اگر تا به حال از خودتان پرسیده‌اید قلقلک‌دادن یک میمون چه حسی دارد، پژوهشی تازه که روی نزدیک‌ترین خویشاوندان انسان انجام شده، به این سوال جواب می‌دهد: میمون‌های بزرگ واقعا عاشق قلقلک و خنده هستند و درست مثل ما از شدت خنده، از خود بی‌خود می‌شوند.

اما ماجرا فقط به سرگرمی و شوخی ختم نمی‌شود، چون این رفتار ظاهرا پنجره‌ای مهم به سوی تکامل زبان و کنترل صوتی در انسان‌ها هم باز می‌کند. به‌گزارش آی‌اف‌ال ساینس، پژوهشگران با تحلیل خنده‌ی چهار اورانگوتان، سه بونوبو، دو گوریل و چهار شامپانزه به این نتیجه رسیدند که میمون‌های بی‌دم بزرگ با ریتمی هم‌فاصله می‌خندند؛ یعنی انفجارهای صوتی خنده در فواصل منظم و برابر از هم قرار می‌گیرند.

ویژگی مشابه در خنده‌ی انسان هم دیده می‌شود و نشان می‌دهد این خصیصه باید در آخرین نیای مشترک انسان و میمون‌های بزرگ که حدود ۱۵ میلیون سال پیش در زمین می‌زیست، شکل گرفته باشد.

دکتر چیارا دگرگوریو، از نویسندگان مطالعه، می‌گوید: «پیش از انجام مطالعه، انتظار داشتم خنده‌ی خویشاوندان خیلی دور ما، بی‌نظم‌تر باشد. اما در عوض، نظم ریتم‌دار خنده در سراسر میمون‌های بزرگ به‌طرز شگفت‌انگیزی حفظ شده است. این نشان می‌دهد که ما حدود ۱۵ میلیون سال است که این‌گونه می‌خندیم!»

اما تفاوت مهمی میان خنده انسان و میمون‌های بزرگ وجود دارد

دگرگوریو توضیح می‌دهد که هرگز نمی‌توانیم به‌طور دقیق بدانیم انسان‌تباران منقرض‌شده چه صدایی داشته‌اند، اما یافته‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها نیز احتمالا خنده‌ای با ریتم منظم تولید می‌کرده‌اند. بااین‌حال، تفاوت مهمی میان انسان و دیگر میمون‌های بزرگ وجود دارد. انسان‌ها می‌توانند سرعت خنده‌ی خود را بر اساس موقعیت اجتماعی تغییر دهند.

برای نمونه، وقتی کسی ما را قلقلک می‌دهد، معمولا سریع‌تر از زمانی می‌خندیم که در حال بازی هستیم. در مقابل، شامپانزه‌ها، بونوبوها، اورانگوتان‌ها و گوریل‌ها تقریبا در همه‌ی موقعیت‌ها الگوی خنده‌ای مشابه را حفظ می‌کنند و چندان سرعت آن را تغییر نمی‌دهند.

دگرگوریو در توضیح می‌افزاید: «در میان میمون‌های بزرگ، خنده ظاهرا به‌عنوان یک سیگنال ریتمیک نسبتا کلیشه‌ای آغاز شده که عمدتا در مجموعه‌ی محدودی از زمینه‌های اجتماعی مانند بازی یا قلقلک استفاده می‌شده است.»

اما در انسان‌ها، خنده به‌طرزی خارق‌العاده متنوع شده است. ما می‌توانیم از یک پوزخند آرام و مؤدبانه تا خنده‌ای بلند و بی‌پروا، و حتی خنده‌ای طعنه‌آمیز یا ساختگی تولید کنیم؛ زمانی که می‌خواهیم حسی غیر از خوشحالی واقعی را نشان دهیم.

بر همین اساس، نویسندگان مطالعه پیشنهاد می‌کنند که انعطاف ریتمی در خنده‌ی ما می‌تواند به‌طور کلی نشانه‌ای از کنترل صوتی باشد و نشان دهد انسان چگونه توانسته خروجی شنیداری خود را به‌شکلی پیچیده و ماهرانه تنظیم کند؛ مهارتی که احتمالا برای پدیدآمدن گفتار و زبان بنیادی بوده است.

دگرگوریو می‌گوید: «البته خنده زبان نیست، اما هر دو به توانایی کنترل و تعدیل خروجی صوتی متکی هستند. از این نظر، تکامل خنده شاید دوشادوش تکامل ظرفیت‌های صوتی پیش رفته باشد که در نهایت از گفتار و زبان پشتیبانی کردند.»

در مجموع، پژوهشگران دریافتند توانایی تنظیم خنده به‌صورت ساختاری پیوسته وجود دارد و در میمون‌هایی که از نظر تکاملی به انسان نزدیک‌ترند، قوی‌تر است؛ موضوعی که نشان می‌دهد کنترل بر آواسازی به‌تدریج درطول ۱۵ میلیون سال گذشته تکامل یافته است.

نتیجه‌ی پژوهش، به پژوهشگران امکان می‌دهد درباره‌ی خنده‌ی نئاندرتال‌ها و دیگر انسان‌تباران منقرض‌شده هم گمانه‌زنی کنند. دگرگوریو تاکید می‌کند: «هرگز نمی‌توانیم دقیقا بدانیم انسان‌تباران منقرض‌شده چه صدایی داشته‌اند، اما یافته‌های ما نشان می‌دهد که احتمالا خنده‌ای با ریتم منظم تولید می‌کرده‌اند. انتظار دارم خنده‌ی آن‌ها چیزی میان خنده‌ی انسان مدرن و خنده‌ی شامپانزه‌ها و بونوبوهای امروزی بوده باشد: احتمالا متغیرتر و انعطاف‌پذیرتر از شامپانزه‌ها، اما کمتر از انسان‌های امروزی.»

مطالعه در ژورنال کامونیکیشنز بایولوژی منتشر شده است.