معمای رستوران؛ راهحلی که ریچارد فاینمن نیم قرن پیش نوشته بود، درست از آب درآمد
ریچارد فاینمن، فیزیکدان برجستهی آمریکایی، در گوشهای از یک رستوران تایلندی در گلندیل کالیفرنیا، همانجایی که مشتری همیشگیاش بود، تکه کاغذی برداشت و دست به قلم شد. دوستش رالف لیتون دودل بود که دوباره غذای موردعلاقهاش، یعنی مرغ زنجبیلی را سفارش دهد یا سراغ بقیهی غذاهای منو برود. فاینمن چند دقیقه بعد ادعا کرد که پاسخ ریاضی این معما را یافته است.
ماجرا به اواخر دههی ۱۹۷۰ برمیگردد. اکنون پس از گذشت دههها، دانشمندان علوم رفتاری به راهحل فاینمن بازگشتهاند که بخشی از آن بهدلیل دستخط ناخوانای صاحبش سالها مبهم مانده بود. دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که راهحل فاینمن واقعاً بهینه بوده است. پژوهشی جدید نشان میدهد شرکتکنندگان در یک بازی آنلاین، بدون اینکه از راهحل ریاضی آگاه باشند، رفتاری بسیار نزدیک به فرمول فاینمن از خود نشان دادهاند.
معمای رستوران برای هر کسی که تجربهی غذا خوردن بیرون از خانه را دارد آشناست: آیا بهتر است همان غذایی را که تاکنون بهترین بوده سفارش دهیم، یا منو را کاوش کنیم به امید آنکه چیز بهتری پیدا شود؟ شوهام خوشن هیلِل، دانشمند علوم رفتاری، میگوید نمونهی رستوران بازتاب طیف گستردهای از تصمیمهای واقعی در زندگی است؛ از انتخاب خانه برای خرید گرفته تا تعیین شریک زندگی و حتی پیدا کردن جای پارک.
کاری که فاینمن در رستوران انجام داد، تبدیل یک دوراهی روزمره به مسئلهای در «نظریه تصمیمگیری» بود؛ حوزهای میان اقتصاد و روانشناسی که به تحلیل راهبردهای تصمیمگیری در شرایط فقدان قطعیت میپردازد.
بهطور دقیقتر، راهحل فاینمن زیرمجموعهی دستهای گستردهتر از مسائل این نظریه قرار میگیرد که «مسائل توقف» نام دارند؛ مسائلی که باید تصمیم گرفت آیا گزینهی پیشرو را بپذیریم یا جستوجو را ادامه دهیم. فاینمن در این چارچوب آستانهای محاسبه کرد: تعداد مشخصی از تجربهها یا انتخابها که پس از آن مرحله، بهترین تصمیم برای رالف لیتون این بود که دیگر سراغ انتخابهای جدید نرود و به همان غذای محبوبش پایبند بماند.
آیا گزینه پیشرو را بپذیریم یا جستوجو را ادامه دهیم؟
لیتون یادداشتهای ریچارد فاینمن را نگه داشت. در اوایل دههی ۲۰۰۰، بخشی از دستخط پیچیدهی فاینمن را رمزگشایی و تفسیرش را به صورت آنلاین منتشر کرد. حدود یک دهه بعد، در سال ۲۰۱۳، تام گریفیتس، دانشمند علوم شناختی از دانشگاه پرینستون، در جریان تحقیق برای نوشتن کتابی با همکارش برایان کریستین، دانشمند کامپیوتر و علوم شناختی، با مسئله روبهرو شد و برای اولین بار یادداشتهای فاینمن را بهطور کامل رمزگشایی کرد.
بهگزارش نیچر، کریستین که اکنون در دانشگاه کالیفرنیا برکلی فعالیت میکند، میگوید مسئلهی فاینمن تا سال ۲۰۲۱ تقریباً دستنخورده باقی ماند، تا زمانی که او و گریفیتس تصمیم گرفتند دوباره به آن بازگردند. او میافزاید: «معنای یادداشتهای فاینمن را فهمیده بودیم، اما هنوز کار زیادی باقی مانده بود.» پژوهشگران سرانجام تأیید کردند که فاینمن واقعاً به بهترین راهحل دست یافته بود و علاوه بر آن، نسخهی تعمیمیافتهتری از مسئله را نیز حل کردند.
در گام بعدی، گریفیتس و کریستین به همراه ایوان راسک، روانشناس شناختی از دانشگاه نیویورک، بررسی کردند که آیا رفتار واقعی انسانها به راهحل ریاضی نزدیک است یا خیر. تیم معمای رستوران را به یک بازی آنلاین تبدیل کردند و ۲٬۵۲۰ شرکتکننده را در آزمایشی گسترده سنجیدند. شرکتکنندهها باید تصور میکردند که برای مدتی بین یک تا چهار هفتهای، به شهری جدید سفر کردهاند و باید هر شب یک رستوران را برای شام انتخاب کنند.
بازیکنان براساس کیفیت رستوران انتخابی، عددی بین ۱ تا ۱۰۰ امتیاز میگرفتند و هدف رساندن مجموع امتیازات به حداکثر بود. نتیجه نشان داد شرکتکنندگان هرچه به پایان سفر نزدیکتر میشدند، تمایل کمتری به ریسک کشف رستورانهای جدید نشان میدادند که کاملاً از فرمول بهینهی فاینمن پیروی میکند. هرچند شرکتکنندگان راهحل ریاضی فاینمن را که شامل فرمولی با جذر است، حل نکردند، رفتارشان تقریباً به آن نزدیک بود.
البته، مدل فاینمن تصویری کامل از رفتار انسان پشت میز رستوران ارائه نمیدهد. محدودیت اساسی این است که عامل خستگی و کسالت نادیده گرفته میشود؛ در مدل، گزینهی بهینه این است که یکبار برای همیشه روی یک غذا ثابت بمانید. در واقعیت اما آدمها ممکن است بخواهند یک در میان به غذای مورد علاقهشان برگردند و در سایر دفعات منو را کاوش کنند. بااینحال، کریستین میگوید این مسئله تنش بنیادی آشنا در هر روز زندگی را به سادهترین شکل ممکن خلاصه میکند: انتخاب میان انجام کار محبوب و امتحان چیزهای تازه.
یافتههای پژوهش در نشریهی PNAS منتشر شده است.