومبرگ بیزینسویک، نام Claude در بسیاری از پروژهها بهچشم میخورد و حتی چند کانال هم در پیامرسان سازمانی xAI، بهنام این رقیب نامگذاری شده بودند.
نیکولز در همان روزهای اول انتصابش در یادداشتی خطاب به کارکنان، «برابری با عملکرد کلاد» را هدف کوتاهمدت شرکت عنوان کرد و افزود همه وظیفه دارند گراک را به کاربردیترین حالت ممکن برسانند؛ اما روی کاغذ همهچیز راحتتر و زیباتر از واقعیت بهنظر میرسید. نیکولز هنوز نمیدانست وارث چه آشفتگی تمامعیاری میشود.
تعدیلهای بیصدا؛ تاوان سنگین پیوند با اسپیسایکس
ریشهی آشوبهای داخلی xAI به اوایل سال برمیگشت؛ زمانی که ماسک تصمیم گرفت استارتاپش را با اسپیسایکس ادغام کند. ظاهراً ادغام با SpaceX هم منابع مالی لازم را برای xAI تأمین میکرد، هم راه دیگری برای جذب سرمایهگذاران والاستریت بهنام بزرگ اسپیسایکس محسوب میشد، چنانکه نهایتاً نام استارتاپ به SpaceXAI تغییر یافت؛ اما این پیوند، تلفات سنگینی داشت.
ادغام xAI با اسپیسایکس بهجای جذب سرمایه، به فرار مغزها و خروج دستهجمعی بنیانگذاران انجامید
بهمحض نهاییشدن توافق، دهها نفر از کارمندان کلیدی xAI و حتی همبنیانگذاران قدیمی ماسک، چمدانهایشان را بستند و رفتند. طبق روایت دهها منبع آگاه از درون شرکت؛ عملیات روزانه، تصویر کاملی از هرجومرج را منعکس میکرد. در ماه مارس، اوضاع بهقدری بههم ریخت که برخی تیمها به فکر تعدیل ۳۰درصدی نیروهایشان افتادند؛ زیرا ماسک قصد داشت شرکت را با گروه جدیدی از استعدادها بازسازی کند.
اما حتی همین اخراجها هم شکل نرمالی نداشت. گاهی کارمندان از همهجا بیخبر وقتی دسترسیشان به سیستمهای فناوری اطلاعات قطع میشد، تازه میفهمیدند اخراج شدهاند. از طرف دیگر، تأخیرهای کلافهکننده در پرداخت دستمزد پیمانکاران هم مدیران میانی را به دردسر دیگری میانداخت.
روند بازسازی شرکت هم که پیش از ریاست نیکولز کلید خورده بود، چندان روان پیش نمیرفت. گاهی اوقات مصاحبه با کارجویان آغاز میشد؛ اما بهدلیل کمبود نیرو در بخش منابع انسانی و ناتوانی در رسیدگی به کارهای اداری، دیگر پاسخی به آنها نمیدادند.
برای اینکه درک بهتری از آشفتگی شرکت داشته باشید، تصور کنید پساز ادغام، مدیریت ایکسایآی به کارمندان دستور داد با پرسنل اسپیسایکس تماس نگیرند، رفتار عجیبی که نحوهی اجرای برنامههای دو شرکت را در هالهای از ابهام فروبرد.
وقتی رقیب مشتری میشود؛ تغییر مسیر و حواشی تاریک گراک
اکنون که چهارماه از آغاز مدیریت نیکولز در xAI میگذرد، نشانههایی از بهبود اوضاع بهچشم میخورد؛ البته خرید استارتاپ هوش مصنوعی کدنویسی کرسر نیز بهتدریج نتایج مثبتش را نشان میدهد؛ چنانکه ۸ جولای، xAI ابزار کدنویسی جدیدی منتشر کرد که بهگفتهی ماسک به آنها کمک میکند فاصلهشان را با آنتروپیک کم کنند.
تقویت تیم فروش نیز هرجومرج داخلی xAI را تا حدی آرامتر کرد، ولی استارتاپ هوش مصنوعی ایلان ماسک هنوز از بسیاری جهات از رقبای خود فاصله دارد.
کمتر کسی از بینظمی شرکتهای ایلان ماسک تعجب میکند. او استعدادهای تسلا و اسپیس ایکس را با مأموریتهای جذاب و غیرمعمولی مثل سفر به مریخ و ساخت خودروهای الکتریکی جذب میکرد و سپس سریعتر از هر بازیگر دیگری در صنعت، برنامههایش را جلو میبرد؛ ولی xAI به تسلا یا اسپیسایکس شباهتی ندارد، زیرا در حوزهی هوش مصنوعی بازیگر تازهواردی بهحساب میآید و باید عقبماندگیهایش را جبران کند.
ناامیدی از فروش سازمانی گراک، xAI را مجبور کرد توان پردازشی خود را به رقیب اصلیاش بفروشد
بیایید دوباره کمی به عقب برگردیم. وقتی نیکولز از استارلینک، شرکت اینترنت ماهوارهای ماسک به xAI اسبابکشی کرد، گراک هنوز در بازار جایگاه ویژهای نداشت و بوی وحشت در راهروهای شرکت به مشام میرسید.
نیکولز علاوهبر تلاش برای رقابت با کلاد، مأموریت داشت بخش هوش مصنوعی را برای عرضهی اولیهی سهام (IPO) اسپیسایکس آماده کند؛ اما وقتی سراغ گزارش فروش سازمانی گراک رفت و با ارقامی ناچیز مواجه شد، تصمیم گرفت شرکت را بهسمت متفاوتی هدایت کند و بخش قابلتوجهی از توان پردازشی استارتاپ را به آنتروپیک فروخت.
برای شرکتی که همیشه خودش را بازیگر کلیدی بازار چتباتها و کدنویسی خودکار معرفی میکرد، چنین تصمیمی واقعاً عجیب بهنظر میرسید. در روزهایی که بازیگران پیشرو هوش مصنوعی برای بهدستآوردن هر ظرفیت پردازشی اضافهای با هم رقابت میکنند؛ xAI با فروش توان پردازشیاش به آنتروپیک بهطور ضمنی اعتراف میکرد که انتظار دارد لااقل برای مدتی، همچنان در صف عقب باقی بماند.
البته ساخت دیتاسنتر برای سایر شرکتهای هوش مصنوعی تجارت سودآوری محسوب میشود و از برخی جهات با نقاط قوت ایلان ماسک در زمینهی سختافزار همخوانی دارد؛ ولی مسلماً با اهدافی که مدیریت ایکسایآی ادعایش را داشت، در یک راستا نبود.
ایدهی اولیهی xAI به سال ۲۰۱۵ برمیگردد؛ همان زمانی که ماسک در تأسیس OpenAI مشارکت کرد. او میخواست مطمئن شود آیندهی هوش مصنوعی را در انحصار گوگل نمیماند. ماسک بعدها راهش را از اوپنایآی جدا کرد و پروژههای هوش مصنوعیاش را در تسلا و دیگر شرکتهای تحت مالکیتش ادامه داد. سپس سال ۲۰۲۳، استارتاپ xAI را با هدف آموزش یک چتبات روی اقیانوس دادههای توییتر راهاندازی کرد و سال ۲۰۲۵ هم xAI شرکت ایکس را خرید!
حواشی اخلاقی دیپفیکهای گراک، ضربه نهایی را به اعتبار متزلزل شرکت و اعتماد مهندسان وارد کرد
درهرحال xAI از طریق واگذاری سهام، میلیاردها دلار سرمایه جذب کرد و حدود ۵ میلیارد دلار نیز برای ساخت دیتاسنترهای خود، از جمله تأسیساتی عظیم در ممفیس، وام گرفت. تا سال گذشته، xAI ماهیانه یک میلیارد دلار پول میسوزاند، عمدتاً بدیندلیل که مشتریان اصلی گراک، سایر شرکتهای خود ایلان ماسک بودند و توافقات بین این شرکت و آن شرکت، درآمدزایی واقعی نداشت.
در بحبوحهی چرخههای معیوب مالی، گراک ناگهان بهخاطر تولید تصاویر غیراخلاقی از افراد واقعی بدنام شد. برخی منابع میگویند این دیپفیکهای زننده به مذاق استعدادها و مهندسانی که با شعار «درک ماهیت واقعی جهان» به xAI جذب شده بودند، خوش نیامد. در نهایت بسیاری از کارمندان استعفا دادند و دستکم یک شکایت قضایی از طرف یکی از کارمندان سابق نیز روی میز مدیریت گذاشته شد.
بالاخره در ماه ژانویه شرکت ترمز قابلیت دردسرساز گراک را کشید و اعلام کرد پلتفرم ایکس را به مکانی امن برای همه تبدیل میکند؛ هرچند وقتی پای پاسخگویی به رسانهها بهمیان آمد، نمایندگان xAI و تسلا ترجیح دادند در برابر حواشی سکوت کنند و پاسخی به درخواستهای شفافسازی ندهند.
رؤیای بربادرفته ماکروهارد؛ آیا ایلان ماسک AI را میفهمد؟
یکی از پروژههای اصلی و رسمی که ایکسایآی دنبال میکرد، با نام ماکروهارد شناخته میشد؛ کنایهای بهنام مایکروسافت و تلاشی برای خلق یک ایجنت هوش مصنوعی که بتواند مانند مهندس نرمافزار دیجیتال عمل کند.
کارکنان xAI در محافل خصوصی میگفتند ماسک اصلا حوزه هوش مصنوعی را درک نمیکند
ماکروهارد هم مثل رباتهای انساننمای آپتیموس تسلا، پروژهی بلندپروازانهای بود و بسیاری از اهالی فناوری میگفتند اگر اصلاً اجرای آن ممکن باشد، سالها طول میکشد.
ولی ظاهراً ماسک عجله داشت و از مدیریت دائماً در حال تغییر پروژه میخواست به او گزارش هفتگی، روزانه و بعد ساعتی بدهند. برخی از کارکنان xAI در محافل خصوصی شکایت میکردند که کدنویسی مدلهای زبانی بزرگ با توسعهی سختافزار فرق دارد و ماسک اصلاً این حوزه را درک نمیکند.
گرگ براکمن، همبنیانگذار OpenAI نیز در ماه می، در جریان شهادتش برای پروندهی شکایت ایلان ماسک علیه شرکتش به همین موضوع اشاره کرد و گفت: «او موشکها را میشناسد، خودروهای الکتریکی را میفهمد؛ اما هوش مصنوعی را نمیشناخت و معتقدم هنوز هم نمیشناسد.»
اوایل سال ۲۰۲۶ بود که ماسک بالأخره متوجه ابعاد شکست پروژهی ماکروهارد شد. در همان روزها تصمیم گرفت با ادغام xAI و اسپیسایکس برای عرضهی اولیهی سهام آماده شود؛ موفقیتی که بهشدت به ادعاهای شرکت در مورد پیشرفتهایش در زمینهی هوش مصنوعی بستگی داشت.
پروژه ماکروهارد ثابت کرد که تخصص در پرتاب موشک، لزوماً به معنای درک هوش مصنوعی نیست
تا زمان ادغام، چهار نفر از همبنیانگذاران ایکسایآی شرکت را ترک کرده بودند و هفت نفر دیگر نیز مدت کوتاهی پس از ادغام خارج شدند. ظاهراً دو نفر از آنها در یک روز و با فاصلهی چند ساعت استعفای خود را اعلام کردند.
ماه فوریه ماسک جلسهای عمومی برگزار کرد تا ترس از فروپاشی شرکت را آرام کند. او سعی کرد نحوهی همکاری اسپیساکس و xAI را توضیح دهد و تأکید کرد که همچنان بهدنبال استخدام نابغههاست. سپس رو به کارمندانش گفت: «سرعت و شتاب همهچیز را تعیین میکند. اگر سریعتر حرکت کنید، رهبر بازار میشوید.»
کمتر از شش هفته پساز آن جلسه، مدیر مالی xAI هم شرکت را ترک کرد و ماسک مجبور شد ماکروهارد را بهعنوان یک پروژهی مشترک بین تسلا و xAI پیش ببرد. با خالیشدن عرصه، مدیران استارلینک از جمله نیکولز، سکان شرکت را در دست گرفتند؛ تیمی بسیار جوان که هیچ تجربهای از هدایت صدها کارمند نداشتند.
بهگفتهی افراد مطلع، مدیران گاهی اوقات روی پروژههایی باورنکردنی تمرکز میکردند؛ مثلاً اصرار داشتند گراک حتماً ارائههای اسلایدی شبیه به گزارشهای شرکت مشاورهی مکنزی بسازد. کارمندان فنی در محافل خصوصیشان چنین ایدههایی را اتلاف وقتی عجیب میدانستند.
مهندسان xAI حاضر نبودند برای کدنویسی از ابزارهای شرکتشان استفاده کنند
بخش هوش مصنوعی مشکلات غیرعادی دیگری نیز داشت. مدیریت به کارمندان وعده داده بود اگر اظهارنامههای مالیاتیشان را برای آموزش گراک بهاشتراک بگذارند، پاداش میگیرند؛ اما پاداشها هرگز پرداخت نشد و صدای نارضایتیها را بالا برد.
براساس اسناد داخلی، ماه می، مسئولین یک نظرسنجی داخلی برای سنجش روحیهی کارکنان برگزار کردند بدین امید که نتایج را به ردههای بالاتر ارائه دهند. بیشتر پاسخها به این نکته اشاره میکردند که مدیریت اصلاً نمیداند چه میخواهد.
مهندسان xAI حاضر نبودند برای کدنویسی از ابزارهای شرکتشان استفاده کنند و در عوض به ابزارهای آنتروپیک و OpenAI پناه میبردند. همین داستان در تسلا و اسپیسایکس هم جریان داشت و مدل گراک ۴٫۳ که در ماه آوریل منتشر شد، توجه کسی را جلب نکرد.
درآمدزایی از زیرساختها و آیندهای مبهم
در میان همهی بحرانها؛ تنها یک چیز برای xAI خوب پیش میرفت. شرکت آنقدر توان پردازشی توان پردازشی مازاد داشت که هرگز برای مشتریانشان محدودیتی قائل نمیشد. در مقابل، آنتروپیک با فشار زیادی مواجه بود زیرا مشتریان از فناوریاش برای کارهای سنگینتری استفاده میکردند.
ماه می، xAI اولین ابزار کدنویسی خود را با نام Grok Build منتشر کرد. هرچند این ابزار بهترین گزینهی کدنویسی بازار هوش مصنوعی نبود؛ اما زیرساخت قدرتمند شرکت باعث میشد که با فاصلهی زیاد، سریعترین ابزار باشد.
در واقع xAI با مشکلی دقیقاً برعکس رقبایش دستوپنجه نرم میکرد. شرکت آنقدر مشتری نداشت که از تمام پتانسیل تراشههای گرانقیمتشان کار بکشد. اسناد داخلی نشان میداد که تا ماه آوریل، مدلهای xAI تنها از ۱۱ درصد توان پردازشی موجود استفاده میکردند.
xAI آنقدر مشتری نداشت که از تمام پتانسیل تراشههای گرانقیمتشان کار بکشد
درحالیکه ماسک تلاش میکرد هوش مصنوعی را بهعنوان بزرگترین نقطهقوت اسپیساکس به سرمایهگذاران معرفی کند، xAI استراتژیاش را بهسمت تجارت زیرساخت متمایل کرد و پس از قرارداد با آنتروپیک، به توافقهای مشابهی برای فروش توان پردازشی به گوگل و استارتاپ هوش مصنوعی رفلکشن دستیافت.
حالا درآمد ماهیانهی xAI از قراردادهای پردازشی به حدود ۲٫۳ میلیارد دلار میرسد. برت جانسن، مدیر مالی اسپیسایکس میگوید وضعیت فعلی، دیدگاه ماسک را در مورد ضرورت زیرساختها ثابت میکند. جانسن میگوید: «ایلان معتقد بود توان پردازشی و انرژی، مهمترین محدودیتهای صنعتاند و اکنون این واقعیت را مشاهده میکنیم.»
ماسک برای تقویت بخش برنامهنویسی xAI، قراردادی امضا کرد که به اسپیسایکس اجازه میداد کرسر را بهقیمت ۶۰ میلیارد دلار خریداری کند؛ تصمیمی که در ماه ژوئن نهایی شد. بدینترتیب شرکت در ماه جولای مدل گراک ۴٫۵ را منتشر کرد که روی برنامهنویسی و کارهای حقوقی و مالی تمرکز دارد.
ماسک در پلتفرم ایکس، گراک ۴٫۵ را همردهی کلاس Opus آنتروپیک معرفی کرد و در پستی دیگر نیز با اشاره به مدل xAI توضیح داد: «ترکیب قابلیتها، سرعت بالاتر و قیمت پایینتر، مدل ما را به رقیبی جدید تبدیل میکند.» هرچند در نهایت رقیب دیرینهاش، آنتروپیک را پیشروترین شرکت هوش مصنوعی حال حاضر خواند.
شخص ماسک، مهندسان تسلا و اسپیساکس را تشویق میکند برای کارهایشان گراک جدید را جایگزین کلاد کنند؛ البته تا حدی به این دلیل که استفاده از آن ارزانتر تمام میشود.
شاید مدل جدید گراک و ورود استعدادهای کرسر به فروش داخلی محصولات ماسک کمک کند؛ اما وقتی به مسیر پرپیچوخم xAI نگاه میکنیم، نمیفهمیم او چه آیندهای برای این شرکت میخواهد.
بسیاری از اعضای داخلی ایکسایآی باتوجهبه هرجومرج ماههای گذشته معتقدند این استارتاپ حتی بهعنوان بخشی از اسپیسایکس هم آماده نبود زیر ذرهبین سهامی عام برود و حالا که وارد بورس شده است، دیگر فضای چندانی برای مانور دادن و آزمون و خطا ندارد.