احتمالا در برخی کشوها یا کارتن‌های وسایل قدیمی، کنار کنسول قدیمی بازی خاک‌گرفته یا گوشی‌هایی مثل اچ‌تی‌سی وان، هنوز می‌توان یک گوشی بلک‌بری پیدا کرد. شاید نسل جدید ایده‌ای نداشته باشند که زمانی لوگوی بلک‌بری، صدای تق‌تقِ تایپ با کیبورد فیزیکی جذاب گوشی‌ها و پینگ‌های پیاپی مسنجر BBM، نماد مدرن بودن و پیشتازی در دنیای فناوری به شمار می‌رفت.

در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، بلک‌بری با در اختیار داشتن حدود ۲۰ درصد از بازار جهانی، امپراتوری قدرتمندی به نظر می‌رسید، اما بعد آیفون و لشکر اندرویدی‌ها از راه رسیدند و بلک‌بری نتوانست جایگاهش را در بازار جدید گوشی‌های لمسی حفظ کند و نامی که زمانی مترادف گوشی هوشمند بود، طی چند سال از جیب کاربران ناپدید شد.

خلاصه صوتی

خلاصه صوتی، ساخته‌شده با هوش مصنوعی

امروز حتی خود شرکت هم دیگر تلاش نمی‌کند دوران نوستالژیک گذشته را زنده کند. آخرین گوشی‌های تولیدشده تحت برند بلک‌بری سال‌هاست به تاریخ پیوسته‌اند و کسب‌وکار فعلی شرکت تقریباً هیچ شباهتی به تصورات مردم از این برند ندارد.

ولی بسیاری از افرادی که از سال‌ها پیش حتی تصویر بلک‌بری را هم ندیده‌اند، هر روز سوار خودرویی می‌شوند که به لطف نرم‌افزار این شرکت راحت و بی‌مشکل حرکت می‌کند. انگار فلسفه‌ی کسب‌وکار جدید بلک‌بری، یا آنچه سال‌ها مشهورش کرده بود تفاوت زیادی دارد. شرکت از ساخت دستگاهی که همه آن را می‌دیدند، به توسعه‌ی نرم‌افزاری رسید که بسیاری از کاربران احتمالا هرگز متوجه حضورش نمی‌شوند.

شرکتی که گوشی‌هایش از رده خارج شدند، اما خودش نه

hackernoon

داستان برند بلک‌بری را اغلب ما بارها شنیده‌ایم. شرکت Research In Motion یا RIM در سال ۱۹۸۴ در کانادا تأسیس شد و بعدها با توسعه‌ی دستگاه‌های ارتباطی و سپس گوشی‌های بلک‌بری به شهرت جهانی رسید. آن‌ها با فرمولی برنده دنیا را فتح کردند؛ ترکیبی از ایمیل روی موبایل، کیبوردهای فیزیکی اعتیادآور و پیام‌رسانی بسیار محبوبی که عبارت «BBM me» را به بخشی از زبان روزمره تبدیل کرد.

بلک‌بری در دوران اوجش، به‌عنوان پادشاه دنیای کسب‌وکار و ارتباطات امن شناخته می‌شد و سال ۲۰۱۳، نام رسمی شرکت نیز به بلک‌بری تغییر یافت؛ درست زمانی که رقابت در بازار گوشی‌های هوشمند به‌شدت به ضرر آن‌ها پیش می‌رفت.

بلک‌بری در پشت‌صحنه دنیای فناوری، اتفاقات بزرگی را کارگردانی می‌کند

طوفان نمایشگرهای لمسی شرکت را از میدان رقابت خارج کرد و گوشی‌ها سرانجام کنار رفتند، اما مجموعه‌ای از فناوری‌ها و دارایی‌های نرم‌افزاری باقی ماندند که پتانسیل بالایی برای کسب‌وکارهای متفاوت داشتند. یکی از مهم‌ترین دارایی‌ها QNX نامیده می‌شد، سیستم‌عاملی که قدمتش از خود بلک‌بری هم بیشتر بود و شرکت سال‌ها قبل تصاحبش کرد.

بلک‌بری جدیدی که امروز درباره‌اش حرف می‌زنیم، دیگر از تجارت موبایل فاصله گرفته و فعالیتش عمدتاً حول دو حوزه می‌چرخد، نخست ارتباطات امن به‌ویژه برای دولت‌ها و صنایع حساس، دوم QNX یا نرم‌افزاری که در سیستم‌های تعبیه‌شده و خودروها استفاده می‌شود.

پلتفرم QNX چگونه به ایمنی خودرو کمک می‌کند؟

کابین لندرور دیفندر و سیستم اطلاعات‌وسرگرمی Pivi Pro؛ نمونه‌ای از محصولی که خودروساز ظاهر و تجربه‌ی کاربری آن را طراحی کرده، اما سیستم‌عامل QNX در لایه‌های زیرینش حضور دارد.QNX

جان جیاماتئو، مدیرعامل فعلی بلک‌بری، در مصاحبه با CNBC، پلتفرم QNX را به‌سادگی «سیستم‌عامل خودرو» توصیف کرد. البته تشبیه بدی هم نیست، به‌شرط اینکه تصور نکنیم با چیزی شبیه اندروید یا آی‌اواس روی نمایشگر خودرو طرفیم!

QNX را می‌توانیم پلتفرم نرم‌افزاری تعبیه‌شده و بی‌درنگی بدانیم که درست در پایه‌ای‌ترین لایه‌های سیستم خودرو قرار می‌گیرد؛ جایی که نرم‌افزار باید سخت‌افزارهای مختلف را مدیریت و چند سیستم را هم‌زمان اجرا کند، یا وظایفی را انجام دهد که نسبت به زمان واکنش حساس‌اند. از مدیریت نمایشگرهای لمسی گرفته، تا سامانه‌های به‌شدت ایمنی‌محوری که مستقیماً با جان سرنشینان سروکار دارند.

در سیستم‌های حساس، قطعیت و زمان دقیق پاسخ‌دهی از سرعت پردازش مهم‌تر است

وقتی به کابین‌های دیجیتال و سامانه‌های سرگرمی و بخش‌هایی از سیستم‌های پیشرفته‌ی کمک‌راننده نگاه کنید، در می‌یابید که خودروهای جدید هر سال بیشتر به کامپیوترهایی پیچیده تبدیل می‌شوند. ولی نرم‌افزار یک خودرو و اپلیکیشنی که روی گوشی اجرا می‌شود با هم تفاوتی اساسی دارند.

برای درک بهتر ارزش این سیستم، به مثالی ملموس توجه کنید. فرض کنید در حال کار با لپ‌تاپ خود هستید و ناگهان یک برنامه برای چند ثانیه هنگ می‌کند. نهایت اتفاقی که می‌افتد چیست؟ احتمالاً کلافه می‌شوید، برنامه را می‌بندید و باز می‌کنید یا شاید فایلی ذخیره‌نشده را از دست بدهید.

اما خودرویی که با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت در بزرگراه می‌راند، چالش‌های دیگری را پشت سر می‌گذارد. اگر سامانه‌ای که باید در یک لحظه‌ی حساس اطلاعات ترمز یا حسگرهای مانع را پردازش کند، فقط کمی دیرتر پاسخ دهد، پیامدش به فاجعه‌ای واقعی ختم می‌شود نه کلافگی. کامپیوتر باید پاسخ درست را محاسبه کند و در بازه‌ی زمانی مشخصی پاسخ را تحویل دهد.

سیستم‌عامل‌های بلادرنگ یا RTOS درست به این دلیل به کار گرفته می‌شوند که گاهی هیچ تأخیری پذیرفتنی نیست. وقتی از مفاهیمی نظیر بی‌درنگ بودن و رفتار قطعی حرف می‌زنیم، نباید تصور کنید که سیستم خودرو سریع‌تر از هر کامپیوتر دیگری عمل می‌کند. قابل‌پیش‌بینی بودن رفتار گاهی از سرعت هم اهمیت بیشتری دارد.

اگر وظیفه‌ای باید ظرف زمان معینی انجام شود، باید سیستم را طوری طراحی کنند که بتوان روی رعایت همان محدودیت زمانی حساب کرد. به بیان ساده در سیستم‌های حساس، فقط این مهم نیست که نرم‌افزار به جواب درست برسد. پاسخ، باید دقیقاً در همان مدتی که انتظار می‌رود، صادر شود.

یک سیستم ترمز اضطراری نمی‌تواند منتظر بماند تا پردازنده، منابع سیستم را بین چند برنامه تقسیم کند. نرم‌افزار حساس به ایمنی، حق ندارد شما را با مکثی کوتاه غافلگیر کند و QNX برای تضمین همین قطعیت طراحی شده است.

خودروهای مدرن از تصورات ما پیچیده‌ترند

QNX Cabin نمونه‌ای از پلتفرم‌های بلک‌بری برای توسعه‌ی کابین دیجیتال خودرو است. رابطی که راننده می‌بیند تنها بالاترین بخش معماری نرم‌افزاری پیچیده‌تری است که در پشت نمایشگر فعالیت می‌کندQNX

سال‌ها پیش، وقتی خودروسازان تازه نمایشگرهای لمسی را وارد محصولاتشان می‌کردند، اصطلاح «گوشی هوشمند روی چرخ» محبوبیت زیادی یافت، مخصوصاً که نمایشگرهای بزرگ‌تر، رابط‌های لمسی، اپلیکیشن‌ها، نقشه، موسیقی و اتصال دائمی به اینترنت، خودرو را روزبه‌روز بیشتر شبیه وسایل دیجیتال روزمره می‌کرد.

خودروهای امروزی شبکه‌ای از کامپیوترهای تخصصی‌اند

اما در صنعت خودرو این تشبیه حق مطلب را ادا نمی‌کند. پشت همان نمایشگری که راننده می‌بیند، مجموعه‌ای از پردازنده‌ها، کنترلرها، سنسورها و نرم‌افزارها در حال کارند. بعضی از این عناصر تجربه‌ی کاربری را می‌سازند و برخی دیگر به سیستم‌های کمک‌راننده، دوربین‌ها، رادارها، هشدار نقطه‌ی کور، کنترل بخش‌های مختلف خودرو و در مدل‌های پیشرفته‌تر به قابلیت‌های نیمه‌خودران یا خودران مربوط می‌شوند.

به همین دلیل، معماری نرم‌افزاری خودروهای جدید را نمی‌توان صرفاً با سیستم‌عاملی واحد و چند اپلیکیشن توصیف کرد. خودرو به مجموعه‌ای از کامپیوترهای تخصصی شباهت دارد که باید با هم هماهنگ بمانند.

جایگاه QNX در معماری خودرو

شرکت‌هایی مانند انویدیا و کوالکام پردازنده‌ها و پلتفرم‌های محاسباتی خودرو را تأمین می‌کنند، خودروساز روی تجربه‌ی کاربری و ویژگی‌های اختصاصی برندش تمرکز دارد و لایه‌هایی مثل QNX می‌توانند میان سخت‌افزار و نرم‌افزارهای سطح بالاتر قرار بگیرند.

شرکت بلک‌بری نیز QNX را در قالب چنین اکوسیستمی معرفی می‌کند و با سازندگان بزرگ تراشه و تأمین‌کنندگان قطعات خودرو همکاری دارد. در واقع تراشه‌سازان بزرگ معماری محصولات مرتبط با خودروی خود را بر اساس سیستم‌عامل QNX استانداردسازی کرده‌اند.

نرم‌افزار بلک‌بری در بیش از ۲۷۵ میلیون خودرو حضور دارد

شاید نام بلک‌بری روی داشبورد به چشم نخورد، اما بخشی از نرم‌افزاری که زیر داشبورد کار می‌کند، احتمالاً به این شرکت تعلق دارد. نرم‌افزار QNX در بیش از ۲۷۵ میلیون خودرو در جاده‌های جهان در حال اجراست و مدیرعامل شرکت نیز سهم بازارشان را ۹۵ درصد عنوان می‌کند.

البته بخش عمده‌ای از خودروهایی که سالانه تولید می‌شوند، هنوز از معماری‌های ساده استفاده می‌کنند. حدود ۲۵ درصد هم به سمت کابین‌های دیجیتال و سیستم‌های پیشرفته‌ی همیار راننده رفته‌اند و ادعای بلک‌بری به همین بلوک ۲۵ درصدی اشاره دارد.

شکست خودروسازان در برنامه‌نویسی پایه‌ای

totalarea

حدود یک دهه قبل، هم‌زمان با دیجیتالی‌شدن خودروها، تصور می‌شد خودروسازان یا باید سیستم‌عامل اختصاصی خودشان را از صفر برنامه‌نویسی کنند، یا کلید تجربه‌ی دیجیتالشان را به اپل و گوگل بدهند.

برخی از خودروسازان بزرگ واقعاً تلاش کردند لایه‌های پایه‌ی سیستم‌عامل را خودشان بسازند؛ اما خیلی زود دریافتند که تخصص لازم را در این زمینه ندارند. تخصص آن‌ها تولید ماشین‌های باکیفیت بود، نه مدیریت لایه‌های عمیق حافظه در پردازنده.

توسعه‌دادن رابط کاربری یا اپلیکیشن با ساخت لایه‌های پایه‌ای سیستم‌عامل قابل‌مقایسه نیست. برای درک بهتر، معماری نرم‌افزاری یک خودروی مدرن را مثل کیکی چندلایه تصور کنید که لایه‌ی اولش را سخت‌افزار تشکیل می‌دهد، همان پردازنده‌ها و تراشه‌هایی که غول‌هایی مثل انویدیا، کوالکام، اینتل و آرم می‌سازند.

غول‌های خودروسازی خیلی زود فهمیدند در مدیریت عمیق پردازنده‌ها تخصصی ندارند

لایه دوم با زیرساخت نرم‌افزاری تعریف می‌شود، مثل سیستم‌عامل پایه‌ای (OS)، هایپروایزر و میان‌افزارها، دقیقاً جایی که قلمرو پنهان و تخصصی QNX به‌حساب می‌آید. لایه سوم برنامه‌ها، سرویس‌ها و الگوریتم‌هایی هستند که خود شرکت خودروساز برای تمایز برندش توسعه می‌دهد.

در نهایت به لایه‌ی چهارم می‌رسیم، یعنی همان طراحی‌های گرافیکی، منوها و دکمه‌هایی که مردم روی مانیتور داشبورد می‌بینند و لمس می‌کنند.

به گفته‌ی مدیرعامل بلک‌بری، این شرکت از ابتدا نمی‌خواست وارد میدان رابط کاربری شود. درحالی‌که بازیگران زیادی در تلاش بودند طراحی صفحه‌نمایش را از آن خود کنند، بلک‌بری تصمیم گرفت روی فونداسیون مستحکمی متمرکز شود که کل ساختار را نگه می‌دارد.

حالا وقتی نوبت به کنترل ترمزها، مدیریت سنسورها و تضمین جان سرنشین می‌رسد، بلک‌بری بدون اینکه نظر راننده و سرنشینان را جلب کند، در پس‌زمینه وظیفه‌ی حیاتی‌اش را انجام می‌دهد.

جایی که هوش مصنوعی حق ندارد حدس بزند!

بلک‌بری می‌گوید نرم‌افزار QNX اکنون در بیش از ۲۷۵ میلیون خودروی درحال تردد استفاده می‌شودQNX

در زندگی روزمره اگر یک چت‌بات دچار توهم شود و پاسخ مضحکی به ما بدهد، شاید بخندیم و اسکرین‌شاتش را در شبکه‌های اجتماعی پست کنیم. یا اگر جدی‌تر در حال پیش‌بردن پروژه‌ای باشیم، برمی‌گردیم و اشتباه را اصلاح می‌کنیم.

اما وقتی نرم‌افزار از دنیای پیکسل‌ها خارج می‌شود و کنترل یک سیستم فیزیکی را به دست می‌گیرد، داستان کاملاً تغییر می‌کند. جان جیاماتئو می‌گوید: «در تاکسی‌های خودران، متوقف‌شدن سیستم و دیدن صفحه‌ی آبیِ مرگ، اصلاً یک گزینه نیست.» اشتباه هوش مصنوعی در جهان فیزیکی، ممکن است پیامدهای غیرقابل‌جبرانی داشته باشد.

برای مثال به چند سناریو فکر کنید. یک روبوتاکسی باید طی چند لحظه یا حتی کسری از ثانیه تصمیم بگیرد توقف کند. خودرویی مجهز به سیستم‌های پیشرفته دستیار راننده، باید خطر پریدن عابر به خیابان در همان لحظه تشخیص دهد. یک بازوی رباتیک جراحی، باید دقیقاً همان حرکت بسیار ظریف موردانتظار را انجام دهد.

وقتی نرم‌افزار کنترل ترمز یا تیغ جراحی را در دست دارد، هیچ خطای محاسباتی پذیرفتنی نیست

یک ربات غول‌پیکر در خط تولید کارخانه، نباید در مواجهه با یک وضعیت غیرمنتظره، رفتار پیش‌بینی‌ناپذیر و خطرناکی از خود نشان دهد.

هوش مصنوعی مدرنی که ما می‌شناسیم، بر پایه‌ی پیش‌بینی کار می‌کند، یعنی مدل‌ها از میان گزینه‌های مختلف، محتمل‌ترین پاسخ یا رفتار را انتخاب می‌کنند و اصولاً بخش اعظم توانایی‌شان از همین ویژگی ناشی می‌شود. در حوزه‌هایی مثل تولید متن، تحلیل تصویر یا پیشنهاد مسیر، انعطاف‌پذیری مدل‌ها مزیت قابل‌توجهی به همراه دارد.

ولی نرم‌افزارهای حساس به ایمنی، حق ندارند حدس بزنند و باید تا حد امکان قطعی و قابل‌پیش‌بینی باشند. اگر هوش مصنوعی بگوید: «باتوجه‌به چیزهایی که می‌بینم، احتمالا این مانع خطرناک است.» سیستم باید چه تصمیمی بگیرد؟

شما می‌توانید سیستم مسیریابی یا ضبط ماشین را با هوش مصنوعی شخصی‌سازی کنید، اما احتمالاً راضی نمی‌شوید رفتار حیاتی یک خودرو یا تیغ جراحی یک ربات را به مدلی بسپارید که خروجی‌اش صددرصد قطعی نیست.

البته مدیران بلک‌بری به قدرت شگفت‌انگیز هوش مصنوعی واقف‌اند و از آن برای توسعه و تست نرم‌افزارها استفاده می‌کنند. بااین‌حال معتقدند هوش مصنوعی هرچقدر هم باهوش شود، باز هم ترمز باید به‌خوبی کار کند.

برنامه بعدی بلک‌بری؛ ربات‌هایی که شبیه انسان نیستند

اگر فکر می‌کنید سقف آرزوهای بلک‌بری به چهارچرخ و یک فرمان محدود می‌شود، داستان را دست‌کم گرفته‌اید. مدیران شرکت می‌خواهند QNX را وارد حوزه‌هایی کنند که آینده تمدن بشری را می‌سازند، از تجهیزات پزشکی و سیستم‌های کنترل صنعتی گرفته تا وسایل نقلیه‌ی تجاری سنگین، هوافضا و البته رباتیک.

ربات‌های انسان‌نما توجه عموم مردم را جلب می‌کنند؛ ولی جیاماتئو فکر می‌کند آینده‌ی نزدیک هوش مصنوعی فیزیکی را در قالب ربات‌های مهربانی که ظرف می‌شویند، نمی‌بینیم. بلک‌بری به‌طور خاص روی سه بخش خاص بیشتر حساب می‌کند، حوزه‌هایی کلیدی که پتانسیل بالایی برای بهره‌گیری از پلتفرم QNX دارند.

ربات‌های انبار و ناوگان AMR

ربات‌های متحرک خودکار برای جابه‌جایی کالا در کارخانه‌ها و انبارها ساخته می‌شوند. برخلاف ربات‌های انسان‌نما، این ماشین‌ها در محیطی محدودتر فعالیت می‌کنند، اما همچنان باید در کنار کارکنان رفتاری پایدار و قابل‌پیش‌بینی داشته باشندQNX Industrial Automation

در حال حاضر ربات‌های متحرک خودران وظیفه‌ی جابه‌جایی کالا، فرایند برداشت و بسته‌بندی را به عهده دارند و در راهروهای انبارهای عظیم حرکت می‌کنند. شاید در آینده‌ی نزدیک انسان‌ها از چرخه‌ی فیزیکی حذف شوند، اما اتوماسیون تنها زمانی کامل می‌شود که هسته‌ی نرم‌افزاری ربات‌ها در هماهنگی کامل و بدون کوچک‌ترین خطایی کار کند.

ماشین‌آلات صنعتی خودران

QNX Industrial Automation

محیط یک کارخانه‌ی بزرگ یا یک انبار لجستیک را تصور کنید. وسایلی مثل لیفتراک‌های خودران و تجهیزات سنگین کارخانه‌ای قرار است در محیط‌های پرخطر، پر از موانع متحرک و در کنار انسان‌ها، بدون دخالت راننده حرکت کنند. در چنین محیطی یک خطای نرم‌افزاری می‌تواند خسارت‌های میلیاردی یا آسیب‌های جانی در پی داشته باشد.

ربات‌های پزشکی و جراحی

QNX Industrial Automation

بازوهای رباتیکی که در اتاق‌های عمل به پزشکان کمک می‌کنند یا حتی در آینده جراحی‌های ظریف را انجام می‌دهند، به سطحی از اطمینان نیاز دارند که در کمتر صنعتی دیده می‌شود. دنیای پزشکی به بازوی رباتیکی که «تقریباً همیشه» درست کار می‌کند، نیازی ندارد، حضور در اتاق عمل قطعیت ۱۰۰ درصدی می‌طلبد.

مدیران بلک‌بری امیدوارند QNX با سابقه‌ی درخشانش در پایداری، بازار اتوماسیون صنعتی و رباتیک پزشکی را در دست بگیرد.

امنیت سایبری و پل ارتباطی شرق به غرب

در سال‌های اخیر شرکت‌های چینی با سرعتی بالا خودروهای الکتریکی‌‌شان را توسعه داده‌اند. شاید چین استانداردهای ایمنی‌اش را برای مصرف داخلی تا حدودی انعطاف‌پذیرتر از غرب تنظیم کند، ولی وقتی خودروسازان بخواهند محصولاتشان را به اروپا یا آمریکای شمالی صادر کنند، با سد استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری مواجه می‌شوند.

پلتفرم QNX نقش پل طلایی خودروسازان شرقی را ایفا می‌کند، نرم‌افزاری که می‌تواند معماری ایمنی این خودروها را به سطحی برساند که مجوز صادرات به بازارهای جهانی را دریافت کنند.

QNX در CES 2026 مجموعه‌ای از کاربردهای نرم‌افزارهایش در رباتیک، تجهیزات پزشکی و اتوماسیون صنعتی را نمایش دادQNX

امنیت سایبری و ارتباطات رمزنگاری‌شده یکی دیگر از بازوهای استراتژی بلک‌بری به‌شمار می‌رود. به گفته‌ی مدیرعامل بلک‌بری، هنوز هم در سراسر جهان برخی مقامات دولتی اطلاعات و فرامین حساس را در بستر پیام‌رسان‌های تجاری ارسال می‌کنند، رویه‌ای که باتوجه‌به قدرت روزافزون هوش مصنوعی در حوزه امنیت سایبری، ریسک بسیار بالایی دارد.

پلتفرم بلک‌بری به خودروسازان چینی کمک می‌کند تا استانداردهای سخت‌گیرانه غربی را برآورده کنند

به همین دلیل ۷۵ درصد از مشتریان بخش ارتباطات امن بلک‌بری را دولت‌ها تشکیل می‌دهند؛ نهادهایی که به رمزنگاری غیرقابل‌هک و پلتفرم‌های ارتباطی محرمانه نیاز دارند تا از شبح حملات سایبری در امان بمانند.

وقتی توسعه‌ی انفجاری ربات‌ها، مهاجرت خودروسازان به سمت خودروهای نرم‌افزارمحور و نیاز دولت‌ها به امنیت ارتباطات را کنار هم می‌گذاریم، استراتژی بلک‌بری را بهتر درک می‌کنیم. در حال حاضر سفارش‌های قطعی بخش QNX از مرز ۹۵۰ میلیون دلار فراتر می‌رود.

مدل کسب‌وکار نامرئی بلک‌بری

استراتژی بلک‌بری در دوران موبایل، روی تولید محصول نهایی متمرکز بود. شرکت مستقیماً وارد رینگ رقابت با اپل و گوگل شد؛ جنگی که با پیروزی پلتفرم‌های همه‌گیر و توسعه‌دهنده‌محور به پایان رسید. ولی در دوره‌ی جدید شرکت چشم‌انداز کاملاً متفاوتی را دنبال می‌کند و دیگر نمی‌خواهد محصول نهایی را بسازد.

بلک‌بری امروز مدل کسب‌وکارش را بر پایه‌ی فروش همان فونداسیون نرم‌افزاری‌ای توسعه می‌دهد که بسیاری از تولیدکنندگان مجبورند برای کارکرد ایمن دستگاه‌هایشان به آن تکیه کنند. برندسازی جدید بلک‌بری را به مسیر رشد و سودآوری بازگرداند و شرکت طی سال ۲۰۲۶ بیشترین جریان پول نقد ۵ سال اخیر خود را ثبت کرد.

گوشی‌های بلک‌بری این روزها گوشه کمدها خاک می‌خورند و خاطره‌بازی می‌کنند. اما خود شرکت، مدت‌ها پیش مسیر کاملاً تازه‌ای برای زندگی پیدا کرد. شاید بلک‌بری دیگر هیچ‌وقت وسیله‌ای نسازد که هر روز صبح چشمتان به نامش بیفتد. حتی اگر نقشه‌ی بزرگ شرکت به‌خوبی پیش برود، نام بلک‌بری روی بدنه هیچ‌کدام از ماشین‌های آینده هم حک نمی‌شود.

شاید مردم سوار خودرویی شوند که نرم‌افزارش بر پایه‌ی فناوری بلک‌بری اجرا می‌شود، کارگران کنار رباتی کار کنند که به‌لطف QNX عملکرد مطمئن‌تری دارد، یا شاید بیماران از دستگاه پزشکی‌ای استفاده کنند که سیستم‌عامل تعبیه‌شده‌ی این شرکت بخشی از معماری‌اش را شکل می‌دهد.