تخیل و اراده برای دوام‌ آوردن در این قفس ارتباطی؛ یادداشتی از سعید ارکان‌زاده

پنج‌شنبه 25 دی 1404 - 10:00
مطالعه 4 دقیقه
یادداشت سعید ارکان‌زاده
سعید ارکان‌زاده، پژوهشگر ارتباطات، در یادداشتی برای زومیت با انتقاد از قطعی بی‌سابقه ارتباطی از لزوم تاب‌آوری تا رسیدنِ روزهای رهایی ارتباطی می‌نویسد.
تبلیغات

هشتمین روز خاموشی کل ساختار ارتباطات نوین در ایران است. ارتباطات ایرانیان با جهان قطع شده و به‌جز تماس تلفنی با مبدأ ایران، هیچ ارتباطی را نمی‌توان با بیرون برقرار کرد. ما در انزوای کامل به‌سر می‌بریم و معلوم نیست چه زمانی از آن خارج شویم: اینترنت قطع، پیامک قطع، پیام‌رسان‌های داخلی قطع، حتی کامنت‌های سایت‌های خبری، از جمله همین زومیت، قطع. این اندازه مسدود کردن وسیع ارتباطات فردی و اجتماعی تمام یک جامعه نزدیک به ۹۰ میلیون نفری بی‌سابقه است.

ما سال‌های سال است که با اینترنت زندگی کرده‌ایم. نسل جوان‌تر از هنگامی که به دنیا آمده اینترنت داشته و از انواع ابزارهای ارتباطات نوین بهره برده است. اما در عرض چند روز، همه این ابزارها از ما گرفته شده. گویی ته یک چاه تاریک سقوط کرده‌ایم. تا کی می‌توانیم در این چاه عمیق ارتباطات دوام بیاوریم؟

شبکه داخلی ارتباطات ایران اما کار می‌کند. از مجموعه‌ای از پیام‌رسان‌های بی‌کیفیت می‌توان سلسله‌ای از اخبار رسمی را گرفت، از همان جنس خبرهایی که تلویزیون مدام پخش می‌کند. اما روشن است که نیاز خبری و ارتباطی مخاطبان با این ابزارها رفع نمی‌شود.

مخاطب احساس می‌کند در قفسی گیر افتاده و هر از چندی یک سری غذای ارتباطی بی‌کیفیت و بی‌مزه به او می‌دهند که فقط شکمش را سیر می‌کند، ولی نه اشتهایی برمی‌انگیزد و نه مغذی است. محتواهای موجود گاهی مثل آب شور، مخاطب را تشنه‌تر می‌کنند.

ما در این قفس ارتباطی باید چه کنیم و تا کی منتظر بمانیم؟ اگر اینترنت وصل نشود چه خواهد شد؟ یکی از خبرگزاری‌های رسمی گزارش‌هایی منتشر کرده است با نقل‌قول از افرادی که می‌گویند وقتی مردم می‌توانند کارهای روزمره خود را با شبکه داخلی رفع کنند، چه نیازی است به این که اینترنت را وصل کنیم.

با کمال تاسف باید گفت طی تمام این سال‌ها، سیاست‌گذاری ارتباطات در ایران مسیر معکوسی را پیموده است. به‌جای این که رسانه‌های سنتی همچون تلویزیون سیاست‌های دموکراتیک و شیوه‌های حرفه‌ای کار رسانه را پیش بگیرند، رسانه‌های نوین ما شبیه به تلویزیون شده‌اند. در حال حاضر که اینترنت قطع است، پیام‌رسان‌های داخلی درست شبیه به تلویزیون عمل می‌کنند: پیام‌هایی با محتوایی از قبل تعیین‌شده به‌شکل یک‌طرفه به مخاطب می‌رسند و چون تمام مسیرهای ارتباطی دیگر قطع است، پذیرفتن این پیام‌ها به مخاطب تحمیل می‌شود. هرچند که مخاطبان همواره در برابر این تحمیل مقاومت کرده‌اند.

حافظ می‌گوید: «مرغ زیرک چون به دام افتد، تحمل بایدش.» ما هم چاره‌ای جز تحمل نداریم تا شرایط ارتباطات بهتر شود، پیامک‌ها وصل شود و اینترنت دوباره برقرار شود. قطع ارتباطات به‌شکل فعلی که هیچ راه ارتباطی بین شهروندان باقی نگذاشته باعث فلج‌شدن مخاطبان می‌شود. آدم‌ها چنان منزوی می‌شوند و نمی‌توانند از یکدیگر خبر بگیرند و چنان خشم و سرخوردگی بر آن‌ها چیره می‌شود که ممکن است همه اهداف خود را رها کنند و تن بدهند بر این وضعیت ارتباطی که بر آن‌ها تحمیل شده.

اما باید تا برگشت دوباره ارتباط، خود و جامعه اطراف خود را بازسازی کرد. سرخوردگی راه به جایی نمی‌برد. این روزها مشاهده می‌شود که افراد دوباره هارددیسک‌های پر از فیلم و سریال خود را بیرون آورده‌اند و با هم به اشتراک می‌گذارند. کتاب‌ها دوباره از کتابخانه‌ها بیرون آمده‌اند. آدم‌ها به خانه یکدیگر می‌روند و درباره وقایع روز باهم صحبت می‌کنند و اتفاقات را تحلیل و تفسیر می‌کنند تا تصویری واقعی از آنچه رخ داده برایشان روشن شود. گاهی حتی رسانه‌های رسمی را خاموش می‌کنند تا از پیام‌هایی که فکر می‌کنند به روان‌شان آسیب می‌رسانند در امان باشند.

هر موقع تصور می‌کنیم اوضاع ارتباطات در ایران هولناک شده و به شرایط وخیمی رسیده، می‌توان به ارتباطات در دهه ۱۳۶۰ فکر کرد. روزهایی که رسانه‌های رسمی یعنی مطبوعات و تلویزیون معدود و بسیار محدود بودند و دربست در خدمت یک زاویه نگاه، اما مردم در خانه‌های خود با ابزارهایی مثل ویدیو و آتاری و کتاب‌های زیرزمینی دوام می‌آوردند. آدم‌ها در دهه ۶۰ دوام آوردند و ما هم چهار دهه بعدتر دوام خواهیم آورد.

آنچه مهم است این است که نباید اجازه دهیم انزوای ارتباطی و انسداد ارتباطات نوین که بر ما تحمیل شده تخیل را از ما بگیرد؛ تخیل و تجسم فردایی روشن، تخیل یک جامعه باز با اینترنتی آزاد فارغ از فیلترشکن‌ها و فیلترینگ‌ها، تخیل یک اقتصاد دیجیتال شکوفا و کاربرانی که با تمام جهان در ارتباط و صلح‌اند.

ناامید شدن از آنچه پیش آمده و مسیری که پیموده شده هیچ بد نیست، بلکه می‌تواند در این روزهای انزوای ارتباطی، ما را به فکر وادارد که چطور می‌توان مسیرهای جدیدی را باز کرد و برای رسیدن به آینده ارتباطی روشن کوشش و مبارزه کرد.

ما تا همین جا هم راهی طولانی را پیموده‌ایم و تلاش فراوانی برای حفظ داشته‌های ارتباطی خود به خرج داده‌ایم. اگر مقاومت ما کاربران نبود، چه‌بسا اینترنت را خیلی وقت پیش از دست داده بودیم، چه‌بسا دیش‌های ماهواره روی پشت‌بام‌ها نبود، چه‌بسا مرزهای مجازی دور ایران بلندتر شده بودند، چه‌بسا نوجوانان ایران با فرهنگ جهانی پرورش نیافته بودند.

جامعه انسانی شالوده‌ای است از تلاش و مقاومت برای رسیدن به آرزوها و فردای روشنی که تخیل و اراده می‌کند. هیچ میانبری وجود ندارد. اکنون در این قفس ارتباطی و ته چاه تاریک ارتباطات، باید با آویختن به تخیل فردای روشن و اراده مقاومت در برابر انسدادها، دوام بیاوریم تا روزهای رهایی ارتباطات فرا برسند.

تبلیغات
تبلیغات

نظرات