جهش هزینه درمان؛ بیمه تکمیلی دیگر در دسترس همه مردم نیست
نظام سلامت ایران با چالشهایی همچون «رشد سرسامآور هزینههای پزشکی و دارو»، «سقوط توان مالی بیمهگذاران» و «رقابت فرسایشی شرکتهای بیمه» مواجه شده است. چالشهایی که عملا عدالت در دسترسی به خدمات درمانی را از بین برده است.
دنیای اقتصاد در گزارشی از آمارهای غیررسمی نوشته که نشان میدهند که تورم بخش سلامت همواره چند گام جلوتر از تورم عمومی حرکت میکند و این شکاف، بیمه درمان تکمیلی را از یک ابزار حمایتی عمومی به یک «امتیاز طبقاتی» برای سازمانهای خاص تبدیل کرده است.
با حذف ارز ترجیحی و بهتبع آن افزایش چشمگیر قیمت دارو و خدمات پزشکی، ساختار پوششدهی بیمههای تکمیلی با چالش جدی مواجه شده است. افزایش قابل توجه هزینههای درمان باعث شده فقط سازمانها و شرکتهای بزرگی که نقدینگی بالایی دارند، بتوانند برای کارکنان خود تعهدات واقعی و گسترده در حوزه درمان خریداری کنند. این در حالی است که بخش اعظم حقوقبگیران و بازنشستگان ناچارند با قراردادهایی سر کنند که سقف تعهدات آنها حتی هزینه یک عمل جراحی ساده یا یک دوره کوتاه مصرف داروهای خاص را هم پوشش نمیدهد.
پوریا همتپور، کارشناس حوزه بیمه، در مصاحبه با دنیای اقتصاد از سازوکار ناعادلانه در این حوزه میگوید. او معتقد است که شرکتهای بیمه برای بقا در بازار رقابتی، به مدلهای غیرفنی روی آوردهاند. همتپور میگوید:
برخی ارگانها و شرکتهای بزرگ با پرتفوی متنوع و توان مالی بالا، میتوانند برای پرسنل خود پوششهای بدون سقف و تعهدات کامل خریداری کنند. اما شرکت بیمه برای جبران این ریسک، معمولا زیان احتمالی این رشته درمان را با سایر بیمهنامههای سودآور مانند آتشسوزی، باربری یا مسئولیت جبران میکند.- پوریا همتپور، کارشناس حوزه بیمه
این به معنای آن است که حق بیمههای پرداختی در بخشهای دیگر، عملا صرف یارانه دادن به درمان قشر برخوردار میشود. شکاف زمانی عمیقتر میشود که بدانیم تورم تجهیزات پزشکی و دارو به دلیل وابستگی به نرخ ارز، بهصورت لحظهای رشد میکند و به این ترتیب، دارو و تجهیزات مدام در حال گرانتر شدن هستند.
در چنین شرایطی، بیمهگذارانی که توان مالی محدودی دارند، در تله «پوشش حداقلی» گرفتار میشوند. آنها حقبیمه پرداخت میکنند، اما هنگام بروز بیماری، با سقفهای ریالی مواجه میشوند که با ارقام فاکتورهای بیمارستانی فاصله بسیار زیادی دارد.
به این ترتیب، بیمه درمان تکمیلی دیگر خدمتی برای عموم نیست و هزینههایش آنقدر گزاف شده که در حال تغییر ماهیت از یک سپر بلای اجتماعی به یک ابزار حمایتی ویژه برای سازمانهای با توان مالی بالا است.
همتپور در بخش دیگری از تحلیل خود هشدار میدهد: «اگر روند فعلی ادامه یابد، بیمه درمان تکمیلی بیش از پیش به پوششی لوکس برای برخی گروهها تبدیل خواهد شد و شکاف دسترسی به خدمات سلامت در سالهای آینده عمیقتر میشود.» این هشدار به معنای ظهور پدیدهای است که در آن «کیفیت درمان» بهصورت مستقیم به «نام سازمان محل خدمت» گره میخورد، نه به نیاز پزشکی بیمار.
نتیجه این سیاستگذاری غلط، چیزی جز تشدید انتقادات به مدیریت نظام بیمهای نیست. وقتی رشد هزینهها و تورم سلامت تنها برای اقلیتی با امکان مالی بالا جبران میشود، اکثریت جامعه عملا از مزایای واقعی بیمه محروم میمانند. این وضعیت نهتنها چالش عدالت اجتماعی را به مرحله بحرانی رسانده، بلکه کارآمدی کل ساختار درمان تکمیلی را زیر سوال برده است.
در سالهای آتی، اگر اصلاحی در ساختار تعرفهگذاری و توزیع ریسک صورت نگیرد، سلامت در ایران بهصورت رسمی به کالایی تبدیل خواهد شد که تنها در ویترین سازمانهای ثروتمند یافت میشود.