مو یکی از معمولیترین ویژگیهای بدن انسان به نظر میرسد، اما وقتی دقیقتر نگاه کنیم، پرسشهای زیادی پشت همین ظاهر ساده پنهان است. چرا بیشتر بدن ما تقریباً بیمو به نظر میرسد، اما روی سر، صورت، زیر بغل و ناحیهی تناسلی هنوز موهای ضخیم رشد میکنند؟ چرا موهای انسان از نظر رنگ، تراکم و فرخوردگی اینقدر متنوعاند؟ و اصلاً از نظر تکاملی، باقیماندن مو در این بخشهای خاص چه فایدهای داشته است؟
جودی ویرینگز یستشناس تکاملی که در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرده است، در کتاب تازهی خود با عنوان «مضطرب و پُرمو» سراغ همین پرسشها رفته است. کتاب او که حدود ۳۰۰ صفحه دارد، تاریخ تکاملی و فرهنگی موی انسان را بررسی میکند و نشان میدهد موضوعی که شاید در نگاه اول پیشپاافتاده به نظر برسد، با زیستشناسی، انتخاب جنسی، هویت، سیاست و حتی تبعیض اجتماعی گره خورده است.
به نوشته نیوساینتیست، علاقهی ویرینگ به تکامل مو در انسان به دوران تحصیلات تکمیلیاش در دانشگاه آکسفورد برمیگردد؛ زمانی که روی رفتار جفتگیری و مزیتهای احتمالی موهای باقیمانده روی بخشهای مختلف بدن انسان تحقیق میکرد. او در کتابش تأکید میکند که با وجود اهمیت موضوع، هنوز دربارهی بسیاری از کارکردهای موی انسان اطلاعات قطعی کمی در اختیار داریم.
انسان با وجود ظاهر نسبتاً بیموی خود، تقریباً بهاندازهی دیگر نخستیها فولیکول مو دارد، اما بیشتر این فولیکولها موهای بسیار ظریف تولید میکنند
قدیمیترین شواهد فسیلی شناختهشده از مو به حدود ۲۴۵ میلیون سال پیش بازمیگردد. این شواهد به ساینودونتها مربوط میشود؛ جانورانی خزندهمانند و خونگرم که از نیاکان پستانداران امروزی بودند. پوشش مویی احتمالاً در ابتدا برای حفظ گرمای بدن تکامل پیدا کرد، اما بعدها برخی ساختارهای مرتبط با فولیکول مو مسیرهای متفاوتی را طی کردند و در شکلگیری غددی مانند غدد شیری و تولید بوهای بدن نقش گرفتند.
انسان خردمند در طول تکامل بخش زیادی از پوشش مویی ضخیم بدن خود را از دست داد، اما برخلاف ظاهر ماجرا، تعداد فولیکولهای موی انسان چندان کمتر از دیگر نخستیها نیست. تقریباً تمام بدن ما، بهجز کف دستها و پاها، فولیکول مو دارد. تفاوت اصلی این است که بیشتر این فولیکولها موهای بسیار ظریف و کوتاهی تولید میکنند که به آنها «موهای کرکی» گفته میشود.
در بعضی قسمتهای بدن، موها ضخیمتر، بلندتر و تیرهتر باقی ماندهاند. این موها که در دوران بلوغ بیشتر ظاهر میشوند، احتمالاً تحت تأثیر ترکیبی از انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی شکل گرفتهاند.
یکی از روشنترین نمونهها، موی سر است. موی سر میتواند هم به تنظیم دمای بدن کمک کند و هم از پوست سر در برابر تابش شدید خورشید محافظت کند. پژوهشها نشان دادهاند موهای فر در مقایسه با موهای صاف میتوانند مقدار بیشتری از تابش خورشید را دفع کنند و درعینحال اجازه دهند گرمای تولیدشده در سطح سر بهتر خارج شود. این ویژگی میتواند بخشی از تنوع شکل مو در جمعیتهای انسانی را توضیح دهد. البته رنگ، ضخامت و فرخوردگی مو نتیجهی عوامل ژنتیکی متعدد هستند و نمیتوان همهی تفاوتها را به یک عامل محیطی نسبت داد.
در مردان، موهای صورت نیز ممکن است نقش متفاوتی داشته باشند. ریش احتمالاً فقط پوششی برای صورت نیست و در طول تکامل میتوانسته در رقابت اجتماعی و جنسی نیز نقش داشته باشد. ریش پرپشت میتواند ظاهر صورت را بزرگتر و خشنتر نشان دهد و شاید در گذشته برای رقبای احتمالی نوعی علامت بازدارنده بوده باشد.
موی سر احتمالاً در تنظیم دمای بدن و محافظت از پوست سر در برابر تابش خورشید نقش داشته است
در مقابل، توضیح علمی دربارهی موی زیر بغل و ناحیهی تناسلی هنوز بسیار نامطمئنتر است. یکی از فرضیهها این است که موی زیر بغل به پخش بوهای بدن کمک میکند. غدد موجود در این ناحیه ترکیبات شیمیایی خاصی تولید میکنند و مو میتواند باعث باقیماندن یا انتشار بهتر آنها شود. اگر چنین فرضیهای درست باشد، این بوها شاید در گذشته در ارتباط اجتماعی یا انتخاب جفت نقش داشتهاند.
ویرینگ دربارهی موی ناحیهی تناسلی نیز فرضیهای جنجالیتر مطرح میکند. او احتمال میدهد این موها بتوانند بو و مایعات بدن را برای مدت بیشتری حفظ کنند و در نتیجه اطلاعاتی دربارهی فعالیت جنسی فرد منتقل کنند. بااینحال، خود ویرینگ تأکید میکند که این ایده هنوز آزمایش نشده و نباید آن را بهعنوان توضیح قطعی پذیرفت. در واقع، بخش قابلتوجهی از پژوهش دربارهی کارکرد تکاملی موهای بدن هنوز در حد فرضیه باقی مانده است.
کتاب فقط به زیستشناسی مو نمیپردازد. بخش بزرگی از روایت به این موضوع اختصاص دارد که انسانها در طول تاریخ چه معناهایی به مو نسبت دادهاند.
مو تقریباً از آغاز شکلگیری جوامع انسانی ابزاری برای بیان هویت، جایگاه اجتماعی و زیبایی بوده است. شواهد باستانشناسی نشان میدهد حتی در مصر باستان نیز مردم برای تغییر ظاهر موهای خود از روشهای مختلف استفاده میکردند.
رامسس دوم، فرعون مشهور مصر، برای پوشاندن موهای سفید خود از حنا استفاده میکرد. در نمونهای دیگر، بقایای زنی که در قرن چهاردهم پیش از میلاد دفن شده بود، نشان میدهد او حدود ۷۰ تکه موی اضافهی رنگشده در میان موهای خود داشته است. بنابراین استفاده از رنگ مو، اکستنشن و تغییر مدل مو پدیدههایی کاملاً مدرن نیستند و سابقهای چند هزار ساله دارند.
در جوامع مختلف، حتی نحوهی بستن یا بازگذاشتن مو میتواند معنای اجتماعی یا سیاسی پیدا کند. موی بلند زنان در برخی فرهنگها نشانهای از جذابیت و زنانگی دانسته شده و در برخی دیگر پوشاندن، بستن یا تراشیدن آن بخشی از قواعد اجتماعی یا ابزار کنترل بوده است.
مو همچنین در تاریخ به ابزاری برای طبقهبندی و تبعیض تبدیل شده است. تفاوتهای طبیعی در بافت و شکل مو که ریشه در ژنتیک و سازگاری با محیط دارند، بارها برای توجیه نژادپرستی و محدودکردن حقوق گروههای مختلف استفاده شدهاند.
یکی از نمونههای روشن به آفریقای جنوبی دوران آپارتاید مربوط میشود. در آن دوره، بافت مو یکی از معیارهایی بود که برای دستهبندی نژادی افراد به کار میرفت و نتیجهی این دستهبندی میتوانست مستقیماً بر محل زندگی، رفتوآمد و دیگر حقوق فرد اثر بگذارد.
اهمیت اجتماعی مو امروز نیز از بین نرفته است. داشتن موی زیاد در بخشهایی که از نظر اجتماعی نامطلوب تلقی میشود یا کمشدن مو در نواحی مانند سر میتواند روی سلامت روان افراد اثر بگذارد. پژوهشها میان مشکلاتی مانند ریزش مو یا رشد موی ناخواسته و افزایش اضطراب، افسردگی و کاهش کیفیت زندگی ارتباط پیدا کردهاند.
مو در طول تاریخ فقط یک ویژگی زیستی نبوده و با هویت، زیبایی، جایگاه اجتماعی و حتی تبعیض گره خورده است
ویرینگ فقط به پژوهشهای علمی تکیه نکرده و برای نوشتن کتاب، از نزدیک هم سراغ فرهنگ مو رفته است؛ از سالنهای آرایش گرانقیمت در پاریس تا گردهماییهای ریش و سبیل در دیترویت. هدف او این است که نشان دهد نگاه ما به مو، فقط زیستی نیست و به فرهنگ و دورهی تاریخی هم بستگی دارد.
حتی بعضی روشهای زیبایی امروزی ممکن است روی ارتباط چهرهای ما اثر بگذارند. برای مثال، بوتاکس حرکت ابروها را کمتر میکند و شاید به همین دلیل، انتقال احساسات یا فهم حالت چهرهی دیگران کمی دشوارتر شود.
در مجموع، مو فقط پوشش سادهای برای بدن نیست. احتمالاً در طول تکامل، نقشهایی مثل تنظیم دما، محافظت در برابر آفتاب، ارتباط اجتماعی و انتخاب جفت داشته است. بااینحال، دربارهی کارکرد دقیق ریش، موی زیر بغل و موی ناحیهی تناسلی هنوز پاسخ قطعی وجود ندارد و بسیاری از توضیحها در حد فرضیه هستند.