اگر بفهمید اندازه نوزادان نئاندرتال چقدر بوده است، احتمالاً شوکه میشوید
نوزادان نئاندرتال برای بقا در دنیای خشن پیشاتاریخ با قانونی نانوشته روبهرو بودند: «یا سریع رشد کن، یا از دست برو». نئاندرتالها، خویشاوندان باستانی ما، از همان ماههای نخست زندگی مسیری متفاوت از ما را در پیش میگرفتند. نوزادان نئاندرتال برای زنده ماندن در اقلیم بیرحم عصر یخبندان، وارد رقابتی از رشد شتابان میشدند تا برای مقابله با سرمای استخوانسوز آماده باشند.
بهگزارش آیافالساینس، یافتههای مطالعهای جدید از باستانشناسان نشان میدهد که عموزادگان منقرضشده ما برخلاف شباهتهای ساختاری بسیار با انسان امروزی، در ماههای نخست پس از تولد با سرعتی خیرهکننده رشد میکردند تا جثهای غولآسا پیدا کنند.
تحقیقات اخیر روی بقایای یک نوزاد نئاندرتال که بیش از ۵۰هزار سال پیش میزیست، شکاف عمیق میان الگوی زیستی ما و نئاندرتالها را آشکار کرده است: نوزادی که بقایایش در غار معروف «آمود» در منطقهی شام کشف شده، سندی است بر این ادعا که نوزادان نئاندرتال در مقایسه با نوزادان هومو ساپینس (انسان خردمند)، از جثهای بسیار درشتتر و تنومندتر برخوردار بودهاند.
اندامهای نوزاد ۵ ماهه نئاندرتال مشابه کودک خردسال حدوداً ۱۴ ماهه از گونه ما بود
اسکلت غار آمود که در دههی ۱۹۹۰ میلادی پیدا شد، کاملترین و ارزشمندترین نمونه از یک نوزاد نئاندرتال است که تاکنون در اختیار دانشمندان قرار گرفته است. این فسیل که قدمتی بین ۵۱هزار تا ۵۶هزار سال دارد، شامل ۱۱۱ قطعه استخوانی است که بررسیهای میکروسکوپی روی آنها، پرده از اسرار رشد شتابان این گونه در محیطهای سخت برداشت.
دندانهای نوزاد در مطالعات پیشین، سن او را در زمان مرگ حدود ۵٫۵ ماه تخمین زده بودند. بااینحال، تحلیلهای جامع روی سایر بخشهای اسکلت، فاش کرد که اندازه بدن نوزاد ۵ ماهه نئاندرتال با کودک تقریباُ یک ساله انسان مدرن که بیش از دو برابر او سن دارد، برابری میکند.
تناسب استخوانهای بازو و اندام فوقانی نوزاد نئاندرتال مشابه کودک ۱۳٫۷ ماههی امروزی است. در بخش اندامهای تحتانی و پاها نیز وضعیت به همین ترتیب است و ابعاد آنها با کودکان ۱۲ تا ۱۴ ماههی انسان مدرن تطابق دارد. تخمین قد ۷۰ تا ۷۸ سانتیمتری برای این نوزاد نیز او را از نظر بلندی قامت همردیف کودک ۱۴ ماهه انسان خردمند میکند.
پژوهشگران بر این باورند که نئاندرتالها از الگوی رشدی منحصربهفرد پیروی میکردند که باعث میشد نوزادان آنها در همان نیمسال اول زندگی، نوزادان گونهی ما را کاملاً تحتالشعاع قرار دهند. اگرچه به دلیل کمیاب بودن فسیلها تعمیم این موضوع به کل گونهی نئاندرتال دشوار است، شواهد پراکنده در سایر نقاط جهان نیز مسیر رشد سریع را تأیید میکنند.
تکامل جنینی نئاندرتالها و انسانهای مدرن تا زمان تولد تفاوت ساختاری چندانی با یکدیگر نداشته است؛ تمایز اصلی از زمان خروج از رحم آغاز میشد. نئاندرتالها در ماههای نخست زندگی با جهشی باورنکردنی رشد میکردند و سپس در اواخر دوران کودکی، سرعت رشد هر دو گونه به تعادل میرسید.
ویژگیهای ظاهری و ریختشناسی خاص نئاندرتالها حتی در سن کم نیز بهوضوح در استخوانها مشاهده میشود. وجود استخوان ترقوه قدرتمند و دنده اول کاملاً صاف در نمونهی غار آمود نشان میدهد که فیزیک تنومند این گونه، میراثی است که از همان بدو تولد در کدهای ژنتیکیاش حک شده بود.
نیاز به انرژی بسیار بالا برای مقابله با سرمای استخوانسوز عصر یخبندان در اوراسیا، بهعنوان محرک اصلی این رشد شتابان ارزیابی میشود. نئاندرتالها برای تولید گرمای داخلی و حفظ دمای بدن در محیطهای منجمد، به بدنهای بزرگتری نیاز داشتند تا سطح ازدسترفتن حرارت را کاهش دهند. در مقابل، نیاکان ما در آفریقا و در اقلیمی گرمتر تکامل یافتند که چنین فشار فرسایندهای را برای رشد سریع جثه به نوزادان تحمیل نمیکرد.
تکامل استراتژی زیستی، مزیتی حیاتی برای بقا در محیطهای بیرحم محسوب میشد که به نئاندرتالها امکان میداد در کمترین زمان ممکن برای مواجهه با چالشهای طبیعت آماده شوند.
نتایج پژوهش در نشریهی Current Biology منتشر شده است.