تنهایی فقط احساس ناخوشایند موقت نیست. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، تقریباً یک نفر از هر شش نفر در جهان احساس تنهایی میکند و نبود ارتباط اجتماعی کافی با مشکلات مختلف جسمی و روانی ارتباط دارد.
مصرف الکل یکی از رفتارهایی است که مدتهاست ارتباط آن با شرایط اجتماعی بررسی میشود. مطالعات انسانی نشان دادهاند وضعیت روابط اجتماعی و محیط اطراف فرد میتواند با میزان نوشیدن الکل ارتباط داشته باشد، اما تاکنون مشخص نبود مغز چگونه تجربه انزوای اجتماعی را به تغییر در تمایل به مصرف الکل تبدیل میکند. پژوهشگران دانشگاه نورثوسترن و مؤسسه سالک برای یافتن پاسخ، این فرایند را در موشها بررسی کردند.
موشهای نر در انزوا بیشتر الکل نوشیدند
در آزمایش، موشهای نر و ماده ابتدا در گروه زندگی میکردند و سپس برای ۱۱ روز از دیگر موشها جدا شدند. هر روز برای یک ساعت دو ظرف در اختیار آنها قرار میگرفت: یکی حاوی آب و دیگری حاوی محلول ۱۵ درصد الکل.
به گزارش نیواطلس، مصرف الکل در موشهای نر بهتدریج درطول روزهای انزوا افزایش یافت و پس از حدود یک هفته به بیشترین مقدار رسید. در موشهای ماده، انزوای اجتماعی نتیجه معکوس داشت و مصرف الکل کاهش پیدا کرد. میزان مصرف آب بر اثر انزوا تغییر معناداری نداشت.
انزوای اجتماعی، مصرف الکل را در موشهای نر افزایش و در موشهای ماده کاهش داد
یافتهها نشان میدهد تفاوت فقط به تشنگی یا مصرف بیشتر مایعات مربوط نبود؛ رفتار موشها بهطور خاص در برابر الکل تغییر کرده بود. پژوهشگران حتی میزان مصرف را با غلظت الکل خون مقایسه و ارتباط روشنی میان این دو پیدا کردند.
مرحله بعد یافتن بخشی از مغز بود که بتواند این تغییر رفتار را توضیح دهد. تمرکز پژوهشگران روی ارتباط میان دو ناحیه قرار گرفت: آمیگدال قاعدهایجانبی یا BLA و قشر پیشپیشانی میانی یا mPFC.
آمیگدال در پردازش احساسات، تهدید و ارزش محرکها نقش دارد. قشر پیشپیشانی نیز در تصمیمگیری، کنترل رفتار و ارزیابی پاداش دخیل است. ارتباط میان این دو ناحیه میتواند به مغز کمک کند تجربههای عاطفی و اجتماعی را به رفتار تبدیل کند.
آزمایشها نشان داد فعالیت نورونهایی که از آمیگدال به قشر پیشپیشانی میروند، با میزان مصرف الکل ارتباط دارد. جالبتر اینکه انزوای اجتماعی این مدار را در دو جنس در جهتهای مخالف تغییر داد. در موشهای نر، سلولهای این مسیر تحریکپذیرتر شدند و آنها الکل بیشتری مصرف میکردند. در مادهها، تحریکپذیری مدار کاهش پیدا کرد و مصرف الکل نیز کمتر شد.
پژوهشگران برای اینکه مطمئن شوند این مدار مغزی واقعاً بر مصرف الکل اثر میگذارد، فقط به ارتباط میان فعالیت مغز و میزان نوشیدن اکتفا نکردند. آنها با روش «اپتوژنتیک» فعالیت همین مسیر عصبی را مستقیماً تغییر دادند. این روش امکان کنترل گروه مشخصی از سلولهای عصبی با نور را فراهم میکند.
وقتی مسیر ارتباطی آمیگدال و قشر پیشپیشانی در موشهای نر فعالتر شد، حیوانات الکل بیشتری نوشیدند. برعکس، کاهش فعالیت همین مسیر در موشهای نرِ منزوی باعث شد مصرف الکل کمتر شود. این نتیجه نشان میدهد این مدار مغزی فقط با مصرف الکل همراه نیست، بلکه میتواند مستقیماً بر میزان نوشیدن اثر بگذارد.
پژوهشگران مداری میان آمیگدال و قشر پیشپیشانی شناسایی کردند که تغییر فعالیت آن میتوانست میزان مصرف الکل را کم یا زیاد کند
یکی دیگر از یافتهها این بود که انزوای اجتماعی ممکن است شیوه ارزشگذاری مغز به پاداشها را تغییر دهد. در موشهای نر منزوی، واکنش نورونهای قشر پیشپیشانی به الکل تقویت شد، درحالیکه پاسخ آنها به پاداشی طبیعی مانند محلول شیرین ساکاروز کاهش پیدا کرد. وقتی پژوهشگران مدار آمیگدال به قشر پیشپیشانی را بهطور مصنوعی تحریک کردند، الگویی مشابه انزوای اجتماعی در مغز ایجاد شد.
یافتهها احتمال جالبی را مطرح میکند: انزوای اجتماعی شاید باعث شود مغز ارزش برخی پاداشهای معمول را کمتر و ارزش الکل را بیشتر پردازش کند. البته این نتیجه فعلاً به مدل حیوانی محدود است.
چرا نرها و مادهها واکنش متفاوتی داشتند؟
پژوهشگران هنوز دقیقاً نمیدانند چرا موشهای نر و ماده در تنهایی واکنش متفاوتی نشان میدهند. پیش از جداسازی، مدار ارتباطی آمیگدال و قشر پیشپیشانی در موشهای ماده بهطور طبیعی فعالتر بود. پس از انزوا، فعالیت همین مدار در موشهای نر افزایش پیدا کرد، اما در مادهها کاهش یافت.
احتمال دارد بخشهای دیگری از مغز و تفاوتهای زیستی میان دو جنس در این واکنش نقش داشته باشند، اما مطالعه فعلی علت دقیق این تفاوت را مشخص نکرده است.
جایگاه اجتماعی موشها نیز بر نتایج اثر داشت. موشهایی که در گروه جایگاه پایینتری داشتند، الگوی متفاوتی از فعالیت مغزی و مصرف الکل نشان دادند. این یافته نشان میدهد شرایط اجتماعی حیوان حتی پیش از انزوا میتواند بر واکنش مغز اثر بگذارد.
نتیجه را میتوان به انسانها تعمیم داد؟
فعلاً نمیتوان نتایج پژوهش مورد بحث را مستقیماً به انسانها تعمیم داد. مطالعه روی موشها انجام شده و هرچند برخی مدارهای مغزی در پستانداران شباهتهایی با یکدیگر دارند، رفتار انسان بسیار پیچیدهتر است و عوامل زیادی بر واکنش به تنهایی و مصرف الکل اثر میگذارند.
در انسان، عواملی مانند وضعیت روانی، تجربههای قبلی، روابط اجتماعی، فرهنگ، شرایط اقتصادی، سابقه مصرف الکل و حتی تفاوتهای فردی میتوانند نتیجه را تغییر دهند. بنابراین اینکه در این مطالعه انزوای اجتماعی در موشهای نر و ماده اثر متفاوتی داشته، به این معنا نیست که همین الگو دقیقاً در مردان و زنان هم تکرار میشود.
یافتهها مسیر عصبی جدیدی را برای درک ارتباط بین تنهایی و اختلال مصرف الکل معرفی میکند
اهمیت مطالعه در جای دیگری است: پژوهشگران برای نخستینبار مسیری عصبی را نشان دادهاند که در مدل حیوانی، تجربه انزوای اجتماعی را به افزایش مصرف الکل در نرها مرتبط میکند و با دستکاری همان مسیر میتوان میزان نوشیدن را افزایش یا کاهش داد.
اگر مطالعات آینده نشان دهند سازوکاری مشابه در انسان نیز وجود دارد، این مدار میتواند به درک بهتر ارتباط میان تنهایی، استرس اجتماعی و اختلال مصرف الکل کمک کند. اما برای رسیدن به چنین نتیجهای به پژوهشهای انسانی نیاز است.
پژوهش در ژورنال Nature Neuroscience منتشر شده است.