اسکاتلند چگونه از «پایتخت قتل اروپا» به الگوی مهار خشونت تبدیل شد؟
اسکاتلند زمانی یکی از خشنترین کشورهای جهان توسعهیافته به شمار میرفت و لقب «پایتخت قتل اروپا» را با خود یدک میکشید. در اوایل دههی ۲۰۰۰، احتمال قربانی شدن افراد در حملات خشونتآمیز در این کشور چند برابر آمریکا بود؛ اما تغییری اساسی در دیدگاه مقامها، مسیر را عوض کرد. اسکاتلند بهجای آنکه خشونت را تنها مسئلهای امنیتی و کیفری ببیند، آن را مانند یک معضل سلامت عمومی بررسی کرد و با تمرکز بر پیشگیری، مداخلهی زودهنگام و درمان، توانست نرخ جنایت را بهشدت کاهش دهد.
خلاصهی مقاله:
- اسکاتلند که زمانی یکی از خشنترین نقاط جهان توسعهیافته بود، با تغییر دیدگاه نسبت به خشونت و تمرکز بر پیشگیری، مسیر کاهش چشمگیر جرم و قتل را آغاز کرد.
- گلاسگو؛ شهری که نقطهی شروع تغییر شد: در اوج بحران، مقامها با گفتوگو با اعضای باندها و نشستهای ارجاع داوطلبانه، تلاش کردند چرخهی خشونت خیابانی را متوقف کنند.
- خشونت، از جرم کیفری به معضل سلامت عمومی تبدیل شد. واحد کاهش خشونت اسکاتلند با بررسی دادهها دریافت بسیاری از درگیریها قابل پیشگیریاند و باید بهجای واکنش، روی مداخلهی زودهنگام تمرکز کرد.
- مدل مذکور در نهایت از پلیس فراتر رفت: اسکاتلند برای کاهش خشونت، همکاری میان جامعه با پلیس، بیمارستانها، مدارس، مددکاران و حتی پزشکان را گسترش داد تا عوامل ریشهای خشونت را هدف بگیرد.
- سپس تغییر فرهنگی، مکمل تغییر سیاست شد. موفقیت رویکرد فقط به آمار محدود نماند؛ دید جامعه به خشونت تغییر کرد و پیشگیری به بخشی از گفتوگوی عمومی تبدیل شد.
- اسکاتلند به موفقیتی بزرگ رسید، اما همچنان چالشهای بسیاری باقی مانده است. اگرچه اسکاتلند امروز بسیار امنتر از گذشته است، فقر، شبکههای اجتماعی و کمبود حمایت از جوانان چالشهای تازهای ایجاد میکنند.
روز ۲۴ اکتبر ۲۰۰۸ در دادگاه گلگاو شیرف نه هیئت منصفهای در کار بود، نه شاهدی و نه متهمی. در برابر قاضی که با تمام تشریفات قضایی حاضر شده بود، ۸۵ عضو باندهای رقیب از شرق گلاسگو ایستاده بودند که بزرگترین شهر اسکاتلند به شمار میرود. دههها بود که منطقه زیر فشار باندهای جوانان قلمروطلب، جرایم سازمانیافته و درگیری بر سر مواد مخدر و سلاح نفس میکشید و چاقوکشی تقریبا هر روز رخ میداد.
اعضای باندها با وجود دشمنیهای ادامهدار، در سکوت به سخنرانانی گوش دادند که یکییکی روبهرویشان قرار گرفتند. مادری از دیدن چهرهی غیرقابلشناسایی پسرش پس از حملهی دستهجمعی با قمه در سن ۱۳سالگی گفت. یک بازیکن بسکتبال آمریکایی از قتل برادرش در پی خشونت مسلحانه یاد کرد. پزشکان و جراحان هم از پارگیهای عمیق، زخمهای وحشتناک و بدشکلیهای دائمی سخن گفتند. پیام روشن بود، خشونت باید متوقف شود.
اسکاتلند روش مبارزه با خشونت را از نو تعریف کرد
کارین مککلاسکی، همبنیانگذار و مدیر پیشین واحد کاهش خشونت اسکاتلند، میگوید اگر او رئیس پلیس استراتکلاید بود، احتمالا اجازهی برگزاری چنین برنامهای را نمیداد. این واحد تخصصی که در سال ۲۰۰۵ از سوی پلیس راهاندازی شد و سال بعد دولت اسکاتلند آن را به ابتکاری سراسری گسترش داد، پشت همان صحنهی نامعمول آن روز دادگاه بود. مککلاسکی میگوید رئیسش حتما فکر کرده بود که آنها دیوانهاند، زیرا همان روز اسبهای پلیس در دادگاه مستقر بودند و قایقها هم در رود کلاید بالا و پایین میرفتند؛ احتمالا خطر بالا بود، اما فضا برای آزمودن راههای تازه نیز وجود داشت.
اثر مداخله زود خودش را نشان داد. اعضای باندهای حاضر، شمارهای برای تماس پس از جلسه دریافت کردند تا اگر خواستند از خشونت فاصله بگیرند، کمک بخواهند. پس از ۱۰ نشست مشابه که ۴۷۳ جوان در آنها شرکت کردند، نزدیک به ۴۰۰ نفر با شماره تماس گرفتند. جلسهی دادگاهی نخستین نمونه از جریانی بود که بعدها به نام «نشستهای ارجاع داوطلبانه» در اسکاتلند شناخته شد که بخشی از تلاش این کشور برای مهار نرخهای بیسابقهی خشونت، بهویژه در گلاسگو بود.
اسکاتلند پیش از تغییر با موجی از خشونت خیابانی روبهرو بود
در بازهی ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵، گلاسگو بالاترین نرخ قتل را در میان شهرهای اروپا داشت. سازمان ملل، اسکاتلند را خشنترین کشور در جهان توسعهیافته اعلام کرد و اسکاتلندیها تقریبا سه برابر آمریکاییها در معرض حمله قرار داشتند.
روزنامهها هم مرتب از قتلهای هولناک و نبردهای خونین باندی مینوشتند. بااینحال، در دههی بعد نرخ قتل در گلاسگو ۵۶ درصد و در سراسر اسکاتلند ۳۸ درصد کاهش یافت. خشونت کلی میان سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ نزدیک به یکسوم در کل کشور پایین آمد و شمار قتلها امروز به کمترین سطح در بیش از ۲۰ سال اخیر رسیده است.
آمارها، داستانهای فردی و وحشت را پنهان میکنند، اما تجربهی اسکاتلند همچنان چشمگیر است. اکنون این کشور از نظر نرخ قتل در میانهی جدول اروپا قرار دارد و شمار قتلهایش بهازای هر نفر از کشورهایی مانند سوئد، فرانسه، انگلیس و ولز کمتر است. سرزمینی که زمانی در چنگال چاقوها، باندها و قتلها گرفتار بود، با تغییر دیدگاهش نسبت به خشونت و تغییر آن از موضوعی کیفری به مسئلهای مرتبط با سلامت عمومی، تجربهای موفق را رقم زد.
وقتی وضعیت اینقدر وحشتناک است، همهچیز باید از نو ساخته شود
ویل لیندن، معاون مدیر واحد کاهش خشونت اسکاتلند، میگوید اسکاتلند در اوایل دههی ۲۰۰۰ شهرتی دیرینه برای فعالیت باندی و چاقوکشی، ریشهدار تا باندهای قرن هجدهم، با خود حمل میکرد. او در سال ۲۰۰۳ بهعنوان تحلیلگر پلیس زیر نظر مککلاسکی کار میکرد؛ زمانی که از بخششان درخواست شد گزارشی برای کاهش آمار قتل تهیه کنند.
لیندن میگوید با بررسی دادهها مشخص شد که بیشتر قتلها تقریبا اتفاقی رخ میدهند و از قبل برنامهریزی نشدهاند یا به جرایم سازمانیافته ربط ندارند، بلکه اغلب از یک درگیری ساده شروع میشوند که یکی چاقو میکشد و دیگری را میزند. از همانجا فهمیدند که بدون دیدن کل خشونت، نه فقط پلیس، هیچ راهبردی برای رسیدگی به قتل موفق نمیشود.
بحران در گلاسگو چنان شدید بود که ویلیام ری، رئیس پلیس وقت، به مککلاسکی و همکارش جان کارنوچان، معاون ادارهی تحقیقات جنایی، تقریبا امکان داد تا مشکل را حل کنند. ری تیمی را شکل داد که بعدها واحد کاهش خشونت را درون پلیس بهوجود آورد، اما در حاشیهی آن نگه داشت تا نیرو بتواند هم از موفقیتها بهره ببرد و هم از شکستها فاصله بگیرد. مککلاسکی میگوید از همان ابتدا آزادی عمل داشتند و حتی شکست میخوردند، زیرا وقتی وضعیتی اینقدر وحشتناک باشد، همهچیز باید از نو ساخته شود.
اسکاتلند بهجای مجازات، روی پیشگیری از خشونت سرمایهگذاری کرد
از آغاز کار، واحد کاهش خشونت اسکاتلند سراغ رویکرد سلامت عمومی رفت و خشونت را بیشتر شبیه بیماری دید تا جرم. تمرکز بر پیشگیری و مداخله بود، نه واکنش پس از وقوع. مککلاسکی این الگو را به برخورد با سرخک تشبیه میکند؛ درمان افراد مبتلا، واکسینهکردن گروههای پرخطر و جلوگیری از سرایت در جامعهی گستردهتر. همین تصمیم، در موفقیتهای بعدی نقشی تعیینکننده داشت.
در سادهترین شکل، رویکرد سلامت عمومی برای مهار خشونت با گردآوری شواهد برای شناسایی و فهم مسئله آغاز میشود، سپس عوامل خطر و عوامل محافظ بررسی میشوند. نزدیک به دو سوم همهی خشونتها فقط بر سر یک درصد از جمعیت اسکاتلند رخ میدهد. عوامل خطر شامل جوان بودن مردان در مناطق محروم اجتماعی، بیکاری، فقر و رشد در خانوادهای بیثبات است.
در مقابل، ماندن در نظام آموزشی و داشتن رابطهی قوی با والدین از عوامل محافظ به شمار میروند. سپس مداخلهها طراحی میشوند؛ از طرحهایی شبیه همان برنامهی دادگاهی گرفته تا گروههای همیار، برنامههای آموزشی و همکاری با مددکاران اجتماعی، پزشکان و معلمان. این اقدامات آزموده میشوند، اجرا میشوند و اگر موفق باشند، گسترش مییابند و چرخه از نو آغاز میشود.
الگو به برخورد با سرخک تشبیه میشود: درمان افراد مبتلا، واکسینهکردن گروههای پرخطر و جلوگیری از سرایت در جامعه
بسیاری از ایدههایی که واحد کاهش خشونت اسکاتلند به کار گرفت، از جاهای دیگر دنیا وام گرفته شده بود. ایدهی برخورد با خشونت بهعنوان مسئلهای سلامتمحور، نخستین بار در دههی ۱۹۷۰ در آمریکا مطرح شد و سپس در سال ۱۹۹۶ از سوی سازمان جهانی بهداشت پذیرفته شد؛ زمانی که خشونت را یک مشکل بزرگ جهانی سلامت عمومی اعلام کرد. بااینحال، نکتهی کلیدی این بود که اسکاتلند آموختههای دیگران را گرفت و با واقعیت خاص خود تطبیق داد.
نشستهای ارجاع داوطلبانهای که در ابتدا به آنها اشاره شد، از برنامهای برای خشونت باندی در سینسیناتی اوهایو الگو گرفته بودند؛ برنامهای که خود از پروژهی شیکاگو برای پیشگیری از خشونت بیرون آمده بود. آن پروژه هم رویکرد سلامت عمومی را در شهری به کار بسته بود که با جهشی شدید در قتلها روبهرو شده و بیش از نیمی از آنها به فعالیت باندی مربوط بود.
لیندن میگوید مهارتی که شکل گرفت، پیادهسازی ایدههای دیگران در بافت مشخص اسکاتلند بود. به گفتهی او، نمیتوان چیزی را که در شیکاگو یا فنلاند جواب داده، برد و بیواسطه در جاهای دیگر گذاشت؛ باید اندازه و ماهیت مسئلهی خودت را بفهمی تا راهحل به پاسخ برسد.
اسکاتلند برای کاهش خشونت، پلیس را به بیمارستانها و مدارس برد
برای واحد کاهش خشونت اسکاتلند، درک مسئله به معنای خروج از پاسگاه پلیس و ورود به بیمارستانها، مدارس، ادارات مددکاری، کار با جوانان و جامعهها بود. دندانپزشکان آموزش دیدند تا نشانههای زخم ناشی از خشونت را تشخیص دهند، آن را ثبت کنند و همانجا که بیمار هنوز روی صندلی بود، او را به منابع کمک ارجاع دهند. مسئولان آموزش هم قانع شدند که از اخراج دانشآموزان دست بکشند؛ در سال تحصیلی ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳، تعداد اخراجها در اسکاتلند به کمتر از ۱۲ هزار مورد رسید، در حالی که در سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ نزدیک به ۴۵ هزار مورد بود.
با گسترش رویکرد، دیگران هم وارد میدان شدند. در سال ۲۰۰۸، کریستین گودال، جراح دهان و فک و صورت، به همراه دو همکارش خیریهی پزشکان علیه خشونت را راهاندازی کرد. گودال میگوید وقتی در اواخر دههی ۱۹۹۰ کارش را در جراحی فک و صورت در گلاسگو آغاز کرد، خدمات درمانی زیر بار بیمارانی که در اثر خشونت دچار آسیب چهره شده بودند، له میشد. دههها پیش حتی نام یکی از این آسیبها از خود گلاسگو گرفته شده بود. لبخند گلاسگو؛ زخمی که با بریدن گوشهی دهان قربانی تا کنار گوش ایجاد میشد.
در اوایل دههی ۲۰۰۰، سرویس ملی سلامت با واحد کاهش خشونت اسکاتلند روی طرحهایی مانند ارائهی حمایت از مصرف الکل در کلینیکهای تروما کار کرد. به گفتهی گودال، اقدامات خوب بودند، اما او به این فکر افتاد که احتمالا کارهای بیشتری هم میشود انجام داد. خیریهی پزشکان علیه خشونت یک پروژهی آموزشی در مدارس و برنامهی «راهنمایان بیمارستان» راهاندازی کرد؛ در این برنامه، نیروهای آموزشدیدهی پشتیبان وقتی بیمار آسیبدیده از خشونت به اورژانس میرسد، وارد عمل میشوند. هر دو برنامه هنوز هم فعالاند.
اسکاتلند نشان داد تغییر فرهنگ به اندازه تغییر سیاست مهم است
فراتر از نهادهای رسمی، تغییر فرهنگی هم رخ داد و کار واحد کاهش خشونت اسکاتلند بحث خشونت را به سمت گفتوگویی دربارهی سلامت عمومی برد. آلیستر فریزر، استاد جرمشناسی دانشگاه گلاسگو، میگوید حمایت از این رویکرد بهتدریج گستردهتر شد و رهبران حوزهی سلامت، آموزشگران، سازمانهای محلی و دولت آغازین حزب ملی اسکاتلند هم در آن شریک شدند. به گفتهی او، واحد کاهش خشونت در واقع واژههای بحث را عوض کرد و باعث شد همه کمکم متحد شوند.
موفقیت اسکاتلند در کاهش خشونت حالا به الگویی تحسینشده در جهان تبدیل شده است
به باور فریزر، تغییر در گفتوگو دربارهی کاهش خشونت با چارچوبهای نوپدید دیگری دربارهی حقوق کودکان و رفاه همراستا شد. همچنین، با تصویر اسکاتلند از خود نیز همخوانی داشت؛ تصویری که پس از تاسیس پارلمان اسکاتلند در سال ۱۹۹۹ تقویت شد و این کشور را بهعنوان جامعهای یگانه، مراقبتمحور، رفاهگرا و برابرطلب معرفی میکرد.
موفقیت اسکاتلند در کاهش خشونت حالا به الگویی تحسینشده در جهان تبدیل شده است و همسایههای نزدیکش هم بهدقت آن را دنبال کردهاند. از سال ۲۰۱۹، در انگلستان و ولز نیز واحدهای کاهش خشونت با پشتیبانی واحد کاهش خشونت اسکاتلند در ۲۰ حوزهی پلیسی ایجاد شده است.
برای نمونه، کِلی، ۳۰ ساله، وقتی مادر شد، با سلامت روانی و جسمی دستوپنجه نرم میکرد. او در محیطی دشوار بزرگ شده بود و مدیریت استرس و تنظیم احساسات برایش سخت بود؛ نشانههایی که همگی از عوامل خطر برای خشونت به شمار میآیند. در سال ۲۰۲۴، کلی با هدف آرامتر کردن فضای خانهاش به یک گروه همیار مهدکودک پیوست که از سوی واحد کاهش خشونت اسکاتلند و در چارچوب مداخلهی زودهنگام اداره میشد.
کلی میگوید پیش از پیوستن به گروه احساس انزوای زیادی داشت، اغلب زیر فشار بود و اعتمادبهنفس پایینی داشت. او زمان زیادی را در خانه میگذراند و همین کمکم بر رابطهاش با شریک زندگی، فرزندان و دیگران اثر گذاشت. اما بهمرور اوضاع تغییر کرد. گروه کمک کرد تا بفهمد تجربههای گذشتهاش چگونه بر خود و خانوادهاش اثر گذاشتهاند و توانست چیزهایی را که قبلا با آنها کنار نیامده بود، پردازش کند.
حالا، کلی میگوید که میفهمد شکستن الگوهای گذشته چگونه میتواند برای فرزندانش محیطی مثبت بسازد. او میگوید رابطهاش با شریک زندگی و مادرش بهتر شده، همدلی در فضای خانهاش دیده میشود و پس از برقراری ارتباط با والدین دیگر، کمتر منزوی شده است. اکنون، امیدوار است به کار برگردد و میخواهد به حمایت از دیگران در جامعهاش کمک کند.
اسکاتلند هنوز با خشونت میجنگد، اما دیگر در جایگاه گذشته نیست
با وجود پیشرفتها، هنوز راهی طولانی پیش روی اسکاتلند است. مطالعهای در سال ۲۰۲۴ نشان داد که روند کاهش خشونت جدی در سالهای اخیر کند شده است که احتمالا به دلیل کمبود «فضاهای امن» برای جوانان است.
همچنین، جیمی پال، مدیر واحد کاهش خشونت اسکاتلند از سال ۲۰۲۳، به خطرهای شبکههای اجتماعی، اثرات ماندگار همهگیری کووید ۱۹ و این واقعیت اشاره میکند که نزدیک به یکچهارم کودکان اسکاتلند در فقر بزرگ میشوند. او باور دارد که خشونت قابل پیشگیری است؛ پس باید هنگام مواجهه با چالشهای تازه، بر همان اصل تمرکز کرد. پال به اقدامات بلندمدت در مدارس، همکاری با خیریههای بیخانمانی و تلاشهای واحد کاهش خشونت برای استفاده از دادهها جهت شناسایی نقاط خاص نگرانی اشاره میکند.
«حالا زندگی متفاوتی دارم، شریک تازهای دارم، بچه دارم، کار دارم»
مککلاسکی اکنون مدیرعامل عدالت جامعهی اسکاتلند است؛ نهادی عمومی و غیردولتی که از دولت اسکاتلند بودجه میگیرد اما مستقل و مبتنی بر شواهد عمل میکند. او یادآور میشود که اکنون افراد در دههی ۳۰ و ۴۰ زندگی، بیشترین سهم متهمان به قتل در اسکاتلند را دارند، نه نوجوانان و جوانان. به گفتهی او، این روند شاید به مداخلات تازهای نیاز داشته باشد، اما در عین حال باید پذیرفت که چه چیزهایی تا چه اندازه تغییر کردهاند.
مککلاسکی میگوید نام بسیاری از کسانی که به شکلهای مختلف از خشونت آسیب دیدهاند برای همیشه با او خواهد ماند، اما دیگر تعداد کسانی را که زندگیشان در نتیجهی جنبش کاهش خشونت اسکاتلند تغییر کرده، از شمارش خارج است. او گاهی در خیابانهای گلاسگو کسی را میبیند که سالها پیش، زمانی که درگیر خشونت بوده، نخستین بار او را ملاقات کرده بود.
مککلاسکی میگوید شاید نگاهشان به هم بیفتد و طرف مقابل واکنشی از آشنایی نشان ندهد، اما شب برایش پیام بفرستد و بگوید: «ببین، حالا زندگی متفاوتی دارم، شریک تازهای دارم، بچه دارم، کار دارم». در آن لحظه، هیچکدام چیزی نمیگویند؛ فقط به هم نگاه میکنند و میپذیرند که بخشی از یک تجربهی مشترک بودهاند.