پیشنهاد غیرمنتظره پژوهشگران: برای نجات زمین جمعیت دنیا باید تا سال ۲۲۰۰ نصف شود
چگونه میتوان مشکلات جهان را کاهش داد و با سیارهای که در آن زندگی میکنیم به تعادل بازگشت؟ مطالعهای جدید پیشنهاد میکند که کاهش جمعیت انسان از بیش از ۸ میلیارد به ۴ میلیارد نفر تا سال ۲۲۰۰، راهحل کلیدی است.
نویسندگان مطالعه معتقدند متوقف و معکوسکردن تدریجی رشد جمعیت و تعدیل تأثیرات سرانه، استراتژی طرفدار طبیعت و طرفدار انسان است. به گفتهی آنها، این کار فشار بر منابع طبیعی را کاهش میدهد، فقر را در مناطق با باروری بالا با کاهش اندازهی خانوادهها کم میکند، آلودگی را کاهش میدهد، تنشهای مربوط به منابع و مهاجرت را کم میکند و کیفیت زندگی را در مناطق پرجمعیت بهبود میبخشد. جمعیتی متعادلتر، از میراث طبیعی زمین، از جمله زیستگاههای وحشی، گونههای جانوری و آبوهوای آن محافظت میکند و به گفتهی نویسندگان، «چنین جهانی در دسترس ما قرار دارد.»
البته، پژوهشگران هیچ گونه حذف جمعی مردم یا برنامههای شوم اصلاح نژادی را پیشنهاد نمیدهند. در عوض، آنها معتقدند این هدف تا حد زیادی با ارائهی خدمات تنظیم خانواده به زنان و بهبود فرصتهای آموزشی برای دختران، به ویژه در کشورهای کمدرآمد که این امتیازات هنوز برای بسیاری در دسترس نیست، در دسترس است.
وقتی زنان آزاد باشند تا تصمیم بگیرند چند فرزند داشته باشند، نرخ باروری معمولاً به سرعت به سطح جایگزینی یا پایینتر از آن کاهش مییابد
چنین استدلالی جدید نیست و دادهها نیز از آن پشتیبانی میکنند. به عنوان مثال، زمانی که ایران تلاشهای خود را برای ترویج تنظیم خانواده آغاز کرد، نرخ باروری (تعداد فرزندان هر زن) از ۴٫۰۸ در سال ۱۹۹۲ به ۱٫۹۴ در سال ۲۰۰۱ کاهش یافت. در کرهی جنوبی، این نرخ از ۴٫۰۷ در سال ۱۹۷۲ به ۱٫۹۳ در سال ۱۹۸۴ رسید و در کاستاریکا، اگرچه کاهش کندتر بود، این روند از ۴٫۱۶ در سال ۱۹۷۲ به ۱٫۹۸ در سال ۲۰۰۹ کاهش یافت.
هیچیک از این موارد از طریق روشهای اجباری یا دستکاریآمیز به دست نیامد، بلکه با بهبود خدمات بهداشت باروری و گسترش آموزش برای دختران محقق شد. نویسندگان مطالعه مینویسند: «وقتی زنان آزاد باشند تا تصمیم بگیرند چند فرزند داشته باشند، نرخ باروری معمولاً به سرعت به سطح جایگزینی یا پایینتر از آن کاهش مییابد.»
بااینحال، هر وقت صحبت از کنترل جمعیت به میان میآید، سابقهی تاریکی هم در پشت آن وجود دارد. برخی نگراناند شعار «ازدیاد جمعیت» در واقع راهی برای تحمیل نظر یک گروه خاص بر دیگران باشد. چنین رویکردهایی ممکن است به توجیه اقدامات اجباری و نقض آزادیهای فردی منجر شود و انسان را به عنوان تهدیدی برای طبیعت معرفی کند.
تاریخِ بحث کنترل جمعیت پر از مثالهای تلخی است که باعث میشود هر پیشنهاد جدیدی با سوءظن مواجه شود. در گذشته، برنامههای عقیمسازی اجباری، قانون تکفرزندی تحمیلی و حتی تبلیغات دوران استعمار که فقرا را عامل اصلی کمبود منابع معرفی میکرد، همه به اسم «مدیریت جمعیت» اجرا شدهاند. همین سابقه باعث میشود که هر طرح جدیدی با شک و تردید جدی روبرو شود.
به نوشته آیافال ساینس، بعضی کارشناسان معتقدند ریشهی مشکلات زیستمحیطی، نه خودِ جمعیت، بلکه نحوهی مدیریت منابع توسط دولتها و شرکتهاست. برای نمونه، تحقیقات نشان میدهد به اندازهی کافی غذا برای کل جمعیت جهان تولید میکنیم، اما توزیع ناعادلانه و سیاستهای نادرست باعث میشود برخی گرسنه بمانند. بااینحال، پژوهشگران مطالعه جدید با روشهای اجباری و سختگیرانه موافق نیستند. برعکس، آنها معتقدند کلید حل مشکل، افزایش آزادی و حق انتخاب مردم، به ویژه زنان، در تصمیمگیری برای زندگی خودشان است.
فقط کاهش جمعیت کافی نیست؛ بلکه باید نگاهمان را به زندگی و مصرف هم عوض کنیم
نویسندگان مطالعه میگویند فقط کاهش جمعیت کافی نیست؛ بلکه باید نگاهمان را به زندگی و مصرف هم عوض کنیم. به جای اینکه همیشه به دنبال پول بیشتر و مصرف بیشتر باشیم، باید قبول کنیم که زمین منابعش محدود است. آنها تأکید میکنند که «افزایش بیپایان ثروت و مصرف، به محیط زیست آسیب میزند و هرچه زودتر این حقیقت را بپذیریم، بهتر است.» یعنی حتی اگر جمعیت کم هم شود، اگر هر کسی به اندازهی قبل یا بیشتر مصرف کند، باز هم زمین توانایی تأمین این حجم از مصرف را نخواهد داشت.
نویسندگان در پایان میگویند: «نتایج ما نشان میدهد ادامهی رشد بیرویهی جمعیت و مصرف منابع، به نفع نسلهای آینده نیست و راهی به سوی پایداری نخواهد بود. بهترین امید ما برای داشتن آیندهای پایدار و مطلوب در سراسر جهان، این است که به رشد جمعیت پایان دهیم، آن را به طور عادلانه معکوس و در عین حال، مصرف سرانه را هم تعدیل کنیم.» این مطالعه، با وجود اهداف بلندپروازانهاش، بحثی دشوار اما ضروری را دربارهی آیندهی بشریت و سیارهاش به راه انداخته است.
پژوهش در ژورنال Sustainable Development منتشر شده است.