سیلاب ناگهانی و مرگباری که چهارشنبه ۲۶ اوت مناطق شمالی نپال در مرز تبت را درنوردید، دستکم ۱۵۷ کشته بر جا گذاشت و صدها نفر نیز مفقود شدند. تصاویر منتشرشده از منطقه، جریان عظیمی از گل، سنگ و آوار را نشان میدهد که خانهها و خودروها را با خود میبرد. اما شواهد اولیه نشان میدهد این فاجعه برخلاف بسیاری از سیلابهای ناگهانی، با بارندگی شدید آغاز نشده است.
پژوهشگران اکنون درحال بررسی زنجیرهای از اتفاقات در ارتفاعات هیمالیا هستند که احتمالاً یکی پس از دیگری رخ دادهاند: ابتدا بخشی از یک یخچال و دامنه کوه فرو ریخته، سپس بهمن بزرگی از یخ و سنگ به دره سقوط کرده، مسیر یک رودخانه را مسدود کرده و در نهایت با شکستن این سد طبیعی، حجم عظیمی از آب و آوار به سمت مناطق پاییندست سرازیر شده است.
سیلابی که بارندگی شدید آن را توضیح نمیدهد
سیلاب حدود ساعت ۹ صبح به وقت محلی وارد سامانه رودخانه بوتکوشی در نزدیکی مرز نپال و تبت شد. آب سپس از منطقه کوهستانی راسووا عبور کرد و به نواحی پاییندست از جمله نوواکوت و دهادینگ رسید.
حجم آب بهقدری زیاد بود که براساس گزارشها، سطح رودخانه تریشولی در یکی از ایستگاههای اندازهگیری پاییندست، طی ۳۰ دقیقه تا حدود ۹ متر افزایش یافت. در بخشهایی از شهر تاریخی نوواکوت نیز دهها و احتمالاً صدها خانه از بین رفتند. دستکم ۱۹ پل قابل عبور برای خودرو و حدود ۴۰ کیلومتر جاده نیز آسیب دیده یا بهطور کامل شسته شدهاند.
در نگاه اول، چنین تصویری میتواند یادآور سیلابهای ناشی از بارندگی شدید موسمی باشد. بااینحال، دادههای موجود نشان میدهد پیش از حادثه بارندگی سنگینی در منطقه ثبت نشده بود که بتواند حجم عظیم آب را توضیح دهد. همین موضوع نگاه پژوهشگران را به ارتفاعات بالاتر هیمالیا معطوف کرد.
فروپاشی یخچال در ارتفاع ۵۲۰۰ متری
قویترین شواهد موجود تاکنون به فروپاشی بزرگی در یخچالی کوهستانی اشاره دارد. تصاویر ماهوارهای نشان میدهند بخشی بزرگ از یخچالی در ارتفاع حدود ۵۲۰۰ متر جدا شده و بیش از ۱۲۰۰ متر به داخل دره سقوط کرده است.
سقوط این حجم از یخ و سنگ، بهمنی عظیم ایجاد کرد و این رویداد آنقدر قدرتمند بود که اثر آن در دادههای لرزهای نیز ثبت شد. اما یک سؤال مهم باقی میماند: چگونه سقوط یخ و سنگ توانسته چنین حجم بزرگی از آب را آزاد کند؟
محتملترین فرضیه کنونی بر پایه بررسی تصاویر ماهوارهای و گزارش اداره هیدرولوژی نپال شکل گرفته است؛ بر این اساس، سقوط بهمن به داخل دره باعث شده مسیر رودخانه در فاصله تقریبی ۲۰ کیلومتری بالادست مرز نپال و تبت، با انباشتی از یخ، سنگ و آوار مسدود شود.
در این سناریو، آب برای مدتی پشت مانع ایجادشده جمع شده و سد طبیعی موقتی شکل گرفته است. سپس سد شکسته و حجم انباشتهشده آب با سرعت بسیار زیاد به سمت پاییندست حرکت کرده است. در مسیر نیز احتمالاً جریان اولیه با خود آب، سنگ و رسوبات بیشتری برداشته و به تودهای سنگینتر و مخربتر از گل و آوار تبدیل شده است.
وقتی یک خطر، خطر بعدی را به راه میاندازد
اگر سناریوی یادشده تأیید شود، فاجعه نپال نمونهای روشن از «مخاطرات آبشاری» خواهد بود. در این حادثه، فروپاشی یخ و سنگ احتمالاً بهمنی بزرگ ایجاد کرده است. بهمن وارد رودخانه شده و ممکن است جریان آب را مسدود کرده باشد. آب پشت این سد موقت جمع شده و با شکست آن، سیلابی بزرگ در پاییندست به راه افتاده است.
نکته مهم این است که خطر در طول مسیر شکل خود را تغییر داده است. حادثهای که در ارتفاعات دورافتاده به شکل فروپاشی یخچال آغاز شد، کیلومترها پایینتر به صورت سیلابی مملو از گل، سنگ و آوار به مناطق مسکونی رسید.
همین ویژگی، مخاطرات آبشاری را دشوارتر از بسیاری از بلایای طبیعی معمولی میکند. مردم پاییندست ممکن است در معرض خطری قرار بگیرند که منشأ آن صدها یا هزاران متر بالاتر و کیلومترها دورتر است. در چنین شرایطی، حتی اگر وضعیت محلی آرام باشد و بارندگی شدیدی رخ نداده باشد، حادثهای در نقطهای دور میتواند ناگهان شرایط را تغییر دهد.
دانشمندان میان مخاطرات آبشاری و مخاطرات مرکب تفاوت قائل میشوند. در مخاطرات مرکب، چند عامل خطر میتوانند همزمان یا پشتسرهم رخ دهند و اثر یکدیگر را تشدید کنند، بدون آنکه یکی مستقیماً باعث دیگری شده باشد. برای مثال، بارندگی شدید و طوفان ممکن است همزمان خسارت یک منطقه را افزایش دهند. اما در مخاطرات آبشاری، رابطه علت و معلولی اهمیت دارد. یک اتفاق، اتفاق بعدی را به راه میاندازد و زنجیره با پیشروی خود میتواند قویتر و مخربتر شود. این زنجیره گاهی از حادثهای نسبتاً محدود در منطقهای دورافتاده شروع میشود، اما در مرحلههای بعدی به خطری تبدیل میشود که جان هزاران نفر را در مناطق مسکونی تهدید میکند.
آیا تغییرات اقلیمی مقصر است؟
گرمشدن زمین در دهههای اخیر سرعت ذوب یخچالها را در منطقه هندوکش و هیمالیا افزایش داده است، اما پژوهشگران هشدار میدهند که هنوز برای نسبتدادن مستقیم حادثه اخیر نپال به تغییرات اقلیمی زود است.
فروپاشی یخچالها، رانش زمین و بهمن از مدتها پیش بخشی از فرایندهای طبیعی مناطق کوهستانی هیمالیا بودهاند. برای مشخصکردن نقش تغییرات اقلیمی در یک حادثه مشخص، پژوهشگران باید دادههای دما، وضعیت یخچال، شرایط زمینشناسی و سابقه منطقه را جداگانه بررسی کنند.
بااینحال، تغییرات اقلیمی شرایط کلی کوهستانهای هیمالیا را تغییر میدهد. عقبنشینی یخچالها میتواند بخشهایی از دامنه را ناپایدار کند و دریاچههای یخچالی جدیدی ایجاد کند. این تغییرات ممکن است احتمال شکلگیری برخی زنجیرههای خطر را در آینده افزایش دهند.
چرا پیشبینی چنین فجایعی دشوار است؟
سیلاب نپال مشکل مهمی را در مدیریت بلایای طبیعی نشان میدهد: بیشتر سامانههای هشدار برای خطرهای مشخص طراحی شدهاند. برای مثال، سامانه هشدار سیل ممکن است میزان بارندگی و سطح رودخانه را اندازهگیری کند. سامانه دیگری ممکن است حرکت دامنهها یا وضعیت یک یخچال را زیر نظر داشته باشد.
اما در رویداد آبشاری، مسئله فقط احتمال وقوع هرکدام از این خطرها نیست؛ مهمتر این است که چگونه یک خطر میتواند دیگری را ایجاد یا تشدید کند.
اگر بهمنی مسیر رودخانه را ببندد، شرایط در عرض چند دقیقه تغییر میکند. رودخانهای که لحظاتی قبل جریان طبیعی داشت، میتواند پشت یک سد موقت جمع شود و پس از شکست آن حجم عظیمی از آب را آزاد کند. به همین دلیل، متخصصان مدیریت بحران معتقدند ارزیابی خطر در چنین مناطقی باید فراتر از بررسی جداگانه سیل، رانش زمین یا بهمن باشد. باید مسیرهایی را نیز شناخت که این خطرها از طریق آنها به یکدیگر متصل میشوند.
فاجعهای که هنوز همه جزئیاتش روشن نیست
تحقیقات درباره حادثه نپال همچنان ادامه دارد و دانشمندان هنوز ترتیب دقیق تمام اتفاقات را مشخص نکردهاند. بهویژه، چگونگی تبدیل فروپاشی یخچال به جریان عظیم آب و آوار به بررسی بیشتر تصاویر ماهوارهای، دادههای لرزهای و اندازهگیریهای میدانی نیاز دارد. بااینحال، شواهد فعلی تصویری متفاوت از یک سیل معمولی ارائه میکنند.
آنچه به روستاها و شهرهای پاییندست رسید، احتمالاً آخرین حلقه از زنجیرهای بود که بیش از هزار متر بالاتر در هیمالیا آغاز شده بود. همین موضوع نشان میدهد چرا در مناطق کوهستانی، دانستن اینکه هر خطر کجا رخ میدهد کافی نیست؛ باید فهمید که یک حادثه چگونه میتواند حادثه بعدی را به راه بیندازد و در طول مسیر به رویدادی بسیار مخربتر تبدیل شود.