مطالعه‌ای جدید نشان داده است آواز خواندن، که به طور طبیعی شامل تنفس دیافراگمی (نوعی تنفس عمیق با استفاده از عضله‌ی دیافراگم) است، می‌تواند جایگزینی جذاب‌تر و مؤثرتر از تمرینات سنتی تنفسی برای کاهش آروغ‌زدن در بیماران مبتلا به اختلال آروغ‌زدن فوق‌معده‌ای باشد.

آروغ‌زدن فوق‌معده‌ای (supragastric belching) با آروغ‌های معمولی تفاوت اساسی دارد. در آروغ معمولی، هوای جمع‌شده در معده آزاد می‌شود. اما در اختلال یادشده، افراد به طور ناخودآگاه و با یک حرکت عضلانی، هوا را به داخل مری (لوله‌ی ارتباطی بین گلو و معده) می‌کشند و سپس آن را به صورت آروغ به بیرون می‌فرستند. به همین دلیل به آن «فوق‌معده‌ای» می‌گویند، چون منشأ آن بالای معده است.

به گفته‌ی دکتر دانیل سیفریم، متخصص گوارش از دانشگاه کوئین مری لندن که در مطالعه جدید نقشی نداشته است، آروغ‌زدن فوق‌معده‌ای نوعی اختلال رفتاری محسوب می‌شود و معمولاً به عنوان پاسخی آموخته‌شده شروع می‌شود. برای مثال، فردی که احساس ناراحتی شکمی یا علائم رفلاکس (بازگشت اسید معده به مری) دارد، متوجه می‌شود آروغ‌زدن این ناراحتی را تسکین می‌دهد. این عمل تا جایی تکرار می‌شود که به عادتی ناخودآگاه تبدیل می‌شود.

به گزارش لایوساینس، مطالعه روی ۷۲ بیمار مبتلا به اختلال مذکور در دو بیمارستان در چین انجام شد. محققان ابتدا با معیارهای تشخیصی دقیق و بررسی علائم، سایر علل احتمالی را رد کردند و سپس از بیماران برای ارزیابی شدت علائم، کیفیت زندگی و سطح اضطراب یا افسردگی آنها نظرسنجی کردند. سپس بیماران به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و به مدت یک هفته تحت درمان قرار گرفتند:

گروه اول: آواز درمانی: بیماران باید روزانه سه بار و هر بار به مدت ۵ دقیقه، یکی از چهار آهنگ محلی چینی را همراه با موسیقی می‌خواندند.

گروه دوم: تنفس دیافراگمی: بیماران تمرینات تنفسی هدایت‌شده را با تمرکز بر حرکت دیافراگم و گذاشتن دست روی شکم برای احساس تنفس انجام می‌دادند.

در هر دو گروه، بیماران باید به حجم صدای ۸۰ دسی‌بل (معادل صدای مخلوط‌کننده‌ی غذا) می‌رسیدند.

برخی متخصصان گوارش معتقدند آواز درمانی فقط به مؤلفه‌ی رفتاری اختلال می‌پردازد و علت اصلی یعنی مؤلفه‌ی شناختی را درمان نمی‌کند

یک هفته بعد از شروع درمان، ۷۲ درصد از کسانی که آواز خوانده بودند، تعداد آروغ‌هایشان حداقل نصف شده بود. اما در گروهی که تنفس عمیق تمرین کرده بودند، این عدد فقط ۳۹ درصد بود. حتی یک ماه بعد، باز هم گروه آواز وضعیت بهتری داشتند؛ ۵۰ درصد آنها هنوز نتیجه‌ی خوبی داشتند، در حالی که این نسبت در گروه تنفس به ۳۱ درصد رسید. گروه آواز همچنین گفتند کیفیت زندگی‌شان بهتر شده و اضطراب کمتری از آروغ‌زدن دارند.

دکتر سیفریم نسبت به مطالعه انتقاد دارد. مهم‌ترین نقد او به روش تشخیص این اختلال بازمی‌گردد. به گفته‌ی او، تشخیص قطعی آروغ‌زدن فوق‌معده‌ای نیازمند تست عینی ویژه‌ای (Esophageal Impedance Monitoring) است که می‌تواند تشخیص دهد که آروغ از معده منشأ می‌گیرد یا از مری. از آنجایی که این تست در مطالعه انجام نشده و تنها بر اساس علائم بیماران تشخیص داده شده، سیفریم می‌گوید: «نگران نحوه‌ی تشخیص آنها هستم.»

دومین و مهم‌ترین انتقاد سیفریم به ماهیت درمان است. به گفته‌ی او، آروغ‌زدن فوق‌معده‌ای دو مؤلفه دارد:

۱. مؤلفه‌ی شناختی (ذهنی): محرک‌های روانی و عادات فکری که باعث شروع و تداوم این رفتار می‌شود.

۲. مؤلفه‌ی رفتاری (فیزیکی): خود عمل مکیدن هوا و آروغ‌زدن.

سیفریم معتقد است آوازدرمانی، مانند تنفس دیافراگمی، فقط مؤلفه‌ی رفتاری را هدف قرار می‌دهد و به مؤلفه‌ی شناختی (که به نظر او مهم‌ترین بخش است) نمی‌پردازد. او در کلینیک خود، از تکنیک‌های درمان شناختی-رفتاری (CBT) برای شناسایی و اصلاح محرک‌های ذهنی این عادت استفاده می‌کند و این رویکرد را با تمرینات تنفسی ترکیب می‌کند.

با‌این‌حال، مطالعه‌ی جدید به طور عمدی تنها به مقایسه‌ی اثرات فیزیکی دو روش پرداخته و هیچ‌کدام را با درمان شناختی ترکیب نکرده است. بنابراین، نشان می‌دهد که آواز از تنفس بهتر است، اما نمی‌تواند جایگزین یک درمان کامل شود.

محققان مطالعه خود نیز بر نیاز به تحقیقات گسترده‌تر تأکید دارند. آنها می‌گویند که نتایج این پژوهش، فقط مسیری جدید برای بررسی‌های آینده است. با‌این‌حال، تردیدهای جدی مطرح‌شده توسط متخصصان، نشان می‌دهد هنوز راه طولانی برای تأیید این روش درمانی به عنوان استاندارد بالینی وجود دارد. در حال حاضر، رویکرد ترکیبی (درمان شناختی-رفتاری به همراه تمرینات تنفسی) همچنان به عنوان روش ارجح در بسیاری از مراکز درمانی دنیا شناخته می‌شود.

پژوهش در ژورنال Clinical Gastroenterology and Hepatology منتشر شده است.