پرش به محتوای اصلی

نابینایان دنیا را چطور درک می‌کنند؟ ۷ واقعیت علمی که احتمالاً نمی‌دانید

مطالعه ۷ دقیقه
مرد نابینا با عینک تیره و عصای سفید در سکوی ایستگاه مترو

نابینایی همیشه به‌معنای تاریکی مطلق نیست؛ از درک نور و رنگ تا تجربه‌ی جهان از راه صدا و لمس، واقعیت زندگی نابینایان پیچیده‌تر از تصور رایج ما است.

خلاصه مقاله:

  • بیشتر افراد نابینا درجاتی از بینایی دارند، میزان بینایی از تشخیص نور تا دیدن مبهم شکل‌ها و رنگ‌ها متفاوت است. نابینایی انواع مختلفی دارد؛ از کم‌بینایی تا نابینایی کامل و ناتوانی در درک نور. این تصور که همه‌ی افراد نابینا جهان را سیاه می‌بینند، درست نیست.
  • برخی افراد نابینا می‌توانند نور یا رنگ‌ها را تشخیص دهند؛ افراد نابینایی که قبلاً بینایی داشته‌اند، ممکن است رنگ‌ها را به یاد بیاورند. افراد نابینای مادرزاد ممکن است رنگ‌ها را به‌صورت مفاهیم درک کنند، نه تجربه‌های دیداری.
  • محتوای رویاهای افراد نابینا به سابقه‌ی بینایی آن‌ها بستگی دارد؛ برخی تصاویر دیداری و برخی دیگر تجربه‌های حسی مانند صدا و لمس را در خواب تجربه می‌کنند.
  • افراد نابینا می‌توانند با کمک حواس دیگر، توصیف صوتی، خط بریل و مهارت‌هایی مانند پژواک‌یابی، محیط اطراف را درک کنند.
  • ابزارهای کمکی و آموزش مهارت‌های حرکتی می‌توانند به افراد نابینا در شناخت محیط و انجام فعالیت‌های روزمره کمک کنند.

بسیاری از افراد گمان می‌کنند با چند لحظه بستن چشم‌ها می‌توانند به درکی از نابینایی برسند، اما چنین باوری فقط تجربه‌ی افراد بینا را مبنای سنجش قرار می‌دهد و تمایزهای بنیادین میان این دو وضعیت را نادیده می‌گیرد. فرارسیدن روز جهانی عصای سفید در ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر)، فرصتی ارزشمند است تا با معطوف‌کردن توجه جامعه به حقوق و توانمندی‌های افراد نابینا و کم‌بینا، از پیش‌فرض‌های نادرست و کلیشه‌های رایج فراتر برویم و به شناختی دقیق‌تر از تجربه‌ی زیسته‌ی این افراد دست یابیم.

براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، دست‌کم ۲٫۲ میلیارد نفر در جهان با اختلال بینایی نزدیک یا دور زندگی می‌کنند و در دست‌کم یک میلیارد مورد، اختلال قابل‌پیشگیری بوده یا هنوز به آن رسیدگی نشده است. اختلال بینایی اما، تجربه‌ای یکسان برای همه نیست و شدت آن، سابقه‌ی بینایی فرد و دسترسی به امکانات کمکی، می‌تواند بر نحوه‌ی درک توسط دیگر افراد و تعامل با محیط تأثیر بگذارد.

در ادامه، ۷ واقعیت علمی را مرور می‌کنیم که به شناخت بهتر تجربه‌ی نابینایی و تفاوت‌های فردی کمک می‌کنند.

۱. نابینایان دنیا را چطور می‌بینند؟

تجربه رنگ‌ها برای افراد دارای اختلال بینایی به سابقه بینایی و نوع اختلال بستگی دارد

یکی از رایج‌ترین باورهای نادرست درباره‌ی نابینایی، این است که همه‌ی افراد نابینا جهان را به شکل تاریکی مطلق می‌بینند. در واقع نابینایی یک وضعیت یکسان نیست، بلکه طیفی از اختلالات بینایی را در بر می‌گیرد. بسیاری از افرادی که در دسته‌ی نابینایی قرار می‌گیرند، هنوز درجاتی از بینایی باقی‌مانده دارند. برخی اشیا را تار و مبهم یا مانند تصویری در میان مه می‌بینند، برخی با محدودیت میدان دید محیطی یا دید تونلی مواجه‌اند و گروهی دیگر فقط می‌توانند وجود نور یا جهت تابش آن را تشخیص دهند.

نابینایی که در اصطلاح پزشکی با «ناتوانی در درک نور» تعریف می‌شود، تنها یکی از وضعیت‌های این طیف است و فقط در یکی از شدیدترین حالت‌ها، فرد هیچ‌گونه ادراک نوری ندارد. تجربه‌ی افراد نابینای مادرزاد نیز با تصور رایج افراد بینا از تاریکی تفاوت دارد؛ زیرا کسانی که هرگز تجربه‌ی دیدن نداشته‌اند، لزوماً تاریکی را مانند فردی که بینایی خود را از دست داده است، تجربه نمی‌کنند. بنابراین، تجربه‌ی نابینایی را نمی‌توان برای همه یکسان دانست یا صرفاً به دیدن سیاهی مطلق کاهش داد.

۲. نابینایان رنگ‌ها را چطور درک می‌کنند؟

تجربه‌ی رنگ‌ها برای افراد دارای اختلال بینایی، به سابقه‌ی بینایی و نوع اختلال آن‌ها بستگی دارد. افرادی که کم‌بینا هستند، ممکن است رنگ‌های روشن و یکدست را راحت‌تر از نقش‌ونگارهای پیچیده تشخیص دهند. برای کسانی که در سنین بالاتر بینایی خود را از دست داده‌اند، رنگ‌ها می‌توانند در قالب خاطرات دیداری در ذهن باقی بمانند و با شنیدن توصیفی از رنگ‌ها، تصاویر ذهنی مرتبط دوباره زنده شوند.

در مقابل، افرادی که نابینای مادرزاد هستند، تجربه‌ی مستقیمی از دیدن رنگ‌ها ندارند و ممکن است مفاهیم مربوط به رنگ را از طریق ارتباط با ویژگی‌های فیزیکی پدیده‌ها، احساسات یا تجربه‌های حسی درک کنند. برای مثال، برخی افراد ممکن است گرمای خورشید را با مفهوم رنگ زرد یا حرارت آتش را با مفهوم رنگ قرمز مرتبط کنند. اما این تداعی‌ها به معنای تجربه‌ی مستقیم رنگ نیستند و فقط راهی برای درک مفاهیمی به‌شمار می‌روند که معمولاً از طریق بینایی شناخته می‌شوند.

۳. آیا نابینایان حواس قوی‌تری دارند؟

فیلم‌ها و داستان‌های عامه‌پسند اغلب افراد نابینا را به‌گونه‌ای نشان می‌دهند که انگار از قدرت شنوایی یا حس لامسه‌ای فراتر از توانایی‌های معمول انسان برخوردارند. اما از دیدگاه علوم اعصاب، توانایی‌های حسی برخی افراد نابینا لزوماً به معنای قوی‌تر بودن ذاتی حواس نیست؛ تفاوت در توجه به محرک‌ها، تجربه و سازگاری مغز نیز می‌تواند در این توانایی‌ها نقش داشته باشد. افراد بینا بخش زیادی از اطلاعات محیطی را از طریق چشم دریافت می‌کنند و در نتیجه، ممکن است کمتر به جزئیات صداها یا ویژگی‌های لمسی محیط توجه داشته باشند.

بیشتر بخوانید

وقتی ورودی‌های بینایی وجود ندارند، پردازش اطلاعات حسی دیگر ممکن است در مغز تغییر کند. در برخی افراد نابینا، تمرین و تجربه نیز به بهبود مهارت‌هایی مانند تشخیص پژواک‌ها یا خواندن خط بریل کمک می‌کند. در نتیجه، برخی افراد نابینا با تمرین و تجربه، در تشخیص صدا، تمایز تغییرات ظریف در زیروبم صداها یا شناسایی برجستگی‌های خط بریل مهارت بسیاری پیدا می‌کنند.

این توانایی‌ها را نباید ابرقدرت ذاتی یا حاصل جهشی ژنتیکی دانست؛ این توانایی‌ها می‌توانند نتیجه‌ی تمرین مداوم، توجه بیشتر به اطلاعات حسی و سازگاری مغز با شرایط زندگی باشند.

۴. نابینایان چطور از دنیای دیجیتال استفاده می‌کنند؟

فناوری‌های دیجیتال به افراد نابینا و کم‌بینا کمک می‌کنند تا مستقل‌تر به اطلاعات دسترسی داشته باشند و از تلفن‌های هوشمند استفاده کنند. افراد کم‌بینا می‌توانند با قابلیت‌هایی مانند بزرگ‌نمایی صفحه، افزایش کنتراست و درشت‌کردن نوشته‌ها، محتوای نمایشگر را راحت‌تر ببینند. افرادی که نمی‌توانند از صفحه‌نمایش به‌صورت معمول استفاده کنند نیز می‌توانند از نرم‌افزارهای صفحه‌خوان کمک بگیرند.

رویاهای افراد نابینای مادرزاد بیشتر درمورد تجربه‌های غیربصری است

ابزارها متن و اطلاعات قابل‌دسترسی رابط کاربری را به گفتار تبدیل می‌کنند یا در برخی موارد، از طریق نمایشگر بریل در اختیار کاربر قرار می‌دهند. برای مثال، TalkBack در اندروید و VoiceOver در iOS از صفحه‌خوان‌هایی هستند که به کاربران نابینا امکان می‌دهند با استفاده از بازخورد صوتی، از تلفن هوشمند استفاده کنند و با برنامه‌ها تعامل داشته باشند.

ابزارهای دیگری نیز برای دسترسی به محتوای دیجیتال وجود دارند. نمایشگرهای بریل الکترونیکی، متن دیجیتال را به نقاط برجسته‌ی قابل‌لمس تبدیل می‌کنند تا کاربران نابینا بتوانند آن را بخوانند. ابزارهای دیگری نیز برای دریافت اطلاعات از محیط وجود دارند.

برای مثال، اپلیکیشن Envision قابلیت‌هایی مانند خواندن متن و شناسایی برخی اشیا را ارائه می‌دهد و می‌تواند در انجام فعالیت‌های روزمره به کاربران کمک کند. این فناوری‌ها با فراهم‌کردن راه‌های جایگزین برای دسترسی به اطلاعات بصری، استفاده از محتوای دیجیتال و شناخت محیط اطراف را برای افراد نابینا و کم‌بینا آسان‌تر می‌کنند.

۵. نابینایان در خواب چه می‌بینند؟

رویاهای افراد نابینا نیز مانند افراد بینا از تجربه‌های روزمره تأثیر می‌گیرند؛ اما محتوای آن‌ها تا حد زیادی به سابقه‌ی بینایی فرد بستگی دارد. افرادی که پس از سال‌ها تجربه‌ی دیداری بینایی خود را از دست داده‌اند، ممکن است همچنان در خواب تصاویر دیداری واضحی ببینند. این تصاویر ممکن است با گذشت زمان تغییر کنند، اما میزان و چگونگی این تغییرات در افراد مختلف متفاوت است و می‌تواند به زمان و شرایط از دست دادن بینایی بستگی داشته باشد.

در مقابل، رویاهای افراد نابینای مادرزاد معمولاً بیشتر بر تجربه‌های غیربصری استوار است. صداها، گفت‌وگوها، بوها، حس لامسه و حتی احساس گرما می‌توانند بخشی از محتوای خواب آن‌ها باشند. برای مثال، ممکن است فرد در خواب صدای آشنایی بشنود یا صداها و احساس‌های لمسی را تجربه کند.

البته نتایج پژوهش‌ها درباره‌ی وجود تجربه‌های دیداری در رویاهای افراد نابینای مادرزاد کاملاً یکسان نیست. در مجموع، نداشتن تجربه‌ی دیداری لزوماً به معنای نداشتن رویا نیست؛ حواس دیگر و تجربه‌های هیجانی نیز می‌توانند در شکل‌گیری محتوای خواب نقش داشته باشند.

۶. افراد نابینا چطور در محیط حرکت می‌کنند؟

در تصور رایج، افراد نابینا اغلب با عینک دودی، عصای سفید یا سگ راهنما در خیابان دیده می‌شوند؛ اما ظاهر و شیوه‌ی حرکت آن‌ها در محیط، بسیار متنوع‌تر از این کلیشه‌ها است. براساس برخی برآوردها، تعداد کمی از افراد دارای اختلال بینایی برای مسیریابی از عصای سفید استفاده می‌کنند. برخی دیگر ممکن است از بینایی باقی‌مانده، سگ راهنما، همراه بینا یا روش‌های دیگر جهت‌یابی کمک بگیرند. بنابراین، نه همه‌ی افراد نابینا از عصای سفید استفاده می‌کنند و نه می‌توان شدت اختلال بینایی آن‌ها را صرفاً از ظاهرشان تشخیص داد.

بسیاری از افراد نابینا و کم‌بینا با تمرین و تجربه، مهارت‌های لازم برای انجام فعالیت‌های روزمره و تعامل با دیگران را یاد می‌گیرند. آن‌ها ممکن است برای شناخت محیط از نشانه‌های شنیداری و لمسی کمک بگیرند یا در موقعیت‌های اجتماعی از نشانه‌های غیرکلامی متناسب با شرایط خود استفاده کنند.

به همین دلیل، اختلال بینایی آن‌ها همیشه برای اطرافیان آشکار نیست. گاهی نیز توانایی انجام کارهایی مانند آشپزی یا رسیدگی به ظاهر شخصی باعث می‌شود دیگران درباره‌ی میزان اختلال بینایی آن‌ها تردید کنند؛ درحالی‌که انجام این فعالیت‌ها معیار قابل‌اعتمادی برای سنجش میزان بینایی افراد نیست.

۷. فناوری‌های کمکی چطور استقلال نابینایان را افزایش می‌دهند؟

پیشرفت‌های سال‌های اخیر در حوزه‌ی هوش مصنوعی و فناوری‌های کمکی، ابزارهای تازه‌ای برای افزایش استقلال افراد نابینا و کم‌بینا فراهم کرده است. قابلیت‌هایی مانند توصیف صوتی تصاویر در پلتفرم‌های چندرسانه‌ای، ابزارهای هوشمند شناسایی موانع و برنامه‌های تشخیص محتوای بصری، به این افراد کمک می‌کنند اطلاعات بیشتری از محیط اطراف به دست آورند و در فضاهای شهری مسیریابی کنند. البته کارایی این فناوری‌ها به شرایط محیطی، قابلیت‌های ابزار و نیازهای هر فرد بستگی دارد و استفاده از آن‌ها به‌تنهایی ایمنی جابه‌جایی را تضمین نمی‌کند.

افزون‌بر فناوری، آموزش خط بریل، تمرین مهارت‌های جهت‌یابی و تحرک و یادگیری روش‌های استفاده از حواس دیگر نیز می‌توانند به افزایش استقلال فردی کمک کنند. دسترسی به ابزارهای مناسب و آموزش مؤثر، در کنار طراحی محیط‌های شهری و خدمات عمومی دسترس‌پذیر، مشارکت اجتماعی افراد دارای اختلال بینایی را آسان‌تر می‌کند. بنابراین، افزایش استقلال این افراد تنها به پیشرفت فناوری‌های کمکی وابسته نیست؛ دسترسی برابر به آموزش، اطلاعات و امکانات مناسب و نیز رفع موانع محیطی، نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی آن‌ها دارد.

نابینایی تجربه‌ای یکسان برای همه‌ی افراد نیست و در دیدن تاریکی مطلق هم خلاصه نمی‌شود. بعضی افراد نور و شکل اشیا را می‌بینند و برخی دیگر جهان را با صدا، لمس و دیگر حواس خود می‌شناسند. حتی خاطرات رنگ‌ها و رویاهایشان نیز می‌تواند با توجه به سابقه‌ی بینایی متفاوت باشد. پس بستن چشم‌ها برای چند لحظه، تجربه‌ی واقعی نابینایی را نشان نمی‌دهد. فناوری‌های کمکی و آموزش مهارت‌های روزمره می‌توانند به افزایش استقلال افراد نابینا کمک کنند؛ اما دسترس‌پذیری محیط و خدمات عمومی نیز اهمیت بسیاری دارد.

آگاهی از واقعیت‌های نابینایی نه‌تنها به تصحیح باورهای نادرست می‌انجامد، بلکه زمینه‌ی درک بهتر نیازها و توانمندی‌های این افراد را فراهم می‌سازد. با‌این‌حال، برای کنارگذاشتن این کلیشه که همه‌ی افراد نابینا شبیه هم هستند و نمی‌توانند مستقل زندگی کنند، باید تفاوت‌های فردی را بشناسیم و موانع محیطی را برطرف کنیم.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات

از دیگر اعضاء خانواده قلم