چند سال پیش، باستانشناسان در لهستان با قبری غیرعادی روبهرو شدند: جسد زن جوانی که داسی روی گردنش قرار داشت و قفلی نیز به انگشت شست پای او بسته شده بود. این شیوه تدفین خیلی زود باعث شد بقایا با عنوان «خونآشام پین» شناخته شوند. پین نام روستای کوچکی در شمال مرکزی لهستان است که گورستان قدیمی در آن کشف شد.
مطالعهای تازه روی استخوانها و اشیای همراه این زن، اطلاعات بیشتری درباره هویت و جایگاه اجتماعی او ارائه میدهد. یافتهها نشان میدهد او احتمالاً زن جوانی از خانوادهای نسبتاً مرفه بوده و ممکن است مردم آن دوره او را فردی خطرناک یا مرتبط با نیروهای فراطبیعی میدانستهاند.
در فرهنگ عامه امروز، واژه خونآشام بیشتر با موجودات خیالی مانند کنت دراکولا شناخته میشود؛ اما در اروپا درطول قرنهای گذشته، این واژه و مفاهیم مشابه برای افرادی به کار میرفت که مردم از بازگشت آنها پس از مرگ میترسیدند. به همین دلیل، باستانشناسان گاهی با قبرهایی روبهرو میشوند که جسد در آنها بهشکلی غیرمعمول مهار شده؛ برای مثال، سر از بدن جدا شده، آجر در دهان قرار گرفته یا جسم تیزی روی گردن گذاشته شده است.
پژوهشگران به چنین قبرهایی «تدفین ضدخونآشام» میگویند؛ یعنی مرده را به شکلی غیرمعمول دفن میکردند تا براساس باورهای آن زمان، نتواند دوباره به دنیای زندگان برگردد.
زنی جوان با تدفینی غیرعادی
به نوشته نیواطلس، قبر شماره ۷۵ در سال ۲۰۲۲ در گورستانی قدیمی در منطقه پین، در شمال مرکزی لهستان، کشف شد. بقایای داخل آن متعلق به زن جوانی بود که بعدها به نام «زوسیا» شناخته شد.
گورستان محل کشف زوسیا در اسناد تاریخی ثبت نشده و امروزه نیز اثری از آن روی نقشهها وجود ندارد. نبود اشیای مذهبی در قبرها این احتمال را مطرح کرده است که افراد دفنشده در آنجا پروتستان بودهاند.
پژوهشگران احتمال میدهند گورستان مورد بحث محل دفن افرادی مانند بیخانمانها، پیروان باورهای مذهبی متفاوت، یتیمان، کودکان تعمیدنیافته و افرادی بوده است که دست به خودکشی زده بودند.
در کنار اسکلت زوسیا، داس ۳۶ سانتیمتری و قفلی مثلثی پیدا شد. باستانشناسان همچنین بقایای نواری تزئینی از رشتههای طلا، نقره و ابریشم را در قبر یافتند. نوار تزئینی که از نخهای طلا، نقره و ابریشم ساخته شده بود، احتمالاً بخشی از کلاه یا لباس زوسیا بوده و نشان میدهد او احتمالاً از خانوادهای نسبتاً مرفه بوده است.
بررسی DNA چه چیزی نشان داد؟
محققان DNA، ایزوتوپهای موجود در استخوانها و ترکیب شیمیایی اشیای فلزی و پارچهای قبر را بررسی کردند. نتایج نشان داد زوسیا هنگام مرگ حدود ۱۷ تا ۱۹ سال داشته است. شواهد ایزوتوپی نشان میدهد او در همان منطقه بزرگ شده بود، اما بررسیهای ژنتیکی احتمال وجود ریشههای اسکاندیناویایی در تبار او را مطرح میکند.
آثار باقیمانده در استخوانها همچنین نشان میدهد رژیم غذایی زوسیا اندکی بیشتر از میانگین جامعه آن زمان شامل پروتئین حیوانی بوده است؛ موضوعی که با احتمال برخورداری او از جایگاه اجتماعی بالاتر سازگار است. او در قرن هفدهم زندگی میکرد. در این دوره، بخشهایی از اروپا با سرمای شدید، کمبود مواد غذایی و مشکلات اقتصادی و اجتماعی مرتبط با دوره موسوم به «عصر یخبندان کوچک» روبهرو بودند.
پژوهشگران نمیدانند آیا منشأ خانوادگی متفاوت زوسیا یا شرایط اجتماعی آن دوران باعث شده مردم منطقه نسبت به او بدبین شوند یا نه. همچنین مشخص نیست آیا قحطی، بیماری یا بحرانهای محلی نقشی در شکلگیری باورهای مربوط به او داشتهاند.
علت مرگ همچنان نامشخص است
یکی از مهمترین پرسشهای بیپاسخ، علت مرگ زوسیا است. بررسیهای اولیه این احتمال را مطرح کرده بود که او شاید به نوعی بیماری مبتلا بوده که موجب سردرد شدید یا غشکردن میشده است. چنین علائمی در جوامع گذشته گاهی میتوانست با باورهای ماورایی ارتباط داده شود.
بااینحال، پژوهشگران در استخوانهای زوسیا شواهد مشخصی از ضربه شدید یا بیماری که علت مرگ را توضیح دهد، پیدا نکردند. بنابراین، هنوز نمیتوان با اطمینان گفت این زن جوان چگونه از دنیا رفته است.
آنچه روشنتر به نظر میرسد، معنای داس و قفل موجود در قبر است. این اشیا احتمالاً برای جلوگیری نمادین از بازگشت فرد مرده به میان زندگان به کار رفتهاند. داس طوری روی گردن قرار داده شده بود که در باور مردم آن زمان میتوانست در صورت تلاش جسد برای برخاستن، مانع حرکتش شود. قفل روی پا نیز احتمالاً نمادی از بستهشدن و مهارشدن فرد پس از مرگ بوده است. این شیوه تدفین میتواند نشاندهنده تلاش جامعه برای محدودکردن قدرتی باشد که تصور میکردند فرد پس از مرگ همچنان در اختیار دارد.
با وجود اطلاعات تازه، هنوز معلوم نیست زوسیا در زمان حیات چه اتفاقی را تجربه کرده بود که اطرافیانش را به چنین تدفین غیرعادی واداشت. یافتههای جدید بیش از آنکه راز را کاملاً حل کنند، تصویر دقیقتری از سن، خاستگاه و جایگاه اجتماعی او ارائه میدهند.
پژوهش در ژورنال Journal of Archaeological Science: Reports منتشر شده است.