بهبهانه درگذشت گائو شانون؛ اقتصاددانی که رشد اقتصادی چین را زیر سؤال برد
چهارشنبه 24 تیر 1405 - 14:51مطالعه 8 دقیقهاواخر سال ۲۰۲۴، گائو شانون اقتصاددان ارشد و چهرهای که سالها حرف اول را در بازارهای مالی چین میزد، در کنفرانس مؤسسهی اقتصاد بینالملل پیترسون پشت تریبون قرار گرفت و گفت:
تولید ناخالص داخلی چین با سرعتی کمتر از آنچه میگویند، رشد میکند و شاید حدود ۲درصد باشد.
دولت چین در روایت رسمی خود، رشد اقتصادی را با افتخار نزدیک به ۵درصد اعلام میکرد و اقتصاددانان کشور هم به تکرار تارگتهای رسمی عادت داشتند؛ اما گائو با جملهای که در کنفرانس پیترسون گفت، علاوهبر آمار رشد کشور خود، دادههایی را هدف قرار داد که سرمایهگذاران جهانی روی آن حساب میکردند.
خلاصه صوتی
خلاصهی صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
گائو شانون در واقع چیزی را بهزبان آورد که بسیاری از ناظران بینالمللی زمزمه میکردند؛ اما هیچکس از درون خود سیستم چین جرئت فریاد زدنش را نداشت؛ ولی تبعات این شجاعت، سریع و بیرحمانه بهسمتش بازگشت.
افشای رشد واقعی و آغاز انزوا
اقتصاددانی که گزارشهایش حکم قطبنمای سرمایهگذاران نهادی را داشت، ناگهان در سکوتی عمیق فرورفت و برای نزدیک به یکسال از انظار عمومی ناپدید شد. ویدیوها و گزارشهای کتبی مربوط به این اظهارات از پلتفرمهای چینی حذف شدند و حسابهای کاربری او را در رسانههای اجتماعی محدود کردند.
براساس اسناد انجمن اوراق بهادار چین، مجوز فعالیت گائو شانون در اواخر سال ۲۰۲۵ لغو شد و نامش از فهرست تحلیلگران معتبر خط خورد. زمزمههایی هم از بازجویی و حصر خانگی شانون بهگوش میرسید تا اینکه در سپتامبر ۲۰۲۵ تنها برای لحظاتی کوتاه با یک پیام ویدیویی در مجمع دانشگاه پکن ظاهر شد؛ حضوری که بیشتر به خداحافظی خاموش شباهت داشت.
و سرانجام، سهشنبه هفتم جولای ۲۰۲۶، رسانه دولتی شانگهای سکیوریتیز نیوز در بیانیهای کوتاه از درگذشت گائو شانون ۵۵ساله بهعلت بیماری خبر داد. دوستانش تأیید کردند که گائو در ژانویهی ۲۰۲۵ به علایم اولیهی سرطان لنفوم خود پی برده بود.
اقتصاددانی به دنبال حقیقت
گائو نه فعال سیاسی بود و نه اپوزیسیون خارجنشین؛ او فرزند خودِ سیستم و پرورشیافتهی درونیترین حلقههای اقتصاد و ساختار پولی چین بهحساب میآمد و بههمین دلیل اظهاراتش در واشنگتن تا این حد مقامات چین را آشفته کرد.
شانون سال ۱۹۷۱ در شهر لینفن استان شانشی در شمالغربی چین متولد شد. پساز دریافت مدارک کارشناسی و کارشناسیارشد از دانشگاه معتبر پکن، در سال ۱۹۹۵ به بانک مرکزی چین (PBOC) پیوست و در بخش تحقیقات اقتصاد کلان و سیاستگذاری مشغول بهکار شد.
گائو شانون سال ۱۹۹۹ نیز دورهی دکترای خود را زیر نظر ژو شیائوچوان آغاز کرد؛ مردی که بعدها به یکی از قدرتمندترین و تأثیرگذارترین رؤسای تاریخ بانک مرکزی چین تبدیل شد؛ بنابراین گائو دقیقاً میدانست موتور اقتصاد چین چگونه کار میکند و اعداد رسمی چگونه در دالانهای قدرت مهندسی میشوند.
گائو شانون پرورشیافته بانک مرکزی بود و باتکیهبر شواهد عینی به تحلیل بازار میپرداخت
شانون پساز اتمام دکتری، از ساختار دولتی فاصله گرفت و وارد بازارهای مالی شد. از سال ۲۰۰۳ در اوربرایت سکیوریتیز و سپس از سال ۲۰۰۷ بهعنوان اقتصاددان ارشد در اسنس سکیوریتیز که بعدها به SDIC تغییر نام داد؛ فعالیت کرد. او بیشاز یک دهه در این سمت ماند و به قطبنمای سرمایهگذاران نهادی تبدیل شد.
گائو عمدتاً با چارچوب تحلیلی مستقلش از سایر تحلیلگران متمایز میشد. درحالیکه بسیاری از اقتصاددانان ترجیح میدادند با جریان امن اجماع بازار همسو شوند، گائو کارش را بر پایهی شواهد تجربی، استنتاجهای علّی و معلولی و دادههای خام پیش میبرد و چرخههای اعتباری، تورم و البته حباب خطرناک بازار مسکن بادقت رصد میکرد.
اعتبار بالای گائو در میان همکارانش باعث شد ۸سال متوالی رتبهی اول بخش اقتصاد کلان را در نظرسنجی سالانهی New Fortune Best Analyst، یکیاز معتبرترین رتبهبندیهای تحلیلگران اوراق بهادار در چین کسب کند. سرانجام خودش در سال ۲۰۱۲ داوطلبانه از رقابتها کنار کشید تا راه برای جوانترها باز شود.
گائو ۸سال متوالی رتبه اول بخش اقتصاد کلان را در معتبرترین رتبهبندیها کسب کرد
رزومهی گائو بهاندازهای پُربار بود که حتی نهادهای بزرگی مثل گروه بیمهی پاسیفیک چین او را بهعنوان عضو مستقل هیئتمدیره پذیرفتند؛ درست بههمین دلیل مورد غضب دولتمردان کشورش قرار گرفت. وقتی یک کارشناس خارجی یا منتقد سیاسی، آمار رشد اقتصادی چین را زیر سؤال میبرد، بهراحتی میتوانستند او را به سیاهنمایی و ناآگاهی متهم کنند.
اما وقتی شاگرد رئیس پیشین بانک مرکزی و معتبرترین تحلیلگر بازارهای مالی چین میگفت دادههای GDP پایینتر از اعداد اعلامشدهاند؛ دیگر نمیشد او را به سوگیری متهم کرد. گائو تمام جزئیات نمودارهای اقتصادی را میفهمید و در سیستمی که بر پایهی اعداد آراسته بنا شده است، هیچچیز خطرناکتر از فردی نیست که حقیقت پشت شاخصها را بداند.
از هسته قدرت تا صدای مستقل بازار
گائو شانون فراتر از تحلیل چرخههای اعتباری و نمودارهای بورس، باور داشت انسانها پایههای اقتصادند و گاهی همین نگاه او را به جامعهشناس و فیلسوفی تلخاندیش تبدیل میکرد.
توصیف تکاندهندهی گائو از جامعهی پسا-کرونای چین یکی از ماندگارترین میراثهای او محسوب میشود؛ جملهای که مثل پُتک بر سر جامعه فرود آمد و پیشاز آنکه سانسور شود، در شبکههای اجتماعی دستبهدست چرخید:
در چین امروز، سالمندان پرجنبوجوشاند، جوانان بیروح و مردهاند و میانسالان از زندگی به ستوه آمدهاند.
گائو شجاعانه فشردهترین و دقیقترین تحلیل از شکاف نسلی و بحران پنهان اقتصاد چین را با این جمله بیان کرد؛ واقعیتی که حزب حاکم سعی در پنهانکردنش داشت.
نسل سالمندان امروز، در دوران شکوفایی اقتصاد و حباب مسکن به ثروت رسیدند و بیشترین بهره را از مواهب آن سالها بردند؛ ولی حالا نسل جوان در میان بحران بیسابقهی بیکاری و چشمانداز تاریک شغلی، تاوان افراطکاریهای گذشته را پرداخت میکردند.
ملیگرایان افراطی او را بهدلیل واقعبینی درباره اقتصاد، بهشدت تخریب کردند
صراحت لهجهی گائو تنها به ساختار داخلی محدود نمیشد؛ او از بیان واقعیتهای ژئوپلیتیک نیز ابایی نداشت. سال ۲۰۱۸، درستزمانی که اولین جرقههای جنگ تجاری میان واشنگتن و پکن زده شد و رسانههای دولتی چین بر طبل غرور ملی میکوبیدند، اظهارات گائو دوباره صحنه را بههم ریخت.
او در یک سخنرانی جنجالی بهصراحت استدلال کرد که ریشههای اصلاحات اقتصادی چین و ورود این کشور به سازمان تجارت جهانی (WTO)، به همکاری استراتژیک با ایالات متحده و ادغام در نظم جهانی تحت رهبری واشنگتن برمیگردد.
گائو همچنین هشدار داد که پکن از نظر روانی برای رویارویی و اصطکاک با واشنگتن آماده نیست و اگر این رابطه بهدرستی مدیریت نشود، احتمال دارد جوانان چینی برای بقیهی عمرشان در مرداب رکود گرفتار شوند.
تاوان ایستادن در برابر موج
سخنان و پیشبینیهای واقعگرایانهی گائو، برای ملیگرایان افراطی چین قابلتحمل نبود. رسانهها و چهرههای همسو با دولت، او را به تسلیمطلبی و ضعف در برابر آمریکا متهم کردند و ویدیوهای سخنرانیاش بهسرعت از اینترنت چین حذف شد.
کینهی تندروها از گائو حتی تا روزهای پایانی عمرش و روی تخت بیمارستان هم ادامه داشت؛ تا جایی که وقتی خبر بیماری سرطانش منتشر شد، یکی از کاربران ملیگرا با طعنه نوشت: «مگر آمریکا یک هواپیمای اختصاصی نفرستاد تا او را برای درمان ببرد؟»
جوانان درگیر بحران بیکاری، او را صدای دردهای واقعی خود میدانستند
در مقابل چنین واکنشهایی، مردم عادی چین بهویژه جوانانی که در تنگنای اقتصادی دستوپا میزدند، گائو را صدایی میدانستند که از دردهای واقعیشان میگفت.
سوگواری خاموش و خشم پنهان در فضای مجازی
خبر درگذشت گائو شانون در رسانههای دولتی تنها در چند خط کوتاه و رسمی خلاصه شد؛ اما در زیر پوست اینترنتِ بهشدت کنترلشدهی چین، توفانی از سوگواری بهپا خاست. مرگ او بهسرعت به نقطهی تلاقی اندوه و خشم مردمی تبدیل شد که سالهاست زیر فشار واقعی اقتصادی، مجبور به شنیدن و تأیید روایتهای تبلیغاتی دولتیاند.
کاربران در شبکههای اجتماعی به گائو لقب حقیقتگوی جسور دادند و فضای مجازی پُر از جملاتی شد که لبهی تیز انتقادشان دولتمردان را نشانه میگرفت. کاربری در شیائوهونگشو نوشت: «اقتصاددان نادری که حقیقت را میگفت درگذشت. در چندسال اخیر، فقط اقتصاددانهای خوشبین برایمان باقیماندهاند.»
کاربران و مدیران مالی، گائو را به عنوان یکی از معدود تحلیلگران حقیقتگو ستایش کردند
کاربر دیگری در ویبو خشم پنهانش را صریحتر بیان کرد: «یک حقیقتگوی دیگر از میان ما رفت؛ درحالیکه کسانی که سراسر دروغاند، هنوز دارند مزخرف میگویند. دکتر گائو، در آرامش بخواب!»
حتی افراد محتاطتری مانند دن بین، یکیاز مشهورترین مدیران صندوقهای سرمایهگذاری چین، نتوانستند سکوت کنند. بین در پُستی نوشت: «از شنیدن خبر غمانگیز درگذشت دکتر گائو شانون عمیقاً شوکه شدم. چه فرد فوقالعاده بااستعدادی؛ انگار بهشت همیشه به استعدادهای بزرگ حسادت میکند.»
بهنقل از اپیکتایمز، پساز مرگ گائو، بخشهایی از خاطرات لین کایی، اقتصاددان ارشد پیشین، دوباره موردتوجه قرار گرفت؛ خاطراتی که تصریح میکند گائو سالها پیش نیز بهدلیل اظهارنظرهایش دربارهی اقتصاد چین با هشدارهایی از سوی مقامات روبهرو شده بود.
براساس روایت لین، در سال ۲۰۱۸ یکیاز مقامهای چینی به گائو اطلاع داده بود که سران دولت از اظهارنظرهای او خشنود نیستند و میخواهند که فعالیت و سخنان عمومی او تحت کنترل بیشتری قرار گیرد. در مقطعی حتی مقامات کشور، بحث تنبیه گائو را مطرح کردهاند؛ چون اظهارنظرهایش با روایت رسمی دربارهی وضعیت اقتصادی کشور همخوانی نداشت.
لی ونلیانگ اقتصاد و و بحران بیاعتمادی جهانی
مردم چین، گائو را با افشاگر ویروس کرونا مقایسه میکنند
در چین امروز، سوگواری برای کسانی که شجاعت ایستادن در برابر ماشین دروغپردازی سیستم را داشتهاند، نوعی کنش سیاسی و حتی نافرمانی مدنی محسوب میشود.
ناظران فضای ملتهب پساز مرگ گائو را با روزهای تاریک سال ۲۰۲۰ مقایسه میکنند؛ زمانیکه مرگ دکتر لی ونلیانگ، پزشکی که برای اولینبار دربارهی ظهور ویروس کرونا در ووهان هشدار داد و توسط پلیس ساکت شد، موجی از خشم عمومی و روشنکردن شمعهای مجازی را در سراسر کشور بههمراه داشت.
مرگ چهرههای حقیقتگو، به شهروندان چین فرصتی نادر میدهد تا نارضایتیهای عمیق خود را اظهار کنند. مردم این کشور گائو شانون را لی ونلیانگ اقتصاد میدانند؛ مردی که صدای سرفههای خشک اقتصاد چین را شنید و در مورد بیماریاش هشدار داد؛ اما سیستم بهجای درمان بیماری، پزشک را ساکت کرد.
در سالهای اخیر مقامات چین افشاگران و مفسرانی را که نظرات مستقلی را بیان میکنند که خطمشی رسمی را بهچالش میکشد، از جمله در مورد موضوعات اقتصادی روزمره، ساکت میکنند. مجازاتها میتواند از سانسور و اجبار به ناپدیدشدن از زندگی عمومی گرفته تا ازدستدادن مزایای شغلی، اخراج یا حتی بدتر از آن باشد.
برای مثال پساز اینکه در سال ۲۰۲۳ دولت رسماً به تحلیلگران هشدار داد که از اظهارنظرهای منفی دربارهی رشد اقتصادی خودداری کنند؛ حساب بلاگرهای اقتصادی مشهوری چون وو شیائوبو با میلیونها دنبالکننده، بهاتهام پخش اطلاعات مضر یکشبه مسدود شد.
اما پیامد رویکردهای غیرشفاف، از مرزهای دیوار بزرگ چین فراتر میرود. ناظران ژئوپلیتیک و تحلیلگران بینالمللی میپرسند اگر اقتصاددانی از درون هستهس مرکزی سیستم چین نتواند حقیقت را بگوید، بازارهای جهانی باید به چه چیزی اعتماد کنند؟