گاهی مسیر علم از جایی آغاز می‌شود که چیزی به چشم نمی‌آید؛ گازی پنهان در هوا، یون‌هایی سرگردان در آب یا فشار بی‌وزنی بر بدن فضانوردان.

سر دیگر ماجرا به ماشینی عظیم می‌رسد که با خاموش‌شدنش پایان نیافت. انیاک از کار افتاد، اما اندیشه‌ای که به حرکت درآورده بود کوچک‌تر، سریع‌تر و فراگیرتر شد.

مردی که عناصر پنهان هوا را پیدا کرد

Wikimedia Commons

هوای آزمایشگاه برای بیشتر مردم چیزی جز اکسیژن و نیتروژن نبود، اما اختلافی کوچک در وزن گازها ذهن ویلیام رمزی را رها نمی‌کرد. او که ۱۷۴ سال پیش در گلاسگو به دنیا آمد، همراه لرد ریلی نشان داد نیتروژن جداشده از هوا با نمونه‌ی شیمیایی یکسان نیست. رد همان اختلاف در ۱۸۹۴ به شناسایی آرگون رسید.

رمزی سپس هلیوم را روی زمین شناسایی کرد و همراه موریس تراورس (Morris Travers) در ۱۸۹۸ نئون، کریپتون و زنون را از هوای مایع بیرون کشید. شکار زنون دشوارتر بود، زیرا سهمش از جو فقط حدود ۰٫۰۹ بخش در میلیون است. جایزه‌ی نوبل شیمی ۱۹۰۴ سهم دانشمندی شد که جای گازهای نجیب را در جدول تناوبی تثبیت کرد.

رد کشف‌های او امروز در چراغ‌های نئونی، جوشکاری با آرگون، سامانه‌های سرمایش هلیومی و پیشران‌های یونی زنون دیده می‌شود. رمزی ثابت کرد حتی هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم می‌تواند عناصر ناشناخته را در خود پنهان کرده باشد.

از یون‌های محلول تا دمای سیاره

Wikimedia Commons

رساله‌ی سوانته آرنیوس در آغاز چندان استادان دانشگاه اوپسالا را تحت‌تاثیر قرار نداد. ایده‌ی جسورانه‌ی او می‌گفت نمک‌ها و مواد مشابه پس از حل‌شدن در آب به یون‌های باردار تفکیک می‌شوند و همان یون‌ها جریان برق را عبور می‌دهند. نظریه‌ای که در ۱۸۸۳ با استقبال سرد روبه‌رو شد، سرانجام جایزه‌ی نوبل شیمی ۱۹۰۳ را برایش آورد.

کنجکاوی آرنیوس پشت دیوار آزمایشگاه نماند. او در ۱۸۹۶ با محاسبات دستی کوشید رابطه‌ی دی‌اکسیدکربن و دمای زمین را اندازه بگیرد و برای دوبرابرشدن غلظت آن، گرمایشی حدود ۵ تا ۶ درجه‌ی سانتی‌گراد به دست آورد. هدف اصلی‌اش توضیح عصرهای یخبندان بود، اما کارش به یکی از نخستین مدل‌های کمّی اقلیم بدل شد.

آرنیوس ۹۹ سال پیش در استکهلم درگذشت. میراثش هنوز دو جهان ظاهرا دور را به هم وصل می‌کند؛ حرکت یون‌ها زیربنای فهم شیمی محلول‌ها و باتری‌هاست و محاسبه‌ی گازهای گلخانه‌ای در تاریخ مدل‌سازی اقلیم جایگاهی ماندگار دارد.

بازگشت از ۲۳۷ روز بی‌وزنی

Wikimedia Commons

چتر کپسول بر فراز قزاقستان باز شد و سه مرد پس از حدود هشت ماه بی‌وزنی دوباره به سوی زمین آمدند. لئونید کیزیم ، ولادیمیر سولوویوف و اولگ آتکوف با سایوز T-11 فرود آمدند و رکورد وقت طولانی‌ترین پرواز سرنشین‌دار را شکستند.

راه مریخ از ۲۳۷ روز زندگی در سالیوت ۷ گذشت

خدمه در سالیوت ۷ زندگی کرده بودند. حضور آتکوف، پزشک فضانورد، فرصتی کم‌سابقه برای بررسی واکنش دستگاه‌های بدن به اقامت طولانی در بی‌وزنی فراهم کرد. فشار ماموریت در روزهای پایانی چنان محسوس بود که برنامه‌ی کاری آنان را برای کاهش خستگی و مصرف انرژی یک ساعت کوتاه‌تر کردند.

فرود ۴۲ سال پیش فقط پایان یک رکورد نبود. داده‌های پزشکی ماموریت به برنامه‌ریزی اقامت‌های طولانی در میر (Mir) و ایستگاه فضایی بین‌المللی کمک کرد و هنوز برای پرسش بزرگ سفر مریخ اهمیت دارد؛ بدن و روان انسان تا کجا دوری، انزوا و گرانش ناچیز را تاب می‌آورند؟

آخرین خاموشی غول ۳۰ تنی

ساعت ۲۳ و ۴۵ دقیقه، برق غولی خاموش شد که یک اتاق را پر می‌کرد. انیاک پس از نزدیک به یک دهه کار در میدان آزمایش آبردین بازنشسته شد؛ ماشینی ۳۰ تنی با حدود ۱۸ هزار لامپ خلا که گرما، صدا و سیم‌کشی انبوه بخشی از حضور فیزیکی خیره‌کننده‌اش بود.

انیاک خاموش شد، اما عصر محاسبات الکترونیکی تازه آغاز شده بود

جان ماکلی و جی. پرسپر اکرت انیاک را در دانشگاه پنسیلوانیا ساخته بودند و در ۱۹۴۶ به‌نمایش عمومی گذاشتند. دستگاه می‌توانست در هر ثانیه حدود ۵ هزار عمل جمع انجام دهد و سرعتش نزدیک به هزار برابر ماشین‌های الکترومکانیکی پیشین بود. برنامه‌ریزی آن با کابل‌کشی و تنظیم کلیدها انجام می‌شد، نه لمس نمایشگر یا اجرای یک برنامه از حافظه‌ی ذخیره‌سازی.

خاموشی ۷۱ سال پیش پایان عمر یک سخت‌افزار بود، نه پایان اثرش. انیاک نشان داد محاسبات الکترونیکی همه‌منظوره می‌تواند از آزمایش دانشگاهی به ابزاری عملی تبدیل شود. تراشه‌ی کوچک گوشی امروزی قدرتی فراتر از آن غول دارد، اما مسیر کوچک‌شدن کامپیوترها از همان اتاق پر از لامپ گذشت.