فکر میکنید زندگیتان بیمعنا است؟ علم راهکاری نو پیشنهاد میکند
دالایی لاما زمانی گفته بود که هدف اصلی ما در زندگی کمک به دیگران است و حالا به نظر میرسد شواهد علمی نیز بر این ادعا صحه میگذارند. دانشمندان دریافتهاند که داشتن تأثیر مثبت بر زندگی اطرافیان، یکی از عناصر کلیدی و حیاتی برای ایجاد حس معناداری در زندگی انسان است.
دیدگاهی عملگرایانه و غیررمانتیک ممکن است مدعی شود که زندگی انسان اساساً فاقد معنای درونی است، بااینحال بشر از قرنها پیش از جستوجو برای یافتن پاسخ این پرسش دست برنداشته است. جفری فورر از دانشگاه شرق فنلاند، اهمیت درک این موضوع را در جنبههای کاربردی آن میبیند. به اعتقاد او، شناسایی دقیق فعالیتها، افکار و اقداماتی که به حس معنا منجر میشوند، به درمانگران و مشاوران این قدرت را میدهد تا مراجعان خود را به شکلی موثرتر به سوی زندگی غنی هدایت کنند.
بهگزارش نیوساینتیست، فورر و همکارش فلوریان کووا از دانشگاه ژنو سوئیس، برای حل این چالش قدیمی مجموعهای از مطالعات را طراحی کردند که در قالب نظرسنجیهای آنلاین با مشارکت صدها شهروند آمریکایی اجرا شد.
نباید معنا را در اقدامات بزرگ جستوجو کرد
در بخشی از پژوهش، شخصیتهای خیالی به شرکتکنندگان معرفی شدند تا میزان معناداری، شادی و رشکبرانگیزبودن زندگی آنها مورد قضاوت قرار گیرد. برای مثال، داوطلبان باید زندگی شخصیتی به نام «املیا» را ارزیابی میکردند؛ زنی که پس از برندهشدن در قرعهکشی، ثروت خود را وقف مبارزه با فقر و گرسنگی میکند و با سفر به کشورهای مختلف، به سازمانهای خیریه یاری میرساند.
بخش دیگری از پژوهش بر رتبهبندی تعاریف مختلف از زندگی معنادار و سنجش میزان رضایت شخصی شرکتکنندگان از زندگی خود متمرکز بود. فورر در تشریح نتایج میگوید: «ما موفق به شناسایی چهار بعد مجزا شدیم.» سه مورد از این ابعاد، شامل انسجام (درک پیوستگی زندگی در گذر زمان)، هدفمندی (داشتن جهتگیری مشخص) و ارزش وجودی (فرد احساس کند زندگیاش ارزش زیستن دارد)، پیش از این نیز در مطالعات مشابه شناسایی شده بودند. اما فورر و کووا معتقدند بعد چهارم و تعیینکنندهای را یافتهاند که همان «تأثیرگذاری مثبت بر دیگران» است.
گروهی دیگر از روانشناسان پیشتر استدلال کرده بودند که زیربنای معنا بر سه اصل درک، هدف و ارزش استوار است؛ یعنی این حس که وجود فرد پیامد مهمی دارد و دارای ارزشی ماندگار است. بااینحال، پژوهش فورر تأکید میکند که مفاهیم انتزاعی مانند ارزش یا اعتبار وجودی، به تنهایی نمیتوانند درک شهودی مردم از «تأثیرگذاری مستقیم اعمال» و پیوند آن با حس معنا را بهطور کامل پوشش دهند.
تاتیانا شنل از دانشکدهی تخصصی الهیات و علوم اجتماعی در اسلو، ضمن تأیید کلیت یافتهها میگوید: «کاملاً موافقم که این مفهوم بخشی از عناصر اصلی تجربهی معناست، اما سؤال اینجاست که تفاوت واقعی میان تأثیرگذاری و ارزش زیستن چیست؟ در واقع مرز چندان مشخصی میان آنها وجود ندارد.»
یافتههای پژوهشی شخصی تاتیانا شنل نیز چهار وجه مختلف را برای معنا متصور است که در آن، «تعلق وجودی» یا همان حس برخورداری از جایگاهی مشخص در جهان، در کنار ارزش وجودی، انسجام و هدف قرار میگیرد. مطالعات جدیدتر حتی پا را فراتر گذاشته و نشان دادهاند که حمایتهای اجتماعی ساده نیز میتوانند به زندگی افراد معنا ببخشند.
صرفنظر از تنوع معیارها، شنل معتقد است معناداربودن زندگی به معنای کمال در تمامی این جنبهها نیست، بلکه مسئلهی اصلی، جلوگیری از فروپاشی در یکی از این حوزههاست. او در این باره میگوید: «موضوع بیشتر بر سر این است که منطقهای بحرانی در زندگی نداشته باشید؛ جایی که در آن هیچ انسجام، اهمیت، ارزش یا تعلقی حس نشود.»
فرانک مارتلا از دانشگاه آلتو در فنلاند، با ذکر مثالی از دنیای مشاغل، این موضوع را تبیین میکند. به گفتهی او، بسیاری از افراد با وجود دریافت حقوق و انجام وظایف، به دلیل حس بیثمری دچار بحران میشوند. مارتلا میگوید: «آنها کارشان را انجام میدهند، اما چون خروجی مثبتی برای دیگران نمیبینند، احساس میکنند زندگیشان فاقد هدف است و در نهایت به سمت ناامیدی یا افسردگی سوق پیدا میکنند.»
ابتدا کشف کنید چه کسی هستید و چه توانمندی ویژهای دارید
راهکار پیشنهادی فورر و شنل برای عبور از بنبست، فراتررفتن از دغدغههای فردی و سرمایهگذاری انرژی روی فعالیتهای عامالمنفعه است. شنل در توصیهای کاربردی میگوید: «ابتدا کشف کنید چه کسی هستید و چه توانمندی ویژهای دارید، سپس بررسی کنید که چگونه میتوانید این توانایی را در راهی که به شکلی پایدار به دیگران سود میرساند، به کار بگیرید.»
در نهایت، مارتلا یادآور میشود که نباید معنا را صرفاً در اقدامات بزرگ جستوجو کرد؛ گاهی یک رفتار کوچک روزمره، مانند آوردن یک فنجان قهوه برای همکار، میتواند همان جرقهای باشد که به زندگی ما معنا میبخشد.
یافتههای پژوهش در نشریهی Journal of Happiness Studies منتشر شده است.