پارادوکس خواب: چرا انسان‌ها با وجود نیاز زیاد، این‌قدر کم می‌خوابند؟

سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1405 - 22:30
مطالعه 4 دقیقه
مرد جوان سیاه‌پوست روی تخت خوابیده است
چرا انسان‌ها با وجود نیاز زیستی بالا، به‌طور میانگین کمتر از حد لازم می‌خوابند؟ کتابی تازه این پرسش را از زاویه تکامل و رفتار نخستی‌ها بررسی می‌کند.
تبلیغات

خلاصه مقاله:

  • فیلسوفان از دوران باستان تا امروز درباره دلیل خوابیدن و رؤیا دیدن انسان‌ها دیدگاه‌های متفاوتی داشته‌اند؛ از نگاه ارسطو که خواب را برای بازسازی بدن و ذهن ضروری می‌دانست تا عصر روشنگری که فیلسوفانش مانند جان لاک و دیوید هیوم خواب را مانعی برای عقلانیت و پیشرفت علمی تلقی می‌کردند و نگاه منفی به آن رواج یافت.
  • علم مدرن نشان داده است خواب برای عملکردهای حیاتی مانند پردازش شناختی، تنظیم احساسات، ایمنی بدن و پاک‌سازی مغز ضروری است.
  • دیوید سمسون، انسان‌شناس دانشگاه تورنتو، در کتابی تازه استدلال می‌کند که الگوی خواب انسان نتیجه مبادله‌ای تکاملی است و تغییر محل خواب از درخت به زمین باعث کوتاه‌تر اما عمیق‌تر شدن خواب شده است.

برای هزاران سال، فیلسوفان درباره علت خوابیدن و رؤیا دیدن انسان‌ها بحث کرده‌اند. ارسطو، فیلسوف یونان باستان در قرن چهارم پیش از میلاد، در رساله «درباره خواب و بی‌خوابی» توضیح داد که خواب یک توقف طبیعی و ضروری در آگاهی است که به بدن و ذهن فرصت بازسازی می‌دهد.

اما دیدگاه ارسطو در دوره روشنگری (اواخر قرن هفدهم) تا حدی کنار گذاشته شد. فیلسوفانی مانند جان لاک و دیوید هیوم معتقد بودند خواب مانع تفکر منطقی و پیشرفت علمی است. هیوم خواب را در کنار تب و جنون، عاملی مزاحم برای عقلانیت می‌دانست. جان لاک نیز خواب را اختلالی ناخواسته در مسیر عقلانیت و بهره‌وری انسان تلقی می‌کرد. حتی جونا‌تان کری، نویسنده معاصر، این نگاه را به‌صورت تندتری خلاصه کرده و نوشته بود: «خوابیدن برای بازنده‌هاست»، که نشان‌دهنده نگاه منفی بخشی از فرهنگ مدرن به خواب است.

در مقابل، علم مدرن بیش از پیش به دیدگاه ارسطو نزدیک شده است. پژوهش‌های علوم اعصاب و پزشکی نشان می‌دهند خواب برای بسیاری از عملکردهای حیاتی ازجمله پردازش شناختی، تنظیم احساسات، تقویت سیستم ایمنی، تنظیم متابولیسم بدن و ایجاد پیوندهای اجتماعی ضروری است. خواب همچنین نقش مهمی در پاک‌سازی مواد زائد متابولیک از مغز، تنظیم ارتباطات میان نورون‌ها (سیناپس‌ها) و افزایش کارایی عملکرد شناختی دارد.

در این زمینه، دیوید سمسون، انسان‌شناس زیستی در دانشگاه تورنتو در کانادا، پرسش مهمی مطرح می‌کند: اگر خواب این‌همه فایده دارد، چرا انسان‌ها در مقایسه با نیاز زیستی واقعی خود، این‌قدر کم می‌خوابند؟

سمسون در کتابی تازه با ترکیب داده‌های مردم‌نگاری، نوروبیولوژی و نخستی‌شناسی استدلال می‌کند که میزان خواب انسان‌ها نتیجه مبادله‌ای تکاملی است و می‌تواند به بهبود خواب در زندگی امروز کمک کند. کتاب او با عنوان «نخستیِ بی‌خواب: داستان خواب در تکامل انسان»، توسط انتشارات دانشگاه پرینستون (۲۰۲۶) منتشر شده است.

به نوشته‌ی نیچر، سمسون با بررسی الگوهای خواب در گونه‌های نزدیک به انسان برآورد می‌کند که انسان‌ها از نظر زیستی به حدود ۹٫۵ ساعت خواب در شبانه‌روز نیاز دارند. با‌این‌حال، میانگین خواب در فرهنگ‌های مختلف جهان کمی کمتر از ۷ ساعت است. سمسون این اختلاف حدود ۲٫۵ ساعته را «پارادوکس خواب انسانی» می‌نامد و آن را موضوع مرکزی کتاب خود قرار می‌دهد.

به نظر سمسون، توضیح این پدیده در روند انتخاب طبیعی نهفته است. او پیشنهاد می‌کند که در طول تکامل، زمانی که نیاکان انسان‌ها از خوابیدن در درختان به خوابیدن روی زمین تغییر مکان دادند، فشارهای محیطی جدیدی ایجاد شد. خوابیدن روی زمین خطر شکار شدن توسط حیوانات را افزایش می‌داد. درنتیجه، انسان‌های اولیه مجبور شدند خواب خود را کوتاه‌تر اما عمیق‌تر کنند تا هم ایمن‌تر باشند و هم بدنشان به‌طور مؤثرتر بازسازی شود.

این تغییر باعث شد خواب انسان‌ها به سمت دوره‌های کوتاه‌تر اما با کیفیت بالاتر حرکت کند؛ به‌ویژه افزایش خواب REM (مرحله‌ای از خواب که با حرکت سریع چشم‌ها و فعالیت بالای مغز همراه است). در عین حال، زمان بیشتری برای بیداری باقی ماند که می‌توانست صرف جست‌وجوی غذا، تعامل اجتماعی و یادگیری ابزارسازی شود. سمسون این نظریه را «فرضیه شدت خواب» می‌نامد و آن را توضیحی برای تعادل میان خواب کوتاه‌تر و بهره‌وری بیشتر می‌داند.

سمسون برای تقویت این دیدگاه به داده‌های مردم‌نگاری و پژوهش‌های میدانی نیز اشاره می‌کند؛ از جمله مطالعه روی شامپانزه‌های معمولی در ذخیره‌گاه حیات‌وحش تورو-سم‌لیکی در اوگاندا، و همچنین دو گروه شکارچی-گردآورنده شامل هادزا در تانزانیا و بایا‌یَکا در جمهوری کنگو.

در این پژوهش‌ها مشخص شده است که شامپانزه‌ها هر شب در درختان برای خود «آشیانه خواب» می‌سازند. این آشیانه‌ها از شاخه‌ها، ساقه‌ها و برگ‌ها ساخته می‌شوند و مانند سکویی طبیعی عمل می‌کنند که هم از نظر دمایی راحت است و هم از حیوانات شکارچی و انگل‌ها محافظت ایجاد می‌کند.

رفتار ساخت آشیانه خواب فقط در شامپانزه‌ها دیده نمی‌شود، بلکه در دیگر انسان‌نماهای بزرگ نیز وجود دارد: اورانگوتان‌ها، گوریل‌ها و بونوبوها. سمسون معتقد است این رفتار فراتر از عادتی ساده است و نقش مهمی در مسیر تکامل شناختی داشته است. به گفته باربارا فروت و گوتفرید هوهمان دانشمندان نخستی‌شناس، آشیانه‌سازی نوعی «گهواره برای شکل‌گیری توانایی‌های شناختی بالاتر، مهارت دست‌کاری اشیا و مهارت‌های فناوری» بوده است.

گفتنی است در نقدی که به کتاب مورد بحث وارد شده، به گونه‌ای مهم اشاره شده که در بحث نویسنده نادیده گرفته شده است: آی‌آی (Daubentonia madagascariensis)، یک نخستی شب‌فعال بومی ماداگاسکار. این جانور که اندازه‌ای تقریباً در حد یک گربه دارد، یکی از خاص‌ترین نخستی‌ها به شمار می‌رود و برخلاف بسیاری از لمورها، رفتارهای پیچیده‌ای در ساخت آشیانه از خود نشان می‌دهد.

آی‌آی همچنین از نظر نسبت اندازه مغز به بدن، در میان لمورها یکی از بالاترین مقادیر را دارد؛ ویژگی‌ که معمولاً با توانایی‌های شناختی پیشرفته‌تر در جانوران مرتبط دانسته می‌شود. با این حال، الگوی خواب و رفتارهای مرتبط با استراحت در این گونه هنوز به‌طور دقیق و کامل مطالعه نشده است.

برخی پژوهشگران معتقدند بررسی دقیق‌تر آی‌آی می‌تواند برای درک بهتر رابطه میان آشیانه‌سازی، الگوهای خواب و تکامل شناختی در نخستی‌ها بسیار ارزشمند باشد و شاید در آینده به اصلاح یا تکمیل فرضیه‌های مطرح‌شده در این کتاب کمک کند.

نظرات