بحران با خاموشی دیجیتال مدیریت نمیشود؛ یادداشت عضو هیأت علمی دانشگاه تهران
اگر باور داریم کشور در شرایط جنگ و درگیری است یا دستکم در موقعیتی قرار گرفته که سیاستگذار آن را جنگی میفهمد آنوقت باید مثل اقتصاد زمان جنگ تصمیم بگیریم؛ اقتصاد زمان جنگ هم یک اصل دارد: زیرساختهای تابآوری را قطع نمیکنند؛ تقویتشان میکنند.
تابآوری اقتصادی در شرایط جنگ، معمولاً از یک جنس خاص است. یعنی انعطافپذیری، قابلیت تداوم از راه دور، وابستگی کمتر به دارایی فیزیکی و توانایی اتصال به بازارهای بیرونی. این ویژگیها دقیقاً همان چیزی است که بخش دیجیتال (از استارتاپها، فریلنسرها و شرکتهای نرمافزاری گرفته تا خدمات پلتفرمی و SMEهای دیجیتال) به اقتصاد اضافه میکند.
خیلی ساده است: وقتی راهها بسته میشود، کمبود انرژی رخ میدهد، حضور کارمندان سخت میشود، هزینه مبادله بالا میرود و صادرات فیزیکی سختتر میشود. اقتصاد برای نفس کشیدن دنبال مسیرهایی میگردد که کمتر به گمرک و جاده و ساختمان وابستهاند. این شرایطی است که در آن اینترنت یکی از معدود مسیرهای جدی باقیماندهاند.
اوکراین با وجود پشت سر گذاشتن یک جنگ، اکنون دومین صنعت بزرگ صادراتیاش صنعت فناوری اطلاعات است
اوکراین را از این جهت مثال میزنم که کسی نمیتواند بگوید شرایطش «نزدیک به جنگ» بوده است. جنگ بوده، تمامعیار. با این حال بخش IT و خدمات دیجیتال در سالهای اخیر برای اوکراین نقش حیاتی داشته:
طی جنگ در اکراین، صنعت فناوری اطلاعات به دومین صنعت بزرگ صادراتی این کشور تبدیل شده است که بین ۳۷ تا ۴۲ درصد از صادرات خدمات و ۱۳ درصد از کل صادرات کالاها و خدمات را تشکیل میدهد و پس از صادرات کشاورزی در رتبه دوم قرار دارد.
این عددها فقط یک آمار نیستند. معنیاش این است که در میانهی جنگ، بخشی از اقتصاد توانسته ارزآوری کند. توانسته اشتغال را حفظ کند و جریان مالی را زنده نگه دارد.
گزارش رسمی بخش ICT لبنان نیز صریح میگوید که بخش ICT توانسته بحران را کارآمدتر از سایر بخشها تاب بیاورد و با اتکای بیشتر به خدمات دیجیتال، بخشی از شرکتهای ICT حتی امکان رشد یافتهاند.
لبنان را قرار نیست همتراز با اوکراین بدانیم. پیام این مثال چیز دیگری است: در اقتصادهایی که مدام زیر ضربه شوکاند، بخش دیجیتال معمولاً یکی از معدود بخشهایی است که بهجای فروپاشی کامل، سریعتر تطبیق پیدا میکند. اگر این دو تجربه را کنار هم بگذاریم، یک تصویر روشن به دست میآید: در شرایط بحرانی، اقتصاد دیجیتال فقط یک «بخش اقتصادی» نیست. زیرساخت تابآوری است.
قطع اینترنت نه مدیریت بحران، بلکه تضعیف ابزارهای مدیریت بحران است
وقتی اینترنت را برای بیش از ۴۰۰ ساعت میبندیم، در واقع داریم همان مسیری را قطع میکنیم که قرار است اقتصاد از آن نفس بکشد.
در وضعیت جنگی، اقتصاد شبیه انسانی است که از چند جا زخم خورده و لنگ میزند. اینترنت، در بهترین حالت، پای سالم باقیمانده است. قطع اینترنت شبیه این است که همان آدم زخمی، با دست خودش به پای سالمش شلیک کند. این فقط یک استعاره احساسی نیست. در گزارشهای اخیر برآورد از هزینه اقتصادی خاموشی دیجیتال کشور روزانه از 3 همت تا دهها میلیون دلار ذکر شده است.
اصلا امنیت بدون اقتصاد زنده چه معنایی دارد؟ نمیخواهم شعار بدهم. میخواهم یک تناقض را روشن کنم: اگر باور داریم کشور در وضعیت بحرانی است، باید برای تابآوری اقتصادی برنامه داشته باشیم. در تجربههای نزدیک و قابل قیاس بخش دیجیتال معمولاً یکی از تابآورترین مسیرها برای تداوم فعالیت اقتصادی بوده است. قطع اینترنت نه مدیریت بحران، بلکه تضعیف ابزارهای مدیریت بحران است.