تأثیر CXMT بر بازار حافظه لپ‌تاپ و موبایل

آیا شرکتی گمنام از چین می‌تواند بازار رم موبایل و لپ‌تاپ را نجات دهد؟

جمعه 19 تیر 1405 - 15:47مطالعه 13 دقیقه
افزایش قیمت رم ادامه دارد و هزینه‌ی تولید سایر کالاهای الکتریکی را هم بالا می‌برد؛ آیا یک شرکت چینی می‌تواند ناجی دستگاه‌های روزمره‌ی ما باشد؟
تبلیغات

در سال‌های اخیر شرکت‌های فناوری بیش‌از هرزمان دیگری روی ساخت کارخانه‌های نیمه‌های سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا زیرساخت‌هایشان را هرچه بیشتر برای رقابت هوش مصنوعی توسعه دهند. صنعت تراشه‌ها دوران اوج تاریخی‌اش را می‌گذراند و بااین‌حال، تولیدکنندگان گوشی‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها، با کمبود شدید عرضه‌ی حافظه‌ مواجه‌اند.

خلاصه صوتی

خلاصه‌ی صوتی، ساخته‌شده با هوش مصنوعی

غول‌های صنعت نیمه‌هادی با توجه به رشد انفجاری دیتاسنترها و نیاز مدل‌های زبانی به پردازش داده‌ها، ناچار شدند بخش عمده‌ای از ظرفیت تولید خود را به‌سمت تراشه‌های پیشرفته‌ی HBM هدایت کنند. حافظه‌های پهن‌باند نقش بسیار پررنگی در شتاب‌دهنده‌های AI ایفا می‌کنند؛ ولی اکوسیستم آن‌ها با حافظه‌های استاندارد که در لوازم الکترونیکی روزمره به‌کار می‌روند، تفاوتی‌هایی کلیدی دارد.

تغییر مسیر شرکت‌های بزرگ، بخش حافظه‌های استاندارد را هم تحت‌تأثیر قرار داد و به افزایش قیمت قطعات پرکاربرد دستگاه‌های مصرفی منجر شد. فشار کمبود سخت‌افزار تا جایی پیش رفت که تیم کوک، مدیرعامل اپل، تورم فعلی را یکی از بزرگ‌ترین جهش‌های قیمت بازار حافظه طی چهار دهه‌ی اخیر توصیف کرد.

شرایط ملتهب بازار پای بازیگرانی را به عرصه‌ی حافظه‌ها باز می‌کند که حتی اگر سوابق خوبی را هم در کارنامه داشته باشند، بسیاری از ما با نامشان غریبه‌ایم. طبق گزارش‌ها اپل آزمایش‌های دقیقی روی تراشه‌های شرکت چینی CXMT انجام می‌دهد تا شاید برای تأمین نیاز بازار بومی از ظرفیت‌هایش بهره ببرد. کوپرتینویی‌ها حتی برای هموارکردن مسیر همکاری، رایزنی‌هایی را در سطوح بالای سیاسی آغاز کرده‌اند.

حالا تحلیلگران می‌پرسند آیا CXMT باتکیه‌بر ظرفیت‌های جدید خود می‌تواند به رقیبی جدی برای غول‌های سنتی تبدیل شود و لقب ناجی جدید را به‌دست آورد یا صرفاً در حد مهره‌ای جایگزین برای عبور از بحران کوتاه‌مدت باقی می‌ماند؟

وابستگی اقتصاد دیجیتال به حافظه

در ویترین دنیای نیمه‌هادی‌ها، معمولاً پردازنده‌های مرکزی (CPU) و پردازنده‌های گرافیکی (GPU) توجه بیشتری را به به خود جلب می‌کنند و مغز متفکر سیستم‌ها شناخته می‌شوند؛ ولی حتی قدرتمندترین پردازنده‌ها نیز بدون فضایی کارآمد برای نگهداری و انتقال سریع داده‌ها، عملکردشان شدیداً افت می‌کند.

درواقع انتقال سریع داده‌ها به پردازنده‌ با مسیر حیاتی حافظه ممکن می‌شود. گوشی‌های هوشمند، لپ‌تاپ‌های ظریف، سرورهای عظیم ابری و مدل‌های پیچیده‌ی هوش مصنوعی، بدون دسترسی به حافظه‌های پرسرعت و پایدار، کارایی بالایی نخواهند داشت.

تراشه‌ی DRAM یا حافظه دسترسی تصادفی پویا، درست در دل اکوسیستم قرار می‌گیرد؛ قطعه‌ای که پایه‌ی اصلی حافظه‌ی موقت (رم) در تقریباً تمام تجهیزات الکترونیکی مدرن محسوب می‌شود. از سوی دیگر معماری پیچیده‌ی اقتصادی و فنی، بازار DRAM را از سایر بخش‌های صنعت نیمه‌هادی متمایز می‌کند.

قدرتمندترین پردازنده‌های جهان هم بدون دسترسی به حافظه‌های پرسرعت، عملاً فلج و ناکارآمد خواهند بود

اقتصاد تولید حافظه را می‌توانیم با سه محور اصلی تعریف کنیم. نخست، نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عظیم برای احداث کارخانه‌های تولیدی که به اتاق‌های پاک و ماشین‌آلات لیتوگرافی مجهزند. دوم، اهمیت «بازده تولید» که تضمین می‌کند درصد بالایی از تراشه‌های چاپ‌شده روی ویفرهای سیلیکونی بدون نقص و قابل فروش از خط تولید بیرون می‌آیند؛ فرایندی که به سال‌ها آزمون و خطا نیاز دارد. سوم، قانون مقیاس‌پذیری که می‌گوید مزیت محصول و کاهش هزینه‌ی تولید تنها با افزایش فزاینده‌ی حجم تولید به‌دست می‌آید.

دیوارهایی که به‌عنوان موانع ورودی دور بازار DRAM کشیده‌ شده‌اند؛ این دژ مستحکم را برای سال‌ها در انحصار سه بازیگر بزرگ سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و مایکرون نگه‌داشتند. سه لژیونر قدرتمند روی‌هم‌رفته بیش‌از ۹۰درصد از سهم بازار جهانی را در اختیار دارند و نبض قیمت‌گذاری، زنجیره‌ی تأمین و پیشرفت لبه‌ی فناوری را کنترل می‌کنند؛ به‌همین دلیل ورود شرکتی جدید به این ساختار انحصاری، حتی از تأسیس یک شرکت معمولی تولید تراشه نیز دشواتر به‌نظر می‌رسد.

شرکتی که بخواهد انحصار سه گانه‌ی بازار حافظه را کنار بزند، باید به ظرافت‌های مهندسی مدرن مسلط باشد؛ از جریان مستمر سرمایه بهره ببرد و برای رسیدن به مقیاس رقابتی، سال‌ها زیان‌دهی را تحمل کند؛ ولی در نهایت، عبور از این دیوار مسیر آینده‌ی بازار را تعیین خواهد کرد.

هوش مصنوعی چگونه بازار حافظه را تغییر داد؟

بحران فعلی بازار حافظه تنها از کمبود فیزیکی کارخانه‌ها یا اختلالات مقطعی در زنجیره‌ی تأمین ناشی نمی‌شود و ریشه‌هایش به تغییر مسیر اقتصادی و ساختاری در بطن صنعت نیمه‌هادی می‌رسد.

تا چندسال پیش، حافظه‌های استاندارد به‌کاررفته در لپ‌تاپ‌ها و گوشی‌های هوشمند، سودآوری زیادی برای غول‌های فناوری داشتند و خطوط تولید نیز با ریتمی ثابت نیاز بازار مصرفی را تأمین می‌کردند؛ ولی ظهور انفجاری LLM-ها و آغاز مسابقه‌ی تسلیحاتی شرکت‌ها برای ساخت دیتاسنترهای عظیم، قواعد بازی را تغییر داد.

در بخش قبل گفتیم که حافظه‌های فوق‌پیشرفته و تخصصی HBM چقدر برای شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی حیاتی‌اند؛ به‌ویژه که معماری سه‌بعدی‌شان سرعت انتقال داده‌ها را بسیار بالا می‌برد؛ به‌همین‌دلیل مزیت ویژه‌ای در پردازش میلیاردها پارامتر هوش مصنوعی دارند. تولیدکنندگان تراشه نیز HBM را معدن طلای واقعی می‌دانند؛ هم به‌خاطر قیمت بالاترشان نسبت به حافظه‌های معمولی و هم به این دلیل که حاشیه‌ی سود بیشتری نصیبشان می‌کند.

جذابیت مالی تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی، تولیدکنندگان را از ساخت رم‌های استاندارد منصرف می‌کند

تغییر ذائقه‌ی بازار باعث شد شرکت‌های سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و مایکرون به‌عنوان رهبران صنعت حافظه، منابع، خطوط تولید و ظرفیت‌های استراتژیک خود را با سرعتی بی‌سابقه به‌سمت تولید حافظه‌های مخصوص هوش مصنوعی سوق دهند.

استراتژی جدید با نیاز دیتاسنترها همخوانی داشت؛ اما بازار حافظه‌های استاندارد، مانند DDR4 ،DDR و رم‌های موبایل را دچار خشکسالی جدی و ناگهانی کرد. خطوط تولیدی که تا دیروز رم گوشی و لپ‌تاپ می‌ساختند، امروزه برای تأمین قطعات گران‌قیمت سرورهای هوش مصنوعی پیش‌خرید شده‌اند.

در نهایت، جابه‌جایی عظیم منابع، خلأ بزرگی در بازار سخت‌افزار به وجود آورد و تورم قیمتی بی‌سابقه‌ای را به سازندگان دستگاه‌های مصرفی تحمیل کرد. در این میان شرکت‌هایی که ظرفیت آزادی برای تولید رم‌های معمولی داشتند، به‌لطف تقاضای دیوانه‌وار بازار ناگهان از حاشیه به متن آمدند.

شرکت CXMT دقیقاً در اوج آشوب صنایع سخت‌افزاری وارد صحنه شد؛ مجموعه‌ای که شاید در پیشرفته‌ترین و گران‌ترین بخش بازار حضور نداشته باشد؛ اما با تمرکز مداوم روی تولید انبوه رم‌های استاندارد، اکنون به‌عنوان یکی از معدود گزینه‌های در دسترس برای پر‌کردن خلأ بزرگ موجود شناخته می‌شود.

CXMT؛ مهم‌ترین پروژه حافظه چین

داستان تأسیس ChangXin Memory Technologies یا به‌اختصار CXMT، به خلأیی استراتژیک برمی‌گشت. سال ۲۰۱۶، زمانی که زنگ خطر وابستگی شدید چین به واردات فناوری‌های کلیدی به صدا درآمد، این شرکت با نام اصلی، در شهر هفئی (Hefei) متولد شد.

دولت پکن در در آن دوران تلاش گسترده‌ای را برای بومی‌سازی صنعت نیمه‌هادی آغاز کرد و در این میان CXMT صرفاً کسب‌وکاری جدید و بلندپرواز نبود؛ بلکه مأموریت داشت یکی‌از بزرگ‌ترین نقاط ضعف زنجیره‌ی تأمین فناوری چین یعنی «رسیدن به استقلال در تولید حافظه» را برطرف کند.

برخلاف بسیاری از شرکت‌های نوپای تراشه‌ساز چینی که تنها روی طراحی متمرکز بودند و تولید را به فاندری‌ها می‌سپردند، CXMT مسیر پرخطرتر و البته بنیادین‌تری را برگزید. شرکت از ابتدا روی ساختار IDM (تولید یکپارچه‌ی قطعات) تمرکز کرد؛ بدین‌معنی که همه‌ی مراحل مهندسی، از طراحی معماری تراشه گرفته تا تولید فیزیکی روی ویفرهای سیلیکونی، درون کارخانه‌های اختصاصی خود مجموعه انجام می‌شود.

شرکت چینی CXMT با حمایت پکن، از یک پروژه جاه‌طلبانه به چهارمین قطب تولید حافظه جهان تبدیل شد

CXMT طی چندفاز کلیدی مسیر بلوغش را طی کرد و از پروژه‌ای جاه‌طلبانه به بازیگری قابل‌تأمل تبدیل شد. ابتدا کارخانه‌های تولیدی عظیم در هفئی و پکن احداث کرد، سپس بازار مصرفی را هدف گرفت و توسعه‌ی خانواده‌ی محصولات DDR برای کامپیوترها و سرورها و رم‌های LPDDR برای گوشی‌های هوشمند را در اولویت قرار داد.

جایگاه کنونی CXMT با روزهای ابتدایی‌اش قابل‌مقایسه نیست. براساس گزارش‌های معتبر صنعتی، سهم شرکت از بازار جهانی DRAM، از حدود یک‌درصد در سال ۲۰۲۰، با رشدی خیره‌کننده به محدوده‌ی ۸ تا ۱۱درصد رسید و طبق نقشه‌ی راه مدیران، CXMT می‌خواهد تا  تا سال ۲۰۲۸، بالغ‌بر ۱۵درصد از بازار را تصاحب کند.

حالا برند CXMT پس‌از سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و مایکرون، به‌عنوان چهارمین تولیدکننده‌ی بزرگ حافظه‌ی موقت در جهان شناخته می‌شود و عملکرد مالی شرکت هم از پایان دوران استارتاپی‌شان حکایت دارد.

ثبت سودهای میلیارد دلاری در فصل‌های اخیر و خیز برای عرضه‌ی اولیه سهام (IPO) تاریخی در بورس شانگهای به‌منظور جذب حدود ۴ تا ۵ میلیارد دلار سرمایه‌ی تازه، به CXMT امکان می‌دهد که ظرفیت تولیداتش را به‌شدت بالا ببرد و بودجه‌ی تحقیق‌وتوسعه‌اش را چندبرابر کند.

شرکت CXMT می‌خواهد به جهان بگوید که دیگر صرفاً پروژه‌ای نمایشی یا داخلی نیست؛ بلکه در قالب نهادی پویا برای نقش‌آفرینی در معادلات پیچیده‌ی بازار جهانی سخت‌افزار آماده می‌شود.

چرا اپل تراشه‌های CXMT را ارزیابی می‌کند؟

معمای ورود احتمالی اپل به‌عنوان مشتری محصولات CXMT را زمانی بهتر درک می‌کنیم که استراتژی‌های کلان و ظریف کوپرتینویی‌ها در مدیریت زنجیره‌ی تأمین را از زاویه‌ای نزدیک‌تر ببینیم. اگر تصور کنیم اپل صرفا با انگیزه‌های مالی قصد خرید قطعات ارزان‌تر را دارد، تصویر بزرگ‌تر را نادیده می‌گیریم.

مدیران اپل سال‌ها وقت صرف کرده‌اند تا در حوزه‌ی مدیریت ریسک و تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان هوشمندانه عمل کنند و فقط به یک یا دو نام بزرگ وابستگی نداشته باشند. در بازار شدیداً انحصاری حافظه، هرگونه اختلال در تولید یا تغییر استراتژی سه شرکت سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و مایکرون مانند گذار به‌سمت حافظه‌های هوش مصنوعی، می‌تواند عرضه‌ی ده‌ها میلیون آیفون، آی‌پد و مک‌بوک را به خطر بیندازد.

می‌توانیم دلایل توجه کوپرتینویی‌ها به برند چینی CXMT را در سه عامل ارتقای اهرم چانه‌زنی، کنترل شوک تورمی و بهبود جایگاه شرکت در بازار بومی چین خلاصه کنیم. در وهله‌ی اول افزودن یک تأمین‌کننده‌ی جدید و تشنه‌ی اثبات خود، حتی در مقیاس محدود، به اپل قدرت چانه‌زنی قابل‌توجهی در میز مذاکره با سه غول سنتی می‌دهد.

اپل با ارزیابی تراشه‌های CXMT، اهرمی برای چانه‌زنی با تامین‌کنندگان سنتی و مهار تورم به‌دست می‌آورد

دوم، اپل با افزودن CXMT به لیست تأمین‌کنندگانش، شوک‌های تورمی را تا حدی کنترل می‌کند؛ درحالی‌که رشد بی‌سابقه‌ی قیمت حافظه مدام هزینه‌های تولید را بالا می‌برد؛ شاید تراشه‌های CXMT مانند رم‌های موبایل LPDDR5X گزینه‌ای منطقی به‌حساب بیایند تا اپل مجبور نشود تمام بار تورم را به قیمت نهایی مصرف‌کننده منتقل کند.

و سوم، اپل بازار مصرفی چین را یکی از مهمترین کانال‌های درآمدی خود می‌داند. تأمین قطعات از یک تولیدکننده‌ی بومی برای دستگاه‌هایی که در همان بازار به‌فروش می‌رسند، نه‌تنها هزینه‌های لجستیک را کاهش می‌دهد؛ بلکه جایگاه اپل را در اکوسیستم اقتصادی این کشور حفظ می‌کند.

ولی CXMT برای اینکه به تأمین‌کننده‌ی قطعات برای سخت‌گیرترین شرکت فناوری جهان تبدیل شود، باید قدم در راه دشواری بگذارد؛ زیرا اپل استانداردهای بی‌رحمانه‌ای برای کیفیت عالی تولید، پایداری عرضه در حجم ده‌ها میلیونی و امنیت زنجیره‌ی تأمین دارد.

آزمایش کیفی تراشه‌های CXMT، لزوماً به‌معنای عقد قراردادهای جهانی و سرازیرشدن فوری رم‌های یادشده به‌تمام محصولات اپل نیست. شاید مانور هوشمندانه‌ی اخیر، بیشتر در زمینه‌ی مدیریت بحران فعلی و ارزیابی شریکی بالقوه، کارایی داشته باشد تا در آینده وزنه‌های بازار کمی متعادل‌تر شوند.

توانایی‌ها و محدودیت‌ها؛ آیا CXMT می‌تواند با غول‌های حافظه رقابت کند؟

CXMT، با قرارگرفتن در رادار غول بزرگی مانند اپل، اعتبار زیادی کسب می‌کند؛ ولی باید ببینیم این شرکت می‌تواند انحصار سه‌گانه‌ی بازار را بشکند؟ بررسی زیرساخت‌ها، توانمندی‌ها و نقاط ضعف CXMT نشان می‌دهد بازیگر نوظهور چینی در مسیر جهانی‌شدن با چالش‌ها و موانع زیادی مواجه خواهد بود.

فاصله فناوری و چالش لیتوگرافی

سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و مایکرون، هم از نظر ظرفیت تولید، هم به‌لحاظ دهه‌ها تجربه در فشرده‌سازی ترانزیستورها و بهینه‌سازی فرآیند تولید، فاصله‌ی خود را با سایرین بیشتر کرده‌اند. هر سه شرکت از ماشین‌آلات لیتوگرافی EUV شرکت ASML بهره می‌برند؛ تجهیزاتی که برای چاپ مدارهای بسیار ریز روی سیلیکون ضروری‌اند.

CXMT به تجهیزات لیتوگرافی EUV دسترسی ندارد و از سیستم‌های نسل قبل استفاده می‌کند

درمقابل، محرومیت CXMT از تجهیزات EUV به‌دلیل تحریم‌ها باعث می‌شود این شرکت برای تولید تراشه‌های پیشرفته‌ی خود از ماشین‌آلات قدیمی‌تر DUV استفاده کند.

مهندسان چینی با تکنیک‌های پیچیده‌ای مانند نوردهی چندگانه (Multi-patterning) و فناوری باندینگ هیبریدی سعی می‌کنند فقدان دستگاه‌های EUV را جبران کنند؛ اما روش‌های جایگزین معمولا زمان‌بر و پرهزینه‌اند و بازدهی تولید کمتری خواهند داشت.

غیبت در ضیافت هوش مصنوعی

از طرف دیگر هوش مصنوعی موتور محرک اقتصاد امروز نیمه‌هادی‌ها محسوب می‌شود؛ درحالی‌که رهبران بازار بر سر تصاحب سهم بیشتری از بازار پرسود حافظه‌های HBM با هم رقابت می‌کنند، CXMT در این میدان حضوری جدی ندارد. 

تمرکز اجباری یا استراتژیک شرکت چینی روی تراشه‌های تجاری استاندارد باعث می‌شود از سودآورترین و آینده‌دارترین بخش بازار حافظه جا بماند. شرکتی که نتواند در تأمین قطعات کلیدی برای سرورهای AI نقش‌آفرینی کند، در درازمدت برای حفظ توان سرمایه‌گذاری خود دچار چالش خواهد شد.

مقیاس‌پذیری و هزینه

در صنعت حافظه، برخوداری از دانش طراحی و تولید تراشه‌ی باکیفیت تنها نیمی‌از راه را هموار می‌کند؛ شرکت همچنین باید بتواند میلیاردها واحد تراشه را با کیفیتی یکسان و هزینه‌ای پایین‌تر از رقبا ارائه دهد. حافظه محصولی مقیاس‌محور است و هزینه‌ی نهایی هر بیت‌داده، ارتباط مستقیمی با حجم تولید دارد.

CXMT برای رسیدن به مقیاس رقبایی چون سامسونگ، به زمان و سرمایه‌ای فراتر از تصور نیاز دارد

در نگاه نخست، هدف‌گذاری CXMT برای رسیدن به ظرفیت ۵۰۰هزار ویفر در ماه تا سال ۲۰۲۸، قابل تحسین به‌نظر می‌رسد؛ ولی وقتی این آمار را کنار ظرفیت تولیدی سه شرکتی می‌گذاریم که ۹۰درصد بازار را در دست‌ دارند، افق آتی تاریک‌تر می‌شود.

CXMT هنوز راه درازی پیش‌رو دارد تا به مقیاسی برسد که تأثیر مهمی بر قیمت‌‌گذاری جهانی داشته باشد. این شرکت برای بقا در نبردی فرسایشی، هم سرمایه می‌خواهد، هم زمان، تا بتواند آرام‌آرام بازدهی کارخانه‌های خود را به سطح رقبای کره‌ای و آمریکایی برساند.

میدان مین ژئوپلیتیک

داستان بلوغ و توسعه‌ی CXMT را نمی‌توان صرفاً در چارچوب اتاق‌های تمیزِ کارخانه‌ها و نوآوری‌های مهندسی تحلیل کرد.

تراشه‌ساز چینی حالا خود را درست در مرکز یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین میدان‌های ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم می‌بیند؛ جایی‌که تراشه‌های نیمه‌هادی فراتر از محصولی تجاری، به خط مقدم رقابت استراتژیک میان ایالات متحده و چین تبدیل شده‌اند.

واشنگتن، حفظ برتری تکنولوژیک در حوزه‌ی نیمه‌هادی‌ها را مسئله‌ی امنیت ملی می‌داند. به‌همین‌دلیل، دولت آمریکا و متحدانش شبکه‌ای درهم‌تنیده از محدودیت‌های صادراتی را ایجاد کرده‌اند تا مانع از دسترسی شرکت‌های چینی به پیشرفته‌ترین فناوری‌های غربی شوند.

حالا زمزمه‌هایی از ورود CXMT به فهرست سیاه پنتاگون به گوش می‌رسد. سایه‌ی سنگین تحریم و نظارت، باعث می‌شود تا مشتریان بزرگ غربی برای سپردن بخش مهمی از زنجیره‌ی تأمین خود به شرکتی چینی، دچار تردید شوند؛ اما دولت پکن پشت قهرمان ملی‌اش می‌ایستد؛ سیاست‌مداران چنینی وابستگی به تراشه‌های غربی را نقطه‌ضعفی نابخشودنی می‌دانند که باید به هرقیمتی برطرف شود.

اپل برای دریافت مجوز خرید محصولات CXMT با دولت آمریکا مذاکره می‌کند

تزریق میلیاردها دلار سرمایه‌ی دولتی، یارانه‌های کلان و تضمین خرید محصولات توسط غول‌های فناوری داخلی، مانند قراردادهای چند میلیارد دلاری با تنسنت و سایر توسعه‌دهندگان ابری در چین، سپری حمایتی برای CXMT ایجاد می‌کند تا بتواند حتی در شرایط تحریم و بدون دسترسی به ماشین‌آلات غربی، به رشد و توسعه‌ی خود ادامه دهد.

در شرایط بغرنج کنونی شرکت‌های چندملیتی مانند اپل مجبورند به طناب‌بازی دیپلماتیک خطرناکی تن دهند. از یک‌سو، منطق اقتصادی و نیاز به مدیریت بحران قیمت‌ها، کوپرتینویی‌ها را به‌سمت استفاده از رم‌های CXMT برای دستگاه‌های بازار چین سوق می‌دهد و از‌سوی‌دیگر، سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ی واشنگتن سدی در برابر این همکاری می‌گذارد.

طبق گزارش‌های افشاشده، مدیران اپل لابی‌های فشرده و بی‌سروصدایی را با دولت ترامپ آغاز کرده‌اند تا مسیر تعامل را هموار سازند و بدون نقض قوانین امنیت ملی آمریکا، مجوز استفاده از قطعات حافظه‌ی CXMT را برای بازار محلی چین به‌دست آورند.

آیا سناریوی پنل خورشیدی و خودرو برقی در بازار حافظه تکرار می‌شود؟

بسیاری از تحلیلگران وقتی به پیشرفت‌های سریع CXMT و برنامه‌های توسعه‌ی جاه‌طلبانه‌‌اش نگاه می‌کنند، ناخودآگاه به یاد الگوی آشنای صنایع پنل‌های خورشیدی و خودروهای برقی می‌افتند. دولت چین در صنایع انرژی پاک با ترکیبی از یارانه‌ها، بومی‌سازی زنجیره‌ی تأمین و تولید در مقیاس‌های نجومی، توانست بازارهای جهانی را غرق در محصولات مقرون‌به‌صرفه کند و رقبای غربی را به حاشیه براند.

آیا CXMT می‌خواهد نمایشنامه‌ی مشابه پنل‌ خورشیدی و خودرو برقی را در صحنه‌ی بازار حافظه اجرا کند و نهایتاْ قیمت جهانی رم را در هم بشکند؟ در نگاه نخست، شباهت‌های غیرقابل انکاری در این الگوها دیده می‌شود. در پروژه‌ی CXMT نیز اراده‌ی ملی برای کاهش وابستگی به خارج، حمایت‌های بی‌دریغ صنعتی و دریافت سرمایه‌ی دولتی برای احداث کارخانه‌های عظیم را مشاهده می‌کنیم.

در صنعت نیمه‌هادی، پول جایگزین دهه‌ها تجربه مهندسی نمی‌شود

عطف به سوابق گذشته، وقتی پای ساخت زیرساخت‌های عظیم و مقیاس‌پذیری تولید در میان باشد، شرکت‌های چینی با سرعتی بی‌نظیر عمل می‌کنند؛ ولی صنعت نیمه‌هادی‌ها و به‌طور خاص بازار DRAM، از قوانین بسیار خشک‌تری نسبت به صنایع دیگر پیروی می‌کند. ساخت یک باتری پیشرفته‌ی لیتیومی یا یک سلول خورشیدی، هرچند به مهندسی دقیقی نیاز دارد؛ اما با چالشِ چاپ بی‌نقص میلیاردها ترانزیستور نانومتری روی ویفر سیلیکونی، قابل‌مقایسه نیست.

پیشرفت صنایعی مانند پنل‌های خورشیدی معمولاً با روندی خطی و تدریجی به افزایش بهره‌وری منجر می‌شود؛ اما در صنعت تراشه، رهبران بازار هر سال با تکیه‌بر تجهیزاتشان، استانداردهای جدیدی تعریف می‌کنند. بدون دسترسی آزادانه به چنین اکوسیستمی، حرکت به‌سمت نقطه‌ی اوج این تکنولوژی هم دشوارتر می‌شود.

از طرف دیگر در دنیای لیتوگرافی، پول به تنهایی جای تجربه را نمی‌گیرد. بهینه‌سازی خطوط تولید، تنظیم دقیق گازهای شیمیایی و رسیدن به فرمول‌های نهایی تولید، با دهه‌ها انباشت دانش مهندسی و آزمون‌وخطا حاصل می‌شود که غول‌های کره‌ای و آمریکایی پیش‌تر مسیرش را طی کرده‌اند.

و در نهایت در تولید انبوه تراشه، مقیاس به‌تنهایی کافی نیست. حتی یک افت کوچک در درصد بازدهی ویفرها می‌تواند تمام حاشیه‌ی سود کارخانه‌ی چندمیلیارددلاری را نابود کند. شرکتی که بخواهد بازار را قبضه کند، باید علاوه‌بر تولید انبوه، به پایدارترین و بالاترین سطح کیفیت دست یابد.

برند چینی ناجی بازار نیست؛ اما شاید قواعد بازی را تغییر دهد

بیایید به سؤال اول برگردیم. آیا CXMT می‌تواند نقش ناجی دنیای حافظه را ایفا کند و شرکت‌هایی مانند اپل را از فشار تورمی برهاند؟ در چشم‌انداز کوتاه‌مدت، تصور اینکه بازیگر چینی به‌تنهایی کمبود حافظه‌ی ناشی از تغییر مسیر غول‌های کره‌ای و آمریکایی را جبران کند، به خواب‌وخیال شباهت دارد!

غول‌های فناوری و دیتاسنترهای داخلی چین؛ بخش قابل‌توجهی از ظرفیت فعلی و روبه‌رشد CXMT را پیش‌خرید کرده‌اند. به‌علاوه، این شرکت هنوز در مرحله تثبیت بازده به‌سر می‌برد و نمی‌توان انتظار داشت که ناگهان جهان را با چیپ‌های ارزان‌قیمت پُر کند.

اما شاید اهمیت استراتژیک CXMT با ساختارشکنی‌هایش مشخص‌تر شود. ورود بازیگری جدید با حمایت‌های دولتی و رشد بالا که اپل به‌طور تلویحی کیفیت قطعاتش را تأیید می‌کند؛ به‌خودی‌خود زلزله‌ای راه می‌اندازد.

حتی اگر تراشه‌های CXMT تنها به آیفون‌ها و مک‌بوک‌های بازار چین راه پیدا کنند، شاهد فشار رقابتی بی‌نظیری خواهیم بود که شاید ترَکی بر انحصار قیمت‌گذاری سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و مایکرون بیندازد. تولیدکنندگان سخت‌افزار برای تعادل کفه‌ی ترازوهایشان، به تنوع‌بخشی زنجیره‌ی تأمین نیاز دارند.

نظرات