وقتی میخواهیم آدرس ایمیلی را تایپ کنیم، حتی لازم نیست نگاهی به کیبورد بیندازیم و انگشتانمان فوراً دکمههای شیفت و ۲ را با هم فشار میدهند. شاید هم گاهی به ظاهر @ فکر کرده باشید که بیشتر به حرف a تابخورده شباهت دارد. بیدلیل نیست که ایتالیاییها به آن میگویند حلزون، یا هلندیها دم میمون و دانمارکیها خرطوم فیل صدایش میزنند!
حضور کاراکتر @ در نشانیهای دیجیتال ما آنقدر بدیهی و عادی شده که انگار از همان روز تولد کامپیوترها، مهندسان وقت گذاشتهاند تا دقیقاً همین نماد را برای پر کردن فضای خالی بین نام کاربر و میزبان طراحی کنند.
ولی ردپای این علامت پیچخورده به قرنها پیش و لابهلای دفترهای حسابداری بازرگانان میرسد. همین حلقهای که امروز نام ما را به هویت دیجیتالمان پیوند میدهد، روزگاری کنار وزن کالاها، خمرههای شراب و قیمت اجناس مینشست.
خلاصه صوتی
خلاصه صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
@ سفری دراز و پرماجرا را از روی کاغذهای کاهی به تقتق کلیدهای ماشینتحریر و در نهایت کیبوردهای کامپیوتر طی کرد تا سرانجام، روی میز مهندسی قرار بگیرد که برای ارسال یک پیام در شبکه، با چالشی کوچک اما سرنوشتساز مواجه بود.
اما چرا از میان تمام دکمههایی که جلوی چشم آن مهندس قرار داشتند، نماد @ قرعه را برد و برای همیشه وارد نشانی ایمیل شد؟
از راهبان مسیحی تا خمرههای شراب؛ ریشههای یک نماد کهن
گروهی از پژوهشگران شکل ظاهری @ را حاصل تندنویسی کاتبان قرونوسطی میدانند. در آن دوران، راهبان مسیحی وظیفهی طاقتفرسای نسخهبرداری از متون مذهبی را بر عهده داشتند. کاغذ پوستی گرانبها بود و زمان نوشتن، محدود و کاتبان برای سریعتر نوشتن واژه لاتین ad به معنای «نزد» یا «بهسوی»، با حرکتی پیوسته قلمروی کاغذ میچرخاندند.
نظریه دیگری این علامت را به عبارت انگلیسی each at نسبت میدهد و از محصور ماندن حرف a درون حلقهای از بقایای حرف e میگوید. اسناد متعددی قدمت عمر علامت را نشان میدهند، اما نمیتوانیم تاریخ دقیق اختراعش را مشخص کنیم.
یکی از مشهورترین و البته جذابترین ردهای این مسافر کوچک، در یک نامه تجاری متعلق به سال ۱۵۳۶ میلادی پیدا شد. فرانچسکو لاپی، بازرگان فلورانسی، در نامهای که درباره یک محموله شراب مینوشت، از نشانهای شبیه به @ برای اشاره به «آمفورا» استفاده کرد؛ واحدی سنتی که برای خمرههای بزرگ سفالی حمل مایعات به کار میرفت.
هرچند پژوهشگران نمونههای مشابهی را در اسناد تجاری اسپانیا و ایتالیا هم پیدا کردهاند و مؤسسه اسمیتسونین نیز منشأ دقیقش را همچنان پرسشی باز میداند، اما سند فرانچسکو لاپی را میتوان یکی از قدیمیترین حضورهای رسمی @ روی کاغذ دانست.
با گذشت زمان، بازرگانان انگلیسیزبان کاربرد ماندگارتری برای این علامت تعریف کردند. عبارتی مثل 12 items @ $2 به مفهوم ۱۲ کالا هرکدام به قیمت دو دلار اشاره داشت. علامت دقیقاً بین تعداد و نرخ واحد مینشست و دو جزء معامله را به هم وصل میکرد. نام رسمی اَتِ تجاری نیز از همین نقش آمد، نمادی که حضورش در دفتر فروشندگان کاملاً منطقی و طبیعی بود.
کاراکتر @ قرنها پیش برای سرعت بخشیدن به کار کاتبان و شمارش کالاهای تجاری استفاده میشد
از اواخر قرن نوزدهم، بعضی از مدلهای ماشینتحریر @ را روی کیبورد خود جا دادند و ماشینهای حسابداری قرن بیستم نیز جایگاهش را تثبیت کردند. تایپیستها حالا میتوانستند قیمت هر واحد را تنها با فشردن یک کلید ثبت کنند؛ بیخبر از اینکه همین دکمهی تجاری، روزی به یکی از کلیدیترین نمادهای ارتباطات دیجیتال بشر تبدیل خواهد شد.
ولی @ در سال ۱۹۶۳ راهش را به دنیای صفر و یک باز کرد؛ زمانی که نخستین نسخه استاندارد ASCII منتشر شد. اسکی (ASCII) فهرست مشترکی از حروف، اعداد و نشانهها بود که به دستگاههای مختلف میگفت هر نویسه را با چه کدی ذخیره و منتقل کنند.
@ با همان نام آشنای Commercial At و با کد هگزادسیمال ۴۰ وارد فهرست اسکی شد، آنهم هشت سال پیش از ارسال اولین ایمیل در شبکه! نکتهی جالب اینکه که کنسرسیوم یونیکد همچنان جایگاه این علامت را از اسکی ۱۹۶۳ تا کد U+0040 در یونیکد امروزی حفظ کرده است.
دستگاه تلهتایپ Model 33، که تا حدی به ماشینتحریر برقی شباهت داشت و نوشتهها را به کامپیوتر میفرستاد، بر اساس استاندارد ASCII کار میکرد. بهاینترتیب @ از دفتر بازرگانان و روی خمرههای شراب، خودش را به کیبورد مهندسان کامپیوتر رساند.
حالا علامت روی کلیدی در گوشهی کیبورد خاک میخورد، ولی مسئلهای که به آن معنای کاملاً جدیدی بخشید، چند سال بعد از راه رسید.
روزهایی که ایمیل درون یک ماشین میماند
کامپیوترهای دهه ۱۹۶۰ ماشینهای بزرگ و گرانقیمتی بودند که گاهی یک اتاق کامل را اشغال میکردند. مراکز دانشگاهی برای استفاده بهتر از سیستمها به اشتراک زمانی روی آوردند، یعنی چند نفر از طریق پایانههای جداگانه وارد یک کامپیوتر مرکزی میشدند و هرکدام حساب کاربری خود را داشتند.
کاربران در ظاهر فضای شخصی جداگانهای میدیدند، اما تمام حسابها و فایلها درون همان دستگاه قرار داشت. سیستم اشتراک زمانی سازگار (CTSS) در مؤسسه فناوری ماساچوست هم یکی از همین سیستمهای پیشگام بود.
در روزهای نخست، ایمیلها فقط بین کاربران یک کامپیوتر جابهجا میشدند
تابستان ۱۹۶۵، دو برنامهنویس به نامهای تام ونولک و نوئل موریس، برنامهای خلاقانه به نام MAIL نوشتند که پیام متنی فرستنده را به فایلی با نام MAIL BOX در حساب گیرنده اضافه میکرد. دقیقاً مثل این بود که یادداشتی کاغذی را در کشوی میز همکارتان بیندازید، با این تفاوت که کشو در حافظه کامپیوتر جا خوش کرده بود.
گیرنده دفعه بعد که وارد سیستم میشد، پیام را میدید. تام ونولک بعدها در روایتهایش از تاریخچه این ابزار اشاره کرد که سیستم نامهرسانی جدید خیلی زود از پلتفرمی برای اعلانهای اداری فراتر رفت و کاربران با آن پیامهای کاری و شخصی فرستادند.
آدرسدهی در این دنیای بسته کار بسیار سادهای بود. کامپیوتر مرکزی تکتک کاربرانش را میشناخت و برای پیداکردن صندوق پستی مقصد، فقط نام یا شمارهحساب کفایت میکرد. مثلاً کلمه smith بهتنهایی مسیر را نشان میداد، چون اسمیت فقط یکی از کشوهای همان ساختمان دیجیتال بهحساب میآمد و مقصد نامه نیز در همان دستگاه قرار داشت.
اما با ظهور آرپانت، سازوکار سابق پیامرسانی کاراییاش را از دست داد. آرپانت شبکهای بود که با حمایت آژانس پروژههای پژوهشی پیشرفته آمریکا شکل گرفت و از سال ۱۹۶۹ کامپیوترهای مراکز پژوهشی مختلف را به یکدیگر وصل کرد؛ شبکهای که بهعنوان جد بزرگ اینترنت امروزی شناخته میشود.
ارسال پیام دیجیتال در دهه ۶۰ میلادی، شبیه انداختن یک یادداشت کاغذی در کشوی میز همکارتان بود
حالا پژوهشگری در شرکت BBN میتوانست از طریق شبکه، به کامپیوتر یک دانشگاه در شهری دیگر متصل شود و هر کدام از کامپیوترها هم مجموعه کاربران مختص خودشان را داشتند. درعینحال ممکن بود حسابی با نام smith روی سه یا چهار کامپیوتر وجود داشته باشد، پس مدل آدرسدهی قبلی دچار مشکل میشد.
سیستم نامهرسانی جدید برای اینکه راهش را گم نکند، باید دو قطعه اطلاعات حیاتی را همزمان با خود حمل میکرد؛ اول اینکه پیام متعلق به کدام کاربر است و دوم اینکه صندوق او روی کدام کامپیوتر در شبکه قرار دارد. درواقع ایمیل برای اینکه بتواند از مرزهای امن یک ماشین خارج شود و به دل شبکه بزند، به چیزی فراتر از یک اسم نیاز داشت.
پیوند دو برنامه ساده و رویای عبور از شبکهها
ری تاملینسون در سال ۱۹۶۷ به BBN پیوست؛ شرکتی که نقشی کلیدی در توسعه تجهیزات و نرمافزارهای شبکه آرپانت ایفا میکرد. تاملینسون و همکارانش روی توسعهی توسعه سیستمعاملی به نام TENEX برای کامپیوترهای PDP-10 کار میکردند.
یکی از ابزارهای سیستمعامل برنامهی ارسال پیام بود که بهاختصار SNDMSG نام گرفت. کاربر متن خود را مینوشت، نام کاربر دیگری را وارد میکرد و برنامه، آن نوشته را به انتهای فایل صندوق پستی گیرنده میافزود. ظاهراً SNDMSG همان الگوی آشنای پیامرسانی را ادامه میداد و فقط در مرزهای یک کامپیوتر واحد کار میکرد.
از طرف دیگر، تاملینسون پیشتر برنامه دیگری به نام CPYNET را توسعه داده بود که فایل را میان دو کامپیوتر متصل به آرپانت انتقال میداد. دو برنامهی موازی که اولی پیام را به صندوق میرساند اما فقط در محدودهی یک کامپیوتر عمل میکرد و دومی در شبکه سفر میکرد، ولی فقط فایل را با خود میبرد.
ری تاملینسون با ادغام دو نرمافزار محلی، توانست پیامها را از مرزهای بسته یک کامپیوتر خارج کند
تاملینسون با خود فکر کرد میتوان دو برنامه را بهنوعی ادغام کرد و با همین ایده بخشی از کد CPYNET را به SNDMSG افزود تا برنامه بتواند فایل پیام را روی کامپیوتری دیگر در شبکه بنویسد.
مصاحبههای تاریخ شفاهی تاملینسون با موزه تاریخ کامپیوتر نشان میدهد که این دستاورد بزرگ، در واقع پروژهای جانبی محسوب میشد که بهصورت پارهوقت پیش رفت. خودش مجموع برنامهنویسی را حدود سه یا چهار روز و نزدیک به ۴۰۰ خط کد اسمبلی برآورد میکرد. حالا پیامها توان عبور از شبکه را داشتند، ولی برنامه هنوز مقصدش را با یک نام ساده دریافت میکرد.
مشکل اصلی درست در کادر آدرس ظاهر شد. تاملینسون برای اینکه نامهاش را به دست اسمیت در شبکهای دیگر برساند، باید نام کامپیوتری را حساب اسمیت رویش بود، در آدرس مینوشت. قراردادن دو نام در کنار یکدیگر، به مرز کاملاً شفافی نیاز داشت؛ علامتی که انسان و نرمافزار هر دو بتوانند محل پایان یکی و آغاز دیگری را تشخیص دهند.
تنها حرف اضافه روی صفحهکلید
ری تاملینسون پشت دستگاه تلهتایپ به کلیدهای روبهرویش خیره شده بود. او به کاراکتری خاص روی کیبورد نیاز داشت که در نام کاربری افراد استفاده نشده باشد و بتواند مرزی مشخصی بین دو بخش آدرس بسازد.
در آن زمان، نشانههایی مثل ویرگول، اسلش و براکتها در نامها یا دستورات خط فرمان سیستم حسابی جاافتاده بودند و استفاده از آنها برنامه را بهاشتباه میانداخت. در میان کلیدها چند نویسه کمکاربرد باقی میماندند، اما فقط یکی از آنها آدرس را به عبارتی قابلخواندن تبدیل میکرد.
تاملینسون به علامتی نیاز داشت که در هیچ نام کاربری یا دستور سیستمی به کار نرفته باشد
شاید برایتان جالب باشد که جایگاه کلید @ در کیبورد Model 33 مثل کیبوردهای امروزی بالای عدد ۲ نبود؛ بلکه در سمت راست کنار حرف P قرار داشت. تاملینسون همان کلید را انتخاب کرد و فرمول آدرسدهی را به فرم user@host نوشت.
واژه user نام کاربر بود و host نام کامپیوتری که حساب او را میزبانی میکرد، پس User at host یعنی کاربر در آن میزبان. برنامه با رسیدن به @ بخش مربوط به شخص را از بخش مربوط به محل تشخیص میداد و خواننده نیز با یک نگاه رابطه میان آن دو را میفهمید.
سالها بعد، تاملینسون در مصاحبهای با مجله وایرد گفت که @ تنها حرف اضافه روی صفحهکلید بود و برای همین انتخابش کرد. کاراکتر نه در نام کاربران جایی داشت، نه در کدهای برنامهنویسی زیاد استفاده میشد، روی صفحهکلید دمدست بود و از قبل هم معنای at (در / نزد) را با خود یدک میکشید.
البته از نظر فنی، تاملینسون میتوانست راههای دیگری را هم امتحان کند. مهندسان میتوانستند دو کادر مجزا برای فرمهای ارسال پیام طراحی کنند یا از یک سیستم کدگذاری عددی بهره ببرند.
انتخاب تاملینسون ماندگار شد چون چهار برگ برنده داشت. @ آماده استفاده بود، در محاسبات روزمره کامپیوتری به کار نمیرفت، مرزی شفافی میساخت و معنایش را هنگام خواندن آشکار میکرد. شبکه به یک جداکننده نیاز داشت و @ این وظیفه را با کمترین دردسر انجام داد.
نخستین پیام از چند قدم آنطرفتر رسید
اواخر سال ۱۹۷۱ دو کامپیوتر BBN کنار یکدیگر قرار داشتند و فاصله فیزیکیشان فقط چند قدم بود، اما تاملینسون پیام را از مسیر آرپانت فرستاد؛ نوشته وارد شبکه شد و به کامپیوتر کناری برگشت. درواقع او پشت میزی با دو پایانه مینشست، متنی را در یکی تایپ میکرد و نتیجه را روی دیگری میدید.
آزمایشهای اولیه مثل اغلب دستاوردهای بزرگ مهندسی با باگ و خطا مواجه شدند. یکبار فقط سطر اول پیام به مقصد میرسید؛ بار دیگر ادامه پیام هنگام رفتن به خط بعدی گم میشد. تاملینسون فقط میخواست از سلامت انتقال دادهها مطمئن شود و برای تست برنامه هر چیزی را که زیر انگشتانش میآمد تایپ میکرد.
محتوای اولین ایمیل چیزی جز تایپ حروفی تصادفی برای اطمینان از سلامت انتقال دادهها نبود
سرانجام یکی از تلاشها کامل به مقصد رسید و پیام محلی برای نخستینبار به ایمیل شبکهای تبدیل شد. متن دقیق همان پیام در جایی ثبت نشد، هرچند تاملینسون بعدها گفت احتمالاً رشتهای شبیه QWERTYUIOP بوده است، ولی نه لزوماً همین حروف.
اما پیام بعدی محتوای بامفهومی را ارسال کرد. تاملینسون برای اعضای تیمش توضیح داد که برنامه جدید چطور کار میکند و باید آدرس پیام را با فرمت «نام کامپیوتر @ نام کاربر» بنویسند. اوایل سال ۱۹۷۲، نسخه جدید سیستمعامل TENEX به همراه برنامه آپدیتشدهی SNDMSG به مراکز دیگر ارسال شد و پژوهشگران آرپانت توانستند برای کسی در سوی دیگر شبکه پیام بفرستند.
وقتی یک انتخاب شخصی به قاعده شبکه تبدیل شد
آدرس تاملینسون بهمرور از راهکاری محلی به استانداردی فراگیر تبدیل شد. در دهه ۱۹۷۰، مهندسان برای اینکه کامپیوترهای مختلف بتوانند زبان هم را بفهمند، پیشنهادها و کدهایشان را به اشتراک میگذاشتند تا روی قواعدی مشخص توافق کنند و فرمت «نام کاربر + @ + نام میزبان» بهعنوان قانونی ثابت برای آدرسدهی ایمیلها پذیرفته شد.
با ورود به دهه ۱۹۸۰، سیستم نام دامنه یا DNS سمت راست نشانی را گسترش داد. DNS مثل دفترچه راهنمای اینترنتی بود، یعنی دامنههایی مثل example.com را به آدرسهایی ترجمه میکرد که برای ماشینها قابلفهم باشد.
فرمت اختراعی تاملینسون خیلی زود به قانون فراگیر آدرسدهی در دنیای کامپیوتر تبدیل شد
DNS باعث شد نشانی ایمیل دیگر به یک دستگاه فیزیکی مشخص وابسته نباشد. نامهها ازآنپس مستقیماً به دامنه یک شرکت، سرویس یا دانشگاه ارسال میشدند تا سرورهای همان مجموعه، پیام را به صندوق گیرنده هدایت کنند. در واقع مقصد پیامها، از «کاربر در یک کامپیوتر» به «کاربر در یک دامنه» ارتقا پیدا کرد.
باوجود تمام پیشرفتهای ساختاری، منطق آدرسدهی کاملاً دستنخورده باقی ماند. سمت چپ همچنان هویت شخص را نشان میداد و سمت راست، خانه دیجیتال او را و پیونددهندهی این دو، دقیقاً همان کلید بیسروصدایی بود که تاملینسون روی کیبورد قدیمی ماشین Model 33 انتخاب کرد.
نشانهای که از ایمیل فراتر رفت
تکرار @ در میلیاردها آدرس ایمیل، هویت قدیمی تجاریاش را به حاشیه برد و کاراکتر را به نشانهای آشنا برای اینترنت تبدیل کرد. سالها بعد، شبکههای اجتماعی پتانسیل بالای این علامت را به شکل منشن کردن به کار گرفتند. وقتی @ را پیش از نام کسی تایپ میکنیم؛ انگار در سالنی شلوغ ایستادهایم و مستقیماً نام او را در میان جمع صدا میزنیم؛ نسخهی مدرنتری از همان رابطهای که تاملینسون میان کاربر و جایگاهش تعریف کرد.
موزه هنر مدرن نیویورک در سال ۲۰۱۰ @ را به مجموعه طراحی خود افزود؛ اثری که نه جسم فیزیکی دارد و نه مالک مشخصی میشناسد. پائولا آنتونلی نویسنده و منقد این موزه، انتخاب تاملینسون را نمونهای بینظیر از طراحی میداند که با تغییری کوچک، معنای عنصری قدیمی را دگرگون کرد.
کاراکتر @ دقیقاً بهخاطر بیحاشیه بودن و حضور کمرنگش روی کیبورد چشم تاملینسون را گرفت. علامتی که قرنها در خطوط دفترهای تجاری رها شده بود، سرانجام به صحنه آمد تا درست در مرکز هویت دیجیتال ما بنشیند؛ جایی میان نام یک انسان و خانه او در شبکه.