همه‌ی شرکت‌های پیشروی هوش مصنوعی مدعی‌اند که آینده‌ی صنعت و حتی بشریت را تغییر می‌دهند! حالا تصور کنید مدیر یکی از همین شرکت‌ها در جلسه‌ی استخدامی رو به کاندیدای شغلی، نام رمز پروژه‌های محرمانه‌ی کارفرمای فعلی‌اش را می‌آورد و از می‌خواهد بعضی قطعات سخت‌افزاری این پروژه‌ها را درون کیفش بگذارد و با خود به جلسه‌ی بعدی بیاورد.

از هر زاویه‌ای که نگاه کنیم چنین اقدامی منطقی به‌نظر نمی‌رسد؛ ولی اپل در یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های حقوقی اخیر علیه OpenAI، دقیقاً همین ادعا را مطرح می‌کند. براساس شکایت طرح‌شده، مدیران سابق اپل که حالا در OpenAI کار می‌کنند، نه‌تنها کارکنان فعلی شرکت را به افشای اسرار محرمانه ترغیب می‌کردند؛ بلکه ظاهراً برخی از آن‌ها هنوز هم به سرورهای اپل دسترسی داشته‌اند.

طبق اسناد ضمیمه شده به پرونده یکی از کارمندان سابق پس از ورود به سیستم اطلاعات اپل می‌گوید: «خنده‌دار است که هنوز می‌توانم به این‌ها دسترسی داشته باشم.»

ولی مسئله اصلی اپل فرمول یک باتری یا طراحی بخشی از محصول نیست. دو شرکت پیش از آنکه محصول OpenAI جای خود را در بازار پیدا کند، بر سر آینده‌ی پس از آیفون درگیر شده‌اند.

خلاصه صوتی

خلاصه‌ی صوتی، ساخته‌شده با هوش مصنوعی

کوچ نوابغ اپل؛ اسرار سخت‌افزاری در کیف مدیران سابق

Frandroid

تانگ تان، مردی که نامش به‌عنوان ضدقهرمان پرونده تکرار می‌شود؛ پس از ۲۴ سال فعالیت در اپل و رسیدن به جایگاه معاونت در پروژه‌هایی مانند اپل‌واچ، کوپرتینو را ترک کرد تا به io Products بپیوندد؛ استارتاپی که جانی آیو، طراح افسانه‌ای اپل، پس از جداشدن از این شرکت برای توسعه‌ی محصولات سخت‌افزاری تأسیس کرده بود. هنگامی‌که OpenAI با پرداخت مبلغ خیره‌کننده‌ی ۶٫۵ میلیارد دلار این استارتاپ را خرید، تانگ تان به مقام مدیر ارشد سخت‌افزار رسید.

وکلای اپل می‌گویند مدیران سابق، در جلسات استخدامی به‌راحتی از پروژه‌های فوق‌محرمانه شرکت حرف می‌زدند

وکلای اپل می‌گویند تانگ تان در خط مقدمِ جمع‌آوری اطلاعات محرمانه قرار داشت و در جلسات استخدامی، نام رمز پروژه‌های اپل را به‌زبان می‌آورد. فرد مصاحبه‌شونده نیز با خود فکر می‌کرد اگر تان چنین اطلاعاتی دارد، حتماً می‌تواند آزادانه‌تر صحبت کند؛ البته در میان ده‌ها صفحه شکایت اپل، نام مهندس دیگری به نام چانگ لیو نیز دیده می‌شود که تا پیش از آغاز این اختلاف حقوقی، تقریباً برای عموم ناشناخته بود.

اگر در روایت اپل، تانگ تن برای جذب نیرو و انتقال دانش فنی ساخت محصول تلاش می‌کند، لیو به‌خاطر ادامه‌ی دسترسی‌اش به بخشی از اطلاعات و سیستم‌های داخلی اپل، آن‌هم بعد از ترک شرکت مورد اتهام قرار می‌گیرد. بخش قابل‌توجهی از اسناد و مکاتباتی که بعداً میان دو شرکت منتشر شد، با محوریت لیو پیش می‌رود. OpenAI این ادعاها را رد می‌کند؛ ولی روایت اتهامات هم به‌خودی‌خود قدرت ویرانگری دارد.

از طرف دیگر وقتی متن شکایت اپل را می‌خوانید، غیبت نام جانی آیو نظرتان را جلب می‌کند. اوپن‌ای‌آی پروژه‌ی سخت‌افزاری‌اش را مدت‌ها با نام او تبلیغ کرد و حال مشخص نیست اپل واقعاً مدرکی علیه آیو ندارد یا به‌خاطر روابط‌عمومی و وجهه‌ی تاریخچه‌ی شرکت اسمی از طراح سابقش نمی‌آورد.

رویای بلندپروازانه سم آلتمن؛ خلق گجتی برای پایان دادن به دوران گوشی‌ها

چرا شرکتی مثل اوپن‌ای‌آی که پیشرفته‌ترین مدل‌های نرم‌افزاری جهان را دارد، برای ساخت یک محصول فیزیکی تا این حد به تیم سابق اپل احتیاج پیدا کرد؟ سال گذشته وقتی سم آلتمن و جانی آیو در ویدیویی معامله‌ی شرکت‌هایشان را اعلام کردند، تصاویر بیش از اینکه به میتینگ تجاری شبیه باشد، حال‌وهوای گفت‌وگویی دوستانه در یک کافه را داشت.

جانی آیو و سم آلتمن در ویدیوی پروموشن همکاریthe Guardian

در طول ویدیو جانی آیو می‌گفت گوشی و لپ‌تاپ، دستگاه‌هایی قدیمی و متعلق به گذشته‌اند. مسلماً این توصیف آن‌هم از زبان طراح آیفون حس خوشایندی را به گوشی‌سازان بزرگ از جمله اپل القا نمی‌کرد. آیو می‌گفت دوران محصولی که نیمی از زندگی حرفه‌ای او را تعریف کرده بود، به پایان می‌رسد.

اوپن‌ای‌آی با استخدام جانی آیو، می‌خواهد محصولی بسازد که جایگزین گوشی‌های هوشمند شود

اوپن‌ای‌آی با خرید io Products فقط یک تیم طراحی را جذب نکرد. سم آلتمن اعتبار کسی را به دست آورد که می‌تواند با صدای بلند ادعا کند دستگاه عصر بعدی را می‌سازد. طبق گزارش‌ها OpenAI برنامه‌ای جاه‌طلبانه برای ساخت بالغ‌بر پنج دستگاه سخت‌افزاری مختلف دارد که احتمالاً نخستین آن‌ها اسپیکر هوشمند بدون نمایشگر با فرم دوناتی‌شکل و سایزی هم‌اندازه‌ی توپ هاکی روی یخ خواهد بود.

زومیت

درحالی‌که رقیب سرسختی مانند آنتروپیک روی بازار پرسود سازمانی تمرکز دارد، اوپن‌ای‌آی باوجود تمام مشکلات رؤیای تبدیل‌شدن به غول محصولات مصرف‌کننده را در سر می‌پروراند و می‌خواهد جایگاهی را که امروز گوگل در حوزه‌ی نرم‌افزار و اپل در حوزه‌ی سخت‌افزار دارد؛ یک‌جا تصاحب کند.

طلسم سخت‌افزار؛ جایی که آپدیت‌ها اشتباهات را پاک نمی‌کنند

در صنعت هوش مصنوعی بین دمویی خیره‌کننده در یوتیوب با محصولی که مردم حاضر باشند هر روز آن را به لباس خود سنجاق کنند یا در دست بگیرند، دره‌ای عمیق وجود دارد. اگر شکست تحقیرآمیز Humane AI Pin را به یادآوریم، بهتر متوجه می‌شویم اوپن‌ای‌آی با تولید گجت هوش مصنوعی چه ریسکی را می‌پذیرد.

به‌علاوه قوانین بازی در حوزه‌های نرم‌افزار و سخت‌افزار با هم متفاوت‌اند. اوپن‌ای‌آی در بخش نرم‌افزار می‌تواند یک قابلیت ناموفق را بی‌سروصدا حذف کند، یا حتی پروژه‌ی خوش‌آتیه‌ای مثل Sora را کنار بگذارد، تغییر دهد یا در محصولی دیگر ادغام کند. همه‌چیز درنهایت با توجیهات توییتری و یک آپدیت حل می‌شود.

ساخت یک دموی خیره‌کننده هوش مصنوعی بسیار ساده‌تر از تولید یک گجت فیزیکی است

اما در دنیای سخت‌افزار، اشتباهات پرهزینه‌اند. دورازذهن نیست که نقایص کوچک پیش از آشکارشدن، به طراحی نهایی، زنجیره‌ی تأمین، خطوط تولید و شبکه‌ی توزیع برسند. شرکت‌های سخت‌افزاری باید از همان نسخه‌ی اول، محصولی قابل‌اعتماد و خواستنی تحویل دهند، وگرنه مضحکه‌ی شبکه‌های اجتماعی می‌شوند.

OpenAI نمی‌خواست سرنوشت میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری‌اش به یکی دیگر از شکست‌های غم‌انگیز سخت‌افزار هوش مصنوعی تبدیل شود و از این منظر جذب نیروهای باتجربه‌ی شرکت‌های دیگر حرکت هوشمندانه‌ی به‌شمار می‌رود.

بااین‌حال، استخدام نوابغ اپل، مسئله‌ی اصلی بازار را حل نمی‌کند. گوشی هوشمند موفق شد؛ چون جای دستگاه بسیار محدودتری را گرفت. محصول OpenAI برای اینکه جانشین آیفون شود، باید کاری انجام دهد که گوشی امروزی از عهده‌اش برنمی‌آید؛ نه اینکه صرفاً اپلیکیشن ChatGPT را در کالبد زیبا و جدیدی قرار دهد.

چالش توهم ماشین؛ جانشین آیفون حق اشتباه ندارد

جانی آیو معمولاً محصولاتش را حول روش‌های تعاملی تازه می‌سازد؛ آی‌پاد با چرخ کلیک و آیفون با نمایشگر چندلمسی تعریف شدند و اپل‌واچ با Digital Crown راهش را به مچ دست کاربران باز کرد. حالا به‌نظر می‌رسد زبان طبیعی، روش تعاملی جدیدی باشد که به گجت هوش مصنوعی معنای ارزشمندی می‌دهد.

می‌توانیم فرض کنیم یکی از پنج محصول اوپن‌ای‌آی، گجتی باشد که کاربر خواسته‌اش را به زبان روزمره به آن می‌گوید. هوش مصنوعی هم بدون نیاز به سوایپ کردن یا ضربه‌زدن روی اپلیکیشن‌ها، کار را انجام می‌دهد.

ولی مدل‌های هوش مصنوعی هنوز میان عملکرد خیره‌کننده و اشتباهات احمقانه در نوسان‌اند. شما از بهترین چت‌بات می‌خواهید نشانی چند شرکت را برایتان پیدا کند و مدل در کسری از ثانیه جدولی مرتب و تمیز تحویلتان می‌دهد. بعد متوجه می‌شوید بیش از نیمی از آدرس‌ها کاملاً اشتباه‌اند و هوش مصنوعی می‌گوید: «بله حق با شماست، اشتباه کردم!»

مدل‌های هوش مصنوعی هنوز بین نبوغ مطلق و اشتباهات احمقانه در نوسان‌اند

برای پرسش‌های تفننی یا کمک‌گرفتن در نوشتن یک متن، شاید چنین خطایی قابل‌چشم‌پوشی باشد؛ اما وقتی درباره‌ی جانشین احتمالی آیفون حرف می‌زنیم؛ قواعد بازی عوض می‌شود. دستگاهی که زمان رسیدن پرواز دوستتان را چک می‌کند، برنامه‌ی جلساتتان را سامان می‌دهد، به عزیزانتان پیام می‌فرستند و مسیر حرکت در ترافیک را مدیریت می‌کند؛ نمی‌تواند اغلب مواقع درست کار کند. باید همیشه دقیق و بدون مشکل باشد.

اگر کاربر بخواهد پس از هر پاسخ دستگاه هوش مصنوعی گوشی‌اش را از جیبش درآورد و صحت اطلاعات را بررسی کند؛ آن گجت نه‌تنها جای گوشی را نمی‌گیرد؛ بلکه فقط وسیله‌ی دست‌وپاگیری جدیدی به‌حساب می‌آید.

پس مانع اصلی OpenAI، طراحی بدنه‌ی محصول یا انحنای لبه‌ها نیست؛ این شرکت باید هوش مصنوعی را که ذاتاً به حدس‌زدن و توهم تمایل دارد؛ به وسیله‌ی کاملاً قابل‌اعتمادی تبدیل کند که کارهای حساس روزمره را بدون نظارت انسان انجام دهد.

گجت زیبا بدون اکوسیستم محکوم به مرگ است

بیایید به همان مثال پرواز برگردیم. اگر از دستگاه آرمانی OpenAI بپرسید «پرواز دوستم چه ساعتی می‌نشیند؟»، دستگاه پیش از آنکه بتواند به این سؤال پاسخ دهد، باید بداند دوست شما کیست، ایمیل‌های حاوی بلیت او را اسکن کند یا به تقویم شخصی شما دسترسی داشته باشد.

دستگاه برای فرستادن پیام به مخاطبان، پرداخت هزینه‌ی تاکسی اینترنتی، مسیریابی در خیابان‌ها و اجرای بازی‌ها، به شبکه‌ای درهم‌تنیده از خدمات و اپلیکیشن‌ها نیاز دارد. برای همین می‌توانیم پروژه‌ی اوپن‌ای‌آی را با ارواح سرگردان گذشته‌ی فناوری مقایسه کنیم.

OpenAI به‌راحتی نمی‌تواند اکوسیستم اپل را پشت سر بگذاردApple

ما پیش‌تر هم شاهد ظهور سیستم‌عامل‌های جدید و «قاتلان آیفون» بوده‌ایم. آیا سیستم‌عامل ویندوز فون مایکروسافت، webOS شرکت پالم یا تلاش‌های نوکیا فقط به‌دلیل طراحی ضعیف شکست خوردند؟ خیر؛ اتفاقاً اغلب آن‌ها ظاهر و رابط کاربری جذابی داشتند؛ ولی نتوانستند مجموعه‌ی اپلیکیشن‌ها، توسعه‌دهندگان و خدمات حیاتی را با خود همراه کنند.

OpenAI بری پیروزی در برابر اپل به چیزی فراتر از گجتی شیک نیاز دارد

پرسش‌های ظاهراً ساده‌ای که ۱۵سال پیش از پلتفرم‌های جدید پرسیده می‌شد، حالا با قدرتی بیشتر در برابر OpenAI قد علم می‌کنند. مثلاً آیا این دستگاه کلاینت جیمیل دارد؟ اینستاگرام چطور؟ توسعه‌دهندگان شخص‌ثالث چرا باید برای پلتفرم تثبیت‌نشده، اپلیکیشن یا پلاگین بسازند؟

اگر دستگاه برای انجام کارهایش همچنان مجبور باشد از طریق بلوتوث به گوشی هوشمند وصل شود تا اطلاعات را لازم را بیرون بکشد، مسلماً جانشین گوشی نمی‌شود!

اپل و گوگل یک‌شبه به جایگاه امروزی‌شان نرسیده‌اند. آن‌ها سنگرهای غیرقابل‌نفوذی از سیستم‌عامل‌ها، فروشگاه‌های اپلیکیشن، حساب‌های کاربری یکپارچه و اقیانوسی از اطلاعات شخصی و عادات کاربران را در اختیار دارند که طی بیش از یک دهه توسعه یافته‌اند.

رقابت با غول‌هایی همچون اپل و گوگل در زمین سخت‌افزار، بیشتر شبیه این است که با چاقو به میدان تیراندازی بروید! OpenAI برای پیروزی در این جنگ، به چیزی بسیار فراتر از مدل‌های قدرتمند هوش مصنوعی و یک بدنه‌ی طراحی‌شده توسط جانی آیو نیاز دارد؛ آن‌ها باید اکوسیستم کاملی در اختیار داشته باشند.

دیوار بی‌اعتمادی؛ آیا مردم یک جاسوس جیبی را می‌پذیرند؟

در حال حاضر بین رؤیای سازندگان و احساسات واقعی مصرف‌کنندگان شکاف عمیقی وجود دارد. مدیران فناوری تصور می‌کنند مردم شیفته‌ی هوش مصنوعی‌اند؛ اما در دنیای واقعی، چه افراد تحصیل‌کرده، چه بسیاری از مردم چالش‌های این فناوری را جدی گرفته‌اند.

مسئله فقط این نیست که آیا هوش مصنوعی آدرس‌ها را درست پیدا می‌کند یا نه. جامعه‌ی امروز با نگرانی‌های بسیار بزرگ‌تری دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ مثل نمایش تبلیغات در لابه‌لای پاسخ‌های ChatGPT که حریم خصوصی را مخدوش خواهد کرد، ترس از نابودی مشاغل، سیلاب محتوای مزخرف در اینترنت (Slop) و دیتاسنترهای غول‌پیکری که آب و برق شهرها را می‌دزدند.

راضی کردن کاربران به خرید گجتی که به خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌شان دسترسی دارد، کار ساده‌ای نیست

صدها میلیون کاربر برای انواع کارهایشان به نسخه‌ی رایگان چت‌جی‌پی‌تی پناه می‌برند؛ ولی لزوماً کیف پولشان را برای خرید یک گجت مستقل هوش مصنوعی باز نمی‌کنند. احتمالاً راضی هم نمی‌شوند دستگاهی که تیم سم آلتمن اداره‌اش می‌کند؛ ۲۴ ساعته به تقویم، ایمیل‌ها، مخاطبان و خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌شان دسترسی داشته باشد.

محصول سخت‌افزاری OpenAI در دورانی وارد بازار می‌شود که جادوی اولیه‌ی هوش مصنوعی به‌تدریج جایش را به خستگی، بدبینی و حتی خشم عمومی می‌دهد. کارشناسان فاصله‌ی میان «استفاده‌ی تفننی از یک چت‌بات» و «پذیرش فرهنگی یک گجت جاسوس‌مانند» را بزرگ‌ترین مانع در برابر رؤیای سخت‌افزاری هوش مصنوعی می‌دانند.

پارادوکس اخلاقی هوش مصنوعی؛ از سرقت داده تا اتهام سرقت سخت‌افزار

Unsplash

کل امپراتوری هوش مصنوعی امروز، روی مفهومی به‌نام دریافت بی‌اجازه (Unauthorized Taking) بنا شد. شرکت‌های پیشروی این میدان برای آموزش مدل‌های همه‌کاره و عمومی‌شان، حجم عظیمی از مقالات دارای کپی‌رایت، کتاب‌ها، تصاویر هنرمندان و موسیقی‌ها را بدون کسب اجازه و پرداخت یک سنت، به سرورهای خود بردند.

گرچه قانونی‌بودن یا نبودن چنین کار هنوز در دادگاه‌ها بررسی می‌شود، اما فرهنگ حاکم بر شرکت‌ها به‌راحتی می‌گوید: «اول اطلاعات را بردار، بعداً درباره‌ی اجازه‌اش بحث کن.»

و بعد همین شرکت‌هایی که اینترنت را غارت کرده‌اند، وقتی رقیبی از مدل‌هایشان برای تقطیر و آموزش مدلی دیگر استفاده می‌کند، به‌شدت معترض می‌شوند. آن‌ها به شرایط خدمات خود استناد می‌کنند، از دولت‌ها کمک می‌خواهند و حتی برای مقابله با بازیگرانی که دانش مدل‌هایشان را استخراج می‌کنند، با دشمنان همیشگی خود متحد می‌شوند. پرونده‌ی اپل، تناقض توسعه‌دهندگان بزرگ هوش مصنوعی را از داده‌های آموزشی به سطح سخت‌افزار می‌کشاند.

امپراتوری امروز هوش مصنوعی بر پایه‌ی غارت و برداشتن بدون اجازه‌ی محتوای سطح اینترنت بنا شد

تصور کنید وکلای اپل روبه‌روی هیئت‌منصفه می‌ایستند و می‌گویند: «نگاه کنید! آن‌ها همان‌طور که موسیقی‌ها و کتاب‌ها را بدون اجازه برداشتند، طراحی باتری و اسرار کارخانه‌های ما را هم در مصاحبه‌های شغلی بیرون کشیدند. همیشه همین‌طور عمل می‌کنند!» دفاع‌کردن در برابر چنین روایتی، برای شرکتی که همین حالا هم با بحران روابط‌عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند، کابوسی تمام‌عیار خواهد بود.

اپل در هوش مصنوعی عقب ماند، اما این پرونده درباره‌ سیری نیست

زومیت

بسیاری از ناظران با نگاهی بدبینانه و البته منطقی به پرونده‌ی شکایت اپل نگاه می‌کنند و اقدام غول کوپرتینو را نوعی دست‌وپازدن می‌دانند. کوپرتینویی‌ها خیلی دیرتر از رقبا وارد مسابقه‌ی هوش مصنوعی شدند؛ توسعه‌ی Apple Intelligence با تأخیر پیش رفت و شرکت نهایتاً، از مدل‌های رقیب دیرینه‌شان، یعنی گوگل جمنای کمک گرفت.

به‌طور منطقی می‌توانیم فکر کنیم شکایت پرسروصدای اپل، چیزی نیست جز تلاش کینه‌توزانه‌ی یک غول جامانده برای کُندکردن رقیبی که در بازار هوش مصنوعی با سرعت بالا روبه‌جلو حرکت می‌کند.

ولی اپل هرگز OpenAI را به سرقت اسرار یا کدهای Siri متهم نکرد، شاید هم بدین دلیل که سیری چیزی برای دزدیدن ندارد! موضوع این پرونده، طراحی باتری، متریال فیزیکی، زنجیره تأمین و دانش تولید سخت‌افزار عنوان شد؛ همان زمین‌بازی مقدسی که اپل بی‌رقیب‌ترین امپراتوری تاریخ را در آن ساخت.

اپل در توسعه هوش مصنوعی از رقبا جا ماند، اما قصد ندارد بازی سخت‌افزار را هم واگذار کند

استراتژی اپل ما را به یاد پرونده‌های گذشته‌ی این شرکت می‌اندازد. اپل در دهه‌ی ۱۹۹۰ مایکروسافت را بر سر ظاهر ویندوز به دادگاه کشاند و سال‌ها بعد، جنگ پتنتی را با سامسونگ آغاز کرد.

دادگاه‌ها ویندوز و اندروید را نابود نکردند؛ سامسونگ در نهایت یک میلیارد دلار جریمه پرداخت کرد؛ ولی آن را به چشم هزینه‌ی ورود به بازار دید و امروز یکی از پادشاهان بازار موبایل محسوب می‌شود. اپل هم نشان داد چنین پرونده‌هایی را سال‌ها ادامه می‌دهد.

اپل در پرونده‌ی اخیرا هم لزوماً به‌دنبال تعطیل‌کردن OpenAI نیست و می‌داند که نمی‌تواند آینده را متوقف کند؛ اما با این شکایت می‌تواند هزینه، زمان و انرژی ورود رقیب به بازار سخت‌افزار را به شکل فلج‌کننده‌ای افزایش دهد.

وقتی OpenAI ردای افشاگری می‌پوشد

پرونده‌ی شکایت با صدای اپل پیش می‌رفت، تا اینکه سوم آگوست؛ OpenAI در پستی با عنوان «اپل راه را اشتباه می‌رود»، مجموعه‌ای از اسکرین‌شات‌های آی‌مسیج‌ها و ایمیل‌های ردوبدل‌شده بین کارکنان شرکت را منتشر کرد تا قضاوت را از محدوده‌ی دادگاه بیرون بکشد و به افکار عمومی بسپارد.

اسکرین‌شات‌های منتشرشده به ما نمی‌گویند حکم نهایی دادگاه چه خواهد بود؛ ولی اوپن‌ای‌آی می‌خواهد خود را افشاگر جریان‌هایی جلوه دهد که تاکنون درموردشان سکوت کرده بود. در این روایت اپل مقصر بازگذاشتن دسترسی کارمندان سابق معرفی می‌شود، اعضای آن از همکار سابق خود کمک می‌گیرند و بعد آشفتگی‌ها را به سمت اوپن‌ای‌آی برمی‌گردانند.

طبق اسنادی که فعلاً در دسترس عموم گرفته‌اند؛ داستان خروج چانگ لیو، مهندس باسابقه‌ای که آخرین روز کاری‌اش در اپل ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ بود، با تصویر کارمند سابقی که پنهانی به سیستم‌ها نفوذ می‌کند، تفاوت زیادی دارد.

اسکرین‌شات‌های مکالمات کارمندان اپل و کارمند OpenAI
کارمند اپل حافظه‌ی ۶۴ گیگابایتی پیدا کرده، لیو حجم فایل‌ها را حدود ۲۰۰ گیگابایت برآورد می‌کند و انتقال تا نیمه‌شب ادامه دارد
اسکرین‌شات‌های مکالمات کارمندان اپل و کارمند OpenAI
مشارکت مستقیم کارمند اپل در انتقال اطلاعات: او AirDrop را دوباره آغاز کرده و لیو نیز انتقال فایل‌های دیگر پوشه‌ی iCloud را درخواست می‌کند
اسکرین‌شات‌های مکالمات کارمندان اپل و کارمند OpenAI
لیو می‌گوید iCloud برای انتقال فایل‌ها متصل بماند، اما iMessage بسته شود تا پیام‌های شرکت جدیدش روی لپ‌تاپ اپل ظاهر نشوند
اسکرین‌شات‌های مکالمات کارمندان اپل و کارمند OpenAI
کارمند اپل به لیو: تو بهترین گزینه‌ای؛ حتی اگر دیگر اینجا کار نکنی

در اسکرین‌شات‌های منتشرشده شاهدیم که انتقال فایل‌ها در روز آخر نه در خفا؛ بلکه روی دستگاهی در اختیار کارمند اپل و با همکاری مستقیم او انجام شد؛ فرایندی شامل انتقال ۲۰۰ گیگابایت داده و پوشه آی‌کلود که تا پاسی از شب و روز بعد ادامه داشت.

چهار روز بعد نیز لیو از همکارش خواست برای حفظ حریم خصوصی فقط از iMessage خارج شود تا پیام‌های شرکت جدیدش دیده نشود؛ اما بازماندن حساب آی‌کلودش را برای تکمیل انتقال اسناد کاری بی‌اشکال دانست.

حتی پس از بسته‌شدن آی‌کلود لیو، بازهم کارکنان اپل سراغ او می‌رفتند و کمک می‌خواستندOpenAI

نکته‌ی قابل‌توجه اینکه که با خروج لیو، درخواست‌های اپل از او قطع نشد. همکاران سابقش بارها برای پرسش‌های فنی، جدول زمان‌بندی محصولات و نمودارهای بلوکی به‌سراغ او آمدند و حتی یکی از آن‌ها نوشت: «تو بهترین گزینه‌ای؛ حتی اگر دیگر اینجا کار نکنی.»

مشاوره‌های فنی تا ۱۴ فوریه و پنجم مارس ادامه یافت؛ تا زمانی که در گفت‌وگویی گروهی، یکی از کارکنان وضعیت را غیرعادی خواند و خواست پیام‌ها حذف شود. OpenAI با اتکا به همین توالی زمانی نشان می‌دهد که اپل مرز دسترسی را به‌موقع نبست و کارکنانش بارها از دانش مهندس سابق خود استفاده کردند.

چانگ به وکلای داخلی اپل می‌گوید مردی که ادعای نمایندگی اپل را دارد؛ درباره‌ی تماس با او دروغ می‌گویدOpenAI

پرده‌ی دوم مقاله به یک اشتباه حقوقی و بسیار عجیب بازمی‌گردد. ظاهراً عصر ۲۳ فوریه، وکیل بیرونی اپل ایمیلی درباره‌ی نگهداری اسناد محرمانه برای چه چانگ، مدیر ارشد حقوقی OpenAI می‌فرستد و تنها ۱۳ دقیقه بعد در ایمیل دیگری از تماس تلفنی و پیشنهاد همکاری سریع او تشکر می‌کند!

اما چانگ هرگز با کسی صحبت نکرده بود. درواقع وکیل اپل دو نام خانوادگی آسیایی را اشتباه می‌گیرد و با فرد دیگری (وانگ، کارمند سابق اپل) گفت‌وگو می‌کند.

گابریل گروس، وکیل مؤسسه‌ی طرف اپل، از اشتباه‌گرفتن دو نام خوانوادگی می‌گوید و عذرخواهی می‌کندOpenAI

گرچه اپل می‌گوید در ماه فوریه با اوپن‌ای‌آی تماس گرفته و پاسخی دریافت نکرده است؛ اما OpenAI این ایمیل‌ها را شاهدی بر تماس اولیه‌ی آشفته و اشتباه می‌داند؛ زیرا اپل پس از این مکاتبه، اتهامات ادعایی خود را مطرح نکرد و پس از پنج ماه سکوت ناگهان پرونده را به دادگاه برد.

اکنون اپل علاوه‌بر اثبات انتقال اسرار تجاری، باید توضیح دهد که چرا نخستین قدم حقوقی‌اش با اشتباه هویتی همراه شد، چرا اتهامات را همان زمان پیگیری نکرد و ماه‌ها به تعویق انداخت و چرا هم‌زمان، کارکنانش برای حل مسائل فنی خود دست‌به‌دامن لیو می‌شدند.

اپل می‌تواند صبر کند؛ OpenAI نه

مایکروسافت و سامسونگ توانستند سال‌ها با اپل بجنگند، چون شرکت‌هایی بزرگ و سودآور بودند و یک میلیارد دلار جریمه هم به زمینشان نمی‌زد؛ ولی OpenAI هنوز در چنین موقعیتی نیست.

خالق ChatGPT پول زیادی می‌سوزاند و دقیقاً در حساس‌ترین مقطع حیات خود، یعنی در آستانه‌ی عرضه‌ی اولیه سهامش قرار دارد. سرمایه‌گذاران با ذره‌بین به‌دنبال نشانه‌های سودآوری هستند و رقابت نفس‌گیر آنتروپیک که در جذب سرمایه‌گذاران سازمانی بسیار موفق عمل کرده، به اوج خود رسیده است.

اپل می‌تواند سال‌ها در دادگاه بجنگد، اما اوپن‌ای‌آی در آستانه عرضه اولیه سهام به‌شدت آسیب‌پذیر است

هم‌زمان، اوضاع داخلی OpenAI به قطاری در حال حرکت شباهت دارد که مدام خدمه‌اش را از دست می‌دهد. مدیران ارشد یکی پس از دیگری جدا می‌شوند و بخش عمده‌ای از بار مدیریت این کشتی طوفان‌زده را افرادی مثل گرگ براکمن برعهده گرفته‌اند.

شرکت اخیراً اعلام کرده بود که قصد دارد تمرکزش را روی محصولات سازمانی و ابزارهای کدنویسی بگذارد. ولی پروژه‌ی جانی آیو را نمی‌توان نادیده گرفت. حتی اگر از مبلغ خرید استارتاپ io بگذریم، دستگاهی موفق می‌تواند به سرمایه‌گذاران نشان دهد که شرکت چشم‌اندازی فراتر از چت‌بات را دنبال می‌کند.

تفاوت سطح تحمل دو شرکت در همین مقطع خودنمایی می‌کند. اپل می‌تواند تیمی متشکل از صدها وکیل گران‌قیمت را استخدام کند تا پنج سال با OpenAI بجنگند، بدون اینکه حتی یک نفر در خط تولید آیفون متوجه موضوع شود. ساخت محصولات بی‌هیچ وقفه‌ای ادامه خواهد یافت.

اما برای OpenAI، همین فرایند حقوقی یعنی فاجعه. شکایت اپل مدیران ارشد را درگیر جلسات بی‌پایان بازپرسی می‌کند، ایمیل‌ها و اسناد داخلی شرکت را در مرحله‌ی کشف حقوقی در برابر دیدگان عموم قرار می‌دهد و شاید عرضه‌ی محصول را عقب بیندازد؛ آن هم برای دستگاهی که بازارش هنوز معلوم نیست.

درگیر شدن مدیران ارشد در پرونده‌ای طولانی، رویای سخت‌افزاری سم آلتمن را به کابوس تبدیل می‌کند

از همه مهم‌تر، شکایت اپل و تأخیر عرضه، می‌تواند فرایند حیاتی و سرنوشت‌ساز IPO را با ریسک‌های جدی مواجه کند.

نیازی نیست اپل در دادگاه تک‌تک ادعاهایش را ثابت کند تا برنده شود؛ در چنین سطحی از تجارت، گاهی خود درگیری و حاشیه‌سازی، به نتیجه‌ی دلخواه شاکی تبدیل می‌شود. اگر اپل OpenAI را وادار کند انرژی‌اش را میان وکلا، سرمایه‌گذاران و مهندسان تقسیم کند، زمان بیشتری برای بهبود سیری و گسترش هوش مصنوعی در اکوسیستم خود خواهد خرید.

خلأ نوآوری در قلب کوپرتینو؛ آیا مدیرعامل جدید، اپل را به تنظیمات کارخانه برمی‌گرداند؟
با آغاز مدیرعاملی جان ترنوس، اپل که روزی نماد بی‌بدیل نوآوری بود، حالا باید راهی برای بقا در عصر بی‌رحم هوش مصنوعی پیدا کند.
خلأ نوآوری در قلب کوپرتینو؛ آیا مدیرعامل جدید، اپل را به تنظیمات کارخانه برمی‌گرداند؟

چه کسی عصر پس از گوشی هوشمند را تعریف می‌کند؟

پیام کوتاه کارمندان سابق درباره‌ی دسترسی به فایل‌های اپل، اکنون معنایی فراتر از یک اشتباه امنیتی احتمالی می‌دهد. OpenAI برای ساخت آینده‌ای بدون صفحه‌نمایش، به کسانی تکیه دارد که مهارتشان هنگام ساخت موفق‌ترین دستگاه عصر صفحه‌نمایش صیقل خورد.

اپل می‌گوید کارکنانی که مصاحبه داده‌اند؛ چیزهایی بیشتر از تجربه‌ی حرفه‌ای‌شان را به جلسه برده‌اند. در مقابل OpenAI با انتشار اسکرین‌شات‌ها، بازماندن دسترسی کارمندان سابق و کمک‌گرفتن کارمندان فعلی از اعضای جداشده را به مدیریت ضعیف اپل نسبت می‌دهد.

دادگاه درباره‌ی ادعای اپل تصمیم می‌گیرد؛ بازار هم قضاوت می‌کند که آیا OpenAI می‌تواند محصولی بسازد که مردم به آن نیاز داشته باشند؟

اپل با تمام قوا از نظم جهانی موجود دفاع می‌کند؛ نظمی که خودش با معرفی آیفون ساخت و دهه‌هاست از آن سود می‌برد. در مقابل OpenAI، سرکش و جاه‌طلب، می‌خواهد هرطور که شده، پادشاهی رابط بعدی زندگی دیجیتال مردم را به چنگ بیاورد.

و در میان دو شرکت، دیوارهای پرونده‌ای بالا می‌رود که می‌تواند پروژه‌ی سخت‌افزاری OpenAI را پیش از آنکه حتی به دست مصرف‌کننده برسد، سال‌ها در باتلاق حقوقی غرق کند.