در اکوسیستم فناوری امروز، اینترنت یک ابزار جانبی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت عملیاتی توسعه نرمافزار و هوش مصنوعی است. تقریباً تمام مراحل چرخهی توسعه—از دریافت وابستگیها و مدیریت کد گرفته تا دیپلوی، مانیتورینگ و پشتیبانی—به اتصال پایدار به اینترنت جهانی وابستهاند. هرگونه اختلال گسترده، این چرخه را بهصورت مستقیم و فوری مختل میکند.
برای یک فولاستک دولوپر، قطع اینترنت بهمعنای از کار افتادن عملیات پایهای توسعه است. دریافت وابستگیها از مخازن عمومی، دسترسی به ریپازیتوریهای کد، دیپلوی روی زیرساختهای ابری، مانیتورینگ سرویسها و حتی احراز هویت کاربران، همگی به سرویسهای خارجی متکی هستند. در چنین شرایطی، اجرای دستورات سادهای مانند npm install،pip install یا دانلود یک مدل یادگیری ماشین عملاً غیرممکن و توسعه متوقف میشود.
بخش قابلتوجهی از زیرساخت شرکتهای نرمافزاری و تیمهای فعال در حوزهی هوش مصنوعی، مبتنی بر سرویسهای جهانی است: GitHub و GitLab Cloud برای مدیریت کد، Docker Registry برای ایمیجها، CDNها برای توزیع محتوا، سرویسهای مانیتورینگ و لاگ، و APIهای هوش مصنوعی. با قطع اینترنت، این زنجیره بهصورت دومینویی دچار اختلال میشود.
نتیجه، کاهش پایداری سیستم، از دست رفتن قابلیت مشاهدهپذیری (Observability) و افزایش ریسک عملیاتی است؛ موضوعی که مستقیماً به خسارت اقتصادی منجر میشود.
در حوزهی هوش مصنوعی، وابستگی به اینترنت حتی پررنگتر است. مدلها، دیتاستها، فریمورکها و ابزارهای توسعهی AI عمدتاً از طریق منابع آنلاین در دسترس هستند. قطع اینترنت بهمعنای توقف کامل بهروزرسانی مدلها، عدم دسترسی به نسخههای جدید و حتی ناتوانی در استفاده از مستندات فنی است. در نبود زیرساختهای بومی معادل و آماده، توسعهی AI عملاً در حالت تعلیق قرار میگیرد.
از منظر پژوهش فنی نیز، اختلال اینترنت پیامدهای جدی دارد. دسترسی به پایگاههای علمی و پژوهشی بینالمللی مانند Elsevier ،Springer و سایر دیتابیسهای مرجع مختل میشود و امکان مرور ادبیات، بررسی کارهای پیشین و طراحی پروژههای تحقیقاتی مبتنی بر دانش روز از بین میرود. این موضوع بهطور مستقیم کیفیت پژوهش و توسعهی فناورانه را تحت تأثیر قرار میدهد.
بخشی از ریسکها با رویکردهای مهندسی قابل کاهش است
البته بخشی از این ریسکها با رویکردهای مهندسی قابل کاهش است. مفهومی که میتوان آن را «آمادگی آفلاین» نامید، شامل اقداماتی مانند کش محلی وابستگیها، راهاندازی رجیستریهای داخلی، نگهداری نسخههای آفلاین مستندات، طراحی سیستم با رویکرد Degrade Gracefully و ایزولهکردن وابستگی به سرویسهای ثالث است.
در کنار این موارد، آمادهسازی محیطهای بیلد و تست بهصورت کاملاً محلی، ذخیرهی ایمیجهای داکر و آرتیفکتهای حیاتی در زیرساخت داخلی، و تعریف Runbookهای عملیاتی برای سناریوهای قطعی اینترنت نیز بخشی از این آمادگی محسوب میشود. همچنین طراحی معماری مبتنی بر صف، کش و پردازش ناهمگام میتواند وابستگی لحظهای سیستم به ارتباطات بیرونی را کاهش دهد و امکان ادامهی سرویسدهی در شرایط ناپایدار را فراهم کند. این اقدامات میتوانند اثر قطعی اینترنت را کاهش دهند، سطح تابآوری فنی سیستم را افزایش دهند، اما به هیچ وجه جایگزین اتصال پایدار به اینترنت جهانی نیستند.
در سطح منابع انسانی نیز، پایداری ارتباط نقش کلیدی دارد. توسعه نرمافزار و هوش مصنوعی ذاتاً مبتنی بر همکاری توزیعشده است؛ چه در تعامل با تیمهای داخلی، چه در ارتباط با متخصصان خارج از کشور. اختلال طولانیمدت اینترنت، این ارتباط حرفهای را تضعیف کرده و برنامهریزی نیروی انسانی، همکاریهای فنی و پروژههای مشترک را با ریسک جدی مواجه میکند.
در نهایت، مسئلهی اینترنت را باید بهعنوان یک موضوع زیرساختی و فنی دید. پایداری اینترنت جهانی پیشنیاز توسعهی نرمافزار، هوش مصنوعی، پژوهش و اقتصاد دیجیتال است. بدون آن، حتی با بهترین تیمها و ایدهها، چرخهی تولید فناوری دچار وقفه میشود. حفظ دسترسی پایدار و بدون اختلال به اینترنت، نه یک امتیاز، بلکه شرط لازم برای تداوم توسعهی فناورانه است.