آن هم در شرایطی که حدود نیمی از جمعیت در سن کار در بازار کار حضور ندارند. در اقتصادی که ظرفیت ایجاد شغل با نیاز بازار کار فاصله دارد، پلتفرم‌ها به مسیر تازه‌ای برای اشتغال تبدیل شده‌اند؛ مسیری که برای بخشی از متخصصان خدمات، حتی به شغل تمام‌وقت رسیده است.

از مشتری‌یابی تا شغل اصلی

پلتفرم سنجاق، سکوی حرفه‌ای متخصصان خدمات، به‌تازگی نظرسنجی را از ۱۵۰۰ متخصص انجام داده که داده‌های آن تصویر روشنی است از این تغییر. سنجاق در این نظرسنجی از متخصصان فعال در پلتفرم خود، درباره جایگاه این پلتفرم در وضعیت شغلی آن‌ها پرسیده است. پاسخ‌ها نشان می‌دهد نقش پلتفرم‌های واسطه برای بخش قابل‌ توجهی از این متخصصان، دیگر به یک ابزار جانبی برای پیدا کردن مشتری محدود نیست.

از میان این ۱۵۰۰ متخصص ۳۲ درصد گفته‌اند فعالیت در سنجاق شغل اصلی آن‌هاست و ۳۰ درصد دیگر هم اعلام کرده‌اند که این فعالیت یک شغل مکمل مهم برای آن‌ها محسوب می‌شود. به این ترتیب، در مجموع ۶۲ درصد متخصصان مورد بررسی، فعالیت در این پلتفرم را یا شغل اصلی خود می‌دانند یا آن را به‌عنوان یک شغل مکمل مهم در کنار فعالیت اصلی‌شان دنبال می‌کنند.

اهمیت عدد مذکور در این است که نشان می‌دهد پلتفرم برای بخشی از نیروی کار خدماتی از یک کانال مشتری‌یابی فراتر رفته و به بخشی از زندگی شغلی آن‌ها تبدیل شده است. به بیان دیگر، در اقتصادی که مدت‌هاست توان اشتغال‌زایی خود را از دست داده است، پلتفرم‌ها به ابزاری جدید برای ایجاد شغل تمام وقت برای افراد تبدیل شده‌اند. نکته‌ای که سیاستگذار باید به آن توجه ویژه داشته باشد.

به بیان دیگر، متخصصی که پیش از این ممکن بود برای پیدا کردن سفارش به شبکه شخصی، معرفی دهان‌به‌دهان یا جست‌وجوی مستقیم مشتری متکی باشد، حالا بخشی از فرایند کاری خود را در یک بستر پلتفرمی انجام می‌دهد؛ بستری که می‌تواند برای او سفارش مستمر و در نتیجه درآمد بالاتر ایجاد کند.

درآمد بیشتر، فاصله کمتر بین دو کار

داده‌های سنجاق فقط از تغییر جایگاه پلتفرم در وضعیت شغلی متخصصان خبر نمی‌دهد؛ بخشی از پاسخ‌ها به اثر این همکاری بر درآمد و دوره‌های بدون کار نیز اشاره دارد. در نظرسنجی دیگری از متخصصان، ۴۵ درصد گفته‌اند پس از عضویت در پلتفرم، درآمدشان بین ۲۵ تا ۵۰ درصد یا بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است. این عدد نشان می‌دهد برای بخش قابل‌توجهی از متخصصان، حضور در پلتفرم فقط به معنای اضافه شدن یک کانال جدید برای دریافت سفارش نبوده و با افزایش محسوس درآمد همراه شده است.

از سوی دیگر، ۱۵ درصد متخصصان گفته‌اند فعالیت در پلتفرم باعث کاهش دوره بیکاری یا غیرفعال بودن آن‌ها شده است. این داده از زاویه اشتغال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ چون مساله نیروی کار فقط پیدا کردن یک شغل نیست، بلکه تداوم داشتن کار و کاهش فاصله میان دو دوره فعالیت نیز بخشی از مساله اشتغال است. پلتفرم با فراهم کردن دسترسی به سفارش‌های جدید می‌تواند این فاصله را کوتاه‌تر کند و ظرفیت کاری متخصص را که ممکن است برای مدتی بلااستفاده بماند، دوباره وارد چرخه درآمد کند.

حتی انگیزه متخصصان برای حضور در پلتفرم نیز همین تغییر را توضیح می‌دهد. ۱۱۰۰ نفر از حدود ۱۵۰۰ متخصص مورد بررسی گفته‌اند جذب مشتری جدید یکی از انگیزه‌های اصلی آن‌ها برای فعالیت در پلتفرم بوده است. در کنار آن، ۱۲۰۰ نفر افزایش درآمد را یکی از انگیزه‌های اصلی خود اعلام کرده‌اند. این دو عدد نشان می‌دهد رابطه متخصص و پلتفرم از ابتدا حول دو مساله کلیدی بازار خدمات شکل گرفته است: پیدا کردن مشتری و تبدیل سفارش به درآمد.

پلتفرم، بخشی از زیرساخت بازار کار

اهمیت این تغییر را می‌توان در کنار دو داده دیگر سنجاق نیز دید. ۱۰ درصد متخصصان گفته‌اند اعتبار آن‌ها نزد مشتریان پس از فعالیت در پلتفرم افزایش یافته و ۱۳ درصد نیز اعلام کرده‌اند که توانسته‌اند کسب‌وکار خود را بهتر مدیریت کنند. این اعداد، هرچند مربوط به همه متخصصان نیست، نشان می‌دهد اثر حضور در پلتفرم برای بخشی از فعالان فقط به دریافت یک سفارش محدود نمی‌شود و می‌تواند به تغییر در نحوه اداره کسب‌وکار و رابطه آن‌ها با مشتری نیز منجر شود.

در نتیجه، تصویر به‌دست‌آمده از داده‌های سنجاق، تصویر یک پلتفرم صرفا «مشتری‌آور» نیست. وقتی ۳۲ درصد متخصصان فعالیت پلتفرمی را شغل اصلی خود می‌دانند، ۳۰ درصد آن را یک شغل مکمل مهم معرفی می‌کنند، ۴۵ درصد از افزایش محسوس درآمد پس از عضویت می‌گویند و ۱۵ درصد نیز کاهش دوره بیکاری یا غیرفعال بودن را گزارش می‌کنند، می‌توان گفت نقش پلتفرم در بخشی از بازار خدمات تغییر کرده است. یعنی دیگر فقط جایی برای پیدا کردن مشتری نیست؛ به یکی از مسیرهایی تبدیل شده که متخصص از طریق آن کار پیدا می‌کند، درآمد به دست می‌آورد و فعالیت حرفه‌ای را ادامه می‌دهد.

در این معنا، پلتفرم‌ها الزاما به معنای ایجاد شغل به شکل سنتی نیستند؛ آن‌ها مسیر دیگری برای فعال کردن ظرفیت نیروی کار ایجاد کرده‌اند. متخصص پیش از ورود به پلتفرم، مهارت و امکان ارائه خدمت را دارد، اما ممکن است دسترسی کافی به مشتری نداشته باشد. پلتفرم‌ها این فاصله را کاهش داده و بخشی از ظرفیت موجود نیروی کار را سریع‌تر به سفارش و درآمد تبدیل می‌کنند.

مسیر باریک اشتغال را نبندید

در چنین شرایطی که بازار سنتی اقتصاد دیگر توان پاسخگویی به نیاز اشتغال را ندارد، هر مسیری که بتواند بخشی از نیروی کار را به مشتری، سفارش و درآمد متصل کند، باید به‌عنوان بخشی از زیرساخت اشتغال کشور جدی گرفته شود. اقتصاد پلتفرمی امروز دیگر یک بخش حاشیه‌ای یا فقط فناورانه نیست؛ برای بخشی از متخصصان، همین پلتفرم‌ها به محلی برای پیدا کردن کار، تداوم فعالیت و تامین درآمد تبدیل شده‌اند.

به همین دلیل، دولت و نهادهای تصمیم‌گیر باید اقتصاد پلتفرمی را در سیاست‌گذاری اشتغال، اقتصاد دیجیتال و تنظیم‌گری بازار کار به رسمیت بشناسند و به‌جای محدود کردن آن، شرایط فعالیت پایدارش را فراهم کنند.

در اقتصادی که ایجاد شغل جدید با سرعت کافی اتفاق نمی‌افتد، بستن مسیرهایی که خودشان بخشی از ظرفیت اشتغال را فعال کرده‌اند، تصمیمی پرهزینه است. پلتفرم‌ها قرار نیست جایگزین تمام سازوکارهای سنتی اشتغال شوند، اما می‌توانند بخشی از شکاف میان نیروی کار و فرصت‌های شغلی را پر کنند؛ شکافی که با کوچک‌تر شدن بازار کار سنتی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

مساله در نهایت ساده است: اگر پلتفرم‌ها برای بخشی از جامعه به مسیر رسیدن به مشتری، سفارش و درآمد تبدیل شده‌اند، سیاست‌گذار باید این مسیر را توسعه دهد، نه این که با محدودیت و اختلال باریک‌ترش کند. مسیر پلتفرمی اشتغال شاید هنوز باریک باشد، اما برای بخشی از نیروی کار همین مسیر، مسیر کار کردن است؛ آن را نبندید.