ذبح اخلاق روی آنتن؛ صداوسیما اعتماد مخاطب و مرجعیت رسانه‌ای را یک‌جا باخت

دوشنبه 13 بهمن 1404 - 17:40
مطالعه 4 دقیقه
مجری برنامه توقیف‌شده خط‌خطی
ذبح اخلاق در شبکه افق و توهین به قربانیان، نشان داد بودجه ۳۳ همتی صداوسیما نه تنها صرفِ امنیت روانی نمی‌شود، بلکه عاملِ تخریبِ اعتماد ملی است.
تبلیغات

پرهیز از توهین و تمسخر از بدیهی‌ترین اصول کار رسانه‌ای است که یک برنامه در شبکه افق به‌راحتی نادیده‌اش گرفت. درباره سوژه‌ای ملتهب و دردآور که دربرگیری‌اش به‌ وسعت کل ایران است، جملات به‌اصطلاح طنز با تمسخر و توهین آشکار، موجی از خشم و انتقاد را به دنبال آورد.

اصل «ملاحظات قربانیان» یکی از اصول اولیه و حساس رسانه‌ای است که به‌طور خاص بر شرایط ملتهب، مثل جنگ یا بحران‌های اجتماعی، تمرکز می‌کند و تاکیدش بر این است که در چنین مقاطع زمانی هر نوع محتوای رسانه‌ای باید این ملاحظه را در نظر داشته باشد. براساس این اصل رسانه‌ای مغایر اصول اخلاقی است اگر شأن و حرمت قربانیان یا بازماندگان آن‌ها زیر پا گذاشته شود.

این اصول اخلاق رسانه‌ای اما چندان مورد توجه سازندگان برنامه «خط‌خطی» شبکه افق نبوده و درک شرایط حساس جامعه هم فراتر از توان دست‌اندرکارانش بوده است. حالا برنامه‌ای که حدود ۵ ماه روی آنتن بوده با تخطی آشکار از کدهای اخلاقی (Code of Ethics) توقف پخش گرفته و مدیر شبکه افق هم از سمت خود عزل شده است.

فارغ از این عزل و توقف، موجی از انتقادها نسبت به اظهارات غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی مجری و سازندگان برنامه از سوی طیف گسترده‌ای از افراد به‌ویژه در فضای مجازی به راه افتاد. انتقادات به‌حقی که نسبت به اظهارات توهین‌آمیز سازندگان «خط‌خطی» مطرح شد فقط به کاربران و مردم عادی محدود نماند.

جمع کثیری از هنرمندان و حتی اهالی خود صداوسیما در صفحات شخصی‌شان در شبکه‌های اجتماعی و حتی روی آنتن دیگر شبکه‌های تلویزیونی انتقادات مستقیمی را نسبت به محتوای این برنامه مطرح کردند. این فاجعه رسانه‌ای آن‌قدر جدی بود که حتی روزنامه‌های اصولگرا، مثل روزنامه‌ خراسان، هم در شماره‌ امروز خود درباره اظهارات غیراخلاقی مطرح‌شده در این برنامه نوشتند.

ناتوانی در ایفای نقش صحیح رسانه‌ای

صداوسیمایی که اصرار دارد ۷۰ درصد از جامعه ایران را مخاطب خود بداند – هرچند مشخص نیست این ۷۰ درصد با کدام روش پژوهشی و بر چه اساسی محاسبه شده – انتظار می‌رود در ساخت برنامه برای جمعیت ۶۳ میلیون نفری دقت نظر بیشتری به خرج دهد.

معیارهای منطقی‌تر مخاطبان صداوسیما را میلیون‌ها نفر کمتر از این عدد برآورد می‌کنند اما نکته این‌جاست که رسانه اصطلاحا ملی سال‌هاست نه با تولیدات باکیفیت و آثار قابل دفاع، بلکه به دلیل محتوای نامناسب، ساخته‌های بی‌کیفیت و اظهارات ناصحیحی که مطرح می‌کند در کانون توجه قرار می‌گیرد و کمتر پیش می‌آید محتوای قابل دفاعی مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.

در زمانه‌ای که میان رسانه‌ها بر سر جذب مخاطب حداکثری جنگ است، صداوسیما هر از چند گاهی با یک محتوای نامطلوب به چشم می‌آید و یک درجه بیشتر از چشم مردم می‌افتد.

رسانه‌ای که در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۴ هزار میلیارد تومان بودجه داشت و قرار است در سال آینده با افزایش ۲۰ درصدی بودجه، بیش از ۳۳ هزار میلیارد تومان از بیت‌المال سهم داشته باشد با تولیداتی که ضد اجتماعی، خلاف انسانیت و خارج از چارچوب‌های اخلاق رسانه‌ای است نه‌تنها مخاطب جدیدی جذب نمی‌کند که حتی در حفظ مخاطبان فعلی هم به‌شدت ناتوان به نظر می‌رسد.

رسانه‌ «ملی» که طبق اصول ارتباطات می‌تواند کارکرد «هویت‌بخشی» و «ایجاد اجماع» داشته باشد و انتظار می‌رود در اوج التهاب اجتماعی و روزهایی که نیاز به امنیت روانی و جمعی بیش از همیشه احساس می‌شود، تسهیل‌گر ایجاد فضای آرام‌تر در کشور باشد نقشی دقیقا خلاف این انتظارات ایفا می‌کند.

بهانه تکراری: «تقطیع»

توجیه این که بخش‌هایی از این برنامه توسط رسانه‌های معاند «تقطیع» شده، کمکی به تغییر نظر مخاطب نمی‌کند و حتی می‌تواند خشم بیشتری ایجاد کند در مخاطبی که با «بهانه» عجیب تقطیع سعی کرده‌اند آرامش کنند.

مخاطبی که حتی عزل مدیر شبکه افق (صادق یزدانی) به دلیل «سهل‌انگاری و بی‌توجهی در مدیریت محتوای برنامه» هم نتوانسته از بار خشمش کم کند، توجیه‌های نخ‌نمایی مثل تقطیع را باور نخواهد کرد؛ چراکه حتی اگر تقطیعی که مجری برنامه (محمدحسین محبی) از آن می‌گوید هم صحت داشته باشد از شدت قساوت آن جملات و بار توهین‌آمیز محتوا کم نمی‌کند.

احتمالا حاصل همین برنامه‌سازی‌ها، اظهارات و عملکرد‌ها و توجیهات مطرح‌شده درباره آن‌هاست که افراد امروز حتی عزل مدیر شبکه را هم مساوی با تکرار نشدن چنین خطاهایی نمی‌دانند و تصورشان این است که مدیر عزل‌شده به‌زودی سمت جدیدی در جایگاهی دیگر، چه‌بسا جایگاهی بالاتر، خواهد گرفت.

سعید رجبی فروتن، فعال فرهنگی، در یادداشتی که امروز برای روزنامه اطلاعات نوشته به همین موضوع اشاره کرده است:

تجربه نشان داده است که معمولا کار با برکناری مدیران خطاکار خاتمه یافته تلقی شده و وقتی آبها از آسیاب افتاد، مدیر معزول با دریافت حکم جدید، دوباره بر صندلی تازه مدیریتی جلوس می‌کند. از یاد نبرده‌ایم که در گذشته خطاهایی در حد اهانت به مذاهب اسلامی بر روی آنتن زنده صورت گرفته است اما با یک عذرخواهی و برکناری مدیر قضیه فیصله یافته است. اما مدتی بعد همان مدیر در سمت مهم دیگری منصوب شده است.
- سعید رجبی فروتن، فعال فرهنگی

همه تجربه‌های مشابه پیشین در صداوسیما، در کنار برخوردهای سلبی و قهری با رسانه‌های دیگر، از جمله روزنامه‌ها و سایت‌های خبری که به‌راحتی حکم توقیف و تعلیق می‌گیرند، باعث شده امروز هم اعتماد به رسانه‌ای مثل صداوسیما از بین برود و هم با محدود کردن سایر رسانه‌ها یا با قطعی اینترنت و توقف جریان آزاد اطلاعات، مرجعیت رسانه‌ای به رسانه‌هایی سپرده شود که قابل اعتماد نیستند و مخاطب را غرق در اخبار جعلی (fake news) و اطلاعات نادرست (misinformation) می‌کنند.

تبلیغات
تبلیغات

نظرات