انسان چگونه با سرعت زیاد کل زمین را تحت سلطه خود درآورد؟

پنج‌شنبه 20 فروردین 1405 - 22:30
مطالعه 3 دقیقه
زمین
انسان‌ها پس از خروج از آفریقا به سرعت توانستند سلطه جهانی را به دست آورند و تقریباً در تمام محیط‌های زمینی گسترش یابند. این موفقیت چگونه حاصل شد؟
تبلیغات

در حدود ۷۰هزار سال پیش، انسان‌ها شروع به خروج از آفریقا کردند و گروه‌های مختلف عازم اوراسیا شدند. این گسترش، سریع و وسیع بود و تا ۵۰هزار سال پیش، ما توانستیم از کانال‌های اقیانوسی عمیقی که آسیا را از ساهول جدا می‌کردند، عبور کنیم. (ساهول قاره‌ای باستانی و پیوند‌دهنده استرالیا، تاسمانی و پاپوآ نیوگینه بود.)

در این مسیر گسترده، انسان‌ها در تقریباً تمام زیستگاه‌های زمینی سیاره ساکن شدند. حدود ۴۵هزار سال پیش، برخی از انسان‌ها در شرایط قطبی به شکار ماموت مشغول بودند، در حالی که دیگران در جنگل‌های بارانی استوایی سریلانکا زندگی می‌کردند. با پایان دوره پلیستوسن (حدود ۱۱٬۷۰۰ سال پیش)، ما تقریباً به تمام اکوسیستم‌های اصلی زمین نفوذ کرده بودیم.

تا حدود ۱۱٬۷۰۰ سال پیش، ما تقریباً به تمام اکوسیستم‌های اصلی زمین نفوذ کرده بودیم

برای دستیابی به این موفقیت، انسان‌ها مجبور شدند تغییرات تکاملی سازگارانه را به دست آورند. برای مثال، جمعیت‌هایی از انسان‌ها وجود دارند که با زندگی در ارتفاعات بالا سازگار شده‌اند و ویژگی‌های فیزیولوژیکی و متابولیک منحصربه‌فردی را نشان می‌دهند. برخی دیگر به بیماری‌های خاص مقاوم شده‌اند، در حالی که تعدادی نسبت به هوای سردتر یا رژیم غذایی غنی از پروتئین تحمل بیشتری پیدا کرده‌اند. اما همراه با این تغییرات زیستی، سازگاری‌های فرهنگی نیز شکل گرفتند.

تکامل فرهنگی فرآیندی سریع و تحول‌آفرین در سطح جمعیت است که در آن باورها، رفتارها و دانش جوامع انسانی از طریق یادگیری اجتماعی و نه وراثت ژنتیکی، تغییر می‌کنند. به عبارت دیگر، این فرآیند شامل انباشت اطلاعات مانند فناوری‌ها، زبان و سنت‌ها و انتقال آن‌ها از یک نسل به نسل بعدی است. تکامل فرهنگی می‌تواند بسیار سریع‌تر از وراثت ژنتیکی رخ دهد و به انسان‌ها امکان می‌دهد نوآوری‌های مفید را با سرعت بیشتری جمع‌آوری کنند.

تحقیقات تجربی نشان داده‌اند که تکامل فرهنگی چگونه رفتار انسان را بهبود بخشیده است، اما نقش آن در گسترش جهانی انسان هنوز مشخص نیست. مطالعه‌ای جدید از دانشگاه ایالتی آریزونا به روشن‌شدن این موضوع کمک می‌کند.

براساس یافته‌های محققان، انسان‌ها حدود ۱۳۲ میلیون کیلومتر مربع از زمین را اشغال می‌کنند. در مقابل، یک گونه پستاندار معمولی تنها حدود ۱۶۶هزار کیلومتر مربع را دربرمی‌گیرد. پژوهش استدلال می‌کند که اگر انسان‌ها یک پستاندار متوسط بودند و فقط به تکامل ژنتیکی اتکا می‌کردند، برای دستیابی به این پراکنش جغرافیایی به ده‌ها میلیون سال زمان، همراه با هزاران گونه جداگانه و اندازه‌های بدن بسیار متفاوت نیاز داشتند.

دکتر چارلز پرولت، محقق در موسسه منشاء بشر و استاد دانشگاه ایالتی آریزونا و نویسنده مقاله می‌گوید: «همان‌طور که انسان‌ها به محیط‌های جدید وارد می‌شدند، مجبور نبودند برای سازگاری با سرمای قطبی، جنگل‌های بارانی استوایی، بیابان‌ها یا ارتفاعات بالا منتظر جهش‌های ژنتیکی باشند.»

پرولت افزود: «در عوض، انسان‌ها از طریق فناوری‌های منتقل‌شده فرهنگی، دانش اکولوژیکی و هنجارهای اجتماعی مبتنی بر همکاری سازگار شدند. نوآوری‌هایی در زمینه پوشاک، سرپناه، استراتژی‌های شکار، فرآوری مواد غذایی و سازماندهی اجتماعی می‌توانستند به سرعت از طریق یادگیری اجتماعی گسترش یابند.»

پرولت معتقد است این شواهد به توضیح منحصربه‌فرد بودن انسان کمک می‌کند. او می‌گوید: «اغلب می‌گوییم فرهنگ ما را متمایز می‌کند، اما در اینجا می‌توانیم مقدار تفاوت را هم تخمین بزنیم. یافته‌ها نشان می‌دهند که تکامل فرهنگی، فرآیندی را که به طور معمول به حدود ۸۸ میلیون سال تنوع زیستی نیاز دارد، درطول حدود ۳۰۰هزار سال و در گونه‌ای واحد فشرده کرده است.»

پرو برای دستیابی به این نتیجه، نقشه‌های پراکنش جغرافیایی حدود ۶هزار گونه از پستانداران زمینی را تهیه و آن‌ها را در قالب سرده‌ها، خانواده‌ها و راسته‌ها گروه‌بندی کرد. سپس اندازه و تنوع اکولوژیکی این مناطق پراکنش را با محدوده جهانی پراکنش انسان مقایسه کرد. پس از آن، به بررسی ارتباط بین اندازه مناطق پراکنش و سن نسب‌شناسی، تعداد گونه‌ها و تغییرات وزن بدن (سه شاخص تغییرات تکاملی) پرداخت. این روابط به او امکان داد تا میزان تنوع زیستی مورد نیاز برای دستیابی یک تیره پستانداران به گستردگی پراکنش انسان را تخمین بزند.

اگر قرار بود فقط به تکامل ژنتیکی اتکا کنیم، برای دستیابی به پراکنش جغرافیایی کنونی به ده‌ها میلیون سال زمان نیاز داشتیم

در گام پایانی، پرو با استفاده از مدل‌سازی، رابطه بین وسعت مناطق پراکنش و قلمروهای گروه‌های فرهنگی را مورد بررسی قرار داد تا مشخص شود آیا تکامل فرهنگی امکان تخصصی‌شدن انسان‌ها در مقیاس‌های فضایی کوچک‌تر را فراهم می‌کند یا نه. یافته‌ها نشان می‌داد که فرهنگ به انسان‌ها این قابلیت را می‌دهد که هم به‌عنوان گونه‌ای جهان‌شمول عمل کنند و هم به‌صورت محلی، متخصص شوند.

پرو افزود: «این پژوهش بخشی از تلاش گسترده‌تری برای بنیان‌گذاری یک علم کمی در زمینه تکامل کلان انسان است. با ترکیب مجموعه‌های داده‌های مقایسه‌ای بزرگ و نظریه‌های تکاملی، می‌توانیم نقش متمایز فرهنگ را در شکل‌دهی مسیر گونه‌ی خود به شیوه‌ای که پیش از این تقریباً غیرممکن بود، اندازه‌گیری کنیم.»

پژوهش در ژورنال PNAS منتشر شده است.

نظرات