دوشنبه ۲۴ اوت ۲۰۲۶ (دوم شهریور ۱۴۰۵) بیستمین سالگرد رأی‌گیری اتحادیه بین‌المللی نجوم (IAU) برای تصویب تعریف رسمی از مفهوم «سیاره» در منظومه شمسی است؛ تصمیمی جنجال‌برانگیز که موجب خروج پلوتو از فهرست سیاره‌ها شد و آن را در کنار سرس و اریس، در دسته‌بندی تازه‌ای به نام «سیاره کوتوله» قرار دارد.

به‌دنبال آن رأی‌گیری، کتاب‌های درسی و مدل‌های منظومه شمسی تغییر کردند. کودکانی که تا همان اواخر در کتاب‌های نجوم، با پلوتو به عنوان سیاره نهم منظومه شمسی آشنا شده بودند، اکنون باید با تنزل جایگاه آن کنار می‌آمدند. با وجود گذشت دو دهه، طرفداران پلوتو هنوز از تصمیم دانشمندان ناراضی هستند. در سال‌های اخیر، میم‌ها و دادخواست‌های اینترنتی همراه با مجالس قانون‌گذاری ایالتی در آمریکا و حتی مدیران ناسا، درصدد تغییر این تصمیم برآمده‌اند.

بااین‌حال، نشانه چندانی وجود ندارد که اخترشناسان نظر خود را تغییر داده باشند و حتی فشارهای بیرونی شدید ممکن است باعث شود برخی از آنها بیش از پیش بر موضع خود پافشاری کنند. برای اینکه بدانیم چرا بازگرداندن پلوتو به فهرست سیاره‌ها بعید است، باید ابتدا بفهمیم این تصمیم اصلاً چرا گرفته شد.

پلوتو چگونه تنزل جایگاه پیدا کرد؟

کشف شمار فزاینده‌ای از اجرام در بخش‌های بیرونی منظومه شمسی که اندازه‌ای مشابه پلوتو داشتند، اخترشناسان را وادار کرد درباره تعریف «سیاره» دوباره فکر کنند.

اتحادیه بین‌المللی نجوم مسئول تعریف ثابت‌های بنیادی نجومی و فیزیکی، نام‌گذاری اجرام تازه کشف‌شده مانند سیارک‌ها و همچنین نام‌گذاری عوارض شاخص روی اجرام شناخته‌شده، مانند دهانه‌های مریخ است. بنابراین اگر قرار بود کسی درباره جایگاه پلوتو تصمیم بگیرد، آن نهاد باید IAU می‌بود.

اعضای اتحادیه تصور می‌کردند که طرفداران پرشور پلوتو از اینکه جرم محبوبشان «نمونه اولیه یک دسته‌بندی جدید» محسوب شود، خوشحال خواهند شد

IAU می‌توانست بازنگری در وضعیت پلوتو را به یک کمیته واگذار کند، اما دریافت که برای مسئله‌ای تا این اندازه مهم، بهتر است از گسترده‌ترین مجموعه تخصص‌ها استفاده شود. بنابراین موضوع را به مجمع عمومی خود در پراگ سپرد. اعضای مجمع به تصویب تعریفی برای سیار‌ه‌ها رأی دادند و سه معیار را تعیین کردند:

  • جسم باید به دور خورشید در گردش باشد.
  • جسم باید جرم کافی داشته باشد تا گرانش خود آن بتواند بر نیروهای ناشی از ساختار جامدش غلبه کند و در نتیجه به تعادل هیدروستاتیکی، یعنی شکلی تقریباً کروی برسد.
  • جسم باید محیط مداری خود را از اجرام دیگر پاک کرده باشد.

پلوتو معیار سوم را برآورده نمی‌کند؛ بخشی از این مسئله به جرم کم آن مربوط است، اما دلیل دیگر این است که پاکسازی محیط مداری در فاصله بسیار دور از خورشید، نسبت به مناطق نزدیک‌تر به خورشید دشوارتر است. برای اینکه موضوع کاملاً روشن باشد، همان نشست یک قطعنامه دیگر را نیز تصویب کرد:

اتحادیه بین‌المللی نجوم همچنین تصمیم می‌گیرد: پلوتو براساس تعریف فوق یک سیاره کوتوله است و به‌عنوان نمونه اولیه یک رده جدید از اجرام فرانپتونی شناخته می‌شود.

اعضای اتحادیه تصور می‌کردند که طرفداران پرشور پلوتو از اینکه جرم محبوبشان «نمونه اولیه یک دسته‌بندی جدید» محسوب شود، خوشحال خواهند شد؛ اما متأسفانه سخت در اشتباه بودند.

در بین رأی‌دهندگان، کفه تزازو به‌شدت به سمت تغییر دسته‌بندی پلوتو سنگینی می‌کرد؛ هرچند مخالفان اشاره می‌کنند که موضوع پلوتو در آخرین روز کنفرانس بررسی شد؛ زمانی که برخی از اخترشناسان پراگ را ترک کرده بودند. همچنین به باور کسانی که معتقدند نظر آمریکایی‌ها باید وزن بیشتری داشته باشد، انجام رأی‌گیری در خارج از ایالات متحده، به نوعی غیردموکراتیک بود.

بااین‌حال، اگر کسانی که در جلسه حضور نداشتند، واقعاً با تصمیم همکارانشان مخالف بودند، درطول ۲۰ سال گذشته بارها فرصت داشتند خواستار بازنگری در آن شوند؛ اما چنین اتفاقی هرگز رخ نداده است.

چرا پلوتو دیگر سیاره محسوب نمی‌شود؟

نقشه‌های منظومه شمسی نمی‌توانند تک‌تک سیارک‌ها یا اجرام کمربند کویپر را در خود جای دهند و طبیعتاً نمی‌توان نام تمام آنها را نیز در مدارس آموزش داد. شاید جهان در مرزی کاملاً مشخص میان سیاره‌ها و اجرام کوچک‌تر تمایز قائل نباشد، اما انسان‌ها به دسته‌بندی و تعریف گروه‌ها نیاز دارند.

اخترشناسان در اوایل قرن نوزدهم، پس از اینکه به این نتیجه رسیدند که سرس (جرم تقریباً کروی شاخص کمربند سیارکی) شایسته جایگاه سیاره نیست، پذیرفتند که تعداد سیاره‌ها باید محدود باشد.

پخش از رسانه

در نشست ۲۰ سال پیش، تعریف‌های دیگری نیز برای «سیاره» پیشنهاد شد؛ اما بیشتر آنها هم به‌نوعی پلوتو را کنار می‌گذاشتند

در سال ۲۰۰۶، هیچ‌یک از اجرام تازه کشف‌شده به بزرگی پلوتو نبودند؛ بنابراین اگر تعریف سیاره را هر جرمی قرار می‌دادند که مستقیماً به دور خورشید می‌چرخد و قطرش بیش از ۲۳۵۰ کیلومتر است، صرفاً یک راه‌حل موقتی ایجاد می‌شد.

بااین‌حال، می‌دانیم که اجرام بسیار زیادی در کمربند کویپر و فراتر از آن پنهان شده‌اند و همه انتظار دارند به‌زودی اجرامی بزرگ‌تر از پلوتو نیز پیدا شوند. در واقع، اریس از پلوتو پرجرم‌تر است و در ابتدا تصور می‌شد کمی بزرگ‌تر از آن نیز باشد؛ موضوعی که مسئله تعریف سیاره را به نقطه بحرانی رساند.

اینکه اندازه‌گیری‌های بعدی، قطر اریس را کمتر از برآورد اولیه نشان دادند، بدین معنی نبود که پلوتو با بقیه فرق دارد. درنتیجه، اخترشناسان باید درمورد این وضعیت آشفته کاری انجام می‌دادند، اما این بدان معنا نیست که کنارگذاشتن پلوتو تنها گزینه موجود بود.

گزینه‌های جایگزین چه بودند و چه هستند؟

در نشست ۲۰ سال پیش، تعریف‌های دیگری نیز برای «سیاره» پیشنهاد شد؛ اما بیشتر آنها هم به‌نوعی پلوتو را کنار می‌گذاشتند.

یکی از راه‌ها برای حفظ جایگاه پلوتو این بود که به‌جای فیزیک، به تاریخ تکیه کنیم. می‌شد پلوتو را به‌صورت استثنایی در فهرست سیاره‌ها نگه داشت و فهرستی رسمی از سیاره‌های موجود تهیه کرد؛ سپس اجرام تازه‌ای نیز که از یک آستانه مشخص عبور می‌کردند، به این فهرست افزوده می‌شدند.

این راه‌حل احتمالاً طرفداران پلوتو را راضی می‌کرد، اما با گذشت زمان، به‌ویژه اگر قرار باشد همین تعریف را به منظومه‌های ستاره‌ای دیگر تعمیم دهیم، بیش از پیش مضحک به نظر می‌رسید. آیا واقعاً قرار است بگوییم تمام اجرام کهکشان برای اینکه «سیاره» محسوب شوند باید از معیارهای مشخصی عبور کنند، اما یک جرم خاص از این قاعده مستثنا باشد؟ از آنجا که دلیل گنجاندن پلوتو در فهرست سیاره‌ها، برآورد بیش از حد اندازه آن در مشاهدات اولیه بود، در چنین حالتی در واقع به یک اشتباه پاداش می‌دادیم و آن را برای همیشه تثبیت می‌کردیم.

یکی از کارهایی که اخترشناسان می‌توانند برای خوشحال‌کردن طرفداران پلوتو انجام دهند، بازگشت به نسخه اولیه تعریف سیاره است که شرط «پاکسازی مدار» را شامل نمی‌شود. چنین تغییری نه‌تنها پلوتو را به فهرست سیاره‌ها بازمی‌گرداند و سرس و اریس را نیز به جایگاه سیاره ارتقا می‌دهد، بلکه شارون را هم دربرمی‌گیرد و در نتیجه، سامانه پلوتو-شارون به‌طور رسمی به یک منظومه سیاره‌ای دوتایی تبدیل می‌شود.

در این صورت، هر جرمی که گرانش کافی را برای تبدیل‌شدن به شکل تقریباً کروی داشته باشد، در صورتی که مستقیم به دور خورشید بچرخد (نه به دور یک سیاره) می‌تواند سیاره محسوب شود. متأسفانه حتی در سال ۲۰۰۶ نیز حدود ۱۲ جرم در بخش‌های دوردست منظومه شمسی وجود داشتند که بسته به ترکیب و جرمشان، ممکن بود کروی باشند یا نباشند. امروز تعداد چنین اجرامی به‌مراتب بیشتر شده است.

تعریف یادشده به شکل‌گیری فهرستی بزرگ و رو به رشد از سیاره‌های احتمالی منجر می‌شود و می‌تواند اوضاع را تا حدی پیچیده کند. بااین‌حال، برخی اخترشناسان ممکن است حاضر باشند برای خوشحال کردن مردم چنین هزینه‌ای را بپردازند.

شاید هم بهتر است بالاخره بپذیریم که پلوتو هرچقدر عزیز و دوست‌داشتنی باشد، صرفاً سیاره نیست

اما اگر قرار باشد راه‌حلی از این دست به تصویب برسد، تصویب قطعنامه‌هایی که می‌گویند پلوتو نه به‌دلیل ویژگی‌های علمی، بلکه به‌نوعی به‌عنوان «جسم محبوب پارتی‌دار» و صرفاً به‌دلیل محل کشفش باید از امتیاز ویژه برخوردار شود، احتمالاً چندان مؤثر نخواهد بود.

آن‌طور که در این ۲۰ سال دیده‌ایم، بازگرداندن پلوتو به فهرست سیاره‌ها صرفاً با فشار افکار عمومی یا تصمیم‌های سیاسی ممکن نیست. اگر قرار باشد پلوتو روزی دوباره سیاره شناخته شود، اخترشناسان باید تعریف تازه‌ای ارائه کنند که هم پلوتو را دربر بگیرد و هم از نظر علمی برای دیگر اجرام منظومه شمسی قابل دفاع باشد. شاید هم بهتر است بالاخره بپذیریم که پلوتو هرچقدر عزیز و دوست‌داشتنی باشد، صرفاً سیاره نیست. سیاره‌نبودن به معنی بی‌ارزشی نیست.