شاید شما هم افرادی را بشناسید که در میان جمعیت هستند اما احساس تنهایی می‌کنند، یا برعکس، کسانی که زمان زیادی را تنها می‌گذرانند اما از این تنهایی رنج نمی‌برند. این تفاوت ظریف، کلید درک یک پرسش اساسی است: چرا تنهایی و انزوای اجتماعی، تأثیرات متفاوتی بر سلامت ما دارند؟

به گزارش ساینتیفیک آمریکن، مطالعه‌ای جدید با استفاده از روش‌های پیشرفته آماری، نشان می‌دهد تنهایی یا به عبارت دقیق‌تر، احساس پریشانی ناشی از فقدان صمیمیت در روابط، می‌تواند به افسردگی، کاهش رضایت از زندگی و حتی افزایش خطر خودکشی منجر شود.

درمقابل، انزوای اجتماعی که صرفاً به تعداد و دفعات تماس‌های اجتماعی اشاره دارد، تأثیر محدودتری بر سلامت روان دارد و عمدتاً با کاهش رفاه عمومی مرتبط است. یافته‌ها در حالی منتشر می‌شود که سازمان بهداشت جهانی تخمین می‌زند حدود یک‌ششم از جمعیت جهان، تنهایی را تجربه می‌کنند.

برای درک بهتر موضوع، باید تفاوت دو مفهوم را بدانیم:

  • تنهایی: احساسی درونی و ذهنی است که فرد وقتی تجربه می‌کند که روابطش با دیگران، صمیمیت و ارتباط عاطفی مورد نیازش را فراهم نمی‌کند.
  • انزوای اجتماعی: وضعیتی عینی و قابل اندازه‌گیری است که به تعداد و دفعات تماس‌های فرد با دیگران اشاره دارد. فردی که در انزواست، ممکن است دچار تنهایی باشد یا نباشد.

از هر شش نفر در جهان، یک نفر احساس تنهایی می‌کند؛ این احساس پریشانی، نه تنها سلامت روان، بلکه سلامت جسمانی را نیز تهدید می‌کند

تنهایی و انزوای اجتماعی می‌توانند با هم همپوشانی داشته باشند، اما یک فرد ممکن است یکی را بدون دیگری تجربه کند. مثلاً کسی که در خانواده بزرگی زندگی می‌کند ممکن است تنها باشد، در حالی که کسی که در کلبه‌‌ای جنگلی زندگی می‌کند ممکن است تنهایی را تجربه نکند.

محققان برای اطمینان از صحت یافته‌های خود، از رویکردی نوین به نام مثلث‌سازی استفاده کردند. در این روش، یک پرسش با استفاده از روش‌های متعددی بررسی می‌شود که هر یک، تحت تأثیر خطاها و سوگیری‌های بالقوه‌ی متفاوتی قرار دارند. زمانی که همه‌ی این روش‌ها به نتایج همسانی منجر شوند، پژوهشگران با اطمینان بیشتری می‌توانند نتیجه بگیرند که یافته‌هایشان صرفاً ناشی از محدودیت‌های یک روش خاص نیست.

مطالعه از سه رویکرد مجزا استفاده کرد:

۱. تحلیل داده‌های بانک زیستی بریتانیا: محققان اطلاعات سلامت، سبک زندگی و ژنتیک حدود ۵۰۰هزار نفر را در بریتانیا تحلیل کردند.

۲. مقایسه خواهر و برادرها: محققان با مقایسه افراد با خواهر و برادرهایشان، توانستند تأثیرات مشترک محیط کودکی و ژنتیک را که ممکن بود نتایج را مخدوش کنند، کنترل کنند.

۳. تصادفی‌سازی مندلی: روش تصادفی‌سازی مندلی ترفند هوشمندانه‌ای برای تشخیص علت از معلول است. در این روش، دانشمندان به جای اینکه مستقیماً به خودِ تنهایی یا انزوا نگاه کنند، به سراغ ژن‌هایی می‌روند که با این تجارب ارتباط دارند. این ژن‌ها مثل نشانه یا شاخص عمل می‌کنند. مزیت این کار این است که ژن‌ها از بدو تولد با ما هستند و تحت تأثیر عوامل محیطی یا روحی قرار نمی‌گیرند. بنابراین، اگر محققان ببینند که افرادی با ژن‌های مرتبط با تنهایی، بیشتر در معرض بیماری‌های روانی هستند، می‌توانند با اطمینان بیشتری بگویند که «تنهایی» باعث آن بیماری شده است، نه اینکه بیماری باعث تنهایی شده باشد.

نتایج مطالعه، تصویر روشنی از تأثیرات متفاوت تنهایی و انزوا ارائه می‌دهد:

  • تنهایی و سلامت روان: شواهد قوی نشان می‌دهد تنهایی می‌تواند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشد و خطر واردکردن آسیب به خود یا اقدام به خودکشی را افزایش دهد. همچنین تنهایی با کاهش رضایت از زندگی و سایر جنبه‌های رفاه ذهنی مرتبط است. جالب اینکه این رابطه دوطرفه است؛ یعنی افسردگی نیز می‌تواند تنهایی را تشدید کند.
  • تنهایی و سلامت جسمانی: تنهایی با سلامت عمومی ضعیف‌تر و احتمال ابتلا به دو یا چند بیماری مزمن همراه بود. با‌این‌حال، شواهد قانع‌کننده‌ای برای تأثیر مستقیم تنهایی یا انزوا بر بیماری‌های خاص مانند بیماری عروق کرونر، نارسایی قلبی، سکته مغزی، فشار خون و دیابت نوع ۲ یافت نشد.
  • انزوای اجتماعی: تأثیر انزوا بر سلامت روان و جسم، محدودتر از تنهایی بود و واضح‌ترین تأثیر آن، کاهش رفاه عمومی بود.

پژوهشگران به محدودیت‌های مطالعه نیز اشاره کرده‌اند. تنهایی و انزوای اجتماعی فقط در یک مقطع زمانی و در دوران میانسالی یا سالمندی اندازه‌گیری شده‌اند، بنابراین تعمیم این نتایج به کودکان، جوانان یا افراد بسیار مسن با احتیاط همراه است.

همچنین، تنهایی با پرسشی ساده سنجیده شده و انزوای اجتماعی نیز صرفاً براساس تعداد اعضای خانواده و دفعات دیدارها ارزیابی شده؛ در حالی که این معیارها ممکن است تمام ابعاد زندگی اجتماعی فرد، از جمله ارتباطات کاری، فعالیت‌های گروهی و سایر تعاملات اجتماعی را به طور کامل پوشش ندهند.

برای کاهش تنهایی، تنها افزایش تماس‌های اجتماعی کافی نیست؛ بلکه باید بر کیفیت روابط و ایجاد ارتباطات صمیمانه، قابل اعتماد و معنادار تمرکز کرد

علاوه بر این، شرکت‌کنندگان بانک زیستی بریتانیا معمولاً سالم‌تر و مرفه‌تر از جمعیت عمومی هستند و تحلیل‌های ژنتیکی نیز محدود به افراد با اصل و نسب اروپایی بوده است که تعمیم نتایج را با چالش مواجه می‌کند.

با وجود محدودیت‌ها، مطالعه پیام مهمی برای سیاست‌گذاران و طراحان برنامه‌های حمایتی دارد: تنهایی و انزوای اجتماعی دو پدیده‌ی متفاوت هستند و نیاز به راه‌حل‌های متفاوتی دارند.

افزایش فرصت‌های تماس اجتماعی ممکن است انزوا را کاهش دهد، اما برای مقابله با تنهایی، به راه‌حل‌های عمیق‌تری نیاز است که بر کیفیت روابط و ایجاد ارتباطات صمیمانه، قابل اعتماد و معنادار تمرکز کنند.

پژوهش در ژورنال Nature Communications منتشر شده است.