بحران نامرئی در تنگه هرمز؛ کشتیهای متوقفشده میزبان گونههای مهاجم دریایی شدهاند
توقف طولانیمدت و بیسابقهی بیش از هزار کشتی تجاری در دو سوی تنگه هرمز، شرایطی را رقم زده که به گفتهی دانشمندان، میتواند به شکلگیری رویدادی زیستمحیطی از نوع «ابرپخشکننده» منجر شود. بدنهی کشتیهای راکد اکنون میزبان انبوهی از میکروبهای دریایی، جلبکها و بیمهرگانی است که با ازسرگیری تردد دریایی، میتوانند به اکوسیستمهای دوردست جهان منتقل شوند و خساراتی گسترده برای محیطزیست، شیلات و حتی سلامت انسان به باور آورند.
بهگزارش لایوساینس، ماریو تامبوری، استاد مرکز علوم محیطزیستی دانشگاه مریلند و نویسندهی اول پژوهش، در بیانیهای اعلام کرد: «مقیاس و مدت بیسابقهی توقف گسترده کشتیهای تجاری بزرگ در بهار و تابستان امسال، شرایطی کاملاً مساعد برای وقوع رویداد ابرپخشکننده گونههای مهاجم دریایی ایجاد کرده است.»
کشتیهای باری معمولاً در بنادر مختلف، حداکثر یکی دو روز توقف میکنند، اما نویسندگان پژوهش میگویند موجوداتی که از سراسر جهان وارد این منطقه شده و اکنون در میان کشتیهای ساکن با یکدیگر ترکیب و پراکنده میشوند، پس از حدود ده روز بیحرکتی، رشد و تکثیر واقعی خود را آغاز میکنند.
موجودات دریایی بهصورت «تهاجمی» شروع به مستقر شدن روی بدنه کشتیها میکنند
پس از گذشت این بازه زمانی، پوششهای محافظ ویژهای که بدنه کشتیها را در برابر آلودگی زیستی محافظت میکنند، اثربخشی خود را از دست میدهند و به این ترتیب، موجودات یادشده بهصورت «تهاجمی» شروع به مستقر شدن روی بدنه کشتیها میکنند. ورود این موجودات به اکوسیستمهای جدید میتواند خسارات جبرانناپذیری بهبار آورد.
جنگ با ایران پیامدهای سنگینی بر جای گذاشته است. پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در نهم اسفند ماه، تردد کشتیها از تنگه هرمز محدود شد؛ این گذرگاه حیاتی که خلیج فارس را به دریای عمان متصل میکند، مسیر انتقال ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت بهشمار میرود. اما پیامدها تنها اقتصادی نیست. تامبوری میگوید: «اگرچه پیشبینی تهاجمهای زیستی دریایی دشوار است، این احتمال وجود دارد که چندین گونه در زیستگاههای جدید مستقر شوند و برخی نیز آسیبهای زیستمحیطی و اقتصادی قابلتوجهی بهبار بیاورند.»
تامبوری به نمونهی صدفهای گورخری (Dreissena polymorpha) در دریاچههای بزرگ آمریکا اشاره کرد. این نرمتنان که زادگاه اصلیشان اروپا و آسیاست، احتمالاً در دهه ۱۹۸۰ از طریق آب تخلیهشده کشتیهای باری اروپایی وارد آمریکا شدهاند. پیامدهای حضور این گونه مهاجم گسترده است: این صدفها جلبکهایی را که گونههای بومی برای تغذیه به آنها نیاز دارند، فیلتر و حذف میکنند و همچنین به صدفهای بومی میچسبند و مانع حرکت، تغذیه و تولیدمثل آنها میشوند.
علاوهبراین، انسداد لولهها و سامانههای تأمین آب از دیگر خساراتی است که هزینهای میلیون دلاری برای رفعش صرف میشود. هر صدف گورخری ماده قادر است هزاران تخم تولید کند و به همین دلیل، پس از استقرار جمعیت این گونه در یک منطقه، اقدام مؤثری برای ریشهکن کردن آن تقریباً باقی نمیماند.
گونههای مهاجم، فراتر از رقابت بر سر فضا و منابع با گونههای بومی، میتوانند ناقل بیماری نیز باشند. ایپریل بلیکسلی، دانشیار زیستشناسی دانشگاه شرق کارولینا، میگوید: «یکی از نگرانیهای کمتر محسوس ناشی از تهاجمات زیستی، احتمال گسترش مراحل عفونی انگلها و بیماریهایی است که یا درون مخازن آب توازن کشتیها محبوساند یا به موجودات چسبیده به بدنه کشتی وابستهاند.»
انگلها و بیماریهای منتقلشده توسط کشتیها میتوانند به گونههای بومی سرایت کنند و این امر ممکن است گونههای دارای ارزش اکولوژیک یا تجاری را تحتتأثیر قرار دهد یا حتی نگرانیهایی برای سلامت انسان ایجاد کند. به بیان دیگر، این گونهها میتوانند بیماریهایی را منتقل کنند که توانایی آلوده کردن حیاتوحش محلی، انسانها و همچنین صنایع شیلات و آبزیپروری را دارند.
تامبوری میگوید مناطقی که بیشترین آسیبپذیری را دارند، نخستین بنادر مقصدی هستند که دما و شوری آب آنها به شرایط منطقهای خلیج فارس نزدیک است؛ بهویژه بنادری در هند، سنگاپور، یونان، اسپانیا، هلند و چند بندر دیگر در خاورمیانه.
یکی از نگرانیها، احتمال گسترش مراحل عفونی انگلها و بیماریهایی است که یا درون مخازن آب توازن کشتیها محبوساند یا به موجودات چسبیده به بدنه کشتی وابستهاند
اکنون پرسش این است که چگونه میتوان از وقوع رویداد «ابرپخشکننده» جلوگیری کرد؟ به گفتهی پژوهشگران، شستوشوی بدنهی کشتیها در آب، پیش از خروج از خلیج فارس، میتواند بهطور قابلتوجهی از گسترش این موجودات بکاهد.
برآورد سطح ریسک هر کشتی پیش از حرکت و همچنین راهاندازی شبکههای پایش و سامانههای تشخیص زودهنگام در بنادر پرخطر نیز از دیگر اقداماتی است که میتواند دامنه خسارات را محدود کند.
پژوهشگران در پایان مطالعه نوشتند: «در حالی که پیامدهای انسانی و اقتصادی رویدادهایی مانند جنگ در خاورمیانه همیشه بالاترین اولویت را خواهد داشت، آثار زیستمحیطی نباید نادیده گرفته شود.»
مطالعه در مجلهی Biological Invasions منتشر شده است.