یک جامعهشناس: اینترنت یک نیاز اساسی است؛ محرومیت از آن درست شبیه احساس تشنگی و گرسنگی است
درست ۴۰ روز از قطعی اینترنت میگذرد. ما از نبود اینترنت نمردهایم اما حقیقت این است که بدون اینترنت هریک از ما به نحوی شاهد مرگ چیزهایی در درون و بیرون از خود بودهایم. شاهد کوچکشدن یا از بینرفتن کسبوکارها، نابودی شغلها، از دست رفتن امیدها و آسیب شدید به روح و روانمان. بدیهی است که جنگ نقش پررنگی در ایجاد این وضعیت بحرانی داشته اما تجربه این ۴۰ روز نشان میدهد تاثیرات قطعی طولانیمدت اینترنت را نمیتوان کمتر از جنگ و ناامنی دانست.
اینترنت یک حق بدیهی است که در زمان جنگ و بحران تبدیل به یک نیاز اساسی هم میشود و محرومیت از آن به قول سعید معیدفر، جامعهشناس و استاد دانشگاه، نوعی سرگشتگی ایجاد میکند؛ یک سرگشتگی از جنس برآورده نشدن نیازهای اولیه و اساسی.
قطعی اینترنت؛ دریغ شدن یک نیاز قطعی و حیاتی
این جامعهشناس در گفتوگو با زومیت با اشاره به این که امروزه نیازهای بشر بهشدت وسعت پیدا کرده، میگوید: «وقتی میبینیم که امروز میزان ساعتی که آدمها در اینترنت میگذرانند حتی از میزان خوابشان بیشتر شده به این معناست که اینترنت و ارتباطات در شبکههای مجازی در حال تبدیل شدن به نیازهای اولیه حیاتی است و دیگر نمیتوان زندگی بدون آن را تصور کرد. بدون اینترنت افراد احساس یک محرومیت شدید میکنند؛ این حس را دارند که یک نیاز قطعی از آنها دریغ شده است.»
معیدفر دسترسی به اینترنت را، با هر هدفی که باشد، خواه برقراری ارتباط یا انجام پژوهش یا داشتن یک کسبوکار، یک نیاز اولیه میخواند که «وقتی آدمها از آن محروم میشوند احساسی درست شبیه به گرسنگی و تشنگی دارند.»
همچنین، به زعم این استاد دانشگاه محروم شدن از اینترنت نوعی حس تبعیض ایجاد میکند: «به میزانی که ما این نیاز را از آنها دریغ کنیم نسبت به انسانها در کشورهای دیگر که این نیازشان بهراحتی تامین میشود احساس تبعیض میکنند.»
هرچند امروز، در چهلمین روز قطعی اینترنت، آتشبس موقت به مدت دو هفته اعلام شده، اما اینترنت که به دلیل حاکم شدن شرایط جنگی در کشور قطع شده، همچنان قطع مانده و هنوز زمان و برنامهای برای بازگشت آن اعلام نشده است.
نه فقط در ایران، بلکه در همه دنیا بسیاری افراد که با اینترنت خو گرفتهاند، در عصر اینترنت به دنیا آمدهاند، با اینترنت بزرگ شدهاند یا به هر طریقی زندگیشان به اینترنت وابسته است، در زمان عدم دسترسی به آن، احساسی شبیه به آشفتگی دارند. حسی شبیه به این که چیزی گم کردهاند یا خلأیی که نمیدانند چطور آن را پر کنند. معیدفر نام این احساس را «سرگشتگی» گذاشته و اینطور توصیفش میکند:
ارتباط انسان با فضای مجازی آنقدر گسترده شده است که اگر حتی برای مدت کوتاهی اینترنت را از آنها دریغ کنی، افراد دچار سرگشتگی میشوند و دنبال این هستند که هرطور شده به اینترنت دسترسی پیدا کنند. این یک معضل جدی است و بنابراین، باید مثل سایر نیازهای اساسی به آن نگاه کنیم.- سعید معیدفر، جامعهشناس
نبود اینترنت به همبستگی اجتماعی آسیب میزند
هرچند تا امروز بارها به پیامدهای منفی قطعی اینترنت از منظر اقتصادی و روحی-روانی پرداخته شده اما تبعات اجتماعی این محدودیت کمتر مورد توجه بوده است. سعید معیدفر در تحلیل این نوع آسیبها به زومیت میگوید:
«قطعی اینترنت علاوه بر آثار روانی و اقتصادی، تبعات اجتماعی و عواقبی برای ارتباطات اجتماعی هم دارد. ما در سالهای اخیر شاهد بودیم که گروههای متعددی در فضای مجازی شکل گرفته و به میزان قابل توجهی تعامل میان افراد بالا رفته بود. به کمک فضای مجازی با به اشتراک گذاشتن ایدهها و مفاهمه میان افراد یک همبستگی اجتماعی شکل میگیرد. یک جامعه پویا، جامعهای است که باید در آن چنین ارتباطاتی هرچه بیشتر وجود داشته باشد.»
او اینترنت را ابزار و بستری میداند که به کمک آن «جامعه مدنی» شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند. به گفته این جامعهشناس، جامعه مدنی یک ضرورت بوده و مکمل توسعهای است که میتوان در سایر عرصهها داشت. اما در نبود چنین فضایی چه اتفاقی رخ میدهد؟ «وقتی با قطعی اینترنت آدمها را در خلأ قرار دهیم و از امتیازاتی که در دنیای معاصر وجود دارد محروم کنیم، این فقدان میتواند مخاطرات بزرگی ایجاد کند.»
معیدفر هشدار میدهد که اگر این موضوع مورد توجه قرار نگیرد میتواند زیانهای جبرانناپذیری هم به روح و روان افراد بزند، هم ارتباطات اجتماعی را خدشهدار کند و هم تبعات اجتماعی در پی داشته باشد.
البته شاید در ایران شرایط برای تبدیل شدن حق دسترسی به اینترنت به مطالبهای که در صحنه اجتماع دیده شود، وجود نداشته باشد. این جامعهشناس در این خصوص میگوید: «در کشورهای آزاد قطعی اینترنت بهسرعت میتواند به یک اعتراض در صحنه جامعه تبدیل شود. اما همانطور که ما تنگنای جدی در بیان احساساتمان داریم، خواهناخواه این قطعی اینترنت تبدیل به یک عقده سرکوفته در افراد میشود که ممکن است در بزنگاهها و شرایط خاصی بهصورت ناهنجاری خود را نشان دهد و آثار نامطلوبی بر جامعه بگذارد.»