پرش به محتوای اصلی
دیواره‌های آزمایشگاه زیرزمینی ژاپن با هزاران لامپ درخشان و نور آبی

۱۰ ثانیه تا نابودی ۷۰۰۰ چشم طلایی؛ چگونه یک ترک کوچک آشکارساز ۵۰ هزار تنی نوترینوی ژاپن را از کار انداخت

فاجعه فروپاشی سوپرکامیوکانده
مطالعه ۱۴ دقیقه

یک ترک میکروسکوپی در عمق زمین کافی بود تا بزرگ‌ترین تله‌ی نوترینوی ژاپن، ظرف ده ثانیه به جهنمی از خرده‌شیشه و فلز تبدیل شود.

یک کیلومتر پایین‌تر از قله‌ی سرسبز کوه ایکنو در ژاپن، در دل تاریکی مطلق معدن قدیمی موزومی، تالاری پنهان شده که بیشتر به معبدی از تمدنی فرازمینی شباهت دارد تا آزمایشگاه فیزیک. استوانه‌ای غول‌پیکر از فولاد ضدزنگ به ارتفاع یک ساختمان ۱۴ طبقه و قطر نزدیک به ۴۰ متر که وقتی چراغ‌هایش روشن می‌شوند، درخشش مسحورکننده‌ای از هزاران گوی طلایی چشم‌ها را خیره می‌کند.

روی دیواره‌ها، سقف و کف این تالار، ۱۱,۱۴۶ حباب شیشه‌ای غول‌پیکر به قطر ۵۰ سانتی‌متر با نظمی عجیب در کنار هم چیده شده‌اند؛ سنسورهای نوری بسیار حساسی که توسط شرکت ژاپنی هاماماتسو ساخته شدند. هر کدام از این گوی‌ها نوری را ثبت می‌کنند که چشم انسان قادر به دیدنش نیست. این سازه که با ۵۰ هزار تن آبِ فوق‌خالص پر می‌شود، سوپر کامیوکانده (Super-Kamiokande) نام دارد؛ بزرگ‌ترین تله‌ی تاریخ بشر برای شکار فرارترین ذرات کیهان.

اما ساعت یازده صبح روز ۱۲ نوامبر ۲۰۰۱، این شاهکار مهندسی در عرض ۱۰ ثانیه از بهشتی طلایی به جهنمی از خرده‌شیشه و فلز مچاله‌شده تبدیل شد.

مقصر فاجعه نه زمین‌لرزه‌های معروف ژاپن بود و نه نقص ابرکامپیوترها؛ همه‌چیز از یک تکه یونولیت و زخمی میکروسکوپی روی گردنِ تنها یکی از آن یازده هزار حباب شیشه‌ای آغاز شد. شکستِ نخستین حسگر در کف مخزن واکنش زنجیره‌ای به راه انداخت که شاید علتش فشار وارده به شیشه هنگام تعمیرات باشد.

hep.bu.edu/ Kamioka Observatory, ICRR (Institute for Cosmic Ray Research), The University of Tokyo

۵۰ هزار تن آب در تاریکی مطلق؛ مهندسی شگفت‌انگیز شکارچی نوترینو

چرا فیزیک‌دانان ژاپنی و آمریکایی چنین سازه‌ی عجیبی را در عمق ۱۰۰۰ متری زیر زمین ساختند؟ اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، به‌خاطر نوترینو.

همین حالا که این جملات را می‌خوانید، در هر ثانیه صدها میلیارد نوترینو که در قلب خورشید یا انفجار ستارگان دوردست متولد شده‌اند، با سرعتی نزدیک به سرعت نور از بدن شما، از ساختمان محل حضورتان و از تمام کره‌ی زمین عبور می‌کنند؛ بی‌آنکه حتی به یک اتم برخورد کنند.

نوترینوها آن‌قدر شبح‌وار و گریزان‌اند که یک نوترینوی معمولی می‌تواند از میان حجم عظیمی از ماده عبور کند، بی‌آنکه با ذره‌ای دیگر برهم‌کنش داشته باشد. دانشمندان برای به دام انداختن چنین شبحی به دو چیز نیاز داشتند.

نمای کلی تاسیسات زیرزمینی Hyper-K (بالا) و نمای شماتیک از منطقه آشکارساز (پایین).Adapted and translated into Persian by Zoomit, based on Fig. 1 by Ko Abe and Hide-Kazu Tanaka / Frontiers in Physics (2024) — CC BY 4.0

نخست سپر سنگی یک کیلومتری. کوه ایکنو مثل فیلتری غول‌پیکر عمل می‌کند تا بخش عمده‌ی ذرات مزاحمِ ناشی از پرتوهای کیهانی به آزمایشگاه نرسند؛ نوترینوها از دل صخره‌ها می‌گذرند.

دوم دریایی از آبِ فراخالص. اگر میلیاردها نوترینو از میان ۵۰ هزار تن آب عبور کنند، گاهی، بسیار به‌ندرت، یکی از آن‌ها با ذرات سازنده‌ی آب برهم‌کنش می‌کند و با همین رویداد نادر کار آشکارساز آغاز می‌شود. البته ۵۰ هزار تن، ظرفیت کل مخزن است؛ فیزیک‌دانان برای تحلیل‌های دقیق، معمولاً برخوردهای دور از دیواره را در حجم کوچک‌تری از آب برمی‌گزینند تا نورِ رویداد با بدنه و حسگرها اشتباه نشود.

برخورد نادر نوترینو با آب، معادل نوری شکستن دیوار صوتی را در تاریکی مخزن رقم می‌زند

این برخورد نادر، ذره‌ای باردار به وجود می‌آورد که سرعت حرکتش در آب، از سرعت نور در آب فراتر می‌رود! نتیجه را با پدیده‌ای شگفت‌انگیز به نام تابش چرنکوف (Cherenkov Radiation) می‌شناسند؛ معادل نوری شکستن دیوار صوتی توسط یک جت جنگنده.

در تاریکی مطلق مخزن، این برخورد یک مخروط نوری آبی‌رنگ و بسیار ضعیف تولید می‌کند و آن ۱۱,۱۴۶ چشم طلایی یا لوله‌های فتومولتی‌پلایر (PMT) منتظرند تا همین جرقه‌ی ناچیز را شکار و تقویت کنند.

یوجی توتسوکا در ساعت صفر بامداد اول آوریل ۱۹۹۶، آغاز رسمی فعالیت سوپرکامیوکانده را اعلام می‌کند.Yoichiro Suzuki / European Physical Journal C — CC BY 4.0

سوپر کامیوکانده در سال ۱۹۹۶ آغاز به کار کرد و خیلی زود، در سال ۱۹۹۸، با کشف تاریخی «نوسان نوترینو» جهان فیزیک را تکان داد؛ کشفی که ثابت کرد نوترینوها برخلاف تصور پیشین فیزیک‌دانان جرم دارند و سال‌ها بعد جایزه نوبل فیزیک را برای تاکاکی کاجیتا، دانشمند برجسته این پروژه به ارمغان آورد.

داده‌های رصدخانه در سال ۲۰۰۱ نیز در کنار آزمایش سادبری کانادا، به حل معمای نوترینوهای خورشیدی کمک کردند.

قدم زدن روی فرش شیشه‌ای؛ راه‌حل ساده‌ای که بذر فاجعه را کاشت

در ژوئیه ۲۰۰۱، پس از پنج سال کار بی‌وقفه و درخشان، سوپر کامیوکانده برای تعمیر و تعویض صدها حسگر معیوب خاموش شد. طی این پنج سال، چند صد عدد از آن یازده هزار حباب طلایی سوخته بودند و باید تعویض می‌شدند.

پمپ‌های عظیم شروع به تخلیه ۵۰ هزار تن آب کردند. هم‌زمان با پایین رفتن سطح آب، صحنه‌ای شکل گرفت که عکس‌هایش به نماد بصری دنیای علم تبدیل شد.

پژوهشگران و تکنسین‌ها سوار بر قایق‌های بادی کوچک، روی آبِ زلالی فوق‌خالص پارو می‌زدند؛ حباب‌های معیوب دیواره‌ها را باز می‌کردند، سنسورهای ۵۰ سانتی‌متری جدید را می‌بستند و سطح شیشه‌ها را تمیز می‌کردند. عکس‌های این کار بعدها تصویری ماندگار از آزمایشگاه را پیش روی جهان گذاشت.

وقتی آب کاملاً تخلیه شد، نوبت به کف مخزن رسید. کف این استوانه‌ی ۴۰ متری، فرشی از حباب‌های شیشه‌ایِ گران‌قیمت و شکننده بود که رو به بالا قرار داشتند. تکنسین‌ها چگونه باید برای تعویض سنسورهای میانی، از روی این فرش شیشه‌ای عبور می‌کردند؟

صفحه‌های نرم یونولیت، وزن قدم‌های تکنسین‌ها را به گلوی شکننده‌ی حباب‌ها منتقل کردند

راه‌حلی که به نظرشان رسید ساده و منطقی بود. آن‌ها بلوک‌ها و پدهایی از جنس فوم پلی‌استایرن یا همان یونولیت را روی حباب‌های کف پهن کردند تا مثل یک پل نرم عمل کند و وزن قدم‌هایشان روی حباب‌ها پخش شود. گزارش کمیته‌ی بررسی نیز استفاده از این صفحه‌های فومی را نشان می‌دهد.

روی کاغذ، یونولیت نرم به‌نظر می‌رسید و نباید مشکلی ایجاد می‌کرد؛ اما شیشه‌ی حباب‌های فتومولتی‌پلایر که درونشان خلا کامل وجود داشت، کروی شکل بودند و پایینشان به گلویی باریک و شیشه‌ای می‌رسید. فشار پا می‌توانست از میان صفحه‌های یونولیتی به این بخش آسیب‌پذیر منتقل شود.

احتمالاً در یکی از همان گام‌ها، در گلوی شیشه‌ایِ یکی از حباب‌های کف مخزن، شبکه‌ای از ترک‌های میکروسکوپی شکل گرفت. البته حباب نشکست و صدای تَرَکی هم به گوش نرسید. حتی در روز ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که فیزیک‌دانان و دانشجویان دکتری پیش از آب‌گیری کامل، سنسورهای زیر آب را بررسی کردند، نشانه‌ای از شل‌شدن یا جابه‌جایی آن‌ها نیافتند.

Kamioka Observatory, Institute for Cosmic Ray Research, University of Tokyo

درهای فولادی مخزن بسته شد و پمپ‌ها شروع به پر کردن تدریجی تالار با آب فوق‌خالص کردند. تله کوک شده بود و زمان‌سنج آن با هر سانتی‌متر بالا آمدن آب، به لحظه صفر نزدیک‌تر می‌شد.

ساعت ۱۱:۰۰ صبح ۱۲ نوامبر ۲۰۰۱؛ ده ثانیه در جهنم آب و شیشه

آب‌گیری مخزن ۵۰ هزار تنی فرآیندی کند و چند هفته‌ای بود. تا صبح روز دوشنبه ۱۲ نوامبر ۲۰۰۱، سطح آب به حدود ۸۰ درصد ارتفاع مخزن رسید و حسگرهای کف زیر ستونی از آب به ارتفاع بیش از ۳۰ متر قرار داشتند.

در کف مخزن، هزاران تن آب فشاری معادل حدود ۳ تا ۴ اتمسفر را به بدنه حباب‌های شیشه‌ای وارد می‌کرد. حباب‌های هاماماتسو برای تحمل فشاری در حدود ۶ اتمسفر طراحی شده بودند، بااین‌حال، یکی از حباب‌های زخمی کف مخزن تاب نیاورد.

تسلیم شدن یک یا دو حباب، حسگرهای طلایی را مثل زیپ از پایین به بالا متلاشی کرد

ساعت حدود یازده صبح بود که حباب کف مخزن ناگهان تسلیم شد. از آنجا که داخل حباب‌های ۵۰ سانتی‌متری خلاء کامل است، حباب به بیرون منفجر نشد، بلکه با سرعتی بالا به درون خود فرو ریخت. آنچه در کسری از ثانیه پس از این فروریزش رخ داد، پیامد هولناک قوانین مکانیک سیالات بود.

هجوم آب و موج ضربه‌ای: آبِ تحت فشار به درون فضای خالیِ حبابِ شکسته هجوم برد. فروریزش ناگهانی حباب موجی قدرتمند در آب ایجاد کرد که به سمت حسگرهای مجاور رفت.

انتقال موج در آب: آب، موج فشار را از محل فروریزش به شیشه‌ی حباب‌های همسایه رساند. آبی که قرار بود محیط شکار نوترینوها باشد، ضربه را به اطراف منتقل می‌کرد؛ هرچند انرژی موج در مسیر پخش‌شدن کاهش می‌یافت.

شکستن حباب‌های مجاور: فشار آبِ عمیق و ضربه‌ی کوتاه موج، بعضی حسگرهای اطراف را شکست. هر فروریزش تازه، موج دیگری به راه انداخت.

نمونه‌ای از فوتوفزون‌گرهای بزرگ سوپرکامیوکانده که فلاش‌های بسیار ضعیف نور چرنکوف را ثبت می‌کنندMike Peel — CC BY-SA 4.0/ Wikimedia Commons

حباب‌های کناری در یک چشم‌به‌هم‌زدن فرو ریختند. حالا به جای یک موج شوک، چندین موج شوک هم‌زمان در آب به حرکت درآمده بودند و واکنش زنجیره‌ای مهارناپذیری به راه انداختند. موج ویرانی از کف مخزن به سمت دیواره‌ها دوید و مثل زیپِ یک لباس که با شتاب باز شود، ردیف‌به‌ردیف حباب‌های طلایی را از پایین به بالا منفجر کرد.

خالی بودن یک‌پنجم بالایی مخزن، چهار هزار حسگر را از امواج ویرانگر شوک نجات داد

در بیرون از مخزن، تکنسین‌ها و فیزیک‌دانان حاضر در اتاق کنترل ناگهان غرشی سنگین و لرزشی شبیه زمین‌لرزه را از پشت دیواره‌های بتنی و فولادی حس کردند، در حالی که روی مانیتورها، سیگنال هزاران سنسور یکی پس از دیگری قطع می‌شد، صدای غرش حدود پنج تا ۱۰ ثانیه ادامه داشت.

تنها چیزی که باعث شد حدود ۴ هزار سنسورِ بخش بالایی مخزن جان سالم به در ببرند، این بود که مخزن هنوز کامل پر نشده بود و بخش‌های بالاتر از سطح آب در معرض همان زنجیره‌ی فروریزش قرار نگرفتند. به روایت شاهدان، چند ردیف نزدیکِ سطح آب هم سالم ماندند.

خطای محاسباتی در مقیاس کوچک؛ چرا تست‌های ایمنی از پیش‌بینی فاجعه بازماندند؟

شاید بپرسید مهندسان ژاپنی هنگام ساخت مخزن فکر نکرده بودند که اگر یک حباب زیر آب بترکد چه اتفاقی برای بقیه می‌افتد؟ نکته‌ای که حادثه‌ی سوپرکامیوکانده را غیرمنتظره‌تر می‌کرد، این بود که متخصصان پیش‌تر خطر شکست حسگر را آزمایش کرده بودند.

پیش از ساخت رصدخانه، مهندسان چند حباب را در آب قرار دادند و یکی از آن‌ها را به عمد در عمق آب ترکاندند تا ببینند آیا حباب‌های کناری می‌شکنند یا نه. در آزمایش‌های اولیه حباب‌های مجاور سالم ماندند و متخصصان احتمال وقوع حادثه را پایین برآورد کردند.

آزمایش‌های پس از حادثه نشان دادند که فاصله‌ی حباب‌ها، عمق آب و آرایش واقعی حسگرها در گسترش موج تعیین‌کننده‌اند. سالم ماندن چند حسگر در آزمونی محدود، ضمانتی برای زنجیره‌ای به این بزرگی نبود.

طرح نجات شطرنجی و زره‌های اکریلیکی؛ احیای خیره‌کننده‌ی رصدخانه در یک سال

پروفسور یوجی توتسوکا دانشمند رصدخانه‌ی کامیوکاwikimedia commons

وقتی دریچه‌های بالای مخزن باز شد و نور پروژکتورها به درون تابید، صحنه‌ای آخرالزمانی پیش چشم دانشمندان قرار گرفت. در پایان، ۶,۷۷۷ سنسور از ۱۱,۱۴۶ سنسور داخلی و حدود ۱,۱۰۰ سنسور بیرونی آسیب دیده یا شکسته بودند. در دیواره‌های استوانه تا ارتفاع ۳۰ متری، به جای گوی‌های طلایی، کاسه‌های فلزیِ خالی و سیم‌های بریده به چشم می‌خورد و کف مخزن زیر خروارها خرده‌شیشه و قطعات فلزی مدفون شده بود.

چیدمان شطرنجی حسگرها و کلاهک‌های اکریلیکی، رصدخانه را ظرف یک سال به مدار کشف بازگرداندند

در یک ده ثانیه‌ی تلخ، هزاران قطعه‌ی دست‌ساز از دست رفتند و برنامه‌های رصد نوترینو برای مدتی نامعلوم متوقف شدند. برآوردهای اولیه نشان می‌داد بازسازی کامل رصدخانه می‌تواند پنج سال زمان و ۱۵ تا ۲۵ میلیون دلار هزینه داشته باشد.

اما تنها یک روز پس از فاجعه، در ۱۳ نوامبر ۲۰۰۱، پروفسور یوجی توتسوکا مدیر رصدخانه‌ی کامیوکا، پیش از مشخص‌شدن نتایج بررسی‌ها، نامه‌ای به همکارانش فرستاد که جمله‌ی مشهورش، سال‌ها بعد نیز در یادبودش نقل شد:

ما آشکارساز را دوباره خواهیم ساخت. هیچ تردیدی در این نیست.

تیم توتسوکا نه‌تنها تسلیم نشد، بلکه یکی از هوشمندانه‌ترین عملیات‌های احیای مهندسی را به اجرا درآورد.

پس از حادثه‌ی سال ۲۰۰۱، پژوهشگران ۵٬۱۸۲ فوتوفزون‌گر سالم را در جایگاه‌های یکی‌درمیان چیدند تا سطح داخلی آشکارساز به‌طور یکنواخت پوشانده شود. این آرایش شطرنجی در مرحله‌ی SK-II، پوشش نوری را از حدود ۴۰ درصد به ۱۹ درصد کاهش داد.تصویرسازی زومیت براساس داده‌های همکاری سوپرکامیوکانده

بازگشت یک‌ساله با آرایش شطرنجی: از آنجا که تولید ۶ هزار حباب جدید توسط شرکت هاماماتسو سال‌ها طول می‌کشید، دانشمندان ۵,۱۸۲ حباب در دسترس را به صورت یکی‌درمیان (شطرنجی) در کل مخزن پخش کردند تا رصدخانه با نصف تراکم قبلی اما در تمام مساحت خود، در اکتبر ۲۰۰۲ با نام Super-Kamiokande-II دوباره داده ثبت کند.

زره اکریلیکی برای مهار موج شوک: برای اینکه دیگر هرگز یک حباب نتواند همسایه‌هایش را نابود کند، مهندسان برای تک‌تک حباب‌ها یک کلاهک محافظ از جنس اکریلیک شفاف (در جلو) و فایبرگلاس (در بدنه) طراحی کردند.

روی این محفظه‌ها سوراخ‌های کوچکی تعبیه شد؛ به طوری که هنگام پر شدن مخزن، آب به آرامی وارد پوسته می‌شود تا فشار دو طرف یکسان بماند، اما اگر حباب شیشه‌ایِ داخل پوسته بترکد، آب نمی‌تواند ناگهان با سرعت به درون خلاء هجوم ببرد و موج شوک در همان نطفه خفه می‌شود.

مأموریت حیاتی K2K؛ وقتی سوپر کامیوکانده با ۴۰ درصد ظرفیت تاریخ‌ساز شد

سوپرکامیوکانده در سال ۲۰۰۲ به میدان پژوهش بازگشت، هرچند تمام توان علمی سابقش را نداشت. حسگرهای فاز دوم تنها ۱۹ درصد سطح داخلی مخزن را می‌پوشاندند؛ یعنی معادل ۴۰ درصد پوشش پیش از حادثه. وقتی نورِ حاصل از یک برخورد نادر به حسگرهای کمتری می‌رسد، بازسازی انرژی ذره دشوارتر می‌شود و ثبتِ کم‌انرژی‌ترین رویدادها سخت‌تر.

پژوهشگران نمی‌خواستند بازسازی کامل سوپرکامیوکانده، آزمایش مهم دیگری را برای چند سال متوقف کند. این آزمایش که K2K نام داشت، از سال ۱۹۹۹ برای بررسی یکی از بزرگ‌ترین کشفیات رصدخانه، توانایی نوترینوها برای تبدیل‌شدن از نوعی به نوع دیگر در طول مسیر آغاز شده بود.

نمای شماتیک آزمایش K2K؛ پروتون‌ها در شتاب‌دهنده‌ی KEK به هدف برخورد می‌کردند و ذرات حاصل پس از عبور از آهنرباها و تونل واپاشی، پرتویی از نوترینوهای میونی می‌ساختند. آشکارسازهای نزدیک ویژگی‌های پرتو را اندازه می‌گرفتند و سوپرکامیوکانده در فاصله‌ی ۲۵۰ کیلومتری، نوترینوهای باقی‌مانده را ثبت می‌کرد.Tsuyoshi Nakaya and Koichiro Nishikawa / European Physical Journal C (2020), Fig. 11 — CC BY 4.0

در آزمایش K2K، دانشمندان از تأسیسات KEK در ژاپن پرتویی از نوترینوهای میونی تولید می‌کردند و آن را به‌سمت سوپرکامیوکانده، در فاصله‌ی حدود ۲۵۰ کیلومتری، می‌فرستادند. سپس بررسی می‌کردند که چه تعداد از این نوترینوها در مقصد شناسایی می‌شوند. اگر نوترینوها در طول مسیر تغییر نوع نمی‌دادند، تعداد برخوردهای ثبت‌شده با پیش‌بینی پژوهشگران مطابقت داشت.

راه‌اندازی سریع رصدخانه با نیمی از حسگرها، یکی از مهم‌ترین آزمایش‌های فیزیک ذرات را نجات داد

اما سال ۲۰۰۴، دانشمندان اعلام کردند که به‌جای حدود ۱۵۱ برخورد مورد انتظار، تنها ۱۰۸ برخورد ثبت کرده‌اند. این اختلاف، همراه با شواهد دیگر، تأیید می‌کرد که بخشی از نوترینوهای میونی در طول سفر به نوع دیگری تبدیل شده‌اند؛ همان پدیده‌ای که سوپرکامیوکانده نخستین بار در سال ۱۹۹۸ با مطالعه‌ی نوترینوهای جوی شناسایی کرده بود.

به این ترتیب، تصمیم برای راه‌اندازی دوباره‌ی آشکارساز با نیمی از حسگرهای اولیه نتیجه داد. سوپرکامیوکانده هنوز به توان علمی سابقش بازنگشته بود، اما می‌توانست در یکی از مهم‌ترین آزمایش‌های فیزیک ذرات مشارکت کند.

تغییر فلسفه‌ی ایمنی؛ بازگشت به اوج با ۱۱ هزار حسگر زره‌پوش

پژوهشگران پس از تولید سنسورهای جایگزین، در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ بار دیگر به سراغ مخزن رفتند و حباب‌ها را نصب کردند. تا ژوئیه‌ی ۲۰۰۶، تعداد سنسورهای داخلی به ۱۱٬۱۲۹ عدد رسید و سوپرکامیوکانده تقریباً به وضعیت پیش از حادثه بازگشت. حالا دستگاه می‌توانست نورهای ضعیف‌تر را بهتر تشخیص دهد و برخوردهای کم‌انرژی را با دقت بیشتری ثبت کند.

حفاظ‌هایی که در پاسخ به حادثه طراحی شده بودند، روی حباب‌های تازه هم نصب شدند. البته کلاهک‌ها دیواره‌ی شیشه‌ای را از فشار آرام و پیوسته‌ی آب جدا نمی‌کردند، درعوض سوراخ‌های کوچکی روی آن‌ها وجود داشت که اجازه می‌داد آب به‌آرامی وارد شود و فشار داخل و خارج حفاظ برابر بماند.

سوراخ‌های ریز روی کلاهک‌های محافظ، هجوم ناگهانی آب در لحظه‌ی شکستن حباب را مهار می‌کنند

اما اگر شیشه‌ی یکی از حسگرها ناگهان می‌شکست، همان راه‌های باریک، هجوم ناگهانی آب را کند می‌کردند؛ شدت موج ناشی از شکستن شیشه کمتر می‌شد و احتمال آسیب‌دیدن سنسورهای همسایه نیز کاهش می‌یافت.

پس از حادثه‌ی ۲۰۰۱ مهندسان به جای تلاش برای ساخت شیشه‌ای که هرگز نمی‌شکند، می‌خواستند مطمئن شوند که شکستن یک سنسور، به نابودی هزاران سنسور دیگر منجر نمی‌شود. این تجربه بعدها در طراحی آشکارسازهای بزرگ زیر آب نیز مورد توجه قرار گرفت.

چگونه تجربه‌ی ۲۰۰۱ به سپر ایمنی بزرگ‌ترین آشکارساز تاریخ تبدیل شد؟

ماکت آرایش فوتوفزون‌گرهای ۵۰ سانتی‌متری طراحی‌شده برای آشکارساز داخلی هایپرکامیوکاندهJan Kisiel, Silesia University, for the Hyper-Kamiokande Collaboration — CC BY 4.0/Wikimedia Commons

امروز، سی سال پس از آغاز فعالیت سوپرکامیوکانده، این رصدخانه همچنان به کار خود ادامه می‌دهد. از سال ۲۰۲۰، پژوهشگران با افزودن ترکیبی از گادولینیوم به آب مخزن، توانایی آن را برای شناسایی برخی نوترینوها افزایش داده‌اند.

ژوئن ۲۰۲۶ نیز دانشمندان برای نخستین‌بار نشانه‌هایی از نوترینوهای به‌جامانده از انفجار ستاره‌ها در طول تاریخ کیهان را گزارش کردند. شواهد هنوز برای اعلام کشف قطعی کافی نیستند، اما پژوهشگران بیش از هر زمان دیگری به شناسایی این ذرات نزدیک شده‌اند.

در حال حاضر ژاپن در فاصله‌ی حدود هشت کیلومتری این رصدخانه، نسل بعدی‌اش را احداث می‌کند؛ ابرسازه‌ای به نام هایپرکامیوکانده که حفاری تالار زیرزمینی آن در ژوئیه‌ی ۲۰۲۵ به پایان رسید؛ آشکارسازی بسیار بزرگ‌تر که قرار است بیش از ۲۰ هزار حسگر نوری داشته باشد. مهندسان برای حسگرهای جدید هم حفاظ‌هایی طراحی کرده‌اند تا در صورت شکستن یکی، موج ناشی از فروریزش شیشه به حسگرهای اطراف آسیب نرساند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات

از دیگر اعضاء خانواده قلم