موفقترین صندوق سرمایهگذاری هوش مصنوعی چگونه در ۶ روز تا مرز فروپاشی پیش رفت؟
شنبه 10 مرداد 1405 - 13:30مطالعه 11 دقیقهبیستوچهارم جولای ۲۰۲۶؛ لئوپولد اشنبرنر، پژوهشگر پیشین OpenAI و مدیر جوانی که بسیاری او را نوستراداموس عصر هوش مصنوعی میدانستند؛ در نامهای به سرمایهگذارانش از سود خالص ۴۳۹درصدی صندوق هوش مصنوعیاش خبر داد و از سایر مشتاقان به سرمایهگذاری هم دعوت کرد تا ابتدای آگوست، پولهای تازهای وارد صندوق کنند.
اما شش روز بعد، ورق چنان برگشت که اشنبرنر در میانهی یک کابوس شبانه، دیوانهوار بهدنبال خریداری میگشت که بیش از ۱۰ میلیارد دلار از داراییهایش را یکجا بخرد تا صندوقش صرفاً تا صبح فردا دوام بیاورد.
خلاصه صوتی
خلاصهی صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
صندوق سرمایهگذاری سیچویشنال اورنس (Situational Awareness) که کمتر از دو سال پیش برپایهی پیشبینیهای بلندپروازانهی اشنبرنر از آیندهی هوش مصنوعی تأسیس شد و بیشاز ۲۰ میلیارد دلار دارایی را مدیریت میکرد، ناگهان در تلهی اهرمهای مالی و افت شدید سهام تکنولوژی گرفتار شد.
فشار خردکنندهی بانکهایی که میلیاردها دلار به صندوق وام داده بودند، یکی از شتابزدهترین و کمسابقهترین مزایدههای تاریخ والاستریت را رقم زد؛ شبی پرالتهاب که در آن، سبد درخشان سهام هوش مصنوعی اشنبرنر روی میز معامله با سیتادل؛ غول سرمایهگذاری تحت مدیریت کن گریفین قرار گرفت.
اما چه چیزی باعث شد صندوقی که گزارشهای مالیاش تا همین چند روز پیش مانند متون مقدس میان معاملهگران دستبهدست میشد، با چنین سرعتی تا یکقدمی نابودی برود؟
پیشبینی آینده، پیش از ورود به والاستریت
اعتبار و پرستیژ اشنبرنر نه از دل بازارهای مالی، بلکه از تالارهای پژوهشی و آکادمیک هوش مصنوعی ریشه میگرفت. این نابغهی متولد آلمان، در ۱۵سالگی پا به دانشگاه کلمبیا گذاشت و چهار سال بعد با مدال و رتبهی ممتازی فارغالتحصیل شد.
اشنبرنر مدتی در فیوچر فاند، بازوی خیریهی امپراتوری FTX فعالیت کرد و سپس راهی تیم Superalignment در اوپنایآی شد؛ گروهی زبده که مأموریت داشت راههای کنترل سیستمهای هوش مصنوعی قدرتمندتر از انسان را بررسی کند.
اما OpenAI در سال ۲۰۲۴، اشنبرنر را بهخاطر نقض جدی قوانین امنیتی اخراج کرد. اشنبرنر هرگز این روایت را نپذیرفت و مدعی شد فقط اسنادی را که محرمانه نبودهاند و کد اختصاصی یا اسرار شرکتی را شامل نمیشدند، برای چند پژوهشگر قابلاعتماد فرستاده است تا از بازخورد علمیشان برای بهبود امنیت هوش مصنوعی استفاده کند.
اشنبرنر با پیشبینی ظهور AGI، نظریههای جسورانهاش را به ماشین خلق ثروت تبدیل کرد
چند ماه بعد اشنبرنر مجموعهمقالهای مفصل و ۱۶۵ صفحهای را با عنوان «آگاهی موقعیتی: دهه پیشرو» منتشر کرد و توضیح داد که آزمایشگاههای هوش مصنوعی تا سال ۲۰۲۷ به هوش عمومی مصنوعی (AGI) دست مییابند و ماشینها خود هدایت پژوهشهای هوش مصنوعی را به دست خواهند گرفت.
اشنبرنر استدلال میکرد که تحقق چنین آیندهای به صدها میلیون پردازندهی گرافیکی، خوشههای محاسباتی تریلیوندلاری، دیتاسنترهای غولپیکر جدید و جهشی عظیم در تولید انرژی برق نیاز دارد. او در مقدمهی تکاندهندهی مقاله نوشته بود که اکثریت مردم حتی ایدهی مبهمی هم از آیندهی هوش مصنوعی ندارند.
مقاله هشدار میداد که دنیا بهزودی از خواب بیدار خواهد شد؛ اما در آن برهه شاید تنها چندصد نفر، آنهم عمدتاً در سانفرانسیسکو و اتاقهای فکر آزمایشگاههای AI، از اتفاقات پیشرو آگاهی موقعیتی داشتند و اشنبرنر خودش را یکی از همان معدود افراد میدانست.
مانیفست آگاهی در روزهایی منتشر شد که مدیران فناوری، سرمایهگذاران و سیاستگذاران سرسامزده بهدنبال نقشهی راهی منسجم از آیندهی هوش مصنوعی میگشتند. مقاله دستبهدست چرخید و اشنبرنر را به چهرهای اسطورهای تبدیل کرد؛ تا جایی که تیم فریس، پادکستر سرشناس آمریکایی، به او لقب «نوستراداموس هوش مصنوعی» داد.
اشنبرنر بیدرنگ نظریهی جسورانهاش را به چارچوبی برای معاملهگری تبدیل کرد. نَت فریدمن مدیرعامل سابق گیتهاب، دنیل گروس و پاتریک و جان کالیسون بنیانگذاران استرایپ، سرمایهی اولیهی صندوق Situational Awareness را تأمین کردند.
مدتی بعد اشنبرنر در گفتوگویی ماراتونگونه و چهارساعته با دوارکش پاتل تصریح کرد اگر ظهور AGI در قیمت داراییها منعکس شود، شاید بتوان از این تحول سودهایی صدبرابری ساخت.
در طول مصاحبه، وقتی از او پرسیدند چقدر احتمال دارد صندوقش به سرنوشت تلخ صندوق پیتر تیل در بحران مالی ۲۰۰۸ دچار شود و بخش عظیمی از داراییهایش را بر باد دهد، با تکیهکلام رایج معاملهگران پاسخ داد: «مشخصاً منفجرنشدن صندوق را اولویت شماره یک و دو میدانم!» و تنها چند ماه بعد فعالیت رسمی سیچویشنال اورنس آغاز شد.
صندوقی که پروندههایش مثل متون مقدس خوانده میشد
صندوق سیچویشنال اورنس کار خود را با چندصد میلیون دلار شروع کرد؛ اما پیشبینیهای هیجانانگیز اشنبرنر مثل آهنربا سرمایههای جدیدی جذب کرد.
او بر خلاف سنت رایج سرمایهگذاران هوش مصنوعی، سراغ استارتآپهای نوپا نرفت و شرطبندیهای سنگینش را به بازارهای عمومی برد؛ با این استدلال که AGI کل پیکرهی اقتصاد جهان را از نو خواهد ساخت و بازار سهام امکان میدهد پیامدهای پیشرفت هوش مصنوعی را در صنایع گوناگون دنبال کند.
سبد سرمایهگذاری صندوق را میتوانستید ترجمهی مالی همان آیندهای بدانید که در مقالهی Situational Awareness توصیف شده بود.
صندوق بهجای استارتاپها، زیرساختهای محاسباتی و غولهای تراشهساز را هدف قرار داد
اشنبرنر روی غولهای تراشهسازی و حافظه نظیر برادکام، اینتل، مایکرون، سندیسک و اسکی هاینیکس، شرکتهای زیرساخت محاسباتی همچون کورویو و نبیوس و تأمینکنندگان انرژی دیتاسنترها مانند بلوم انرژی دست گذاشت.
حتی شرکتهای استخراج رمزارز نیز که برق فراوان و مراکز پردازشی بزرگی در اختیار داشتند، به این سبد راه یافتند تا بخشی از ظرفیت خود را به میزبانی از محاسبات سنگین هوش مصنوعی اختصاص دهند.
صندوق در کنار خریدهایش، علیه صنایعی شرط میبست که تصور میکرد با گسترش هوش مصنوعی موقعیتشان را از دست میدهند؛ البته این بخش از سبد در پروندههای عمومی دیده نمیشد؛ چرا که گزارشهای رسمی 13F موقعیتهای فروش استقراضی (Short)، سهام خارجی، مشتقات و سرمایهگذاریهای خصوصی را کاملاً پوشش نمیدهند.
سهام آنتروپیک هم یکی از مهمترین داراییهای صندوق محسوب میشد. سیچویشنال اورنس فوریهی ۲۰۲۵ روی این آزمایشگاه هوش مصنوعی سرمایهگذاری کرد. با رشد فزایندهی ارزش آنتروپیک، سهام آن به یکی از سودآورترین معاملات اشنبرنر تبدیل شد و تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود یکپنجم داراییهای صندوق را تشکیل میداد.
سیچویشنال اورنس در آغاز سال ۲۰۲۵، پس از انتشار مدل کمهزینهی دیپسیک و سقوط سهام انویدیا و شرکتهای مرتبط، مدتی زیان کرد؛ اما با فوران دوبارهی تقاضا برای تراشهها، تجهیزات برق و زیرساخت محاسباتی، ضررها جبران شدند و بازدهی سالانه به حدود ۲۰۰ درصد رسید. همین بازگشت، اعتبار و نفوذ اشنبرنر را بیشتر کرد.
تا ژوئن ۲۰۲۶، پروندههای نظارتی صندوق برای گروهی از معاملهگران به رویدادی مهم تبدیل شده بودند. والاستریت ژورنال یک ماه پیشاز وقوع بحران گزارش داد که برخی سرمایهگذاران، این پروندهها را مثل متون مقدس بررسی میکنند.
افشای خرید سهام T1 Energy در یکی از همین پروندهها کافی بود تا قیمت سهم ظرف تنها یک روز ۲۳ درصد افزایش یابد. حتی غول معاملهگری Jane Street که معمولاً سرمایهاش را به دست مدیران بیرونی نمیسپارد، مجذوب این جادو شد و در چندین سرمایهگذاری خصوصی کنار صندوق قرار گرفت.
بازدهی خیرهکننده باعث شد معاملهگران والاستریت، سبد خرید او را مانند نقشه گنج دنبال کننند
نکتهی جالب اینکه طبق آخرین مستندات، شرکتی که دهها میلیارد دلار را مدیریت میکرد تنها با هشت کارمند و چهار متخصص سرمایهگذاری اداره میشد!
ولی پشت بازدهیهای افسانهای سیچویشنال اورنس، لایهای پرریسک دیگری هم وجود داشت. این صندوق با دریافت وامهای میلیارددلاری از بانکهای والاستریت، موقعیتهایی بسیار بزرگتر از سرمایهی واقعی خود خلق میکرد.
اهرمهای مالی در روزهای صعودی بازار، سودها را چندبرابر میکردند؛ اما اگر قیمتها برخلاف انتظار بالا و پایین میرفتند، بانکها میتوانستند وثیقهی بیشتری بخواهند یا صندوق را وادار کنند بخشی از داراییهایش را بفروشد.
تا پایان ژوئن، سازوکار اهرمها به سود اشنبرنر عمل میکرد؛ ولی در ماه جولای ورق برگشت.
تله اهرمهای مالی؛ زیان از هر دو سوی معامله
در هفتههای پایانی ماه جولای، تردیدها و بدبینیها پیرامون سودآوری واقعی سرمایهگذاریهای صنعت هوش مصنوعی بالا گرفت و ارزش سهام شرکتهایی که از ساخت دیتاسنترها، فروش حافظه و تأمین تجهیزات محاسباتی سود برده بودند، بهسرعت پایین آمد.
داراییهای سیچویشنال اورنس در شرکتهایی مانند SK Hynix ارزش خود را از دست دادند؛ اما مشکل به این بخش محدود نماند.
صندوق انتظار داشت گسترش هوش مصنوعی به شرکتهای نرمافزاری قدیمی آسیب بزند و علیه تعدادی از آنها موقعیت فروش (Short) گرفته بود؛ اما درست در روزهایی که سهام زیرساخت هوش مصنوعی سقوط میکرد، ارزش این معاملهها نیز بر خلاف محاسبات صندوق، بالا رفت.
با ریزش سهام زیرساخت و رشد خلاف انتظار نرمافزارها، صندوق اشنبرنر از هر دو سو زیان میدید
سیچویشنال اورنس از هر دوسوی سبد زیان میدید. ارزش داراییهایی که خریده بود پایین میآمد و سهامی که روی نابودیشان شرط بسته بود، نرخی صعودی داشتند.
در پایان ماه جولای، صندوق حدود ۶۷ درصد از کل ارزشش را از دست داد. اشنبرنر در نامهای دیگر به سرمایهگذاران نوشت: «این ماه ناامیدتان کردیم.» و در ادامه بخشی از سقوط را به فروشندگان استقراضی نسبت داد که به ادعای او، موقعیتهای صندوق را شناسایی کرده و سهام تحت مالکیتشان را هدف قرار داده بودند.
زیان جولای بسیار سنگین بود؛ اما تمام سود ماههای قبل را از بین نبرد و بازدهی شرکت از ابتدای سال به ۸۰ درصد رسید؛ ولی سودهای روی کاغذ نمیتوانست پاسخگوی درخواست فوری وامدهندگان برای پول نقد باشد.
با کاهش ارزش سهام، بانکها خواستار بازپرداخت بخشی از وامها یا وثیقهی بیشتر شدند. اگر اشنبرنر سرمایهی جدیدی پیدا نمیکرد، ناچار میشد میلیاردها دلار سهم را در بازاری بفروشد که خریدارانش عقب نشسته بودند. چنین فروشی میتوانست قیمت همان سهام را پایینتر ببرد، زیان صندوق را بیشتر کند و درخواست تازهای از سوی بانکها به راه بیندازد.
هراس مالی تنها به سرمایهگذاران سیچویشنال اورنس محدود نماند. صندوقهای متعدد دیگری نیز روی تراشهها، حافظهها و زیرساختهای AI شرطبندی کرده بودند و سقوط بیشتر میتوانست آنها را هم به لبهی پرتگاه فروش اجباری بکشاند.
بانکها و وامدهندگان پول میخواستند و سود روی کاغذ پاسخگویشان نبود
شبح فروپاشی مؤسسهی Archegos در سال ۲۰۲۱ بار دیگر بر بالای سر والاستریت به پرواز درآمد؛ همان بحرانی که حراج اجباری موقعیتهای اهرمیاش میلیاردها دلار خسارت روی دست بانکها گذاشت و در نهایت غول سوئیسی Credit Suisse را نابود کرد.
صندوق سیچویشنال اورنس هنوز این شانس را داشت که از سرمایهگذارانش تقاضای نقدینگی کند و حتی در همان نامهی ۲۴ جولای، درهایی برای ورود سرمایههای تازه در اول آگوست پیشبینی شده بود؛ اما سرعت سقوط بازار اجازه نمیداد تا آن تاریخ منتظر بمانند.
شب پرالتهاب والاستریت؛ سیتادل وارد میشود
چهارشنبه ۲۹ جولای، اشنبرنر از رقبای سابقش کمک خواست و پیشنهاد فروش فوری بیش از ۱۰ میلیارد دلار از سهام صندوق را داد؛ معاملهای که نقدینگی لازم برای پاسخدادن به بانکها را فراهم میکرد و مانع از آن میشد که داراییها بهتدریج در بازار فروخته شوند.
شرکت ابتدا با سرمایهگذاران و چند خریدار کوچکتر مذاکره کرد؛ اما چهارشنبهشب ناگهان چانهزنی با آنها را متوقف ساخت. اجرای دهها معاملهی جداگانه زمان میبرد و درز هر خبر جدیدی از فروش اجباری، قیمتها را سنگینتر پایین میکشید
اشنبرنر به خریدار بزرگی نیاز داشت که سبدی چندمیلیارددلاری را یکجا بررسی کند و تحویل بگیرد.
اشنبرنر برای فرار از ورشکستگی، در مزایدهای ۳۶ ساعته، ۱۰ میلیارد دلار دارایی را حراج کرد
در طول شب مزایده بانکها و صندوقهای بزرگ مدیریتی، داراییها را ارزیابی کردند و قیمت پیشنهادیشان را ارائه دادند؛ برای مثال صندوق Millennium Management وارد مزایده شد، اما حاضر نبود برای موقعیتهایی که پرریسک میدانست بهاندازهی سیتادل پول بپردازد.
حتی بنگاه معاملاتی جین استریت نیز که خود از سهامداران صندوق محسوب میشد، پیشنهادش را برای خرید سبد سهام اعلام کرد. در این میان، گلدمن ساکس و جیپی مورگان بهعنوان کارگزاران اصلی، در کنار بنک آو آمریکا و سیتیگروپ، اجرای این معاملهی تاریخساز را به عهده گرفتند.
در ساعات پایانی شب، اشنبرنر سرانجام با کن گریفین تماس گرفت. دو طرف این مکالمه از دو جهان متفاوت میآمدند. یک سو مدیر ۲۴سالهای نشسته بود که تا دو سال پیش سابقهای در معاملهگری نداشت و سمت دیگر بنیانگذار یکی از بزرگترین و سودآورترین صندوقهای جهان که دهها سال، در سهمگینترین بحرانهای بازار هم معامله میکرد.
سیتادل به شکار دارایی شرکتهای بهگلنشسته عادت داشت. این صندوق پیشتر نیز در آشفتگیهای بازار، پوزیشنهایی را با قیمتهای تنزلیافته خریده بود؛ از جمله زبالههای طلایی شرکت انران (Enron). اینبار هم سیتادل حاضر شد طناب نجات نقدینگی را بهسوی اشنبرنر بیندازد، به این شرط که سهام را با تخفیفی چشمگیر تحویل بگیرد؛ هرچند که مقدار دقیق تخفیف به رسانهها درز نکرد.
مذاکرات درست پیش از آغاز معاملات پنجشنبه به پایان رسید. بحرانی که با درخواست اضطراری کمک آغاز شده بود، طی ۳۶ ساعت به یکی از بزرگترین معاملات شتابزدهی سهام در تاریخ والاستریت انجامید.
کن گریفین شکارچی بحرانها، با خریدی ارزانقیمت ناجی صندوق اشنبرنر شد
پس از پایان مزایده، جزئیات توافق شفافتر شد. سیتادل بخش اعظم داراییهای بورسی صندوق بهویژه موقعیتهایی را که با اعتبارات سنگین کارگزاران شارژ شده بودند؛ یکجا تحویل گرفت. سیچویشنال اورنس مقداری سهام عمومی و سرمایهگذاریهای خصوصیاش را نگه داشت تا فعالیت خود را در ابعادی بسیار کوچکتر ادامه دهد.
معامله در لحظهای نهایی شد که بازار منتظر موج دیگری از فروش بود. پس از برطرفشدن خطر عرضهی اجباری سبد، شاخص نزدک۱۰۰، روز پنجشنبه بیشاز ۳ درصد رشد کرد و سهام چندین شرکت مرتبط با حوزهی هوش مصنوعی حالوهوای بهتری یافت.
داراییهایی که تا چند ساعت قبل برای اشنبرنر زیان میساختند، اکنون در اختیار خریدار تازهای بودند که هیچ گرز بانکی بر بالای سرش سنگینی نمیکرد.
پس از معامله، حدود ۱۰ میلیارد دلار دارایی عمومی و خصوصی برای Situational Awareness باقی ماند. تاج داراییها، سهام طلایی آنتروپیک بود که نزدیک ۵ میلیارد دلار ارزش داشت. صندوق در اوج روزهای بحران تا پای امضای معاملهی فروش ۳٫۵ میلیارد دلار از سهامش به کنسرسیومی به رهبری گرینوکس و سکویا کاپیتال پیش رفت؛ اما در لحظهی آخر پایش را روی ترمز گذاشت و عقب کشید.
اگر صندوق سیچویشنال اورنس به فعالیتش ادامه دهد، بیشتر در قالب مؤسسهی سرمایهگذاری خصوصی ظاهر خواهد شد و در مقیاسی بسیار محدودتر به سمت سوداگری سهام میرود. هنوز میزان دقیق خسارت وارده به سرمایهگذاران سرشناسی مانند استرایپ و جین استریت مشخص نیست.