اختلال خواب فقط شما را خسته نمی‌کند؛ ساختار مغزتان را هم تغییر می‌دهد

چهارشنبه 7 مرداد 1405 - 15:55
مطالعه 3 دقیقه
پزشکی با روپوش سفید در حال بررسی دقیق تصاویر اسکن سی‌تی‌اسکن مغز روی فیلم رادیولوژی است.
پژوهش جدید دانشگاه فلوریدا نشان می‌دهد اختلالات خواب با ایجاد تغییرات ساختاری در تالاموس، بر نواحی کنترل‌کننده‌ی توجه و تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد.

پیامدهای یک شب خواب نامناسب فراتر از خستگی و بی‌حالی در روز بعد است. براساس یافته‌های پژوهشی تازه، اختلالات خواب با تفاوت‌های ساختاری در بخش‌هایی از مغز همراه است که کنترل توجه، انگیزه و تصمیم‌گیری را بر عهده دارند.

به‌گزارش سای‌تک‌دیلی، پژوهشگران دانشگاه بین‌المللی فلوریدا با بررسی همزمان ۵۷ مطالعه‌ی تصویربرداری مغزی، به الگوهای ساختاری مشترک و متمایزی در مغز افراد مبتلا به انواع مختلف اختلال خواب دست یافته‌اند. این نتایج که یکی از گسترده‌ترین مقایسه‌های انجام‌شده تا‌به‌امروز درباره‌ی نسبت اختلالات خواب و مغز را ارائه می‌دهد، می‌تواند در نهایت به تشخیص زودهنگام‌تر و درمان‌هایی متناسب با هر وضعیت کمک کند.

گروه پژوهشی مرکز کودکان و خانواده‌های دانشگاه فلوریدا برای یافتن الگوهای مشترک عصبی، به‌جای بررسی یک اختلال در هر نوبت، دو دسته‌ی کلی را کنار هم گذاشتند:

  • بدخوابی یا دیس‌سومنیا، مانند بی‌خوابی و وقفه‌ی تنفسی در خواب، که در روند به‌خواب‌رفتن یا ادامه‌ی خواب اختلال ایجاد می‌کنند.
  • خواب‌پریشی یا پاراسومنیا، از جمله راه‌رفتن در خواب، اختلال کابوس و وحشت‌های خواب که با رویدادهای غیرعادی همراه‌اند و چرخه‌ی خواب را برهم می‌زنند.

هر دو دسته‌ی مذکور با کاهش‌هایی در تالاموس همراه بودند؛ ناحیه‌ای که اطلاعات ورودی را فیلتر و به تمرکز کمک می‌کند و در تفکر سطح بالاتر نقش دارد. پژوهشگران تغییرات را به‌طور مشخص در پولوینار یا هسته‌ی بالشتکی مشاهده کردند، ناحیه‌ای درون تالاموس که مسیریابی توجه و کنترل شناختی را برعهده دارد.

تفاوت‌ها با شبکه‌های گسترده‌تر مغزی مرتبط بودند که تمرکز و عملکرد در انجام تکالیف را پشتیبانی می‌کنند. چنین الگویی شاید توضیح دهد چرا خواب مختل‌شده با واکنش‌های کندتر، تصمیم‌گیری ضعیف‌تر و احتمال بالاتر خطا و حادثه همراه می‌شود.

پاراسومنیاها با تأثیر بر نواحی کنترل هیجانی، الگوی ساختاری متفاوتی نشان دادند. پژوهشگران تغییر را در بخش خلفی ناحیه سینگولیت مغز شناسایی کردند؛ ناحیه‌ای که در انگیزه، تصمیم‌گیری و تنظیم هیجان نقش دارد. این یافته می‌تواند به توضیح تغییرات خلق‌وخو، رفتار و کنترل هیجانی که گاهی در افراد مبتلا به این اختلالات دیده می‌شود، کمک کند.

برای دیس‌سومنیاها، هیچ تفاوت ساختاری ثابتی به‌طور مشخص پیدا نشد. این تفاوت نشان می‌دهد الگوهای مغزی مرتبط با اختلالات خواب ممکن است بسته به شیوه‌ی برهم‌زدن خواب در هر اختلال، متفاوت باشند.

متیو ساترلند، عصب‌شناس شناختی و نویسنده‌ی ارشد پژوهش، می‌گوید: «با افزایش آگاهی مردم از اهمیت خواب، ضرورت درک آنچه در مغز رخ می‌دهد نیز بیشتر شده است. ترکیب نتایج مطالعات متعدد، تصویر روشن‌تری از تأثیر اختلالات خواب بر ساختار و عملکرد مغز به ما می‌دهد و مشخص می‌کند تمرکز پژوهش‌های بعدی باید بر چه نکاتی باشد.»

کاتارین کروکس، فارغ‌التحصیل دکتری عصب‌شناسی شناختی و نویسنده‌ی اصلی پژوهش، می‌گوید: «بیشتر پژوهش‌ها اختلالات خواب را یک‌به‌یک بررسی می‌کنند. ما با بررسی همزمان مجموعه‌ی بزرگی از مطالعات، الگوهای مشترکی را در مغز پیدا کردیم که توضیح می‌دهند چرا مشکلات خواب می‌تواند بر تمرکز، تصمیم‌گیری و کارکرد روزمره اثر بگذارد. با توجه به اینکه افراد بسیار زیادی با مشکلات خواب دست‌وپنجه نرم می‌کنند، درک آنچه در مغز رخ می‌دهد برای یافتن مداخلات بهتر، ابزارهای تشخیصی دقیق‌تر و درمان‌های شخصی‌سازی‌شده کلیدی است.»

پژوهشگران امیدوارند این نتایج به طراحی مداخلاتی کمک کند که هم کیفیت خواب را بهبود بخشند و هم از سامانه‌های مغزی مرتبط با توجه، تصمیم‌گیری و تنظیم هیجانی محافظت کنند. گام‌های بعدی گروه پژوهشگران بر پاراسومنیاهای فردی، از جمله راه‌رفتن در خواب و اختلال رفتار خواب رم، متمرکز خواهد بود. پژوهشگران همچنین قصد دارند مشخص کنند آیا تغییرات مشاهده‌شده در مغز، علت بروز اختلالات خواب هستند، پیامد آن‌ها، یا ترکیبی از هر دو.

مطالعه در نشریه‌ی ساینتیفیک ریپورتز منتشر شده است.

نظرات

از دیگر اعضاء خانواده قلم