درصد مالکیت توپ در فوتبال چگونه محاسبه می‌شود؟

دوشنبه 25 خرداد 1405 - 14:10
مطالعه 8 دقیقه
درصد مالکیت توپ در فوتبال
از کرنومترهای قدیمی تا بینایی ماشین و سیستم‌های هوش مصنوعی، درصد مالکیت توپ در فوتبال چگونه محاسبه می‌شود؟
تبلیغات

احتمالا برای شما هم پیش‌آمده که هنگام تماشای مسابقه‌ای حساس، با استرس فکر کنید بازیکنان تیم محبوبتان دقیقه‌هاست پایشان به توپ نخورده و فقط مثل سایه دنبال حریف می‌دوند؛ درست در همان لحظه، گرافیک آشنای درصد مالیکت توپ را کنار صفحه می‌بینید؛ ۳۰ در برابر ۷۰ درصد، عددی که انگار قرار است تسلط و برتری حریف را به رخ بکشد.

خلاصه صوتی

خلاصه صوتی مقاله، ساخته‌شده با هوش مصنوعی

البته عاشقان قدیمی‌تر فوتبال آن شب پاییزی ۲۰۱۲ در گلاسکو را فراموش نمی‌کنند؛ شبی که بارسلونا با تیکی‌تاکای مسحورکننده‌اش ۸۹ درصد از زمان بازی، توپ و میدان را در اختیار داشت؛ اما بازیکنان سلتیک با همان ۱۱ درصد مالکیت توپ پیروز شدند یا آن فینال عجیب لیگ قهرمانان در سال ۲۰۱۰ که اینتر با هدایت مورینیو، فقط با ۳۲ درصد مالکیت، جام را از چنگ بایرن‌مونیخ بیرون کشید.

یوهان کرایف همیشه می‌گفت: «تا وقتی ما توپ را در اختیار داریم، حریف نمی‌تواند گل بزند.» سال‌هاست که مالکیت توپ یکی از معیارهای اصلی سنجش کیفیت، تسلط و حتی زیبایی بازی یک تیم محسوب می‌شود؛ اما واقعا این اعداد و درصدهایی که شبکه‌های تلویزیونی با چنین اطمینانی روی صفحه می‌آورند، چه معنایی دارند؟

آیا هنوز کسی کنار زمین با کرونومتر، ثانیه‌های چرخیدن توپ زیر پای بازیکنان را می‌سنجد یا سیستم‌های پیشرفته‌تری این معیار را ردیابی می‌کنند؟ با ما همراه باشید تا ببینیم چرا درصد مالکیت توپ برخلاف ظاهر ساده‌اش، یکی از جذاب‌ترین مفاهیم در دنیای تحلیل داده‌های ورزشی است.

وقتی دوران کرنومترهای شطرنجی به پایان رسید

اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰ میلادی هنوز از هوش مصنوعی، دوربین‌های چندگانه با وضوح بالا و سرورهای پردازش آنی خبری نبود و خود انسان‌ها با فرایندی ساده و مکانیکی، آمار مالکیت توپ را استخراج می‌کردند. تحلیل‌گران، کنار زمین یا در اتاق‌های پخش می‌نشستند و دستگاهی شبیه به کرنومترهای مسابقات شطرنج را در دست می‌گرفتند؛ سیستم ساده‌ای که سه دکمه‌ی اصلی برای تیم الف، تیم ب و برای لحظاتی که توپ از جریان بازی خارج می‌شد؛ مثل زمان اعلام خطا، پرتاب اوت یا ضربه‌ی دروازه.

محاسبه دستی مالکیت توپ با کرنومتر در گذشته، روشی پر از خطای انسانی بود

در آن سال‌ها، روی کاغذ همه‌چیز منطقی و سرراست بود. وقتی بازیکنی توپ را کنترل می‌کرد، دکمه فشرده می‌شد و زمان برای تیمش به ثبت می‌رسید؛ اما روی چمن سبز، فوتبال یک بازی پویاست؛ یک پاس سریع، قطع ناگهانی توپ، درگیری در میانه‌ی میدان و خروج سریع توپ از خط زمین، تغییراتی مداوم‌اند که ثبت لحظه‌به‌لحظه‌ی مالکیت را بسیار دشوار می‌کنند.

از طرف دیگر اپراتورها هم نمی‌توانستند در تمام ۹۰ دقیقه، تمرکزشان را در بالاترین سطح نگه دارند. گاهی در تب‌وتاب و هیجان بازی، دکمه را به‌موقع فشار نمی‌دادند یا در تشخیص اینکه چه کسی آخرین بار توپ را لمس کرده، دچار تردید می‌شدند.

 همین محدودیت‌ها و نیاز مبرم به داده‌های قابل‌اتکا، بحث استفاده از ابزارهای دقیق‌تر را پیش کشید و راه را برای ورود شبکه‌های تلویزیونی و غول‌های فناوری به دنیای آمار باز کرد.

روش‌های مدرن محاسبه: چرا گاهی آمارها با هم اختلاف دارند؟

گاهی اوقات متوجه می‌شویم که درصدهای مالکیت توپ یک بازی یکسان در دو شبکه‌ی تلویزیونی، کمی با هم متفاوت‌اند. این اختلاف جزئی به فرمول‌ها و روش‌های خاصی برمی‌گردد که شرکت‌های آماری برای تعریف مالکیت به‌کار می‌گیرند و معمولا در سه رویکرد اصلی تعریف می‌شوند.

روش شمارش نسبت پاس‌ها (Pass Ratio Method)

بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی به سراغ راهکاری سرراست و قابل‌فهم رفته‌اند. در این روش، به‌جای درگیری با ثانیه‌ها و صدم‌ثانیه‌ها، معیار اصلی تعداد پاس‌های سالم است و با فرمول مشخصی تعیین می‌شود:

(تعداد پاس‌های تیم ب + تعداد پاس‌های تیم‌ الف) ÷ تعداد پاس‌های تیم الف = مالکیت تیم

خروجی روش شمارش براساس تعداد پاس‌ها، تطابق و همبستگی بسیار بالایی با زمان واقعی در اختیار داشتن توپ دارد؛ هرچند نقطه‌ضعف ظریفی در این رویکرد به چشم می‌خورد؛ تیمی که با پاس‌های کوتاه، سریع و متوالی بازی می‌کند، آمار بالاتری ثبت می‌کند و درصدهایش می‌تواند کمی بهتر از زمان واقعی جریان بازی به‌نظر برسد.

روش محاسبه زمان پاس (Passing Time)

برای فرار از خطای تورم پاس‌ها، سیستم‌های تحلیل داده به‌سراغ ترکیب هوشمندانه‌ی زمان و رویداد رفتند. در این روش، زمان مالکیت از لحظه‌ی کنترل دقیق توپ توسط بازیکن یک تیم آغاز می‌شود و تا زمانی ادامه می‌یابد که توپ به حریف واگذار شود یا از خطوط زمین بیرون برود.

سیستم Passing Time فقط زمان مفید در اختیار داشتن توپ را در نظر می‌گیرد

مزیت بزرگ رویکرد Passing Time را مدیریت زمان‌های مرده می‌دانند. دقایقی که توپ در جریان بازی نیست به‌طور کامل از مجموع زمان مسابقه کسر می‌شود. در نهایت درصد مالکیت هر تیم از تقسیم «زمان در اختیار داشتن توپ» بر «مجموع زمان مفید بازی» به‌دست می‌آید.

روش محاسبه‌ی زمان پاس، شباهت زیادی به کارکرد همان کرنومترهای قدیمی دارد، با این تفاوت که الگوریتم‌های هوش مصنوعی با دقتی بی‌نقص انجامش می‌دهند.

روش زمان لمس توپ (Ball-Touch Time)

وقتی پای مسابقات حساسی مثل جام جهانی به‌میان می‌آید، فیفا رویکرد به‌مراتب سخت‌گیرانه‌تری را اتخاذ می‌کند. در این روش، مالکیت دقیقا به‌معنای تماس فیزیکی و کنترل مستقیم توپ است. سیستم‌های پردازشگر فقط همان ثانیه‌هایی را ثبت می‌کنند که توپ با پای بازیکن تماس دارد؛ البته با یک تلرانس کوچک ۰٫۳ ثانیه‌ای برای پوشش‌دادن حرکات طبیعی.

در روش زمان لمس توپ، فقط ثانیه‌های تماس فیزیکی مستقیم بازیکن با توپ ثبت می‌شود

در روش Ball-Touch Time، زمان‌هایی که توپ در هوا معلق است و یک پاس بلند بین دو بازیکن ارسال می‌شود، به‌عنوان مالکیت هیچ‌کدام از تیم‌ها محاسبه نمی‌شود. درواقع مسیر پرواز توپ در هوا به‌طور کامل از آمار مالکیت خط می‌خورد.

فناوری: بینایی ماشین در مستطیل سبز

برای پیاده‌سازی روش‌های مدرن محاسبه‌ی درصد مالکیت توپ، سقف ورزشگاه‌های مدرن امروزی، میزبان تجهیزاتی است که فوتبال را از مسابقه‌ای فیزیکی به یک جریان عظیم از داده‌های پردازش‌شده تبدیل می‌کنند.

سیستم‌های ردیابی اپتیکال: تیم‌های آنالیز برای رصد دقیق بازی، مجموعه‌ای از دوربین‌های با وضوح بسیار بالا را در زوایای مختلف ورزشگاه نصب می‌کنند. لنزها تمام مساحت چمن سبز را به‌صورت مداوم زیر نظر می‌گیرند و در هر ثانیه، با نرخ ۲۰ تا ۲۵ فریم به‌ثبت می‌رسانند. خروجی سیستم، نقشه‌ی ریاضی و زنده‌ای است که موقعیت دقیق توپ، تک‌تک ۲۲ بازیکن حاضر در زمین و حتی داور مسابقه را فریم‌به‌فریم با مختصات صحیح ردیابی می‌کند.

تشخیص خودکار به‌کمک پردازش تصویر: پس‌از ثبت فریم‌ها، هوش مصنوعی وارد عمل می‌شود تا به تصاویر خام معنا ببخشد. الگوریتم‌های پیشرفته‌ی پردازش تصویر، لحظه‌ی دقیق شروع و پایان لمس توپ توسط بازیکنان را با دقتی ورای تصور استخراج می‌کنند.

فناوری‌های جدید، امکان سنجش دقیق زمان مالکیت و کیفیت عملکرد فردی هر بازیکن را فراهم کرده‌اند

سیستم‌های AI حتی می‌توانند تفاوت ظریف یک مهار توپ حساب‌شده، یک دریبل سریع، پاس هدفمند و حتی برخورد اتفاقی توپ را تشخیص دهند. الگوریتم با بررسی داده‌ها اعلام می‌کند که آیا بازیکن دوبار متوالی توپ را لمس کرده است یا خیر. با تأیید این موضوع، فاز جدید مالکیت ثبت و زمان برای تیم صاحب توپ محاسبه می‌شود.

تحلیل جزئیات مالکیت انفرادی: قدرت فناوری‌های ردیاب، مرزهای تحلیل را از آمار کلی تیم به سطح فردی می‌آورد. کادر فنی به لطف این سیستم‌ها دقیقا می‌داند یک هافبک طراح چند ثانیه بار هجومی تیم را به دوش کشیده، توپ را تحت چه فشاری کنترل کرده و خروجی زمان مالکیت توپ، چند پاس موفق بوده است.

چنین داده‌هایی عیار واقعی بازیکنان را در حفظ ریتم و اجرای تاکتیک‌های مربی مشخص می‌کنند.

واحدهای مالکیت چه تأثیری بر سبک بازی دارند؟

وقتی آمار نهایی مسابقه، مالکیت ۵۰-۵۰ را نشان می‌دهد، ذهن ما ناخودآگاه به سمت بازی کاملا پایاپای و برابر می‌رود؛ اما برای مربیان و تحلیل‌گران این اعداد می‌تواند دو سناریوی کاملا متضاد را روایت کند. درست همین‌جا مفهوم تخصصی واحدهای مالکیت (Units of Possession) وارد ادبیات فوتبال می‌شود.

یک واحد مالکیت، از لحظه‌ای آغاز می‌شود که تیم توپ را به‌دست می‌آورد و دقیقا در لحظه‌ای که توپ از دست می‌رود، به پایان می‌رسد. حالا بیایید دو تیم با درصد برابر را باتوجه‌به معیار جدید مقایسه کنیم.

بازی پرفشار و طوفانی: تصور کنید در طول نود دقیقه، کنترل بازی ۱۰۰ بار بین دو تیم دست‌به‌دست شود. در این سناریو، زمان هر واحد مالکیت بسیار کوتاه است و آمار از مسابقه‌ای پُر از درگیری فیزیکی، قطع توپ، گگن‌پرس (پرس شدید بلافاصله پس از ازدست‌دادن توپ) و ضدحمله‌های برق‌آسا حکایت دارند؛ بنابراین توپ مدام بین بازیکنان ردوبدل می‌شود و هیچ تیمی نمی‌تواند تسلط طولانی‌مدتی بر زمین داشته باشد. تیم‌هایی با سبک هجومی مستقیم و سریع، خالق چنین مسابقاتی هستند.

تحلیل تعداد دفعات رد و بدل شدن توپ، سبک بازی هجومی سریع یا کنترل‌شده را مشخص می‌کند

کنترل حساب شده: مسابقه‌ای را در نظر بگیرید که در آن کنترل توپ تنها ۵۰ بار تغییر می‌کند. با اینکه درصد نهایی همان ۵۰-۵۰ عنوان می‌شود؛ اما روایت درون زمین کاملا فرق دارد؛ با تیم‌هایی روبه‌رو هستیم که پس‌از تصاحب توپ، با پاس‌های متعدد و برنامه‌ریزی‌شده، زمان زیادی آن را در اختیار خود نگه می‌دارند. منچسترسیتیِ پپ گواردیولا نمونه‌ی بارز چنین سبکی است؛ تیمی که باحوصله پاس می‌دهد، ریتم بازی را به حریف دیکته می‌کند و به‌راحتی مالکیت توپ را به حریف نمی‌بخشد.

تحلیل‌گران با بررسی تعداد واحدهای مالکیت، از اعداد خام درصدها عبور می‌کنند و به سبک و الگوی تاکتیکی مربیان پی می‌برند. آنچه بیش‌از ثانیه‌های مالکیت توپ اهمیت دارد این است که تیم‌ها با هر مالکیت چه می‌کنند و چگونه ریتم مسابقه را شکل می‌دهند.

آیا مالکیت بالا واقعاً ضامن پیروزی است؟

داده‌های آماری فوتبال مدرن به ما می‌گویند در اختیار داشتن توپ به‌هیچ‌وجه تضمینی برای کسب سه امتیاز مسابقه نیست. شاید تیمی ۸۰ درصد از زمان بازی توپ را در نیمه‌ی زمین خودی بچرخاند، پاس‌های عرضی و بی‌خطر بدهد و در نهایت با یک ضدحمله‌ی سریع غافلگیر شود؛ به‌همین دلیل، تحلیل‌گران معیارهای خود را تغییر داده‌اند و به‌جای تمرکز مطلق روی زمان تصاحب توپ، کیفیت استفاده از آن را زیر ذره‌بین می‌برند.

حالا مفاهیم پیشرفته‌تری مثل پاس‌های پیش‌رونده (Progressive Passes) که خطوط دفاعی حریف را می‌شکنند و امید گل (xG) که میزان خطرناک‌بودن موقعیت‌های خلق‌شده را می‌سنجد، اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده‌اند. گاهی ارزش یک پاس کلیدی که مهاجم را با دروازه‌بان تک‌به‌تک می‌کند، از ده‌ها پاس کوتاه و نمایشی در میانه‌ی میدان بیشتر است.

کیفیت تصاحب توپ و خلق موقعیت خطرناک، بسیار مهم‌تر از صرفا چرخاندن توپ در زمین است

پس چرا سرمربیان بزرگ همچنان برای تصاحب توپ می‌جنگند و مالکیت را رها نمی‌کنند؟ در وهله‌ی اول باید به مدیریت انرژی بازیکنان توجه کنیم. دویدن مداوم برای پس‌گرفتن توپ، نفس و توان جسمی به‌مراتب بیشتری نسبت به پاس‌کاری مسلط می‌خواهد.

از طرف دیگر تا زمانی که توپ زیر پای بازیکنان می‌چرخد، حریف شانس کمتری برای خلق موقعیت دارد. بسته به شرایط بازی، گاهی نگه‌داشتن توپ استراتژی دفاعی راحت و مؤثری است.

درصد مالکیت توپ می‌تواند بازتابی از شیوه‌ی بازی تیم‌ها باشد و نشان دهد یک مربی چگونه جریان مسابقه را کنترل می‌کند؛ به‌همین دلیل تحلیل فوتبال امروز بیش‌از کمیت تصاحب توپ، بر کیفیت مالکیت تمرکز دارد؛ اینکه توپ در کدام مناطق زمین چرخیده و چه فرصت‌هایی خلق کرده است؛ همان‌طور که بارها دیده‌ایم، درنهایت تیمی پیروز می‌شود که می‌داند در ثانیه‌های طلایی، چگونه ضربه‌ی آخر را وارد دروازه‌ی حریف کند.

نظرات