دوپامین با اتساع زمان، لحظات بدیع را در مغز ما ماندگار میکند
چرا وقتی لحظات خوشی را سپری میکنیم، زمان بهسرعت برق و باد میگذرد؟ یافتههای اخیر پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس نشان میدهد که ترشح دوپامین، مادهی شیمیایی پیامرسان «احساس خوب»، تأثیری شگفتانگیز بر درک انسان از تجربههای گذشته دارد و باعث میشود لحظات جدید در حافظه طولانیتر به نظر برسند.
بهگزارش رسانهی علمی رفراکتور، اسکنهای مغزی در پژوهش فاش کردند که ناحیهی تگمنتوم شکمی (VTA) در مغز میانی که مسئولیت تولید دوپامین را بر عهده دارد، هنگام مواجهه با آغاز یک توالی جدید از رویدادها فعال میشود. هرچه فعالیت این دسته از سلولهای عصبی شدیدتر باشد، فاصلهی زمانی بین رویدادهایی که در توالیهای مختلف قرار گرفتهاند، در ذهن طولانیتر به نظر میرسد. گویی فوران دوپامین، لحظات را کش میآورد و تجارب ممتد را به فصلهای مجزا تقسیم میکند تا بازخوانی آنها در آینده سادهتر شود.
ارین مورو، دانشجوی دکتری و نویسندهی اصلی مطالعه، معتقد است که فعال شدن سیستم دوپامین در شروع یک رویداد جدید، یکی از روشهایی محسوب میشود که مغز به کمک آن، تجربهها را به بخشهای خاطرهانگیز تقسیمبندی میکند. دوپامین که اغلب با سیستم پاداش شناخته میشود، نقشهای حیاتی در عملکردهای اجرایی، تقویت رفتار و کنترل حرکات بدن ایفا میکند.
بازسازی رویدادهای گذشته در ذهن انسان، فرآیندی انعطافپذیر و اغلب خطاپذیر است
بخش بزرگی از فرآیند حافظه نیز به دوپامین وابسته است. سلولهای ناحیهی تگمنتوم شکمی به تجربههای بدیع واکنش نشان میدهند و لحظات پیشبینیناپذیر را بهعنوان موضوعی ارزشمند برای توجه مغز علامتگذاری میکنند. طبق فرضیهی «ساعت دوپامینی»، این انتقالدهندهی عصبی پیوندی ناگسستنی با سیستم زمانسنجی مغز دارد. فعالشدن جریان دوپامین سبب میشود که انسان مدتزمان سپری شده را بیش از مقدار واقعی تخمین بزند.
تیم پژوهشی مورو برای بررسی اینکه آیا اتساع زمان در حافظهی بلندمدت تثبیت میشود یا خیر، از فناوری ابزار ردیابی چشم (fMRI) و یک تست حافظه استفاده کردند. ۳۲ داوطلب در آزمایش مجموعهای از تصاویر اشیای معمولی را مشاهده کردند تا تشخیص دهند کدامیک از جعبهی کفش بزرگتر است.
پیش از نمایش هر تصویر، صدای کوتاهی در گوش چپ یا راست داوطلب پخش میشد. پژوهشگران پس از نمایش هشت تصویر، فرکانس صدا، گوشی که صدا در آن پخش میشد و حتی دستی که شرکتکننده باید برای اعلام نظر خود استفاده میکرد را تغییر دادند تا توالی رویدادها به چهار بخش کاملاً مجزا تقسیم شود.
نتایج اسکنها تایید کرد که با هر تغییر در شرایط آزمایش، ناحیهی تگمنتوم شکمی داوطلبان فعال میشود که نشاندهندهی واکنش دوپامینی است. افزایش نرخ پلکزدن شرکتکنندگان نیز شواهد بیشتری مبنی بر فعالیت دوپامین در مغز ارائه داد. داوطلبان پس از پایان توالیها، به سوالاتی دربارهی ترتیب و زمانبندی جفتهای مشخصی از اشیا پاسخ دادند. با وجود اینکه فاصلهی زمانی بین تمام تصاویر کاملاً ثابت بود، شرکتکنندگان گزارش دادند تصاویری که در بخشهای متفاوت قرار داشتند، از نظر زمانی دورتر از هم به نظر میرسند.
یافتههای آزمایش ثابت میکند که بازسازی رویدادهای گذشته در ذهن انسان، فرآیندی انعطافپذیر و اغلب خطاپذیر است که به توانایی دوپامین در بخشبندی تجربههای زندگی بستگی دارد. مورو توضیح میدهد که پدیدهی اتساع زمان، با وجود خطای محاسباتی، ابزاری کارآمد برای مغز محسوب میشود؛ زیرا به تفکیک دقیقتر تجربهها در لایههای حافظه کمک میکند.
نوسانات سطح دوپامین در شرایط واقعی زندگی همچنان نیازمند بررسیهای دقیقتر است. آزمایشهای آینده باید نقش این انتقالدهنده عصبی را در تبدیل رویدادهای غافلگیرکننده به لحظات آموزنده با قاطعیت بیشتری تأیید کنند. بر اساس یافتههای فعلی، احتمالاً باید از دوپامین سپاسگزار باشیم که بخشهای خستهکنندهی زندگی را در ذهن ما فشرده میکند و در مقابل، حافظه را با لحظاتی طولانی از شادی، شگفتی و هیجان پر میسازد.
مطالعه در مجلهی Nature Communications منتشر شده است.