آیا انسان به طور ذاتی خشونتطلب است؟ پاسخ پیچیده است
پرخاشگری فیزیکی میتواند ردپای عمیقی در تاریخ تکامل پستانداران داشته باشد؛ واقعیتی که با وجود تفاوتهای فرهنگی چشمگیر در بروز خشونت، همچنان چشمگیر است. جالب اینجاست که برخی جوامع حتی واژهای برای جنگ ندارند که نشان میدهد الگوهای رفتاری انسانها بهشدت تحتتاثیر فرهنگ شکل میگیرد.
مطالعهای جدید با آشکارسازی پیچیدگیهای رفتارهای پرخاشگرانه، بر نقش مهم عوامل تکاملی و فرهنگی تاکید میکند. دانشمندان دریافتند حدود ۲۰ درصد از گونههای پستانداران رفتارهای مرگبار نشان میدهند که این موضوع گستردگی و قدمت توانایی کشتار را به تصویر میکشد. بااینحال، ارتباط مستقیمی بین پرخاشگری خفیف و خشونت مرگبار دیده نمیشود؛ بنابراین، نمیتوان پرخاشگری را یک ویژگی تکاملی واحد در نظر گرفت.
انسانها هرچند قادر به اعمال خشونت هستند، فرهنگ نقش تعیینکنندهای در بروز آن به شکل جنگ ایفا میکند. مطالعات نشان میدهند جوامع کوچکتر اغلب جنگ به پا نمیکنند، اگرچه ممکن است همچنان درگیریهای فردی میانشان رخ دهد. بنابراین، یافتهها بر اهمیت شناخت ریشههای تکاملی و تاثیرات فرهنگی برای درک کامل پرخاشگری تاکید دارند.
بروز خشونت مرگبار بهشدت به الگوهای رفتاری آموختهشده در فرهنگهای مختلف وابسته است
تا پیشازاین تصور میشد تمایل به کشتن بزرگسالان رقیب مختص انسانها و شامپانزههاست، اما مطالعهای جدید شواهدی مبنیبر خشونت مرگبار در حدود ۲۰ درصد از گونههای پستانداران ارائه کرده است. پروفسور بناونتو ماجولو از دانشگاه لینکلن میگوید: «توانایی کشتن بزرگسالان همگونه بسیار گسترده است و احتمالاً ریشههای عمیقی در گذشتهی تکاملی بشر دارد.»
بااینحال، ماجولو و تیمش دریافتند که انواع مختلفی از رفتارهای پرخاشگرانه وجود دارد و همهی آنها لزوماً به یک عامل تکاملی مرتبط نیستند. لازم به ذکر است گونههایی که بیشترین اعمال پرخاشگری کمشدت را انجام میدهند، لزوماً بیشتر احتمال ندارد که همنوعانشان را بکشند. ماجولو توضیح میدهد: «از دیدگاه تکاملی، انواع مختلف پرخاشگری یا خشونت ارتباط قوی با یکدیگر ندارند و نمیتوان یک گونه را بهطور قطعی فوقالعاده پرخاشگر یا بسیار غیرپرخاشگر توصیف کرد.»
در مجموع، یافتههای تیم مطالعه نشان میدهد که ظرفیت خشونتورزی احتمالاً در سراسر قلمرو حیوانات رایج است، اما مکانیسم تکاملی پشت این پرخاشگری ممکن است با مکانیزمی که باعث ایجاد توانایی کشتن عمدی میشود، تفاوت داشته باشد. علاوهبراین، با وجود اینکه انسانها به وضوح قادر به حملات مرگبار هستند، بروز چنین رفتارهایی همچنان بهشدت به الگوهای رفتاری آموختهشده در فرهنگهای مختلف وابسته است.
ماجولو میگوید: «مطالعات مردمشناختی نشان میدهد حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از جوامع کوچک شکارچیگردآورنده جنگ به پا نمیکنند و برخی حتی واژهای برای آن ندارند. اما این بدان معنا نیست که این جوامع کاملاً صلحطلب هستند، زیرا درگیریهای فردی همچنان ممکن است رخ دهد.»
در نهایت، نتایج مطالعه بر پیچیدگی رفتارهای پرخاشگرانه تاکید دارد و نشان میدهد بحث دربارهی اینکه آیا انسانها بهطور طبیعی برای خشونت برنامهریزی شدهاند یا خیر، بینتیجه است. همانطور که ماجولو اشاره میکند، این استدلال که تمایل تکاملی به پرخاشگری تحت شرایط خاص زیستمحیطی و اجتماعی وجود دارد، نباید اهمیت ارادهی آزاد را نادیده بگیرد. او میافزاید: «بنابراین، بیان اینکه خشونت در گذشتهی تکاملی ما نهفته است، به این معنا نیست که ما ذاتاً خشن هستیم و هیچ کاری از دستمان برنمیآید.»
همانطور که ماجولو میگوید، پستانداران زمان قابلتوجهی را صرف حفظ و ایجاد پیوندهای اجتماعی دوستانه با همراهان گروه خود میکنند، به نوازش یکدیگر میپردازند و در رفتارهایی مانند حمایت ائتلافی، تحمل و صلح مشارکت میکنند. شاید بهتر است ما هم همین کارها را بیشتر انجام دهیم.
مطالعه در مجلهی Evolution Letters منتشر شده است.