جامعه ستیز ها چگونه با استفاده از هوش هیجانی به دیگران آسیب می‌زنند

پژوهشی جدید در نوروساینس نشان می‌دهد که افراد ضد اجتماع با استفاده از همدلی، قربانیان خود را جذب می‌کنند.

برای بسیاری از ما عبارت سایکوپث (Psychpath) یا فرد ضد اجتماع، یادآور قاتل‌های زنجیره‌ای است؛ اما اختلال شناخته‌شده تحت عنوان جامعه‌ستیزی، بسیار شایع‌تر از آن است که مردم فکر می‌کنند. این اختلال با خصوصیت‌هایی مانند رفتار ضد اجتماعی، تکبر، فریب دادن و نبود همدلی عاطفی شناخته می‌شود.

 لیست رفتارهایی که در بالا ذکر شد، معمولا مخالف اصطلاح هوش هیجانی شناخته می‌شود. هوش هیجانی توانایی تشخیص، درک و مدیریت احساسات است. ما معمولا افراد مهربان و یاری‌گر را افرادی با هوش هیجانی می‌دانیم. اما تعدادی از روانشناسان به "جنبه تاریک" هوش هیجانی پرداخته‌اند. در واقع یک شخص می‌تواند با استفاده از دانش و احاطه‌ای که بر احساسات دارد، به صورت استراتژیک و بدون توجه به دیگران به اهداف خودپسندانه خود دست پیدا کند. بنابراین در اینجا یک سوال پیش می‌آید: آیا جامعه‌ستیزها هوش هیجانی دارند؟

جامعه‌ستیزها با استفاده از هوش هیجانی دیگران را فریب می‌دهند

پروفسور رابرت هر، روانشناس جنایی، بیشتر عمر خود را صرف مطالعه افراد جامعه‌ستیز و شاخصه‌های آن‌ها کرده است. هر PCL-R را ایجاد کرده است که منبع ارزیابی و شناسایی رفتارهای جامعه‌ستیز در یک فرد است. هر در مصاحبه‌ای که با تلگراف داشت، جامعه‌ستیزی را پدیده‌ای ابعادی می‌داند و معتقد است که درجات مختلفی از جامعه‌ستیزی وجود دارد:

 افرادی وجود دارند که در قسمت‌های بالایی این مقیاس جای می‌گیرند، به طوری که می‌توان آن‌ها را جامعه‌ستیز دانست؛ اما این اختلال در آن‌ها آنقدر شدید نیست که به ایجاد مشکل منجر شود. در اغلب اوقات آن‌ها دوستان ما هستند و ما از گذراندن اوقات خود با آن‌ها لذت می‌بریم. آن‌ها ممکن است گاهی اوقات از ما سوء استفاده کنند اما معمولاً این کارهای آن‌ها جزئی بوده و و آن‌ها می‌توانند خود را توجیه کنند.

 توجه داشته باشید که قابلیت افراد جامعه‌ستیز برای توجیه کردن خود به سبب تمایل آن‌ها به سوء استفاده از دیگران است. ما ممکن است متوجه شویم که آن‌ها در حال فریب دادن و سواستفاده از ما هستند و حتی ممکن است به آن‌ها بگوییم که متوجه فریب آن‌ها شده‌ایم؛ اما این افراد به گونه‌ای با احساسات ما بازی می‌کنند که رفتار ناپسند آن‌ها را فراموش می‌کنیم.

اختلال شناخته‌شده تحت عنوان جامعه‌ستیزی، بسیار شایع‌تر از آن است که مردم فکر می‌کنند

 پژوهش های انجام شده از این نتایج پشتیبانی می‌کنند. در واقع برخی افراد مهارت بالایی در استفاده از تاثیر هیجانی برای دستیابی به اهداف شخصی خود دارند.

دکتر کریستین کیسرز، استاد نوروساینس اجتماعی در دانشگاه آمستردام، آزمایش بسیار ویژه و جالبی را ترتیب داد.

کیسرز و گروه او در یکی از پژوهش‌هایشان فعالیت مغزی ۲۱ مجرم جامعه‌ستیز را تحلیل کرده و نتایج این تحلیل را با نتایج حاصل از آزمایش ۲۶ مرد با سن و بهره هوشی همانند مجرم‌ها مقایسه کردند. به افراد شرکت کننده در این آزمایش، فیلم هایی از اشخاصی که در حال صدمه زدن به یکدیگر هستند نشان داده شد و در عین حال فعالیت مغزی آن‌ها اندازه‌گیری گردید. پس از آن، یک دانشجوی دکترا به دست داوطلبان ضربه می‌زد تا قسمت های مغزی مرتبط با احساس تماس و درد را شناسایی کند. هدف یافتن پاسخی برای این سوال بود که آیا قسمتی که در مغز داوطلبان با احساس درد فعال می‌شود، با دیدن درد دیگران نیز فعال می‌شود یا خیر؟ اما نتیجه چه بود؟

کیسرز می‌گوید:

فعال شدن قسمت های مختلف مغز در داوطلبان با اختلال جامعه‌ستیزی نسبت به سوژه های معمول کمتر بود. بنابراین این نظریه به نظر درست می‌رسد: احساس همدلی و هم دردی در آن‌ها کمتر است و به همین دلیل است که آن‌ها بدون هیچ احساس گناهی، جنایت های سنگینی مرتکب می‌شوند.

اما هنوز یک سوال برای کیسرز باقی مانده بود: چرا افراد جامعه‌ستیز جذاب به نظر می‌رسند؟

کیسرز می‌نویسد:

به یاد می‌آورم که با یکی از داوطلبان صحبت می‌کردم؛ مجرمی که ۴۰ امتیاز کامل چک لیست جامعه‌ستیزی را گرفته بود. با آنکه نگهبانان او را محاصره کرده بودند؛ اما شخصیتی بسیار جذاب و دلنشین به نظر می‌رسید. او لبخند می‌زد، با ما به خوبی تعامل داشت و به نظر می‌رسید که کاملاً می‌فهمد که از او چه می‌خواهیم.

psychopath / جامعه ستیز

بنابراین کیسرز و همکارش تصمیم گرفتند تا بار دیگر فیلم‌ها را به داوطلبان نشان دهند؛ اما این بار از آن‌ها خواسته شد که تلاش کنند تا با قربانیان فیلم‌ها احساس همدردی کنند.

کیسرز می‌گوید:

 همین درخواست ساده باعث شد که فعالیت مغزی مرتبط با همدلی در آن‌ها فعال شده و حتی مشابه افراد سالم باشد. ناگهان افراد جامعه‌ستیز درست مانند اشخاص معمولی، افرادی با قدرت همدلی و همدردی به نظر می‌رسیدند.

کیسرز این گونه نتیجه گیری کرد:

افراد جامعه‌ستیز فاقد خصوصیت همدلی نیستند. همدلی در بیشتر افراد حالتی پیش فرض است. ما با دیدن یک قربانی، درد او را حس کرده و در غم او شریک می‌شویم. اما برای مجرمان جامعه‌ستیز پژوهش ما، همدلی و همدردی، فعالیتی داوطلبانه بود. آن‌ها اگر بخواهند با شما همدلی می‌کنند؛ به همین دلیل است که آن‌ها می‌توانند اینقدر جذاب و فریبنده باشند. افراد جامعه‌ستیز به محض اینکه شما را برای انجام دادن آنچه که خواسته آن‌هاست اغفال کردند، دوباره همدلی خود را کنار می‌گذارند.

 چگونه از خود محافظت کنیم

حال سوال دیگری که برای ما پیش می‌آید، این است؟ چگونه به نحوی موثر از خود در برابر هوش هیجانی افراد جامعه‌ستیز حفاظت کنیم. پاسخ ساده است: هوش هیجانی خود را قوی تر کنید.

توانایی شما در تشخیص دقیق قابلیت دیگر افراد در مدیریت احساسات می‌تواند به عنوان یک مکانیزم دفاع شخصی عمل کند؛ نوعی سیستم هشدار هیجانی که به شما نشان می‌دهد شخصی می‌خواهد احساساتتان را فریب دهد یا می‌خواهد کاری کند تا شما به گونه ای رفتار کنید که به نفع شما نیست یا با ارزش‌ها و اصول شما در تضاد است. هدف این نیست که شما به هر شخصی شک داشته باشید؛ هر شخصی که تلاش می‌کند شما را به کاری ترغیب کند یک جامعه‌ستیز نیست.

 اما لازم است که همواره هوشیار باشید و حتی در هنگام لزوم شکاک باشید. وقتی دریافتید که شخصی توانایی این را دارد تا احساساتی قوی را در شما برانگیزد، تلاش کنید که با توجه به کلمه‌ها و کنش های خودتان متعادل بمانید. وقتی که احساساتتان فروکش کرد، به دو سوال چیست و چرا پاسخ دهید: چه کلمه‌ها یا کنش‌هایی احساسات شما را برانگیخت؟ چرا این کلمه‌ها و احساسات شما را هیجان زده کردند؟ انگیزه و هدف اصلی کسی که بر شما تاثیر گذاشت چیست؟

با به دست آوردن کنترل بیشتر بر افکار و کنش های خود می‌توانید خود را از احساسات خودتان محافظت کنید؛ حتی اگر یک فریبنده‌ی ماهر سخت تلاش کند تا از شما سواستفاده کند.

منبع inc

از سراسر وب

  دیدگاه
کاراکتر باقی مانده

بیشتر بخوانید