فرمول نروژی؛ چگونه کشوری با ۵٫۵ میلیون نفر جمعیت این‌قدر قهرمان ورزشی می‌سازد؟

چهارشنبه 17 تیر 1405 - 14:41
مطالعه 12 دقیقه
ارلینگ هالند بازیکن تیم فوتبال نروژ
پشت پرده موفقیت ارلینگ هالند و کاشتن وارهولم؛ علم فیزیولوژی و اقتصاد داوطلبانه چگونه از یک کشور کوچک، امپراتوری ورزشی جهان ساخته است؟
تبلیغات

فکر می‌کنید چگونه کشوری که جمعیتش تقریباً نصف جمعیت تهران است، قوانین آمار و احتمالات را در دنیای ورزش به تمسخر می‌گیرد؟ نروژ شاید با کوه‌های پوشیده از برف، آبدره‌های زیبا، انزوای اجتماعی و قیمت‌های بالا شناخته شود؛ ولی این کشور، کارخانه‌ای بی‌سروصدا و تمام‌عیار برای تولید غول‌های ورزشی هم به‌حساب می‌آید.

خلاصه صوتی

خلاصه‌ی صوتی، ساخته‌شده با هوش مصنوعی

کافی است نگاهی به چند نام‌ آشنا بیندازیم؛ ارلینگ هالند که نامش خط دفاعی باشگاه‌های اروپایی را به‌وحشت می‌اندازد، مگنوس کارلسن که بیش‌از یک‌دهه بر دنیای شطرنج سلطنت می‌کند، کریستیان بلومنفلت بالاترین ظرفیت اکسیژن مصرفی (VO2 max) در تاریخ را ثبت کرده و کارستن وارهولم که رکوردهای دوومیدانی را به‌شکلی دست‌نیافتنی جابه‌جا کرده است.

نروژی‌ها رکورددار بلامنازع کسب بیشترین مدال طلای المپیک زمستانی به نسبت جمعیتشان هم هستند و هر چند وقت یک‌بار، ستاره‌ای در والیبال ساحلی، هندبال، قایقرانی و حتی وزنه‌برداری به دنیا معرفی می‌کنند.

ولی چطور کشوری کوچک‌تر از بسیاری از کلان‌شهرهای دنیا، تقریباً در هر رشته‌ای که فکرش را بکنید، یک ستاره‌ی جهانی دارد؟ بیایید برای رسیدن به پاسخ درست، چند فرضیه‌ی مشهور را بررسی کنیم؛ در ادامه متوجه می‌شویم که بعضی از این فرضیه‌ها سرابی بیش نیستند؛ درحالی‌که بعضی دیگر، پرده از راز واقعی فرمول نروژی برمی‌دارند.

 آیا ژن وایکینگ‌ها هنوز زنده است؟

اولین و شاید سینمایی‌ترین دلیلی که درباره‌ی چراییِ موفقیت خیره‌کننده‌ی ورزشکاران نروژی به‌ذهن می‌رسد، افسانه‌ی وایکینگ‌هاست؛ تصویری از جنگجویان غول‌پیکر و سرسختی که سوار بر کشتی‌های چوبی، دریاهای خروشان را می‌شکافتند.

طرفداران نظریه‌ی وایکینگ‌ها می‌گویند انتخاب طبیعی کار خودش را کرده است؛ در آن دوران پرآشوب و خشن، تنها کسانی از مهلکه‌ها جان سالم به‌در می‌بردند که قدرت بدنی، استقامت و تاب‌آوری خارق‌العاده‌ای داشتند. طبق این تئوری، ژن‌های جان‌سخت، نسل‌به‌نسل منتقل شده‌اند تا امروز در کالبد ورزشکارانی مثل هالند و وارهولم خودنمایی کنند.

تصور ژن‌های سرسخت وایکینگی جذاب است، اما علم و تاریخ این فرضیه را رد می‌کنند

تئوری وایکینگ‌ها بسیار جذابی به‌نظر می‌رسد؛ اما وقتی با عینک علم و تاریخ بدان نگاه می‌کنیم، این افسانه به‌سرعت رنگ می‌بازد.

به‌نقل از کانال Back Guy، کمتر از ۱۰درصد از مردم نروژ در آن دوران واقعاً وایکینگ یا جنگجو بودند و بقیه زندگی معمولی و کشاورزی داشتند. از طرفی، همان جنگجویانی هم که شمشیر به‌دست می‌گرفتند، عمدتاً در جوانی و پیش‌از آنکه اصلاً فرصتی برای تشکیل خانواده و انتقال آن ژن‌های افسانه‌ای‌شان داشته باشند، در میدان‌های نبرد کشته می‌شدند.

از سوی دیگر، در یک نبرد خونینِ تن‌به‌تن، برتری فیزیکی صرفاً تضمین‌کننده‌ی بقا نبود و شانس و تجهیزات هم نقش پررنگی داشتند؛ بنابراین حتی اگر میراثی از قدرت بدنی اجداد دور در رگ‌ نروژی‌ها جریان داشته باشد، این ژن‌ها در بهترین حالت تنها بخش بسیار کوچکی از داستان‌اند. ما برای حل معما، به دلایل محکم‌تر و زمینی‌تری نیاز داریم.

سرزمینی که خودش باشگاه بدنسازی است

اگر ژن‌ها جواب معمای ما نباشند، شاید باید به زیر پای مردم نروژ نگاه کنیم؛ به سرزمینی که روی آن قدم می‌گذارند. جغرافیای نروژ فقط منظره‌ای زیبا برای کارت‌پستال‌ها نیست؛ بلکه نوعی باشگاه بدنسازی طبیعی و نامهربان هم هست.

در بسیاری از کشورهای دنیا، مردم فعالیت بدنی را انتخاب می‌کنند؛ شما تصمیم می‌گیرید بعد از کار به باشگاه بروید یا روی کاناپه دراز بکشید؛ اما فعالیت بدنی در نروژ، برای قرن‌ها شرط بقا بود. نروژ کشوری بود که با کوهستان‌های خشن، آبدره‌های عمیق و یکی‌از طولانی‌ترین خطوط ساحلی جهان نفس می‌کشید.

طبیعت خشن نروژ، ظرفیت بدنی مردمانش را از طریق سبک زندگی روزمره ارتقا داده است

در چنین جغرافیایی، فاصله‌ی بین شهرها و روستاهای کوچک آن‌قدر زیاد بود که تا همین چند دهه پیش، مردم برای جابه‌جایی کالا یا حتی یک رفت‌وآمد ساده، چاره‌ای جز پاروزدن‌های طولانی در میان آبدره‌ها، پیاده‌روی‌های طاقت‌فرسا در کوهستان و کارهای سخت کشاورزی نداشتند.

بسیاری از ورزشکاران طراز اول نروژی در مزرعه‌ها یا مناطق روستایی بزرگ شده‌اند؛ جایی‌که ظرفیت بالای کار بدنی از طریق سبک زندگی روزمره در آن‌ها نهادینه شد، نه از روی برنامه‌های تمرینی لوکس. طبق آمارهای کلان استخراج‌شده از ردیاب‌های سلامتی، نروژی‌ها به‌طور متوسط ۵۱۲دقیقه در ماه فعالیت بدنی دارند که ۳۹درصد بیشتر از میانگین کشورهای پیشرفته اروپایی است.

نکته‌ی جالب‌تر اینکه حتی تنبل‌ترین دهک جامعه‌ی نروژ، از شهروندان معمولی سایر کشورها فعال‌ترند! درحالی‌که مردم بقیه‌ی دنیا روی تردمیل‌ها و دوچرخه‌های ثابت در فضاهای بسته‌ی باشگاه‌ها عرق می‌ریزند، انتخاب اول و بی‌رقیب نروژی‌ها، کوه‌پیمایی، پیاده‌روی طولانی و اسکی صحرانوردی است.

ولی کمی صبر کنید. اگر طبیعت خشن و کوهستانی را تنها راز موفقیت نروژ بدانیم، پس چرا کشورهایی مثل اتریش، سوئیس یا حتی فرانسه که جغرافیا و کوهستان‌های مشابهی دارند، به نسبت جمعیتشان این‌همه قهرمان در ورزش‌های متنوع معرفی نمی‌کنند؟ شاید طبیعت نروژ بستر اولیه را فراهم کند؛ اما این سیستم تربیتی عجیب نروژ است که از زمین خشن آن، مدال طلا استخراج می‌کند.

ممنوعیت قهرمان‌پروری اجباری در کودکی

کشورهایی مثل آمریکا و چین قهرمانانشان را با فرمولی مشابه پرورش می‌دهند؛ استعداد کودک را در سنین بسیار پایین کشف کن، او را در رشته‌ای مشخص نگه دار و با تمرین‌های طاقت‌فرسا، از او یک مدال‌آور بساز؛ ولی در نروژ، اگر به مربی بگویید که می‌خواهید کودک ۶ساله‌تان را به قهرمان المپیک تبدیل کنید، احتمالاً با تعجب به شما نگاه خواهد کرد.

بیش‌از ۷۵درصد کودکان نروژی بین ۶ تا ۱۵سال عضو باشگاه‌های ورزشی محلی‌اند؛ ولی قرار نیست فقط در یک رشته‌ی ورزشی حبس شوند. کودک نروژی در تابستان مشغول فوتبال و دوومیدانی می‌شود، در زمستان اسکی می‌کند و پاییز سراغ هندبال می‌رود. آن‌ها سال‌ها ورزش‌های مختلف را امتحان می‌کنند و مهارت‌های حرکتی متفاوتی را می‌آموزند.

در نروژ تا سن ۱۳سالگی هیچ امتیاز، رتبه‌بندی و برنده‌ای در مسابقات اعلام نمی‌شود

اکنون به یکی‌از رویکردهای خاص سیستم ورزشی نروژ می‌رسیم؛ سندی رسمی به‌نام Barneidrettsbestemmelsene یا مقررات ورزش کودکان. براساس این سند، کودکان تا پایان ۶سالگی فقط اجازه‌ی حضور در مسابقات محلی و درون‌باشگاهی را دارند و از ۷ تا ۱۰سالگی می‌توانند در مسابقات منطقه‌ای (کوتاه‌برد) شرکت کنند؛ ولی هیچ نتیجه، رتبه‌بندی یا امتیازی ثبت نمی‌شود و همه‌ی شرکت‌کنندگان جایزه دریافت می‌کنند.

از ۱۱ تا ۱۲سالگی، استفاده از جدول رتبه‌بندی و فهرست نتایج تنها در صورتی مجاز است که فدراسیون مربوطه، وجود آن را برای توسعه‌ی ورزشی کودک سودمند تشخیص دهد. بااین‌حال، در فوتبال نروژ (NFF) تا پایان ۱۲سالگی هیچ رتبه‌بندی یا مرحله‌ی حذفی وجود ندارد. از ۱۳سالگی، محدودیت‌ها برداشته می‌شود و کودکان می‌توانند در مسابقات به‌صورت رسمی، با ثبت رکوردهای ملی، جدول‌های امتیازدهی و اعلام قهرمان شرکت کنند.

شاید برای ما که به رقابت‌های گلادیاتوری در ورزش پایه عادت کرده‌ایم، مقررات نروژ برای فعالیت ورزشی کودکان، دیوانه‌وار به نظر برسد؛ اما فلسفه‌ی نروژی‌ها با واژه‌ی Idrettsglede یا شادی ورزش معنا می‌گیرد. آن‌ها معتقدند اگر کودک از ورزش لذت ببرد، در سیستم باقی می‌ماند.

تله تخصص زودهنگام؛ چرا نباید از کودک گلادیاتور ساخت؟

علوم ورزشی مدرن به‌شدت پشت استراتژی نروژی‌ها می‌ایستد. تخصص‌گرایی زودهنگام شاید در کوتاه‌مدت جواب بدهد؛ اما عوارضی مثل فرسودگی روانی، آسیب‌های فیزیکی مزمن، ترک همیشگی ورزش در نوجوانی و مهم‌تر از همه، کشف‌نشدن استعداد واقعی را به‌همراه دارد.

در مطالعه‌ای مشهور؛ محققان دانشگاه گوتنبرگ با همکاری فدراسیون فوتبال سوئد ۱۰۲۶ فوتبالیست را که از سنین پایین به آکادمی‌های حرفه‌ای فرستاده شده بودند؛ تا دوران بزرگسالی تحت‌نظر قرار دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که فشار و تخصص زودهنگام نه‌تنها قهرمانان بیشتری تولید نکرد؛ بلکه فقط باعث کوتاه‌شدن عمر ورزشی آن‌ها شد.

فشار زودهنگام روی کودکان، نتیجه‌ای جز فرسودگی روانی و خداحافظی ابدی با ورزش ندارد

در واقع بیش‌از ۹۰ درصد بازیکنان در پژوهش دانشگاه گونتبرگ، به‌دلیل فرسودگی جسمی و روانی، فوتبال حرفه‌ای را خیلی زود کنار گذاشتند. این مطالعات صرفاً به سوئد محدود نماند؛ چنان‌که طبق آمار از هر ۷ فوتبالیستی که در ۹سالگی وارد آکادمی‌های لیگ برتر انگلیس می‌شوند، یک‌نفر در بزرگسالی به فوتبال حرفه‌ای ادامه می‌دهد.

شاید اگر کودکی که در ۱۲سالگی مجبور می‌شود تمام زندگی‌اش را وقف فوتبال کند، تا ۱۶سالگی صبر می‌کرد و ورزش‌های دیگر را هم می‌آزمود، متوجه می‌شد که در واقع یک دونده‌ی استقامت بی‌نظیر یا یک قهرمان پرش ارتفاع است!

کارشتن وارهولم؛ تجسم یک فلسفه

برای درک بهتر سیستم ورزشی نروژ، کافی است به کارشتن وارهولم (Karsten Warholm) نگاه کنید، کسی که با رکورد رؤیایی دوی ۴۰۰متر بامانع جهان در المپیک توکیو، یکی‌از شگفت‌انگیزترین شاهکارهای تاریخ ورزش را رقم زد. او با ثبت زمان خیره‌کننده‌ی ۴۵٫۹۴ثانیه، برای اولین‌بار در تاریخ مرز غیرممکن ۴۶ثانیه را شکست؛ دستاوردی چنان بزرگ که کارشناسان علوم ورزشی آن را با قدم‌گذاشتن انسان روی ماه مقایسه کردند.

رکورددار افسانه‌ای دوی جهان، تا اوایل بیست‌سالگی در چندین رشته مختلف مهارت کسب می‌کرد

وارهولم تا اوایل دهه‌ی بیست‌سالگی‌اش در مسابقات ده‌گانه رقابت می‌کرد و حتی در مسابقات قهرمانی جوانان جهان در سال ۲۰۱۳ مدال طلای هشت‌گانه را به‌دست‌آورد. او سال‌ها در دویدن، پریدن، پرتاب‌کردن و استقامت مهارت کسب کرد و بدنی کامل و آماده ساخت. وقتی بالاخره در سنین پختگی با مشاوره‌ی مربی‌اش تصمیم گرفت روی دوی ۴۰۰متر بامانع متمرکز شود، انعطاف‌پذیری، تکنیک بالا و پایه‌ی فیزیکی همه‌جانبه‌اش، او را به ابرقهرمانی تاریخ‌ساز تبدیل کرد.

از مربیگری پدربزرگ‌ها تا سود شرط‌بندی

شاید با خودتان فکر کنید: «خب نروژ که روی چاه‌های نفت و مزارع پرورش ماهی خوابیده و یکی‌از ثروتمندترین کشورهای جهان است؛ حتماً می‌توانند موفقیت را با پول بخرند!» اما موتور محرک ورزش نروژ با پول دولت روشن نمی‌شود؛ بلکه با اقتصادی نامرئی و مبتنی‌بر همکاری اجتماعی کار می‌کند.

در نروژ زیرساخت‌های ورزشی فوق‌العاده‌ای وجود دارد؛ پیست‌های اسکی، زمین‌های فوتبال و سالن‌های سرپوشیده‌، در دسترس همه قرار دارند تا ورزشکاران بتوانند زمستان و تابستان تمرین کنند؛ اما باشگاه‌های ورزشی محلی نروژ توسط شبکه‌ای گسترده از داوطلبان و اعضای جامعه‌ی محلی اداره می‌شوند.

ستون اصلی ورزش نروژ پول نفت نیست؛ بلکه کار داوطلبانه و بی‌منت خانواده‌هاست

درواقع ستون مستحکم ورزش نروژ، هزاران ساعت کار رایگانی است که مردم برای رشد کودکانشان انجام می‌دهند. بیشتر مربیان بچه‌های ۶ تا ۱۵ساله، همان پدرها، مادرها و حتی پدربزرگ‌هایی هستند که بعد از ساعات کاری، کفش ورزشی می‌پوشند و به زمین می‌آیند تا به کودکان آموزش دهند؛ برای مثال، یوهانس هوسفلوت کلبو، یکی‌از بزرگ‌ترین المپین‌های زمستانی تاریخ؛ در بخش عمده‌ای از دوران حرفه‌ای‌اش، تحت‌نظر پدربزرگ خودش تمرین می‌کرد.

در بسیاری از کشورها، بودجه‌ی ورزش مستقیماً از جیب مالیات‌دهندگان می‌رود؛ ولی در نروژ اپراتور دولتی و انحصاری Norsk Tipping تمامی درآمدهای حاصل از شرط‌بندی، لاتاری و بازی‌های آنلاین را جمع می‌کند؛ سپس در سیستمی کاملاً کنترل‌شده، بخشی‌از سود حاصل از شرکت‌های شرط‌بندی به‌جای اینکه به جیب سرمایه‌داران خصوصی برود، مستقیماً به‌حساب باشگاه‌های ورزشی محلی واریز می‌شود تا چرخه‌ی ورزش پایه هرگز از حرکت نایستد.

المپیاتوپن؛ کارخانه علمی تبدیل استعداد به طلای المپیک

تا اینجای کار دیدیم که سیستم نروژی چگونه با پرهیز از تخصص‌گرایی زودهنگام و تمرکز بر لذت و مشارکت خانوادگی، کودک را در ورزش حفظ می‌کند؛ ولی کسی با این روال تفریحی مدال المپیک نمی‌گیرد! وقتی کودک به سنین نوجوانی رسید و استعداد و علاقه‌اش در یک رشته‌ی خاص شکوفا شد، فاز دوم فرمول نروژی با تکیه‌بر علم آغاز می‌شود.

نروژ یکی‌از قطب‌های بلامنازع جهان در زمینه‌ی فیزیولوژی ورزش، تغذیه و پزشکی ورزشی به‌شمار می‌رود. وقتی ورزشکاری به سطح نخبگان می‌رسد، به پروژه‌ای علمی تبدیل می‌شود و تحت فرآیندی کاملاً سیستماتیک قرار می‌گیرد. راز بزرگ این مرحله، مرکزی به‌نام المپیاتوپن است.

با تکیه‌بر علم فیزیولوژی، تبادل دانش بین‌رشته‌ای مربیان نروژی زیر یک سقف انجام می‌شود

در اغلب کشورها، فدراسیون‌های ورزشی مثل جزیره‌هایی جداافتاده کار می‌کنند و برای مثال تیم ملی اسکی کاری به کار تیم ملی دوومیدانی ندارد؛ اما در نروژ، تمام ورزشکاران نخبه و مربیان سطح‌بالا در کنار دانشمندان، پزشکان و متخصصان تغذیه زیر یک سقف و در مرکز المپیاتوپن جمع می‌شوند.

اصلاً عجیب نیست اگر ببینید مربیان اسکی آلپاین در مرکز المپیاتوپن با مربیان پرش‌ با نیزه درباره‌ی تکنیک‌های حفظ تعادل در هوا بحث می‌کنند یا متخصصان تغذیه‌ی قایقران‌ها، تجربیاتشان را با تیم دوچرخه‌سواری به‌اشتراک می‌گذارند.

همین تبادل دانش بین‌رشته‌ای باعث می‌شود ورزشکاری مثل کریستیان بلومنفلت در رشته‌ی سه‌گانه، با بهره‌گیری از دانش انباشته‌شده در مرکز نخبگان، به بالاترین ظرفیت جذب اکسیژن (VO2 max) در تاریخ دست پیدا کند.

اما ورزشکاران دقیقاً چطور تمرین می‌کنند؟ در اینجا با پدیده‌ای مواجه می‌شویم که در دنیای علوم ورزشی به «آستانه‌ی نروژی» شهرت دارد. تحلیل داده‌های تمرینی نشان می‌دهد که نروژی‌ها، چه نخبگان المپیک، چه ورزشکاران عادی، علاقه‌ای به خودویرانگری در تمرین ندارند!

درحالی‌که ورزشکاران سایر کشورها زمان زیادی را در بالاترین فشار و ضربان قلب (Zone 5) می‌گذرانند تا به اصطلاح محدودیت‌ها را بشکنند، نروژی‌ها بخش عمده‌ی تمریناتشان را در مناطق فشار متوسط و پایدار تنظیم می‌کنند.

آن‌ها به جای اینکه در یک جلسه‌ی تمرینی خود را تا مرز بی‌هوشی خسته کنند، حجم عظیمی از تمرینات را با فشار کنترل‌شده انجام می‌دهند؛ فرمولی هوشمندانه و پایدار که هم خطر آسیب‌دیدگی را به حداقل می‌رساند، هم موتور استقامت بدن را به‌شکلی عجیب تقویت می‌کند.

در واقع فرمول نروژی را می‌توان به خط تولیدی دومرحله‌ای تشبیه کرد؛ بدون فشار، انسان‌های سالم، فعال و عاشق ورزش را پرورش بده؛ سپس از میان آن‌ها، بااستعدادترین‌ها را انتخاب کن و با بهترین ابزارهای علمی، ورزشکارانی طراز اول بساز.

چالش‌ها و تنش‌های سیستم نروژی

تا این مرحله با شگفتی‌های سیستم ورزش نروژ آشنا شدیم؛ اما بدین معنی نیست که با بهشت بی‌نقص ورزشکاران مواجهیم. پشت ویترین مدال‌های طلا و لبخندهای روی سکو، چالش‌ها و تنش‌هایی جدی هم وجود دارد.

یکی از درگیری‌های همیشگی در ورزش نروژ با تقابل ورزشکاران تحت‌حمایت دولت و تیم‌های خصوصی رقم می‌خورد. گاهی اوقات قرارداد اسپانسرهای شخصی ورزشکاران با منافع و قوانین تیم ملی تضاد پیدا می‌کند و حاشیه‌های بزرگی می‌سازد.

تقابل اسپانسرهای شخصی با قوانین تیم ملی، گاهی حاشیه‌های بزرگی ایجاد می‌کند

از طرف دیگر، منتقدان داخلی معتقدند که در سیستم ورزشی نروژ، گاهی جذابیت رسانه‌ای بر مهارت پیشی می‌گیرد. یعنی ورزشکارانی که کاریزمای بیشتری دارند، خوش‌صحبت‌ترند یا در شبکه‌های اجتماعی محبوب‌ترند، اسپانسرها و توجه بیشتری را به خود جلب می‌کنند؛ درحالی‌که شاید ورزشکاران مستعدتر، اما درون‌گراتر، در سایه بمانند.

ولی حتی نقص‌ها و تبعیض‌های موجود در سیستم ورزشی نروژ هم نتوانسته است چرخ‌دنده‌های این کارخانه‌ی عظیم را از کار بیندازد.

مدال طلا، محصول جانبی پرورش انسان شاد

درنهایت می‌توانیم بگوییم که نروژ بیش‌از آنکه کارخانه‌ی تولید قهرمان باشد، کارخانه‌ی حفظ علاقه به ورزش است.

درست در دورانی که مدل‌های توسعه‌ی ورزش با فشار حداکثری روی کودکان پیش می‌روند، نروژ باتکیه‌بر مدل علمی توسعه‌ی بلندمدت ورزشکار خلاف جریان آب شنا می‌کند؛ زیرا آن‌ها فهمیده‌اند که برای ساختن یک آسمان‌خراش، ابتدا باید فونداسیونی بسیار وسیع و محکم بنا کرد.

سیستم نروژ پتانسیل‌های کوچکش را تا زمان بلوغ فیزیکی و فکری آزاد می‌گذارد و تنها زمانی که شعله‌ی اشتیاق و استعداد خالصشان را نشان دادند، علم، تکنولوژی و مربیگری حرفه‌ای را با تمام قوا وارد میدان می‌کند تا از آن‌ها ستاره‌هایی بی‌رقیب بسازد.

راز موفقیت نروژی‌ها، نه در ژن‌های افسانه‌ای وایکینگ‌ها نهفته است، نه در چاه‌های نفت دریای شمال. همه‌چیز به سیستمی برمی‌گردد که قبل از ساختن یک قهرمان جهان، یک انسان شاد، فعال و عاشق ورزش پرورش می‌دهد.

نظرات