تلسکوپ فضایی نانسی رومن ناسا که قرار است از اسرار ماده تاریک و انرژی تاریک پرده بردارد و میلیاردها کهکشان را در پهنه کیهان نظاره کند، نام زنی را بر خود دارد که دههها پیش، وقتی هنوز ساخت رصدخانههای فضایی بزرگ بیشتر رؤیایی دور از دسترس بود تا پروژهای عملی، برای تحقق آن جنگید.
نانسی گریس رومن نه فقط یکی از مدیران ناسا، بلکه زنی بود که در سالهای نخست شکلگیری این سازمان، مسیر نجوم فضایی را بنا کرد، دانشمندان را گرد هم آورد و نقشی کلیدی در ساخت هابل ایفا کرد؛ تلسکوپی انقلابی که جهان را به شیوهای بیسابقه نشانمان داد. اکنون، بیش از سه دهه بعد، میراث رومن با تلسکوپی به نام خودش، برای کشف ناشناختههای بیشتر از جهان عازم فضا شده است.
دختری که در ۱۱ سالگی باشگاه نجوم راه انداخت
نانسی رومن در سال ۱۹۲۵ متولد شد؛ زمانی که برای یک دختر نوجوان، انتخاب نجوم بهعنوان مسیر زندگی تصمیمی معمول نبود. علاقه او به آسمان از کودکی شکل گرفت. مادرش که معلم موسیقی بود، شبها صورتهای فلکی و شفق قطبی را به او نشان میداد و پدر ژئوفیزیکدانش، علاقه او به علم را تقویت میکرد.
رومن بعدها با شوخی میگفت مادرش را باید مقصر علاقهمندیاش به نجوم دانست؛ هرچند مادر او در کنار ستارهها، پرندگان، درختان و گیاهان را نیز نشانش میداد.
علاقه رومن به ستارهها خیلی زود جدی شد. او در ۱۱ سالگی با چند نفر از همکلاسیهایش یک باشگاه نجوم راه انداخت و برای یادگیری بیشتر، کتابهای کتابخانهای محلی را یکی پس از دیگری میخواند. خودش بعدها گفته بود که هر چیزی را که میتوانست به دست بیاورد، میخواند. نانسی در همان سالهای نوجوانی، تصمیمش را گرفته بود: میخواست اخترشناس شود.
اما در روزگار اواسط قرن بیستم، نجوم هنوز دنیایی نبود که زنان بهسادگی بتوانند در آن جایگاهی برای خود پیدا کنند؛ از مشاوران و استادانی که درصدد منصرفکردن آنان از ورود به علوم طبیعی و مهندسی برمیآمدند تا دانشگاههایی که فرصتهای پیشرفت علمی را برای زنان محدود میکردند.
رومن در سال ۱۹۴۲ وارد کالج سوارثمور در پنسیلوانیا شد و چهار سال بعد، در ۱۹۴۶، مدرک کارشناسی خود را در رشته نجوم گرفت. سپس برای ادامه تحصیل به دانشگاه شیکاگو رفت و در سال ۱۹۴۹ دکترای نجوم خود را دریافت کرد. او پس از فارغالتحصیلی مدتی در رصدخانه یرکیز دانشگاه شیکاگو به پژوهش و تدریس پرداخت و به نخستین زن عضو هیئت علمی این رصدخانه تبدیل شد.
«ما علیه زنان تبعیض قائل نمیشویم؛ فقط میتوانیم آنها را ارزانتر استخدام کنیم.»
بااینحال، مسیر دانشگاهی رومن آنطور که انتظار داشت پیش نرفت. او بهتدریج متوجه شد که فرصت پیشرفت و تثبیت جایگاه دانشگاهی برای زنان در نجوم بسیار محدود است. بهعنوان مثال، رومن در دوران فعالیتش در رصدخانه یرکیز متوجه شد که دستمزدش بهمراتب کمتر از همکاران مردش است.
وقتی رومن موضوع را با سوبرامانیان چاندراسخار، اخترفیزیکدان سرشناس و استاد یرکیز در میان گذاشت، با پاسخی بسیار تلخ مواجه شد که نشاندهندهی عمق نگاه تبعیضآمیز نسبت به زنان در محیط علمی آن زمان بود. چاندراسخار به نانسی گفت: «ما علیه زنان تبعیض قائل نمیشویم؛ فقط میتوانیم آنها را ارزانتر استخدام کنیم.»
همین موانع باعث شد رومن مسیر حرفهای خود را تغییر دهد و در سال ۱۹۵۴ به آزمایشگاه تحقیقات نیروی دریایی آمریکا بپیوندد. او در آنجا به پژوهش درباره ساختار و تکامل ستارهها و کهکشان راه شیری پرداخت و در زمینههایی مانند حرکت اجرام آسمانی و مطالعات ماه نیز فعالیت کرد.
تجربیات کسبشده بهعنوان پژوهشگر نیروی دریایی، بعدها به رومن کمک کرد تا نهفقط بهعنوان اخترشناس، بلکه بهعنوان مدیری علمی که میتوانست میان پژوهشگران، مهندسان و مدیران دولتی ارتباط برقرار کند، نقش مهمی در شکلگیری برنامه نجوم ناسا ایفا کند.
نخستین اخترشناس ارشد زن ناسا
نقطه عطف زندگی حرفهای رومن در سال ۱۹۵۹ فرا رسید؛ زمانی که فقط یک سال از بنیانگذاری اداره کل ملی هوانوردی و فضای آمریکا یا به اختصار «ناسا» میگذشت. ناسا از رومن خواست برنامه نجوم این سازمان تازهتأسیس را از صفر پایهگذاری کند. او پذیرفت و بدین ترتیب به نخستین اخترشناس ارشد زن ناسا و نخستین زن در سمت مدیریتی در این سازمان تبدیل شد.
رومن بعدها گفته بود وسوسه ایجاد برنامهای از «یک صفحه کاملاً سفید» که میتوانست در طول ۵۰ سال آینده بر نجوم اثر بگذارد، چالشی بود که نمیتوانست رد کند. کار او اما صرفاً مدیریت چند پروژه علمی نبود. رومن باید برای ناسا دانشمند پیدا میکرد، با مهندسان وارد همکاری میشد، بودجه مأموریتها را پیشنهاد میداد و از میان پیچوخمهای اداری و سیاسی دولت آمریکا عبور میکرد.
رومن حتی به دانشگاهها و گروههای نجومی مختلف در سراسر کشور سر میزد تا هم برنامههای ناسا را معرفی کند و هم بفهمد اخترشناسان از این سازمان تازهتأسیس چه میخواهند.
در نخستین سالهای فعالیت ناسا، پروازهای سرنشیندار به یکی از مهمترین اولویتهای این سازمان تبدیل شد. پس از آنکه جان اف کندی در سال ۱۹۶۱ هدف فرود انسان روی ماه را تا پایان دهه اعلام کرد، برنامه آپولو بهعنوان یکی از بزرگترین پروژههای ناسا در مرکز توجه قرار گرفت؛ شرایطی که کار مدافعان نجوم فضایی را برای جلب بودجه و توجه به مأموریتهای علمی دشوارتر میکرد.
مادر هابل
رومن و همکارانش مجبور بودند برای زنده نگهداشتن نجوم فضایی در کنار پروژههای سرنشیندار مبارزه کنند. او بهخوبی فهمیده بود که برای پیشبرد علم، تنها داشتن ایدهای خوب کافی نیست؛ دانشمند باید سیاست و سازوکارهای تصمیمگیری را هم بشناسد. همین مهارت بعدها برای یکی از مهمترین پروژههای تاریخ نجوم به کار آمد: تلسکوپ فضایی هابل.
ایده ساخت یک تلسکوپ فضایی بزرگ از دهه ۱۹۴۰ وجود داشت، اما هزینه هنگفت و دشواری فنی آن باعث شده بود بسیاری نسبت به عملیبودن پروژه تردید داشته باشند. رومن در مقام مدیر برنامه نجوم ناسا، نقش مهمی در متقاعدکردن کنگره برای تأمین بودجه این پروژه ایفا کرد. او اخترشناسان را حول این ایده گرد آورد و تلاش کرد اهمیت علمی تلسکوپ را برای تصمیمگیرندگان توضیح دهد.
رومن برای اثبات ارزش نجوم فضایی از همان ابتدا سراغ پروژههای بزرگ و پرهزینه نرفت. تحت مدیریت او، ناسا بین سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۲ چهار رصدخانه مداری را به فضا فرستاد؛ مأموریتهایی که امکان مطالعه کیهان در طول موجهایی را فراهم میکردند که از سطح زمین بهسادگی مشاهدهپذیر نبودند. هرچند تنها دو مأموریت از این چهار مأموریت کاملاً موفق بودند، همین برنامهها نشان دادند که رصدخانههای فضایی میتوانند دادههایی ارزشمند برای اخترشناسان فراهم کنند و بهنوعی پیشدرآمد هابل بودند.
ایده ساخت یک تلسکوپ فضایی بزرگ از دهه ۱۹۴۰ وجود داشت
رومن همچنین از پروژههایی مانند کاوشگر فرابنفش بینالمللی (IUE) و ماهواره COBE حمایت کرد؛ مأموریتهایی که نشان دادند میتوان با انتقال ابزارهای نجومی به فضا، پنجرههای تازهای به جهان باز کرد. این تجربهها به تدریج اعتبار علمی نجوم فضایی را افزایش دادند و زمینه را برای پروژهای بسیار بلندپروازانهتر فراهم کردند: ساخت یک تلسکوپ فضایی بزرگ که بعداً هابل نام گرفت.
ادوارد وایلر که بعدها دانشمند ارشد پروژه هابل شد، درباره نقش رومن گفته بود که او در روزگاری پیش از اینترنت، گوگل و ایمیل، به فروش ایده هابل، سازماندهی اخترشناسان و در نهایت متقاعدکردن کنگره برای تأمین بودجه آن کمک کرد. به همین دلیل است که رومن بعدها لقب «مادر هابل» را گرفت.
البته رومن هابل را بهتنهایی نساخت و طراحی و ساخت آن حاصل کار چندین نسل از دانشمندان، مهندسان و سازمانها بود؛ اما نقشی که رومن در ایجاد زیرساخت علمی و سیاسی لازم برای تحقق چنین پروژهای داشت، انکارناشدنی است.
هابل سرانجام در سال ۱۹۹۰ به فضا رفت و نگاه بشر به کیهان را بهطرز بنیادین تغییر داد. تصاویر آن نهتنها توانست مرزهای دانش نجوم را جابهجا کند، بلکه میلیونها نفر را در سراسر جهان با زیبایی و عظمت کیهان آشنا کرد.
ادای احترام به زنی پیشگام
نانسی گریس رومن در ۲۵ دسامبر ۲۰۱۸، یعنی سالها پیش از آنکه تلسکوپ همنامش به فضا برود، در ۹۳ سالگی از دنیا رفت. در آن زمان، تلسکوپ نسل بعدی ناسا هنوز با نام «ابزار نقشهبرداری فروسرخ میدان دید عریض» یا به اختصار WFIRST شناخته میشد؛ اما ناسا در سال ۲۰۲۰، نام آن را به افتخار رومن به «تلسکوپ فضایی نانسی گریس رومن» تغییر داد.
تلسکوپ رومن در واقع ادامه همان میراثی است که او در ناسا پایه گذاشت. همانطور که رومن دههها پیش استدلال میکرد که یک تلسکوپ فضایی بزرگ میتواند نگاه ما به جهان را دگرگون کند، تلسکوپی نیز که امروز نام او را دارد، برای پاسخ به برخی از بزرگترین پرسشهای کیهانشناسی طراحی شده است؛ از ماهیت انرژی تاریک و ماده تاریک گرفته تا مطالعه شکلگیری و تکامل کهکشانها و جستوجوی سیارههای فراخورشیدی.
بااینحال، تلسکوپ رومن قرار نیست جای هابل را بگیرد؛ این دو رصدخانه رویکرد متفاوتی به مشاهده کیهان دارند. هابل میتواند بخشهای کوچکتری از آسمان را با جزئیات بسیار بالا بررسی کند، درحالیکه رومن برای پیمایش بخشهای بسیار گستردهتری از آسمان طراحی شده است. میدان دید بسیار بزرگتر رومن به اخترشناسان امکان میدهد در مدت کوتاهی نواحی وسیعی از کیهان را بررسی کنند و اجرام و پدیدههایی را بیابند که بعداً میتوانند با هابل و جیمز وب با جزئیات بیشتر مطالعه شوند.
نانسی رومن فرصت پیدا نکرد تا پرتاب تلسکوپ همنامش را مشاهده کند
دختری که در ۱۱ سالگی باشگاه نجوم راه انداخت و چند دهه بعد به یکی از معماران اصلی نجوم فضایی مدرن تبدیل شد، اکنون نامش بر تلسکوپی قرار گرفته که قرار است افق نگاه بشر به کیهان را گستردهتر کند؛ گویی نانسی رومن، حتی پس از رفتنش، هنوز در حال دعوتکردن ما به تماشای ستارهها است.
نانسی یکبار با شوخی گفت: «من علاقه خاصی به ستارهها دارم.» شاید امروز بتوان این جمله را جور دیگری خواند: او نهفقط شیفته ستارگان بود؛ بلکه راهی ساخت تا نسلهای بعدی بتوانند ستارهها را بهتر بشناسند.