رسانه دانشبنیان؛ ضرورت عبور از تولید محتوا به توسعه فناوری
مصطفی انتظاری هروی، مدیر مسئول گروه رسانهای خبر فوری، در یادداشتی برای زومیت از اهمیت هوش مصنوعی و توسعه فناوری در آینده اقتصاد رسانه نوشت.
رسانه در حال عبور از یکی از مهمترین دورههای دگرگونی خود است. سالها، قدرت رسانه با شمارگان، میزان مخاطب، تعداد بازدید و گستره انتشار سنجیده میشد؛ اما امروز، بخش مهمی از مزیت رقابتی رسانهها در حوزههایی شکل میگیرد که شاید در نگاه نخست ارتباط مستقیمی با روزنامهنگاری و تولید محتوا نداشته باشند: توسعه فناوری، تحلیل داده، هوش مصنوعی، طراحی محصول، شناخت رفتار مخاطب و ایجاد مدلهای درآمدی مبتنی بر دانش.
این تغییر، تعریف رسانه را نیز دگرگون میکند. رسانه دیگر صرفاً مجموعهای از خبرنگاران، نویسندگان، دبیران و کانالهای انتشار نیست. رسانه آینده به سازمانی نیاز دارد که بتواند در کنار تولید محتوای معتبر، دانش تولید کند، فناوری را توسعه دهد، مسئلههای خود را با ابزارهای نوآورانه حل کند و از این توانایی، ارزش اقتصادی پایدار بسازد. از همین منظر، دانشبنیان شدن رسانه باید از یک موضوع محدود در سیاستگذاری فناوری خارج شود و در جایگاه یکی از مسائل راهبردی آینده اقتصاد و فرهنگ کشور قرار بگیرد.
رسانهای که فناوری تولید میکند
دانشبنیان شدن رسانه را نباید صرفاً به استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، راهاندازی وبسایت یا حضور در شبکههای اجتماعی تقلیل داد. رسانه زمانی به یک کسبوکار فناورانه تبدیل میشود که دانش و تحقیق، بخشی از سازوکار اصلی تولید ارزش آن باشد؛ زمانی که بتواند بر پایه تحقیق و توسعه، تحلیل داده و توسعه نرمافزار، محصول یا خدمتی خلق کند که مزیت رقابتی پایدار داشته باشد.
برای مثال، رسانهای که با تحلیل داده، رفتار مخاطبان خود را میشناسد و بر اساس آن محصولات محتوایی تازه طراحی میکند، یک گام به این مسیر نزدیک شده است. رسانهای که سامانه اختصاصی مدیریت محتوا توسعه میدهد، از پردازش زبان طبیعی برای بهبود جستوجوی اخبار بهره میگیرد، ابزارهای اعتبارسنجی اطلاعات میسازد یا فناوری بومی برای توزیع هوشمند محتوا توسعه میدهد، میتواند فراتر از یک مصرفکننده فناوری عمل کند و به تولیدکننده آن تبدیل شود.
این تغییر، اهمیت اقتصادی نیز دارد. رسانهای که تمام مزیت رقابتیاش به حجم تولید محتوا یا دسترسی به مخاطب وابسته باشد، در برابر تغییر الگوریتم پلتفرمها، افزایش هزینههای توزیع و ورود ابزارهای خودکار آسیبپذیر است. در مقابل، رسانهای که دانش فنی، داده اختصاصی، زیرساخت قابل توسعه و محصولات فناورانه در اختیار دارد، امکان بیشتری برای ایجاد منابع درآمدی متنوع و استقلال اقتصادی خواهد داشت.
هوش مصنوعی و بازتعریف حرفه رسانه
گسترش هوش مصنوعی این ضرورت را جدیتر کرده است. ابزارهای هوشمند اکنون میتوانند بخشهایی از فرایند ترجمه، پیادهسازی مصاحبه، دستهبندی اطلاعات، تولید محتوای اولیه و تحلیل مخاطب را انجام دهند. این ظرفیتها هزینه و زمان برخی فعالیتها را کاهش میدهند، اما همزمان پرسشهای مهمی درباره آینده مشاغل رسانهای، کیفیت محتوا، مالکیت داده، حقوق مؤلف و اعتبار اطلاعات ایجاد میکنند.
در این میان، رسانههایی که صرفاً از ابزارهای آماده استفاده میکنند، ممکن است در کوتاهمدت بهرهوری بیشتری به دست آورند؛ اما مزیت بلندمدت زمانی شکل میگیرد که توانایی انتخاب، بومیسازی، ارزیابی و توسعه فناوری نیز در سازمان وجود داشته باشد. مسئله اصلی، خرید یک ابزار هوش مصنوعی نیست؛ مسئله این است که رسانه تا چه اندازه میتواند فناوری را با نیازهای حرفهای، زبان فارسی، ویژگیهای فرهنگی جامعه و مدل کسبوکار خود سازگار کند.
البته فناوری جایگزین قضاوت حرفهای، مسئولیت تحریریه و اعتماد مخاطب نمیشود. برعکس، هرچه تولید و انتشار محتوا آسانتر شود، ارزش راستیآزمایی، شفافیت و مسئولیتپذیری رسانه افزایش پیدا میکند. بنابراین، توسعه فناوری در رسانه باید همزمان با تدوین استانداردهای حرفهای و اخلاقی پیش برود.
چرا حاکمیت باید به آینده فناورانه رسانه توجه کند؟
نقش حاکمیت در این مسیر، صرفاً حمایت مالی از چند شرکت یا اعطای عنوان دانشبنیان به مجموعهای از کسبوکارها نیست. مسئله، ایجاد محیطی است که در آن رسانه بتواند برای تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کند، به نیروی متخصص دسترسی داشته باشد، فناوری خود را توسعه دهد و از محصول حاصل از این سرمایهگذاری درآمد کسب کند.
یکی از موانع اصلی، ساختار اقتصادی بسیاری از رسانههاست. رسانهای که بخش عمده منابع خود را صرف هزینههای جاری، دستمزد و تأمین هزینه تولید روزانه محتوا میکند، معمولاً فرصت و توان مالی محدودی برای تشکیل تیم تحقیق و توسعه دارد.