اینترنت طبقاتی «پرو»: فروختن حق در قالب امتیاز
حالا دیگر نزدیک دو ماه میشود که اینترنت در ایران قطع شده است. مردم باید زیر فشار جنگ و وضعیت تعلیق زندگی، فشار حبس شدن در انفرادی ارتباطی و انزوای اجتماعی و نوعی به حال خود رهاشدگی رسانهای را هم تحمل کنند. این فشار بسیار شدید روانی و اجتماعی برای تعداد کثیری از شهروندان فراتر از تاب و طاقت است و بهتدریج آثار روانی و جسمی و خانوادگی و اقتصادی خود را نشان داده است.
در میانه فشار خردکننده قطع اینترنت، اکنون شاهدیم که اینترنت «پرو» پیادهسازی شده است. اینترنت پرو قسمی از اینترنت طبقاتی است که علاوه بر معایب قبلی، چند قدم به جلوتر رفته است و اینک عیبی تازه نیز به آن افزوده است:
اینترنت «پرو» علاوه بر این که حق دسترسی تمام مردم ایران به اینترنت آزاد را که قبلاً دستکم با فیلترشکن بدان دست مییافتند بهشکلی مهلک سلب کرده، در یک بستهبندی جدید، در قالب یک امتیاز ویژه به افرادی گزینششده به فروش میرساند.
تکرار مکررات است اگر بگوییم اینترنت زیربنای احتیاجات فردی و ارتباطات اجتماعی در دنیای امروز است. سازمانهای بینالمللی از سالهای آغازین هزاره سوم میلادی آنقدر از حق ارتباط و حق دسترسی آحاد بشر به شبکه جهانی اینترنت سخن گفتهاند و در تبیین آن کوشیدهاند که دیگر نیازی به تکرار نیست.
بشر امروز بدون اینترنت زندگی نباتی دارد
اینترنت طبقاتی «پرو» این حق را از تمام ایرانیان سلب میکند و به افرادی که خودش آنها را برحق و ممتاز تشخیص میدهد با چندین برابر قیمتهای سابق میفروشد. آن هم در زمانهای که جنگی درگرفته است و مردم بیش از همیشه برای بقا به اینترنت نیاز دارند.
همچون همه مصادیق اینترنت طبقاتی، برای جا انداختن اینترنت طبقاتی «پرو» به دستهبندی مشاغل توسل شده است؛ با این استدلال سست که فیالمثل پزشکان یا دانشگاهیان یا بازرگانان یا روزنامهنگاران برای کارشان به اینترنت نیاز دارند. در صورتی که اینترنت نهتنها برای انجام کار و فعالیتهای شغلی، بلکه بهمنظور ادامه زندگی و ایجاد ارتباط اجتماعی، یک حق بنیادین به شمار میرود. همه افراد اجتماع حق دسترسی به اینترنت دارند، فارغ از این که چه شغلی یا چه سطح تحصیلاتی یا چه سنی داشته باشند.
زن سالمند بازنشسته همانقدر حق دارند به اینترنت دسترسی داشته باشد که مرد جوان کارخانهدار یا پزشک. اینترنت فقط وسیله کسبوکار نیست، زیرساخت حیات است. بدون اینترنت، بسیاری از وجوه زندگی امکانناپذیر میشود. ره اغراق نخواهیم پیمود اگر بگوییم بشر بدون اینترنت زیستناپذیر است و تنها میتواند زندگیای شبیه به زندگی نباتی را ادامه دهد، بی آن که بسیاری از ظرفیتهای زیستی و استعدادهای فکری و اجتماعیاش را بالفعل کند.
آنچه در اینترنت «پرو» بدتر جلوه میکند این است که اگر در گذشته اینترنت طبقاتی را برای برخی مشاغل لازم میدانستند، اکنون همین را هم دارند به همان مشاغل با مبالغی گزاف به فروش میرسانند. به عبارت دیگر، سلبکنندگان حق شهروندی قدمی جلوتر آمدهاند و این را به ممر درآمدهای عظیمی برای خود تبدیل کردهاند.
اینترنت پرو یک تبعیض بیسابقه است
اینترنت پرو از چند جنبه اخلاقی و اجتماعی و حکمرانی خطایی است نابخشودنی. اول این که از حیث اخلاقی و انسانی، باعث تبعیض شدید و بیسابقه بین ایرانیان میشود: تبعیض بین معدود دارندگان امتیاز اتصال به اینترنت و مابقی مردم. هولناکتر این که اگر قبلاً مابقی مردم میتوانستند با فیلترشکن به اینترنت دسترسی داشته باشند، در وضعیت فعلی به هیچ ترتیبی نمیتوانند به این جهان پا بگذارند. یک جهان گسترده مجازی برای آنها ممنوع شده است.
دوم این که حس تحقیر را در بین ایرانیان به نهایت درجه میرساند. نفس قطع اینترنت باعث ایجاد حس کوچک شمرده شدن و صغارت در بین مردم شده است و حالا با قرار گرفتن در فهرست کسانی که نهتنها دسترسی ندارند بلکه حتی لایق دریافت آن هم نیستند، این حس حقارتآمیز دوچندان میشود.
تشدید فاصله طبقاتی و تعمیق شکاف دیجیتال
از منظر اجتماعی، اینترنت طبقاتی پرو سبب میشود طبقات کمدرآمد و اقشار آسیبپذیر، به فرض این که امتیاز اتصال به اینترنت به آنها تعلق گیرد نیز توان و امکان بسیار کمتری داشته باشند برای این که بتوانند از پس هزینههایش برآیند. حاصل این وضعیت نوعی انشقاق اجتماعی و تشدید فاصله طبقاتی و تعمیق شکاف دیجیتال بین ایرانیان است. شکاف دیجیتال سبب خواهد شد شهروندان از کسب دانش و توانایی لازم برای زندگی در اجتماع محروم شوند.
از حیث اخلاقی و اجتماعی، پیادهسازی اینترنت «پرو» سبب میشود فراتر از تعمیق فاصله طبقات جامعه، شاهد قرار گرفتن مردم مقابل یکدیگر باشیم. بسیار تأسفبار است که از نیاز صاحبان کسبوکار به اینترنت سوءاستفاده شود و با ارائه اینترنت «پرو» به کسانی که در آستانه ورشکستگی و سقوط اقتصادی قرار گرفتهاند، خود این افراد به عامل عادیسازی و گسترش اینترنت طبقاتی تبدیل شوند.
شاید کسانی باشند که بدون عذاب وجدان در پی کسب این رانت و امتیاز ویژه باشند، اما حتماً بسیاری از بهرهمندان از اینترنت طبقاتی «پرو» خود را معذب و مستأصل خواهند دید از این بابت که در وضعیتی قرار گرفتهاند که باید بین دوراهی حفظ کسبوکار خود با چند برابر هزینههای سابق و تحکیم سامانه محرومیت شهروندان از اینترنت، دست به انتخاب بزنند. از آن سو، محرومان از اینترنت «پرو» هم دارندگان این نوع اینترنت را خصم خود در نظر خواهند گرفت و به چشم ویژهخوارانی به آنها خواهند نگریست که حق مسلمشان را زیر پا گذاشتهاند.
اینترنت پرو مردم را مقابل یکدیگر قرار میدهد
افزایش گسستها و خصومتهای اجتماعی و تشدید حس تحقیر و تبعیض و استیصال در شهروندان و دامنزدن به محرومیتهای حاصل از شکاف دیجیتالی، در نهایت، شهروندان را عاصیتر و بیتابتر میسازد و نارضایتی را ریشهدارتر میکند. حکمرانی در چنین جامعهای که سرخورده شده و با ادامه هر روز قطع اینترنت خشم زیر پوستش بیشتر ریشه دوانده، بسیار دشوار خواهد بود.
قطع اینترنت بهشکل فعلی و پیادهسازی اینترنت طبقاتی در قالبهایی همچون فروش اینترنت «پرو» اگر خود باعث التهاب اجتماعی نشود، آثارش در التهابات اجتماعی دیگر سر بر خواهد آورد.