پژوهشگران سرنخ‌های ژنتیکی اختلال شخصیت مرزی را کشف کردند

جمعه 2 مرداد 1405 - 16:00
مطالعه 2 دقیقه
بخشی از توالی DNA
دانشمندان با انجام بزرگ‌ترین مطالعه‌ ژنتیکی روی اختلال شخصیت مرزی، ۱۱ منطقه‌ ژنومی و ۹ ژن خاص را شناسایی کرده‌اند که با این اختلال ارتباط دارند.

اختلال شخصیت مرزی که با بی‌ثباتی عاطفی شدید، رفتارهای تکانشی و دشواری در روابط بین‌فردی مشخص می‌شود، تا ۲ درصد از جمعیت کشورهای غربی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و زنان سه برابر بیشتر از مردان به آن مبتلا می‌شوند. با وجود شیوع نسبتاً بالا و بار روانی سنگین این اختلال، تاکنون اطلاعات کمی درباره‌ی مبنای زیستی آن وجود داشته است.

سهم ژنتیکی عوامل شناسایی‌شده در ایجاد اختلال شخصیت مرزی حدود ۱۷ درصد برآورد شده است

به نوشته نیچر، تیم تحقیقاتی بین‌المللی به رهبری مؤسسه‌ی مرکزی بهداشت روان در مانهایم آلمان، داده‌های ژنتیکی حدود ۱۳ هزار فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و بیش از ۱٫۱ میلیون فرد سالم از ۱۴ کشور جهان را مورد تحلیل قرار دادند. این مطالعه که بزرگ‌ترین پژوهش ژنتیکی در نوع خود محسوب می‌شود، با بررسی میلیون‌ها گونه‌ی ژنتیکی، موفق به شناسایی ۱۱ منطقه‌ی خطر مستقل در ژنوم انسان شد که با افزایش احتمال ابتلا به این اختلال مرتبط هستند.

دکتر فابیان اشترایت، نویسنده‌ی اصلی پژوهش، دراین‌باره می‌گوید: «اختلال شخصیت مرزی یکی از شدیدترین بیماری‌های روانی است و با‌این‌حال، ما درباره‌ی مبنای زیستی آن اطلاعات کمی داریم. مطالعه‌ی ما برای اولین بار در سطح ژنتیکی نشان می‌دهد این اختلال با طیف گسترده‌ای از سایر بیماری‌های روانی و جسمی مرتبط است.»

یکی از جالب‌ترین یافته‌های پژوهش، هم‌پوشانی ژنتیکی قابل‌توجه اختلال شخصیت مرزی با سایر اختلالات روانپزشکی است. محققان شباهت‌های ژنتیکی قوی با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) و رفتارهای ضداجتماعی پیدا کردند. همچنین ارتباطات ژنتیکی با بیماری‌های جسمی مانند دیابت و بیماری مزمن انسدادی ریه نیز مشاهده شد که نشان‌دهنده‌ی پیچیدگی این اختلال است.

دکتر استفانی ویت، معاون رئیس بخش ژنتیک اپیدمیولوژی در روانپزشکی مؤسسه‌ی مرکزی بهداشت روان، تأکید می‌کند: «نتایج به وضوح نشان می‌دهد اختلال شخصیت مرزی، مانند سایر بیماری‌های روانی، دارای اساس پلی‌ژنیک (چندژنی) است. سهم ژنتیکی عوامل شناسایی‌شده در ایجاد این اختلال حدود ۱۷ درصد برآورد شده است.»

این پژوهش که با همکاری دانشگاه ادینبورگ و دانشگاه پزشکی شاریته برلین انجام شده، شباهت زیادی به مراحل اولیه‌ی تحقیقات ژنتیکی در حوزه‌ی اسکیزوفرنی حدود ۱۵ سال پیش دارد؛ جایی که همکاری‌های بین‌المللی و گروه‌های بزرگ‌تر منجر به کشف عوامل ژنتیکی متعددی شد.

پروفسور استفان ریپکه، از دانشگاه پزشکی شاریته برلین، می‌گوید: «برای درک بهتر مکانیسم‌های این اختلال و توسعه‌ی استراتژی‌های درمانی هدفمند، باید مطالعات را به گروه‌های جمعیتی متنوع‌تر گسترش دهیم و یافته‌های ژنتیکی را با تأثیرات محیطی مانند تروما ترکیب کنیم.»

پروفسور کریستین اشمال، مدیر پزشکی کلینیک روان‌تنی در مؤسسه‌ی مرکزی بهداشت روان، می‌گوید این یافته‌ها با رویکرد جدیدی در درمان هماهنگ است که به جای تمرکز روی یک بیماری خاص، به تمام مشکلات بیمار به طور همزمان نگاه می‌کند. او تأکید می‌کند که برنامه‌های درمانی باید بر اساس همه‌ی بیماری‌هایی که فرد به آن‌ها مبتلا است، تنظیم شود، نه فقط یک اختلال.

پژوهشگران معتقدند این یافته‌ها می‌تواند به تولید داروهای مؤثرتر کمک کند. مطالعات قبلی نشان داده‌اند داروهایی که بر اساس شواهد ژنتیکی طراحی شده‌اند، شانس بیشتری برای موفقیت در آزمایش‌های بالینی دارند. تیم تحقیقاتی همچنین تمام نتایج خود را در اختیار سایر دانشمندان قرار داده است تا پژوهش‌های بعدی سریع‌تر پیش برود و در نهایت، بیماران از این پیشرفت‌ها بهره‌مند شوند.

پژوهش در ژورنال Nature Genetics منتشر شده است.

نظرات

از دیگر اعضاء خانواده قلم