دوازده روز خاموشی: سازمان نظام صنفی در قبال سقوط کسبوکارها چه پاسخی دارد؟
شاهین طبری، رییس هیأت مدیره چارگون در واکنش به قطعی مستمر اینترنت در ایران، نامه سرگشادهای به علی حکیمجوادی، رئیس سازمان نظام صنفی رایانهای کشور نوشته و از همه مشکلاتی گفته که کسبوکارها در وضعیت خاموشی دیجیتال دارند. متن کامل این نامه در ادامه آمده است.
جناب آقای دکتر علی حکیمجوادی، رئیس محترم سازمان نظام صنفی یارانهای
با سلام و احترام
این نامه را در شرایطی مینویسم که دوازده روز از خاموشی کامل اینترنت بینالمللی گذشته و پیامرسانهای داخلی کمکم در حال بازگشت و فعال شدن هستند. این در حالی است که در این مدت، بسیاری از کسبوکارهای خرد و کلان به سرعت به لبه پرتگاه سقوط نزدیک شدهاند و در حال حاضر پیکر بیجان اقتصاد دیجیتال، ساعت به ساعت ضربات جبرانناپذیری میخورد!
شاید بسیاری از همکاران سابق و دوستانتان در دولت فکر کنند که قطعی اینترنت جهانی، منافعی برای سرویسهای داخلی دارد؛ همانطور که در برخی رسانههای دولتی بر افزایش کاربری سرویسهایی مثل پیامرسانهای داخلی و آماری از این دست تأکید شده است. اما آنچه ما میبینیم این است که کسبوکارهایی مانند فیلیمو، دیوار، دیجیکالا و... بارها و بارها اسیر موانع داخلی از قبیل تیغ سانسور، قطعی سرویس، خلأ قانون و محدودیت یا عدم فعالیت شدهاند.
تجربه ما در آوات چارگون در روزهای قطعی اینترنت در روزهای جنگ ۱۲ روزه نشان داد که میتوانیم مسئله ارتباطات درون سازمان و تعاملات دورکاری تیمها را به شکلی پایدار حل کنیم؛ اما واقعیت این است که در بلندمدت، هیچکدام از سرویسدهندههای داخلی بدون استفاده از زیرساختهای جهانی پاسخ جامعی برای نیاز کاربران نیستند.
در بحران جاری قطع ارتباطات و اینترنت و تبعات آن برای اقتصاد دیجیتال، حداقل در حوزه کاری چارگون به عنوان شریک اصلی فناوری زیرساختهای کشور در حوزههای سلامت، پولی-مالی و حوزههای راهبردی مختلف، این سه مشکل اساسی پیش رویمان قرار دارد:
۱. امنیت ذهنی و آینده نیروی انسانی
رئیس محترم سازمان نظام صنفی یارانهای! در این شرایط که کسبوکارها در معرض سقوط هستند و سرمایه انسانی ما نگران آینده است، سکوت صنف به منزله تأیید وضعیت موجود است. سؤال مستقیم من از شما این است: در این وضعیت بحرانی، چه تدبیری برای امنیت ذهنی مدیران، کارمندان و جوانان این صنعت اندیشیدهاید؟ راه پیشرفت و اقتدار کشور، از مسیر تعامل فعال و هوشمندانه با جهان فناوری و حمایت از نخبگان داخلی میگذرد، نه از طریق انزوا و قطع ارتباط. اعلام وضعیت شبیه به حکومت نظامی در فضای مجازی و قطع کامل ارتباطات جهانی، باید آخرین اقدام دفاعی باشد.
۲. مرگ ارتباط H2H
چندی پیش ما در چارگون با شعار ارتباط انسان به انسان، ریبرند موفقی را پشت سر گذاشتیم. تجربه موفق ما بر این اساس بود که باید به شکلی انسانیتر و نزدیکتر با سازمانهای کلان، بزرگ، متوسط و کوچک ارتباط برقرار کنیم. هزینه زیادی در این زمینه کردیم و تا همین 12 روز قبل به شکل خوبی در مسیری که در تلاش بودیم، پیش میرفتیم که به یکباره خودمان را در یک بنبست ارتباطی پیدا کردیم. با ادامه قطعی اینترنت و عدم تداوم ارتباطی که امکانپذیر نیست، از کدام انسان به انسان میتوانیم صحبت کنیم و از H2H بگوییم؟ بعد از این همه هزینه برای ریبرندینگ، عملاً با این قطعی اینترنت، زیر پای ما کشیده شده است.
۳. توقف اطلاعرسانی و بحران هزینهها
با شرایط این روزها که از حداقل امکان ارتباطی که مانند آب و برق حیاتی است، محرومیم، اجازه دهید به عنوان یک مدیر کسبوکار بزرگ، به هیچوجه نتوانم نه از موفقیت، نه از ادامه مسیر و نه حتی از واژهای به نام «امید» نه با همکارانم و نه با جوانان صحبت کنم. ما به عنوان یکی از بزرگترین سرویسدهندهها به نهادهای مختلف دولتی و خصوصی کشور، در روزهای پایانی سال، همانند تمامی کسبوکارهای فناوری اطلاعات این کشور، قربانی اول و آخر موضوع قطعی اینترنت شدهایم و با این شرایط، با هزینههای هنگفت مالیات آخر سال چطور باید دستوپنجه نرم کنیم؟
سازمان نظام صنفی یارانهای به عنوان نهاد نمایندگی این صنعت، موظف است پیشگام باشد و برای خروج از این وضعیت، اقدام فوری کند.
شفافسازی و جبران خسارت
با توجه به ابعاد فاجعهبار این قطعی دوازده روزه (تا به امروز که متأسفانه افقی برای رفع آن متصور نیستیم) بر اکوسیستم دیجیتال کشور، سازمان نظام صنفی دیگر نمیتواند در موضع انفعال باقی بماند. این سازمان موظف است به عنوان صدای رسمی این صنعت، مسئولیت نمایندگی خود را در این بحران به شکلی قاطعانه ایفا کند.
ما خواستاریم که سازمان نصر فوراً وارد عمل شده و یک فرآیند شفافسازی جامع برای برآورد خسارتهای وارده به کسبوکارهای حوزه فناوری اطلاعات در این ۱۲ روز آغاز کند. این برآورد باید شامل تحلیل دقیق تأثیرات اقتصادی، از دست رفتن بازارهای داخلی و بینالمللی، هزینههای نیروی انسانی معطلمانده و خسارات ناشی از توقف قراردادها باشد. سازمان نصر باید این دادههای مستند را به عنوان قدرت چانهزنی خود، به نهادهای تصمیمگیرنده ارائه دهد و برای جبران حداقلی این خسارات و تضمین عدم تکرار این قطعیهای ناگهانی، اقدام عینی صورت دهد.
سکوت یا عملکرد ضعیف در این مقطع و عدم شفافسازی هزینههای واقعی شرایط کنونی برای اقتصاد کشور، به معنای پذیرش انزوا و سقوط صنعت خواهد بود، نه حفظ اقتدار.
با تجدید احترام،
شاهین طبری
عضو سابق سازمان، رئیس اسبق کمیسیون نرمافزار و عضو هیئتمدیره سازمان نصر تهران