مصرف مواد روان‌گردان می‌تواند مرز میان خود و جهان پیرامون را در مغز کم‌رنگ کند و احساس عمیقی از یکی‌بودن با جهان به وجود آورد. اکنون، پژوهشگران تغییرات مشخصی را در مغز شناسایی کرده‌اند که ممکن است زیربنای این دگرگونی در تجربه‌ی آگاهی باشد.

به‌گزارش ساینتیفیک‌امریکن، پژوهشی تازه نشان می‌دهد سیلوسایبین، ماده‌ی فعال موجود در قارچ‌های جادویی، باعث می‌شود شبکه‌های مغزی که معمولاً «خود» و جهان بیرون را به‌طور جداگانه پردازش می‌کنند، به شکلی یکپارچه‌تر با یکدیگر فعالیت کنند.

دوون استولیکر، عصب‌پژوه محاسباتی در دانشگاه موناش استرالیا و نویسنده‌ی اصلی پژوهش، می‌گوید: «این یافته با ارائه‌ی مبنایی زیستی برای بخشی از معنا و انسجامی که مردم گزارش می‌کنند، درک ما از تجربه‌ی روان‌گردان را بازتعریف می‌کند.»

در جریان تجربه‌ی ناشی از مصرف سیلوسایبین، فعالیت مغز معمولاً تصادفی‌تر و آشفته‌تر می‌شود. شبکه‌هایی از نورون‌ها که معمولاً هم‌زمان فعال می‌شوند، هماهنگی خود را از دست می‌دهند و ارتباطات تازه‌ای نیز ممکن است شکل بگیرد. تغییرات الگوهای معمول ارتباط میان بخش‌های مختلف مغز را برهم می‌زند و شاید در آثار درمانی احتمالی سیلوسایبین برای برخی اختلالات سلامت روان نیز نقش داشته باشد.

بااین‌حال، تجربه‌ی سیلوسایبین یک تناقض هم ایجاد می‌کند. استولیکر می‌پرسد: «اگر مغز بی‌نظم‌تر می‌شود، پس چرا برخی افراد تجربه‌هایی بسیار معنادار و منسجم دارند؟» پژوهشگران در مطالعه متوجه شدند در پس آشفتگی ظاهری، نوعی «نظم پنهان» وجود دارد. نظم به‌ویژه در افرادی آشکار شد که تجربه‌ی آگاهانه‌شان بیش از همه تحت‌تأثیر سیلوسایبین قرار گرفته بود.

«انگار هیچ چیز جز من وجود نداشت، یا من بخشی از چیزی بزرگ‌تر بودم»

پژوهشگران در آزمایش به ۶۲ بزرگسال سالم که پیش‌تر تجربه‌ی مصرف مواد روان‌گردان نداشتند، سیلوسایبین دادند و سپس فعالیت مغز آن‌ها را در شرایط مختلف بررسی کردند؛ در حالت استراحت، هنگام مدیتیشن و گوش دادن به موسیقی که همگی با چشمان بسته انجام شدند. در زمان تماشای فیلم نیز فعالیت مغز سنجیده شد. بسیاری از شرکت‌کنندگان احساس عمیقی از یکی‌بودن با محیط را تجربه کردند؛ حالتی که پژوهشگران آن را «درهم‌تنیدگی» یا محصورشدگی می‌نامند.

یکی از شرکت‌کنندگان درباره‌ی تجربه‌اش گفت: «با دستگاه ام‌آر‌آی، کف زمین، دیوارها و هوا درآمیخته بودم. انگار هیچ چیز جز من وجود نداشت، یا من بخشی از چیزی بزرگ‌تر بودم.»

پژوهشگران سپس میزان هماهنگی میان شبکه‌های مختلف مغز را اندازه‌گیری کردند و دریافتند شبکه‌هایی که مسئول پردازش اطلاعات حسی دریافتی از جهان بیرون هستند، ارتباط کمتری با سایر بخش‌های مغز پیدا می‌کنند؛ در مقابل، شبکه‌های مسئول پردازش‌های سطح بالاتر، ارتباط بیشتری با یکدیگر برقرار می‌کنند. استولیکر می‌گوید: «در مجموع، این یافته از جابه‌جایی تعادل میان پردازش‌های درونی و پردازش اطلاعات حسی خبر می‌دهد.»

در مرحله‌ی بعد، تیم از یادگیری ماشین برای شناسایی الگوهای پنهان در داده‌ها استفاده کرد. پژوهشگران به‌طور مشخص فعالیت مغزی هر شرکت‌کننده را با پیش‌رفتن تجربه‌ی روان‌گردانی و هنگام انجام فعالیت‌های مختلف بررسی کردند.

افرادی که تجربه‌ی کم‌عمق‌تری داشتند، فعالیت مغزی بسیار متغیری نشان می‌دادند؛ حتی زمانی که مشغول انجام همان فعالیتی بودند که سایر شرکت‌کنندگان انجام می‌دادند. اما در افرادی که احساس قدرتمندی از یکی‌بودن با جهان داشتند، برخی الگوهای کلیدی فعالیت مغزی شباهت بیشتری به یکدیگر داشتند و برای هر فعالیت، الگوهای مشخصی شکل می‌گرفت. استولیکر می‌گوید هرچه شرکت‌کنندگان جدایی کمتری میان خود و جهان احساس می‌کردند، فعالیت شبکه‌های مغزی نیز شباهت بیشتری به یکدیگر پیدا می‌کرد.

یافته‌ها با توضیحی عصب‌زیستی نشان می‌دهد که چرا شرایط تجربه‌ی روان‌گردان، از زمان و مکان وقوع گرفته تا کاری که فرد در طول تجربه انجام می‌دهد، می‌تواند تأثیر زیادی بر نتیجه‌ی نهایی تجربه داشته باشد. به گفته‌ی پژوهشگران، حساسیت به شرایط مثل «شمشیری دولبه» است؛ نتایج اهمیت «محیطی کنترل‌شده و مثبت» را برجسته می‌کنند. در چنین شرایطی مصرف روان‌گردان برای درمان بیماران می‌تواند پرهزینه‌تر و اجرای آن نیز دشوارتر باشد، اما غیرممکن نیست.

عادل رازی، عصب‌پژوه محاسباتی و نویسنده‌ی ارشد پژوهش، می‌گوید بررسی فعالیت مغز افراد به‌صورت جداگانه در طول تجربه‌ی روان‌گردان، با کمک یادگیری ماشین، می‌تواند به توضیح این موضوع کمک کند که چرا ماده‌ای یکسان در افراد مختلف تجربه‌های کاملاً متفاوتی ایجاد می‌کند.

پژوهشگران هنوز درباره‌ی منشأ فواید احتمالی مواد روان‌گردان اتفاق‌نظر ندارند

در مجموع، پژوهشگران هنوز درباره‌ی منشأ فواید احتمالی مواد روان‌گردان اتفاق‌نظر ندارند؛ مشخص نیست فواید بیشتر از خود تجربه‌ی آگاهانه ناشی می‌شوند یا از تغییرات زیربنایی در ارتباط میان شبکه‌های مغزی. مطالعه به این پرسش پاسخ نمی‌دهد، اما بر اهمیت تجربه‌ی آگاهانه‌ی افراد تأکید دارد.

یافته‌های پژوهش از جنبه‌ای بنیادی‌تر نیز جالب است. به گفته‌ی استولیکر، جدایی میان «خود» و جهان که معمولاً بدیهی تصور می‌شود، ممکن است ساختاری باشد که مغز به‌طور فعال آن را حفظ می‌کند. او می‌افزاید: «روان‌گردان‌ها صرفاً این توهم را ایجاد نمی‌کنند که خود و جهان یکی شده‌اند؛ ممکن است موقتاً فعالیت‌هایی مغزی را کاهش دهند که معمولاً احساس جدایی میان ما و جهان را حفظ می‌کنند.»

شاید آنچه توهم به نظر می‌رسد، احساس جدایی از جهان باشد که در حالت عادی کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد. استولیکر می‌گوید: «مواد روان‌گردان شاید برای مدتی کوتاه، دیدی گسترده‌تر از تصویری بزرگ‌تر ارائه بدهند.»

مطالعه در نشریه‌ی نیچر منتشر شده است.

سلب مسئولیت: این گزارش صرفاً جنبه‌ی آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی علمی دارد و به هیچ وجه به منزله‌ی توصیه یا تشویق به مصرف مواد روان‌گردان نیست.