کشف شواهد تازه از ارتباط میان ویتامین C و سلامت مغز
ویتامین C یکی از مواد مغذی ضروری برای بدن انسان است که نقش آن فراتر از تقویت سیستم ایمنی شناخته میشود. از آنجا که بدن قادر به تولید این ویتامین نیست، دریافت آن از طریق رژیم غذایی روزانه اهمیت ویژهای دارد.
در سالهای اخیر، توجه پژوهشگران به ارتباط احتمالی میان ویتامین C و عملکرد مغز افزایش یافته است. پژوهشی جدید که با بررسی دادههای بیش از دو هزار سالمند انجام شده، نشان میدهد میان سطح ویتامین C در خون و شاخصهای مهم سلامت مغز ارتباط قابل توجهی وجود دارد.
ویتامین C (اسید اسکوربیک) یکی از ریزمغذیهای ضروری برای بدن انسان است که برخلاف بسیاری از حیوانات، انسان قادر به ساخت آن نیست و باید از طریق رژیم غذایی تأمین شود. این ماده پس از جذب در دستگاه گوارش وارد جریان خون شده و به اندامهای مختلف از جمله مغز میرسد.
افرادی که سطح بالاتری از ویتامین C در خون داشتند، معمولاً دارای حجم بیشتری از ماده خاکستری در مغز بودند
مطالعات پیشین نشان دادهاند غلظت ویتامین C در بافت مغز بالا است و حتی در مایع مغزی–نخاعی، سطح آن میتواند بهطور قابل توجهی بیشتر از خون باشد و همین موضوع نشاندهنده نقش فعال آن در عملکرد عصبی است. همچنین برخی مطالعات اپیدمیولوژیک، مصرف کافی ویتامین C را با کاهش خطر زوال شناختی و بیماری آلزایمر مرتبط دانستهاند.
در مطالعه جدید، پژوهشگران دانشگاه هیرُساکی ژاپن برای بررسی وضعیت مغز در سالمندان، اطلاعات نمونه خون ۲۰۴۴ نفر با میانگین سنی حدود ۶۹ سال را جمعآوری کردند و سپس این دادهها را با تصاویر مغزی (MRI) همان افراد مقایسه کردند تا ببینند آیا بین سطح ویتامین C در خون و ویژگیهای ساختار یا عملکرد مغز ارتباطی وجود دارد یا نه.
به گزارش ساینس آلرت، تمرکز اصلی مطالعه بر شبکه حالت پیشفرض مغز یا DMN بود که در زمان استراحت ذهنی فعال میماند و در عملکردهایی مانند حافظه خودزندگینامهای (نوعی حافظه که مربوط به تجربهها و خاطرات شخصی زندگی هر فرد است)، تفکر درباره آینده، خودآگاهی و تنظیم توجه نقش دارد. براساس پژوهشهای پیشین اختلال در این شبکه یکی از نشانههای مهم در بیماریهایی مانند آلزایمر، پارکینسون و افسردگی محسوب میشود.
یافتههای مطالعه نشان داد افرادی که سطح بالاتری از ویتامین C در خون داشتند، بهطور متوسط حجم بیشتری از ماده خاکستری مغز نیز داشتند. ماده خاکستری مغز مسئول پردازش اطلاعات، حافظه، احساسات و کنترل حرکات است. علاوهبراین، اتصال و هماهنگی در شبکه DMN نیز در این افراد قویتر گزارش شد.
بر اساس توضیحات محققان، شبکه DMN شامل نواحی مهمی مانند قشر پیشپیشانی میانی و قشر سینگولیت خلفی است که در تصمیمگیری، پردازش احساسات، حافظه و خودآگاهی نقش دارند. در پژوهشهای پیشین نیز نشان داده شده است کاهش کارایی این شبکه با افت شناختی و اختلالات نورودژنراتیو مرتبط است.
ویتامین C بهعنوان آنتیاکسیدان مهم، ممکن است در محافظت از سلولهای عصبی در برابر آسیبهای اکسیداتیو نقش حمایتی داشته باشد
از سوی دیگر، شواهد گستردهتری در حوزه تغذیه عصبی نشان میدهد که ویتامین C بهعنوان آنتیاکسیدان قوی، در کاهش استرس اکسیداتیو و محافظت از سلولهای عصبی نقش دارد. این ویژگی بهویژه در مغز اهمیت دارد، زیرا بافت عصبی نسبت به آسیبهای اکسیداتیو بسیار حساس است. برخی مطالعات آزمایشگاهی نیز نشان دادهاند که این ویتامین در سنتز انتقالدهندههای عصبی مانند دوپامین و نورآدرنالین نقش غیرمستقیم دارد، که میتواند بر خلقوخو و عملکرد شناختی تأثیر بگذارد.
پژوهشگران تأکید میکنند که این تحقیق از نوع مشاهدهای و مقطعی است و نمیتواند رابطه علت و معلولی را اثبات کند. به بیان دیگر، نمیتوان نتیجه گرفت که ویتامین C مستقیماً باعث بهبود ساختار یا عملکرد مغز شده است، بلکه فقط یک همبستگی آماری مشاهده شده است. برای بررسی دقیقتر این رابطه، مطالعات طولی و آزمایشهای کنترلشده مورد نیاز است.
در مجموع، پژوهش جدید در کنار شواهد قبلی نشان میدهد تغذیه مناسب، از جمله دریافت کافی ویتامین C، ممکن است یکی از عوامل حمایتی در حفظ سلامت مغز در دوران سالمندی باشد. متخصصان تغذیه تأکید میکنند که ویتامین C تنها یکی از عوامل متعدد مؤثر بر سلامت مغز است و نباید بهعنوان درمان مستقیمی برای بیماریهای شناختی در نظر گرفته شود. الگوهای کلی رژیم غذایی مانند رژیم مدیترانهای که سرشار از میوهها، سبزیجات، مغزها و چربیهای سالم است، در مطالعات متعددی با کاهش خطر زوال شناختی مرتبط دانسته شدهاند.
پژوهش در ژورنال PLOS One منتشر شده است.