کسبوکارهای دیجیتال که بر اساس برنامه هفتم توسعه قرار بود بستری برای رشد و توسعه اقتصاد ایران باشند، قربانی اصلی تصمیمگیریها شدهاند. این کسبوکارها که هنوز از زیر بار هزینههای قطع اینترنت در جنگ ۱۲ روزه خارج نشدهاند، حدود دو هفته هیچگونه امکانی برای اتصال به اینترنت نداشتند و اکنون فقط بهصورت قطرهچکانی امکان اتصال به اینترانت را دارند.
اقتصاد دیجیتال ایران که پیش از این هم در هوایی بدون اکسیژن تنفس میکرد، حالا دیگر نفسش رسماً به شماره افتاده است.
شرکتهایی که خدمات و مشاوره مالی به شهروندان ارائه میدهند و سعی در حفظ ارزش پول مشتریانشان در روزهای تورم و تحریم دارند، از جمله این کسبوکارها هستند که درگاههای ارتباط با مخاطبان خود را در این مدت از دست دادند.
این شرکتها دیگر حتی امکان رصد اطلاعات مربوط به نوسان بازارهای جهانی که ابتداییترین نیاز تحلیلیشان است را بهدرستی ندارند. نکته مهمتر، خاموشی اینترنت در ایران، عملاً امکان پشتیبانی از مخاطبان را از بین برده و اختلالات درگاههای پرداخت بانکی ضربهای جبرانناپذیر به اعتماد مشتریان وارد کرده است.
این بحران در حالی پیش آمده که «اعتماد» یکی از مهمترین ارکان ارتباط با مشتریان در پلتفرمها و نرمافزارهای خدمات مالی به شمار میرود، اما این شرکتها هر آنچه در طول سالها رشتهاند، با یک تصمیم تکجانبه پنبهشده میبینند.
آینده بسیار مبهم پیش رو تصمیمگیری را به سختترین اقدام روزهای بیاینترنتی تبدیل کرده است
از سوی دیگر، هیچ قطعیتی درباره اتصال مجدد اینترنت وجود ندارد و آیندهای بسیار مبهم را پیش روی صاحبان بنگاههای اقتصادی قرار داده است. این بلاتکلیفی و شانه خالی کردن ارگانهای مختلف از زیر بار مسئولیت، تصمیمگیری را به سختترین اقدام روزهای بیاینترنتی تبدیل کرده است.
چنین روندی باعث شده کسبوکارهای مستقل وابسته به بخش خصوصی اولین قربانیان قطعی سراسری اینترنت شوند و تعطیلی آنها چندان دور از ذهن نباشد.
گرچه وزارت ارتباطات با نگاهی تقلیلگرایانه زیان روزانه کسبوکارها در زمان جنگ ۱۲ روزه را حدود ۵۰۰ میلیارد تومان اعلام کرده است، اما میتوان به گزارش مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی که آبانماه سال گذشته منتشر شد، استناد کرد که زیان فیلترینگ را تا ۱۶۱ میلیارد تومان در هر ساعت تخمین زد.
وزارت ارتباطات با نگاهی تقلیلگرایانه زیان روزانه کسبوکارها در جنگ ۱۲ روزه را ۵۰۰ میلیارد تومان اعلام کرده است
اگر همین محاسبات هم مبنا قرار بگیرد، فقط در ۱۰ روز قطعی سراسری اینترنت حدود ۴۰ همت خسارت به اقتصاد دیجیتال وارد شده است. البته باید توجه داشت که این محاسبات با فرض فعالبودن فیلترشکنها انجام شده است و در روزهای بیاینترنتی مطلق، این عدد بزرگتر هم خواهد بود.
شرکت اکوتراست نیز در این موج حدود ۹۰ درصد از منابع درآمدی خود را از دست داد که با توجه به قطعی پیامکها در روزهای اول، این زیان را میتوان بیشتر از ۱۲ روز جنگ برآورد کرد.
البته این تنها نوک کوه یخ قطعی سراسری اینترنت است که به چشم میخورد؛ از گوشههای تاریک و خاموش این تصمیم که به شکل بیکاری و سقوط قدرت خرید عیان میشود نیز نمیتوان بهراحتی گذشت. مواردی که تابآوری جامعه را از بین میبرد و زمانی که فرسودگی جای تابآوری را بگیرد، در قالب خشم بیرون میریزد.