قاضی دیوان عدالت اداری: بازار سیاه فیلترشکنفروشی یکی از حامیان بقای فیلترینگ است
سعید دلفانی، سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری در یادداشتی که در روزنامه شرق منتشر شده، هشدار میدهد که جایگزینی قوانین شفاف با مصوبات پشت درهای بسته، علاوه بر این که اقتصاد چند هزار میلیاردی پنهانی ایجاد میکند، باعث مهاجرت فناورانه شهروندان به سمت اینترنت ماهوارهای و فرسایش مشروعیت تصمیمات حاکمیتی میشود.
در این یادداشت با نقد جدی به فرایندهای تصمیمگیری، تاکید شده است که محدودیتهای فعلی فاقد وجاهت شفاف قانونی هستند:
درد ما فقط فیلتر شدن چند پلتفرم نیست؛ درد این است که سرنوشت ارتباط، آموزش، کسبوکار و حتی حضور شهروند در جهان امروز، در گرو مصوباتی است که نه مردم آن را دیدهاند، نه دربارهاش گفتوگو شده و نه سازوکار روشن اعتراض بر آن وجود دارد. وقتی تصمیمگیری پشت درهای بسته انجام میشود، مشروعیت تصمیم نیز پشت همان درها محبوس میماند.- سعید دلفانی، سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری
تصمیمگیری درباره اینترنت در گرو مصوباتی است که نه مردم آن را دیدهاند، نه دربارهاش گفتوگو شده و نه سازوکار روشن برای اعتراض دارد
دلفانی معتقد است که واداشتن میلیونها شهروند به استفاده از فیلترشکن برای انجام امور عادی زندگی، پیامدهای عمیق حقوقی و اجتماعی به همراه دارد:
«تصمیمات رسمی نه مرجع نظم، بلکه مانعی هستند که باید از آن عبور کرد. وقتی ساختار حکمرانی مردم را در موقعیتی قرار میدهد که برای زندگی عادی باید تصمیمات رسمی را دور بزنند، دیگر نمیتوان از حاکمیت قانون سخن گفت؛ زیرا آنچه در عمل تجربه میشود، حاکمیت مصوبات است نه قانون. این وضعیت سرمایه نمادین حاکمیت را کاهش میدهد.»
اقتصاد سیاه فیلترینگ و تعارض منافع
بخش دیگری از این تحلیل به شکلگیری بازار سیاه VPN و نقش آن در تداوم محدودیتها اختصاص دارد و میگوید فیلترینگ یک بازار چند همتی برای فروش VPN ایجاد کرده است. به باور دلفانی این بازار نهتنها محصول سیاست است بلکه بهتدریج به یکی از حامیان بقای آن تبدیل خواهد شد.
وقتی یک سیاست عمومی برای گروههایی درآمدهای نجومی ایجاد میکند، اصلاح آن با مقاومتهای پنهان مواجه میشود. اینجا دیگر بحث امنیت نیست؛ بحث تعارض منافع است.
دلفانی استدلال میکند که فیلترینگ در عمل دغدغههای اخلاقی و امنیتی را تشدید کرده است: «سیاستی که برای حفاظت از جامعه وضع شده، خود دروازهای باز میکند به سوی همان خطراتی که مدعی مقابله با آنهاست. وقتی شهروند مجبور به استفاده از ابزارهای ناشناس میشود، سطح مواجهه او با تبلیغات سیاسی ناخواسته، محتوای غیراخلاقی، قمار، کلاهبرداری و سرقت داده افزایش مییابد. فیلترینگ بهجای آن که سپری برای صیانت باشد، به موتور تولید بینظمی تبدیل شده است.»
فیلترینگ اعتماد و مقبولیت را از بین میبرد و این بزرگترین باخت برای هر حکومتی است
در پایان، این یادداشت هشدار میدهد که فشار بیش از حد منجر به خروج کامل کاربران از قلمروی کنترلهای داخلی میشود:
«فیلترینگ نهتنها مردم را در داخل نگه نداشته، بلکه آنها را به سمت فناوریهایی مانند اینترنت ماهوارهای سوق داده که اساسا خارج از کنترل ساختارهای فعلی حکمرانیاند. هرچه فشار بیشتر، مهاجرت تکنولوژیک سریعتر و حاکمیت حاشیهنشینتر میشود. حکمرانیای که نتواند با واقعیت همراه شود، سرمایه اعتماد و مقبولیت را از دست میدهد و این بزرگترین باخت برای هر حکومتی است.»
ادامه این مسیر نه با منطق حقوق عمومی سازگار است، نه با مصالح حکمرانی و نه با کرامت شهروندان. اگر قرار است از این بنبست بیرون بیاییم، باید از فیلترینگ بهعنوان «ابزار منع» عبور کنیم و به تنظیمگری شفاف، پاسخگو و مبتنی بر حقوق عامه برسیم. مردم، دیر یا زود، راه خود را پیدا میکنند؛ حکمرانیای که نتواند با واقعیت همراه شود، دیر یا زود از مردم عقب میماند و آنچه از دست میدهد دیگر صرفا ابزار کنترل نیست؛ سرمایه اعتماد و مقبولیت است و این، بزرگترین باخت برای هر حکومتی است که میخواهد پایدار بماند.- سعید دلفانی، سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری